در این فصل خواننده را با برخی از مفاهیم کلیدی و سطح بالا که برای درک ارزیابی و نحوه انجام آن در وال استریت مورد نیاز قرار خواهیم گرفت ، معرفی خواهیم کرد. ما سه موضوع اصلی را پوشش خواهیم داد:
- ارزش سازمانی: نمای 30،000 پا
- درک ارزش شرکت در مقابل ارزش بازار
- مقدمه ای برای تکنیک های ارزیابی
ارزش سازمانی: نمای 30،000 پا
بانکداران سرمایه گذاری هنگام مشاوره به مشتریان شرکت از چهار روش ارزیابی اولیه استفاده می کنند. این تکنیک ها صرف نظر از شرکت ، صنعت یا شرایط تقریباً جهانی اعمال می شود. آنها در فصل بعد ، نمای کلی تکنیک های ارزیابی معرفی می شوند.
اما چگونه تکنیک های ارزیابی چگونه ساخته می شوند؟چه زمانی باید از کدام تکنیک استفاده شود؟بلوک های اصلی ساختمانی مورد نیاز برای آنها چیست؟ما در فصل بعد پاسخ های مفصلی تری برای برخی از این سؤالات پیدا خواهیم کرد. با این حال ، ابتدا می خواهیم یک قدم عقب برداریم و برخی از بلوک های ساختمانی این تکنیک های ارزیابی را توضیح دهیم تا وقتی بعداً در عمق فنی بحث کنیم ، آنها منطقی باشند.
در این فصل ، بنابراین ، یک مرور کلی از بلوک های اصلی ساخت و ساز تکنیک های ارزیابی استفاده شده توسط بانکداران سرمایه گذاری پیدا خواهید کرد.
ارزش سازمانی (که اغلب به آن EV گفته می شود - نه با ارزش عدالت ، که نام دیگری برای ارزش بازار یک شرکت است) بلوک اصلی ساختمان است که در مدل سازی مالی مورد استفاده قرار می گیرد. دلیل این امر این است: ارزش سازمانی برای نشان دادن کل ارزش عملکرد شرکت طراحی شده است. در مقابل ، ارزش بازار یک باقیمانده است: این نشان دهنده ارزش شرکت است که پس از آن که ارزش نسبت به سایر ذینفعان (غیر مالکین) از آن خارج شده باشد ، باقی مانده است.
بنابراین ارزش شرکت باید همه تفاوت های بین ارزش بازار را به خود اختصاص دهد (به یاد داشته باشید ، این رقم ارزش بازار سهام یا مالکیت یک شرکت است) و ارزش عملیات (یا ارزش عملیاتی) یک شرکت.
بیایید با یک معادله هویت اساسی شروع کنیم:
ارزش سازمانی = ارزش عملیاتی یک شرکت = ارزش خالص کلیه مطالبات موجود در دارایی های شرکت (به استثنای نقدی اضافی)
این معادله به اندازه کافی ساده است. با فرض اینکه این شرکت سودآور است ، و این کار با ارزش تر از انحلال است (به عبارت دیگر ، این شرکت در صورت ادامه کار به جای متوقف کردن تجارت و فروش دارایی ها به بالاترین داوطلبان ، ارزش بیشتری دارد. از این شرکت برابر با ارزش عملیات تولیدی خود است. این ارزش همچنین باید با ارزش تمام مطالبات خالص در برابر دارایی های شرکت برابر باشد ، زیرا این دارایی ها برای تولید پول برای این مدعیان یا ذینفعان استفاده می شوند (البته با فرض اینکه این ادعاها به درستی ارزش داشته اند). قطعه "به استثنای پول اضافی" در یک لحظه توضیح داده خواهد شد.
ارزش خالص تمام مطالبات موجود در دارایی های یک شرکت را می توان به شرح زیر تقسیم کرد:
- بدهی: پولی که توسط شخص یا موسسه دیگری به شرکت وام داده شده است. دارندگان بدهی در مورد ادعاهای دارایی و ارزش شرکت اولویت بالاتری دارند ، بنابراین ابتدا پرداخت می شوند. برای رسیدن به EV ، باید به ارزش بازار سهام شرکت بدهی اضافه کنیم.
- پول نقد: پولی که متعلق به شرکت است - به عبارت دیگر ، در ترازنامه شرکت نشسته است. این پول ، با فرض اینکه در مورد فعالیت های تجارت لازم نیست ، می تواند برای پرداخت مدعیان موجود یا ذینفعان استفاده شود.(به عنوان مثال ، از پول نقد می تواند برای پرداخت بدهی استفاده شود ؛ همچنین می تواند برای خرید سهام ممتاز در سهام شرکت استفاده شود.) بنابراین هرچه تعادل نقدی که یک شرکت داشته باشد بالاتر است ، باید عملکرد آن نیز کمتر باشد. این مفهوم ضد انعطاف پذیر است: نباید داشتن پول نقد بیشتر چیز خوبی باشد؟بله ، به یک معنا که وجود دارد - اما برای لحظه ای فرض کنید که ارزش بازار یک شرکت (از سهام عدالت) با مبلغ دلار مشخصی ثابت است. این مقدار را می توان فقط به دو منبع نسبت داد: (1) ارزش ادعای باقیمانده در عملیات یک شرکت پس از پرداخت سایر ذینفعان ، و (2) ارزش پول در ترازنامه شرکت. بالاتر (2) ، پایین تر (1) است و بالعکس. بنابراین ، برای رسیدن به EV ، ما باید پول نقد را از ارزش بازار سهام شرکت کم کنیم.(این یکی از راه های نگاه کردن به آن است. در عمل ، پول نقد اغلب از بدهی جمع می شود تا یک آمار مهم به نام بدهی خالص دریافت کند. بدهی خالص ارزش بدهی است پس از اینکه پول نقد ترازنامه ، فرضی ، برای پرداخت برخی از آنها استفاده می شوداین خاموش است. نمودارهای زیر روشهای مختلف مفهوم سازی این موضوع را توضیح می دهند.)
- علاقه اقلیت: این یک مشکل است. شرکت ها غالباً دارای یک حساب کاربری با مسئولیت به نام منافع اقلیت (MI) هستند. این یک حسابداری ویژه برای یک سناریوی خاص است: وقتی یک شرکت بیشترین ، اما نه همه ، یک شرکت تابعه را در اختیار دارد. در این صورت ، شرکت تابعه کاملاً در صورتهای مالی شرکت تثبیت می شود ، به طوری که در نگاه اول به نظر می رسد که شرکت در واقع 100 ٪ از آن شرکت را در اختیار دارد. در حقیقت اینگونه نیست ، بنابراین این حساب مسئولیت برای نشان دادن ارزش سهام متعلق به شرکت تابعه توسط سایر افراد یا شرکت ها ایجاد شده است.(به همین ترتیب ، هزینه مربوط به سود اقلیت مربوط به صورت درآمد برای شرکت وجود خواهد داشت ، که بخشی از ارزش از نتایج عملیاتی شرکت تابعه را نشان می دهد که در واقع متعلق به سایر سهامداران در شرکت تابعه است.) از آنجا که این MI نشان دهنده ارزش جزئی استمالکیت (توسط دیگران) در این شرکت تابعه ، باید مانند بدهی رفتار شود - یعنی برای رسیدن به EV ، باید علاقه اقلیت را به ارزش بازار سهام شرکت اضافه کنیم.(بنابراین باید در نظر داشته باشیم که این آمار EV کل ارزش شرکت تابعه شرکت را شامل می شود ، حتی اگر خود شرکت 100 ٪ از آن را نداشته باشد.)
- ارزش سهام ترجیحی: با وجود نام ، سهام ترجیحی در درجه اول به عنوان بدهی عمل می کند ، نه عدالت. این نسبت به سایر اشکال بدهی خردسال است ، اما همچنین برای حقوق صاحبان سهام (که اغلب به آن عدالت مشترک یا فقط "مشترک" گفته می شود ، ارشد است. این ممکن است به عدالت مشترک قابل تبدیل باشد ، اما تا آن زمان علاقه ای دریافت می کند و از سهام مشترک در ساختار سرمایه پیش می رود ، بنابراین "ترجیح" به سهام مشترک می شود. این درمان ترجیحی را دریافت می کند. از آنجا که حقوق صاحبان سهام در واقع در درجه اول بدهی است ، مگر اینکه و تا زمانی که به حقوق صاحبان سهام تبدیل نشود ، باید سهام ترجیحی را به ارزش بازار سهام شرکت (مشترک) شرکت اضافه کنیم.
از نظر بصری ، ما می توانیم به این دو روش مختلف نگاه کنیم:
1. ارزش شرکت + پول نقد = ارزش کل همه مطالبات

2. ارزش شرکت = ارزش خالص همه مطالبات

به طور معمول ، بانکداران و سرمایه گذاران سرمایه گذاری به روش دوم (نسخه خالص بدهی/خالص) به این معادله نگاه می کنند. این یکی است که بیشتر با آن آشنا است.
نمای دیگری از مقدار شرکت
روش دیگری برای دیدن EV: دارایی های اصلی در مقابل دارایی های غیر هسته ای وجود دارد. دارایی های اصلی برای تولید سود برای تجارت استفاده می شود. دارایی های غیر هسته ای چیزهایی هستند که متعلق به تجارت هستند اما برای عملیات تولید پول آن مهم نیستند.
- دارایی های اصلی: دارایی های مهم برای مشاغل عملیاتی ، مانند موجودی ، دارایی های ثابت ، حساب های دریافتنی و غیره.
- دارایی های غیر هسته ای: دارایی هایی که برای مشاغل عملیاتی مانند مشتقات ، ارزها ، املاک و مستغلات ، کالاها ، گزینه های سهام و غیره بسیار مهم نیستند.
به این معنا ، پول نقد در ترازنامه معمولاً (حداقل در بیشتر قسمت ها) غیر هسته ای است. مگر اینکه پول نقد داشته باشد که تجارت نیاز به فعالیت داشته باشد (مانند قبض های دلار در رجیسترها در عملیات خرده فروشی) ، از آن برای تولید سود در عملیات تجاری استفاده نمی شود. به همین دلیل در محاسبات EV از بین می رود.(سایر دارایی های غیر هسته ای نیز ممکن است به همین ترتیب باشد ، به ویژه اگر بدون آسیب رساندن به فعالیت های تجاری ، می توانند به صورت نقدی فروخته شوند. به عنوان مثال ، املاک و مستغلات و کالاها اغلب می توانند بدون تأثیرگذاری بر عملیات تولید نقدی شرکت فروخته شوند.)
بنابراین پول نقد (به طور کلی) یک دارایی غیر هسته ای است. سایر دارایی های مشابه ، مانند اوراق بهادار قابل فروش ، صرفاً روش هایی برای کسب سود از آن پول نقد هستند ، اما برای عملکرد شرکت اصلی نیستند. این دارایی های نقدی مانند نیز می توانند فروخته شوند و باید از محاسبه بدهی خالص خارج شوند.
اجزای اولیه بدهی خالص
- (+) بدهی کوتاه مدت: بدهی با بلوغ کمتر از یک سال.
- (+) بدهی بلند مدت: بدهی با بیش از یک سال بلوغ.
- (+) معادل بدهی: اجاره عمل و کمبود بازنشستگی.
- ( -) معادل پول نقد و نقدی: پول نقد ، اوراق بهادار بازار پول و اوراق بهادار سرمایه گذاری
در این لیست توجه داشته باشید که "معادل پول نقد و پول نقد" یک تفریق از محاسبه است. بدهی همچنین می تواند در چندین طعم مختلف ایجاد شود ، اما در ترازنامه تقریباً همیشه به بدهی کوتاه مدت و بدهی بلند مدت تقسیم می شود. این امر به این دلیل است که بدهی های کوتاه مدت به زودی (طی کمتر از یک سال) انجام می شود ، بنابراین باید در آینده نزدیک پرداخت یا مجدداً پرداخت شود. این ممکن است مورد توجه باشد اگر شرکت مشکل مالی داشته باشد-تاریخ موعد بدهی نزدیک مدت ممکن است از نظر بازپرداخت برای شرکت مشکل ایجاد کند. به این نوع دشواری ، که می تواند در شرایط مناسب یک بحران باشد ، مشکل نقدینگی (یا بحران) نامیده می شود.
درک ارزش شرکت در مقابل ارزش بازار
تقریباً تمام تکنیک های ارزیابی بر ارزش شرکت یا ارزش بازار (یا حقوق صاحبان سهام) متمرکز خواهند شد. بنابراین از کدام یک استفاده می کنیم ، و چه زمانی؟به طور خلاصه:
بیایید با نگاه کردن به سه ضرب معاملاتی متداول شروع کنیم:
- EV/فروش: ارزش شرکت ÷ فروش (یا درآمد)
- EV/EBITDA: ارزش شرکت ÷ EBITDA (درآمد قبل از بهره ، مالیات ، استهلاک و استهلاک)
- قیمت/درآمد (یا P/E): ارزش بازار سهام ÷ درآمد خالص (از طرف دیگر ، قیمت سهام ÷ درآمد برای هر سهم یا EPS)
توجه کنید که در دو مثال اول از مقدار شرکت استفاده می شود. این امر به این دلیل است که فروش و EBITDA سود/ارزش ایجاد می کنند که در دسترس همه ذینفعان است. هنوز هیچ جبران خسارتی برای ذینفعان غیر سهامدار صورت نگرفته است. در مقابل ، قیمت/درآمد منعکس کننده درآمد خالص برای یک شرکت است ، که پس از جبران خسارت سایر ذینفعان (هزینه بهره و بهره اقلیت) محاسبه می شود. بنابراین ، این سود/ارزش فقط در دسترس ذینفعان سهام است.
افراد تازه وارد ارزیابی ممکن است بپرسند ، "چرا استفاده از ارزش بازار/EBITDA یا ارزش شرکت/درآمد خالص نادرست است؟"پاسخ در این واقعیت نهفته است که برای هر چند ، مخرج و شمارنده در آن چندگانه باید شامل اهرم باشد یا از آن خارج شود. به عبارت دیگر ، هم شمارنده و هم مخرج باید هم به همه ذینفعان یا فقط سهامداران مربوط باشند. در غیر این صورت ، مقایسه در بین شرکت ها "سیب به نمونه" نخواهد بود-مقایسه آنها دشوار خواهد بود زیرا شرکت های مختلف از مقادیر مختلفی از اهرم استفاده می کنند.
این مفهوم در گرافیک زیر نشان داده شده است:

ارزش شرکت با درآمد ، EBITDA و EBIT مطابقت دارد - مقالاتی که قبل از هزینه بهره (و بهره اقلیت ، در صورت لزوم) در صورت درآمد یافت می شود.
ارزش بازار با درآمد قبل از مالیات (که گاهی اوقات سود قبل از مالیات یا EBT نامیده می شود) ، درآمد خالص و درآمد هر سهم-مقالاتی که پس از هزینه بهره (و سود اقلیت ، در صورت لزوم) در صورت درآمد یافت می شود.
مقدمه ای برای تکنیک های ارزیابی
شما در مورد چهار روش اصلی ارزیابی برای بانکداران سرمایه گذاری با جزئیات بسیار در فصل های آینده خواهید خواند. در اینجا مختصراً از همه آنها ، با این مفهوم ارزش شرکت در مقابل ارزش بازار در ذهن:

تجزیه و تحلیل شرکت قابل مقایسه
- ، که اغلب به عنوان "comps" گفته می شود ، یک روش ارزیابی است که برای یافتن مقادیر شرکت بر اساس مقادیر معامله شده شرکتهای مشابه (قابل مقایسه) استفاده می شود.
- تجزیه و تحلیل ارزیابی مبتنی بر بازار را با تکیه بر قیمت فعلی بازار برای شرکت های معامله شده عمومی انجام می دهد.
- ارزیابی Comps بسته به چند برابر مورد استفاده ، می تواند در حدود ارزش شرکت شرکت یا ارزش بازار شرکت باشد. به عنوان مثال ، EV/Sales یا EV/EBITDA Multiples به ارزش سازمانی اشاره می کند ، در حالی که چند برابر قیمت/درآمد (معادل ارزش بازار/درآمد خالص) به ارزش بازار مراجعه می کند.
سه مرحله اصلی ارزیابی comps
- شرکت های معامله شده عمومی را با ویژگی هایی مشابه با ارزش شرکت که ارزش آن را دارند ، شناسایی کنید.
- "گسترش" Comps-یعنی. ، نقشه های چند برابر (EV/Sales ، EV/EBITDA و P/E) را برای این مجموعه از شرکتهای قابل مقایسه.
- برای تعیین محدوده ارزیابی ، این چند برابر را به نتایج مالی شرکت اختصاص دهید.
تجزیه و تحلیل شرکتهای قابل مقایسه
- شرکت ABC در حال حاضر درآمد خالص سالانه 150 میلیون دلار تولید می کند.
- شرکت های قابل مقایسه با معامله عمومی ، به طور متوسط با 10 برابر درآمد خالص سال جاری معامله می شوند.
- ارزش این شرکت چقدر ارزش دارد؟
با استفاده از تجزیه و تحلیل شرکت قابل مقایسه ، سهام این شرکت براساس 150 میلیون دلار درآمد خالص و میانگین شرکت قابل مقایسه با درآمد خالص 10 برابر 1. 5 میلیارد دلار است. توجه داشته باشید که با نگاهی به بالاترین و کمترین درآمد خالص در شرکتهای قابل مقایسه ، می توان طیف مناسبی از ارزیابی را بدست آورد.

تجزیه و تحلیل جریان نقدی تخفیف (DCF)
- یک شرکت را با طرح ریزی جریان های نقدی رایگان آینده (FCF) و سپس استفاده از روش خالص فعلی (NPV) برای ارزش گذاری شرکت ، ارزش می دهد.
- ارزیابی DCF پیش بینی های جریان نقدی آزاد را ایجاد می کند که به طور معمول برای 5 تا 10 سال آینده انجام می شود.
- ارزش DCF در درجه اول ارزش شرکت شرکت را برمی گرداند ، زیرا جریان نقدی آزاد صرف نظر از بدهی خالص و بهره اقلیت/سهام ترجیحی ، به پول نقد حاصل از فعالیت های یک تجارت اشاره دارد. با این حال ، در صورت پیش بینی هزینه بهره و بهره اقلیت برای تولید جریان نقدی رایگان (LFCF) ، می توان از یک مدل DCF برای پروژه ارزش بازار نیز استفاده کرد.
چهار مرحله اصلی ارزیابی DCF
- جریان نقدی رایگان یک شرکت را برای 5-10 سال آینده پیش بینی کنید.
- میانگین هزینه وزنی سرمایه (WACC) را محاسبه کنید.
- مقدار ترمینال شرکت یا ارزش آینده شرکت را با فرض نرخ رشد پایدار بلند مدت محاسبه کنید.
- تخفیف 5 سال جریان نقدی رایگان به علاوه ارزش ترمینال به سال 0 (امروز) برای به دست آوردن ارزش شرکت شرکت.
جریان های نقدی رایگان برای حل ارزش شرکت به سال 0 (امروز) تخفیف می یابد ، همانطور که در این گرافیک نمایش داده می شود:

تجزیه و تحلیل معاملات قبلی
- با نام "معاملات قابل مقایسه" ، به فعالیت های اخیر M& A که شامل شرکت های مشابه برای بدست آوردن طیف وسیعی از چند برابر ارزیابی می شود ، می پردازد.
- این تجزیه و تحلیل ارزیابی معامله به هر اطلاعات تاریخی M& A در دسترس است.
- ارزیابی معاملات قبلی می تواند بسته به چند برابر مورد استفاده ، ارزش شرکت یا ارزش بازار شرکت باشد. به عنوان مثال ، EV/Sales یا EV/EBITDA Multiples به ارزش سازمانی اشاره می کند ، در حالی که چند برابر قیمت/درآمد (معادل ارزش بازار/درآمد خالص) به ارزش بازار مراجعه می کند. متداول ترین معاملات متداول EV/Sales ، EV/EBITDA و P/E است.
سه مرحله اصلی ارزیابی سابقه
- شرکت های معامله شده عمومی را با ویژگی های مشابه شناسایی کنید.
- "پخش" چند نفره یا چند نفره مانند EV/Sales ، EV/EBITDA و P/E.
- برای تعیین محدوده ارزیابی ، چند برابر صنعت را به ارقام شرکت اختصاص دهید.
مثال تجزیه و تحلیل معاملات قبلی
- شرکت PDQ در حال حاضر درآمد خالص سالانه 150 میلیون دلار تولید می کند.
- معاملات قبلی M& A از سال 2004 میانگین صنعت 20 برابر P/E را نشان داده است (تصویر زیر را ببینید).
- ارزش این شرکت چقدر ارزش دارد؟
با استفاده از تجزیه و تحلیل معاملات قبلی ، حقوق صاحبان سهام PDQ براساس 150 میلیون دلار درآمد خالص و سابقه P/E متعدد از درآمد خالص 20 برابر به ارزش 3. 0 میلیارد دلار ارزش دارد. توجه داشته باشید که با نگاهی به بالاترین و کمترین میزان درآمد خالص در مجموعه معاملات قبلی ، می توان طیف مناسبی از ارزیابی را بدست آورد.
بازار رمزارزها...
ما را در سایت بازار رمزارزها دنبال می کنید
برچسب :
نویسنده : محمود کیانوش
بازدید : <-PostHit->
تاريخ : جمعه
8 ارديبهشت
1402 ساعت: 11:32