اسرار یک ستاره انباردار

ساخت وبلاگ

در این قسمت پادکست، کلیف آسنس، افسانه سرمایه گذاری، «ابرقدرتی» را که همه هنگام تصمیم گیری به آن نیاز دارند، توصیف می کند.

چیدن سهام یک تمرین بسیار دشوار است، نه برای افراد ضعیف. بنابراین، متخصصان سرمایه گذاری چگونه تصمیم می گیرند که کدام سهام را بخرند؟

در این قسمت از All Else Equal، استادان جاناتان برک و جولز ون بینسبرگن با کلیف آسنس، یکی از بنیانگذاران و مدیر سرمایه گذاری در مدیریت سرمایه AQR، در مورد استراتژی تصمیم گیری خود مصاحبه می کنند. آسنس می گوید اساساً موفقیت به توانایی «مقاومت در برابر درد» زمانی که سرمایه گذاری های شما ضعیف عمل می کند و اعتماد به قضاوت شما بستگی دارد.

آسنس می گوید: «همه در مورد بلندمدت صحبت می کنند، اما در واقع بلندمدت بودن یک ابرقدرت در سرمایه گذاری است، اگر بتوانید آن را انجام دهید.

گوش کنید و مشترک شوید

All Else Equal: Making Better Decisions یک پادکست است که توسط دانشکده تحصیلات تکمیلی استنفورد تهیه شده است. میزبانی آن را جاناتان برک، استاد مالی جیانینی در استنفورد GSB، و جولز ون بینسبرگن، پروفسور زندگی نیپون در امور مالی، پروفسور امور مالی، در مدرسه وارتون بر عهده دارد. هر قسمت بینشی در مورد چگونگی تصمیم گیری بهتر ارائه می دهد.

متن کامل

جاناتان برک: من جاناتان برک هستم، پروفسور جیانینی A. P. امور مالی در دانشکده تحصیلات تکمیلی تجارت در دانشگاه استنفورد.

جولز ون بینسبرگن: و من جولز ون بینسبرگن، پروفسور زندگی نیپون در امور مالی در مدرسه وارتون در دانشگاه پنسیلوانیا هستم. در سفری به ما بپیوندید تا علم و استراتژی تصمیم گیری بهتر را بررسی کنیم.

جاناتان برک: امروز یک تصمیم تجاری مهم را در نظر خواهیم گرفت: تصمیم در مورد خرید یک تجارت خوب. چه شما یک مالک انحصاری هستید که به فکر خرید یک کسب و کار کوچک تاسیس شده هستید یا یک شرکت بزرگ که تصمیم به خرید یک نام تجاری جدید یا راه اندازی یک بخش جدید را در نظر می گیرد، به همین سوال باید پاسخ داده شود: یک تجارت خوب برای خرید چیست؟

جولز ون بینسبرگن: برای مشخص کردن این تصمیم، بیایید یک تصمیم خرید تجاری را در نظر بگیریم: خرید سهام در یک شرکت دولتی. چگونه یک سبد سهام خوب جمع آوری می کنید؟کدام سهام برای خرید خوب هستند و کدام سهام خوب نیستند؟

جاناتان برک: بنابراین ، طبق معمول ، هفته گذشته من با یکی از دوستان گلف خود صحبت می کردم و او به من می گفت که او یک انتخاب کننده سهام عالی است. او هرگز ، هرگز در مورد سرمایه گذاری های بدی که انجام داده است به من نگفت ، اما او همیشه در مورد سرمایه گذاری های بزرگی که انجام می دهد به من می گوید. و نکته در مورد این مرد این است که استراتژی سرمایه گذاری وی بسیار ساده است. او محصولات را امتحان می کند. اگر او محصولات را دوست داشته باشد ، سهام را خریداری می کند. بنابراین ، سوال این است ، آیا این معنی دارد؟آیا استراتژی سرمایه گذاری وی یک استراتژی است که می خواهد برای شما پول زیادی کسب کند؟

ژول ون بنزبرگن: خوب ، جاناتان ، استدلال دوستان شما اگر همه چیز را برابر نگه داریم بسیار قانع کننده به نظر می رسد. همه چیز برابر است ، بنگاهی که محصولات خوبی را ایجاد می کند ، مطمئناً سرمایه گذاری بهتری نسبت به بنگاه اقتصادی است که محصولات بد را ایجاد می کند. اما آیا می توانیم همه چیز را برابر نگه داریم؟و همانطور که اکنون چندین بار دیده ایم ، پاسخ این سوال معمولاً خیر نیست. ما باید این را با دقت فکر کنیم.

جاناتان برک: و چیزی که همه چیز را برابر می کند این است که او نگران قیمت نیست. بنابراین ، اگر من دو سرمایه گذاری داشته باشم و آنها یکسان باشند ، من با یک شرکت خوب سرمایه گذاری می کنم تا یک شرکت بد سرمایه گذاری کنم. اما همانطور که دفعه قبل بحث کردیم ، هرگز نمی توانید همه چیز را برابر کنید. اگر این شرکت یک شرکت مخصوصاً خوب باشد ، قیمت بالایی خواهد داشت. بنابراین ، واقعاً ، آنچه شما به آن علاقه دارید این نیست که شرکت خوب باشد یا بد باشد ، اما قیمت شرکت قیمت خوبی است یا قیمت بد.

ژول ون بنزبرگن: بله ، زیرا پرداخت بیش از حد برای یک شرکت خوب یک استراتژی سرمایه گذاری بد است ، در حالی که پرداخت هزینه برای یک شرکت بد باعث می شود پول زیادی برای پیشبرد شما باشد. بنابراین ، این فقط مربوط به آنچه شما می گیرید نیست ، بلکه آنچه را برای آن پرداخت می کنید.

جاناتان برک: و بنابراین ، سوال واقعی این نیست که آیا شرکت خوب است یا بد ، بلکه چه قیمتی را برای شرکت پرداخت می کنید. و من می خواهم این استدلال را مطرح کنم که برای یک حرفه ای غیر حرفه ای ، پیدا کردن سرمایه گذاری هایی که قیمت آنها جذاب است ، بسیار نادر یا در کنار غیرممکن است. یا روش دیگری برای گفتن این مسئله این است که برای چنین شخصی برای یافتن معاملات خوب در بازار سهام واقعاً سخت خواهد بود.

ژول ون بنزبرگن: آنچه در مورد آن است در مورد رقابت است و اینکه آیا شما یک مزیت رقابتی دارید یا خیر که می توانید هنگام انتخاب سهام از آن سوءاستفاده کنید. از آنجا که اگر یک معامله خوب وجود داشته باشد اما همه از قبل در مورد آن می دانند ، همه می خواهند روی آن سرمایه گذاری کنند و همه سفارشات خرید را وارد می کنند. خریداران زیادی وجود دارد و فروشندگان کافی نیستند. و بنابراین ، قیمت بالا می رود و فرصت سرمایه گذاری از بین می رود.

و بنابراین ، تنها راهی که می توانید در "شرکت های خوب" بین علائم نقل قول سرمایه گذاری کنید این است که اگر زود به مهمانی رسیدید ، به این معنی است که می فهمید که محصولاتی که شرکت می کند بهتر از آنچه مردم فکر می کردند تا آن زمان استنقطه. و بنابراین ، اگر اولین کسی هستید که این موضوع را تشخیص می دهید و زود به آن سهام می روید ، ممکن است هنوز هم امکان بازده اضافی وجود داشته باشد. اما اگر دقیقاً همزمان با همه افراد دیگر به مهمانی می روید ، بدیهی است که نمی خواهید پول بیشتری کسب کنید.

جاناتان برک: و رسیدن به آن مهمانی زود نیست. و دلیل این امر این است که بسیاری از افراد وجود دارند که کل زندگی خود را وقف می کنند تا به دنبال مهمانی های خوب باشند. و بعید است که سرمایه گذاران انفرادی وقت یا منابع لازم برای انجام کار بهتر از افرادی که حرفه آنها در تلاش برای رسیدن به مهمانی زود هنگام ساخته شده است ، انجام دهند. این مانند یک هوادار ورزشی است که روی یک زمین فوتبال قدم می زند و فکر می کند می توانند تام بردی را پشت سر بگذارند. این فقط یک رویداد بسیار محتمل نیست.

ژول ون بنزبرگن: در واقع. و بنابراین ، منظور من این نیست که هیچ تصمیم سرمایه گذاری خوب و بد در بازار وجود ندارد. من فکر می کنم نکته اصلی این است که آیا سرمایه گذاران متوسط می توانند از هم جدا شوند؟از آنجا که برای اینکه بتوانید آنها را از هم جدا کنید ، باید چیزی را که افراد دیگر ندارند ، داشته باشید. این دقیقاً همان نقطه مزیت رقابتی است. و البته ، با تعریف متوسط سرمایه گذار در مقایسه با همه افراد مزیت رقابتی ندارد.

جاناتان برک: شما می دانید ، ژول ، وقتی من این مفهوم را در کلاس تدریس می کنم ، من همیشه یک شوخی قدیمی می گویم ، که اساتید دارایی چندین دهه است که گفته اند. و شوخی به این شکل پیش می رود: یک استاد دارایی و دانش آموزش در حال قدم زدن در خیابان هستند و آنها یک بیل صد دلاری را می بینند که روی زمین دراز کشیده است. و دانش آموز به پایین می رسد تا صورتحساب صد دلاری را انتخاب کند. و استاد به دانشجو می گوید ، "اوه ، زحمت نکشید. اگر واقعاً این لایحه صد دلاری بود ، از قبل گرفته می شد. "

و سپس به این لطیفه یک ضمیمه اضافه می کنم. و ضمیمه ای که اضافه می کنم این است که به دانش آموزانم نگاه می کنم و به آنها می گویم: "چند نفر از شما واقعاً یک اسکناس صد دلاری روی زمین پیدا کرده اید؟"و کسی دستش را بلند نکرد. کسی دستش را بلند نمی کند. و سکوت بعدی دقیقاً نکته است، یعنی، A، اگر یک اسکناس صد دلاری روی زمین باشد، خیلی سریع برداشته می شود. بنابراین، احتمال اینکه شما آن را پیدا کنید بسیار کم است. و ب، اگر یک اسکناس صد دلاری در جیب خود دارید، با دقت از آن مراقبت خواهید کرد و بنابراین بعید است که آن را رها کنید.

جولز ون بینسبرگن: خوب، یک چیزی که می توانید به آن اضافه کنید، و واقعاً ایده رقابت را وارد این شوخی می کند، این است که بستگی به شلوغی خیابان دارد. اگر خیابان کاملاً پر از جمعیت باشد، مطمئناً احتمال اینکه آن اسکناس صد دلاری در آنجا بماند بسیار کم است. اگر خیابان رها شود و کسی آنجا نباشد، مطمئناً اسکناس صد دلاری ممکن است برای مدتی طولانی تر در آنجا بماند. اگرچه، البته، وقتی معلوم شد که همیشه اسکناس های صد دلاری در این خیابان در حال ریختن است، پیش بینی من این است که به زودی واقعاً شلوغ خواهد شد.

جاناتان برک: و همچنین، مزیت رقابتی شما: اگر اتفاقاً در خیابانی زندگی می کنید که خیابانی بسیار آرام است، و شخصی یک اسکناس صد دلاری را رها کرده است، احتمال اینکه آن را بردارید بسیار بیشتر از یک فرد معمولی است.

جولز ون بینسبرگن: بله، کاملاً. یک ضمیمه دیگر به این مثال، که من واقعاً دوست دارم در کلاس ها ایجاد کنم، این ایده است که فرض می کنیم این ساختمان آنجا وجود دارد و شما متقاعد شده اید که پر از اسکناس های صد دلاری است. و در واقع، شما با افراد زیادی صحبت می کنید، و بسیاری از مردم می گویند که در این ساختمان همه جا اسکناس های صد دلاری وجود دارد. و تو با خودت فکر می کنی، من باید به این ساختمان بروم، چرا که هیچ کس برای برداشتن این همه اسکناس صد دلاری به آنجا نمی رود؟خیلی اعتماد به نفست زیادهوارد ساختمان می شوید، شروع به برداشتن اسکناس های صد دلاری می کنید. ساختمان فرو می ریزد و شما مرده اید.

و بنابراین ، در پایان ، دلیلی وجود داشت که مردم واقعاً به آن ساختمان نمی روند تا آن صورتحساب ها را انتخاب کنند. این فقط این بود که شما متوجه نمی شد که بقیه بازار چه می دانستند که شما نمی دانید. و شما باید آن را بهتر فکر می کنید و فکر می کنید ، چرا؟آیا می توانم درک کنم که چرا بقیه بازار برای انتخاب آن صورتحساب صد دلاری وارد آن ساختمان نمی شوند؟

جاناتان برک: این یک اشتباه دیگر برابر است. درست؟اگر من می دانم که یک معامله واقعاً خوب در آنجا وجود دارد ، پس همه چیز برابر است ، من باید از معامله استفاده کنم. اما همه چیز دیگر برابر نیست. این واقعیت که هیچ کس دیگری از این معامله استفاده نمی کند به من می گوید که باید چیز دیگری در جریان باشد. خیلی راحت است

ژول ون بنزبرگن: در واقع. بنابراین ، جاناتان ، چگونه اطلاعات به قیمت ها می رسد؟درست؟بنابراین ، فرض کنید که قیمت سهام پایین تر از آنچه باید باشد ، و بنابراین یک فرصت خرید خوب است. بنابراین ، بگذارید فقط بگوییم کیفیت مشخصی برای شرکت وجود دارد ، اما قیمت سهام منعکس کننده این کیفیت نیست و قیمت آن بسیار پایین است. بنابراین ، چگونه این قیمت تعادل می یابد؟

جاناتان برک: خوب ، منظورم این است که اول از همه ، همه می خواهند این معامله را بخواهند. همه معامله خوبی می خواهند. بنابراین ، مردم قصد دارند آن سهام را شروع کنند. در عین حال ، کسی مجبور است آن سهام را بفروشد. اگر خرید خوب است ، فروش بد است. بنابراین ، این بدان معناست که نه تنها من معامله خوبی می کنم ، بلکه شخص دیگری معامله بدی می کند. و من استدلال می کنم که این دوام چندانی نخواهد داشت. خیلی سریع ، افرادی که می فروشند می گویند ، "یک دقیقه صبر کنید. من نمی خواهم با چنین قیمت پایین بفروشم. "و افرادی که خرید می کنند برای خرید با آن قیمت پایین صف می روند. و خیلی سریع ، قیمت شروع می شود و تا جایی که دیگر معامله خوبی نباشد ، افزایش می یابد.

ژول ون بنزبرگن: در واقع. و البته همین مورد ، هنگامی که سناریوی دیگری را که قیمت آن بیش از حد بالا است ، می گیریم ، و سپس قیمت در همان فرآیند پایین می آید تا به سطح مناسب قیمت برسد.

جاناتان برک: و واقعاً ، تنها راهی که می توانید در [بازارها] معامله خوبی کسب کنید این است که شما باید اولین کسی باشید که وارد می شود و مبلغ محدودی خریداری می کنید ، و سپس می توانید درآمد کسب کنید. و افرادی هستند که این کار را انجام می دهند ، اما برای یافتن آن معاملات ویژه که هیچ کس دیگری نمی بیند ، به منابع و مهارت زیادی نیاز دارند.

جولز ون بینسبرگن: بنابراین، نکته کلیدی این است که تعیین کنیم آیا قیمت بالاتر یا کمتر از جایی است که باید باشد یا خیر. و بنابراین، سؤال این است که چگونه باید باشد؟بنابراین، اغلب چیزی که در مورد آن صحبت می کنیم، مضرب قیمت نامیده می شود، که معیارهای نسبی ارزش گذاری هستند. و بنابراین، برای شرکت های مختلف، می توانید نسبت قیمت هر سهم به سود هر سهم شرکت را در نظر بگیرید، یا می توانید نسبت قیمت هر سهم شرکت را به آنچه که ارزش دفتری حقوق صاحبان سهام نامیده می شود، در نظر بگیرید. اندازه گیری به ازای هر سهم ارزش جایگزینی کارخانه، دارایی، تجهیزات و تمام سرمایه ای است که شرکت برای تولید محصولات خود استفاده می کند.

جاناتان برک: و از آنجایی که سرمایه گذاران باهوش استدلال مساوی را درک می کنند و می دانند که این قیمت نسبی است که اهمیت دارد، تقریباً همیشه فقط بر حسب چند برابری صحبت می کنند تا قیمت.

جولز ون بینسبرگن: بنابراین، بیایید برویم و با کلیف اسنس صحبت کنیم، زیرا کلیف اسنس در یافتن معاملات خوب در بازارها متخصص است و او رویکرد خاصی برای انجام این کار دارد. او در این کار بسیار موفق بوده است، بنابراین بیایید ببینیم او در این مورد چه می گوید.

جاناتان برک: باشه. خب، کلیف اسنس، به نمایش خوش آمدید. از داشتن شما بسیار مفتخریمبرای افرادی که نمی دانند، کلیف اسنس مدیر و یکی از بنیانگذاران مدیریت سرمایه AQR، یکی از بزرگترین مدیران دارایی در جهان است. و من نه تنها این را می گویم، بلکه به طور جهانی به عنوان یکی از موفق ترین مدیران دارایی در تاریخ مدرن شناخته می شود. و حضور شما در اینجا واقعاً باعث افتخار است.

کلیف آسنس: متشکرم جاناتان. من فکر می کنم این یک اغراق فاحش است، اما من از اغراق های فاحش لذت می برم.

ژول ون بینسبرگن: خوش آمدید. ما بسیار خوشحالیم که شما را داریم

جاناتان برک: پس، بگذار از تو بپرسم، کلیف. هدف در این قسمت خاص صحبت در مورد چیزی است که معمولاً به عنوان بازارهای کارآمد شناخته می شود، این ایده که یک سهام خوب خرید خوبی نیست. این یک سهام ارزان است که خرید خوبی است. بنابراین، با در نظر گرفتن این موضوع، من دو سوال از شما دارم. یک سوال یک سوال بسیار کلی است: یافتن معاملات خوب در بازار چقدر سخت است؟اما من می خواهم آن را بسیار مشخص کنم.

از آنجا که امروز صبح که دندان هایم را مسواک می زدم ، در مورد این مصاحبه فکر می کردم. من به طور خاص در مورد آن فکر می کردم. بسیاری از دانشگاهیان می روند و سعی می کنند آنچه را که انجام می دهید انجام دهند. و مسئله این است که ما می دانیم دانشگاهیان بسیار باهوش هستند. اما مسئله این است که همه آنها موفق نمی شوند. چه چیزی است که به برخی از افراد اجازه می دهد تا موفق شوند و افراد دیگر موفق نشوند؟

Cliff asness: خوب ، اول از همه ، خوب است که در دوران بزرگنمایی بدانید که هنوز دندان های خود را مسواک می زنید. من مطمئن نیستم که همه ما این کار را انجام می دهیم. من می خواهم به شما یک پاسخ عجیب و غریب بدهم. بدیهی است که برخی از افراد می توانند نظری را به سمت عملی بهتر ترجمه کنند ، و هزینه تجارت دنیای واقعی و اندازه ای که می توانید اجرا کنید ، و قضاوت در مورد اینکه آیا چیزی واقعی است یا اینکه آیا این یک مصنوعات داده شده است. همه اینها متفاوت هستند. اما من می خواهم به شما پاسخی بدهم که شاید کمی تعجب آور باشد.

ظرفیت مقاومت در برابر درد و ظرفیت توضیح در هنگام کار کارها ، چرا کار نمی کنند. شما باید در کاری که طولانی مدت انجام می دهید خوب باشید. اگر می توانستید به آن پایبند باشید و دیگران را متقاعد کنید که به آن پایبند باشند ، فکر می کنم حداقل یک محصول سرمایه گذاری منطقی داشته باشید. آن دو مورد که اغلب یک اتفاق پس از آن وجود دارد: شما می توانید آن را تحمل کنید - و فکر نمی کنید که شما بدترین مشتری شما به مناسبت نیست - و قادر به توضیح آن برای دیگران هستید.

استراتژی های سرمایه گذاری در دنیای واقعی ، حتی اگر خیلی خوب باشید ، کمی بیشتر از آنچه که نمی کنند کار کنید. آنها همیشه کار نمی کنند. مردم برای طولانی مدت در مورد سهام صحبت می کنند. در Geekspeak - و من مطمئن هستم که دانش آموزان شما با این چیزها آشنا هستند - بازار سهام مانند نسبت 0. 4 شارپ است. برو آن را در اکسل شبیه سازی کنید. به سختی می توان با آن چسبیده بود.

و در هر صورت ، پاسخ من به این سؤال احتمالاً بسیار متفاوت از 20 سال پیش است. من فکر می کنم من از آن طرف آن ، هم برای خودمان و هم برای مشتری ، قدردانی می کنم ، چقدر سخت است که با یک استراتژی روبرو شوید. راستی همه در مورد بلند مدت صحبت می کنند. در واقع ، اگر بتوانید این کار را انجام دهید ، طولانی مدت یک ابرقدرت در سرمایه گذاری است. انجام این کار بسیار سخت است.

ژول ون بنزبرگن: این یک پاسخ بسیار شگفت آور ، کلیف است. از آنجا که ما زمان زیادی را نیز در کلاس درس و تحقیقات خود می گذرانیم و در مورد چگونگی طراحی بهترین استراتژی فکر می کنیم. اما آنچه شما می گویید این است که آنچه در واقع یک مهارت مهم است ، متقاعد کردن هم و همچنین مشتری های خود است که به ایده هایی که دارید رعایت کنید. و بنابراین ، توانایی مقاومت در برابر ناراحتی ظاهراً مهمترین مهارت است. اکنون می دانیم که این امر به طور کلی در زندگی صادق است ، اما ظاهراً در اینجا در دنیای سرمایه گذاری نیز صادق است.

جاناتان برک: بنابراین ، کلیف ، وقتی در زمین گلف هستید ، همیشه دوست خود را به شما می گوید که چقدر پول در بازار سهام ساخته است. درست؟بیایید فرض کنیم که آنها حقیقت را می گویند. آنها چگونه این کار را بدون منابع AQR و تمام اطلاعات همه کارمندان شما و همه اینها انجام می دهند؟

Cliff asness: من فکر می کنم وقتی صحبت از افرادی می شود که در زمین گلف با دوستان خود صحبت می کنند - من گلف نمی کنم ، بنابراین سعی می کنم با جایی دیگر روبرو شوم. من وقتی که قبلاً مهمانی های کوکتل برگزار می شد ، به مهمانی های کوکتل می روم. شما افراد زیادی را در مورد سهام یا حتی بازار صحبت می کنید. من فکر نمی کنم بازار بسیار آسان باشد ، و شما نظرات زیادی در مورد آن می شنوید.

جاناتان ، شما چیز مهمی گفتید. شما گفتید که تصور می کنیم آنچه آنها به شما می گویند درست است. الف ، من همیشه این را تصور نمی کنم ، بلکه به خاطر استدلال شما خواهم بود. اما آنچه من تصور نمی کنم این است که افرادی که به شدت از دست می دهند ، به همان اندازه مضطرب هستند که داستانهای زمین گلف خود را بگویند.

ژول ون بنزبرگن: بله ، شما در مورد آن خیلی درست هستید. مردم به ندرت به من می گویند که چقدر ضعیف در انتخاب سهام خود انجام داده اند. منظور من این است که ، این همچنین یکی از دلایلی است که ما در حال مطالعه ما هستند ، وقتی مدیران سرمایه گذاری را مطالعه می کنیم ، که وقتی بازده خود گزارش می شود ، البته وجوهی که به خوبی انجام داده اند بسیار بیشتر از وجوهی که انجام نمی دهند ، نتایج را گزارش می کننداین خیلی خوب انجام داده است.

Cliff asness: به هر حال ، این متفاوت از ترس از دست دادن ، FOMO ، در فیس بوک نیست. آنها به ما می گویند که یک بیماری همه گیر از افراد افسرده وجود دارد زیرا همه فکر می کنند زندگی افراد دیگر بهتر از آنهاست زیرا به فیس بوک یا اینستاگرام خود و همه تفریحی که دارند نگاه می کنند. شما در مورد مشکلات افراد در فیس بوک نمی شنوید. البته استثنائاتی در این مورد وجود دارد ، اما به عنوان یک قاعده آنها پست های مثبت هستند.

شما مردم را در مهمانی های کوکتل نمی بینید ، "اوه ، مرد ، من در انتخاب سهام می خوردم. بگذارید در مورد شما بگویم - من این همه پول را ساختم ، اما همه اینها را از دست دادم - "دوباره ، استثنائات وجود دارد. من در مهمانی کوکتل به آن شخص گوش می دادم. آنها به نوعی سرگرم کننده خواهند بود ، شخص صادقانه ای که به شما می گفت ، اما این قاعده نیست.

بنابراین ، شما باید بسیار مراقب نسخه مالی FOMO باشید که در آن مردم برندگان خود را انتخاب می کنند ، حتی اگر در مورد آنها دروغ نمی گویند. و چه کسی صحبت می کند در حال انتخاب گیلاس است. بنابراین ، من خودم را بدبینانه می نامم که فردی که این کار را به طور اتفاقی انجام می دهد می تواند ارزش کاملی را اضافه کند ، مطمئناً در انتخاب متمرکز سطح امنیت فردی. اما من به ریشه های کارآمد بازار خود امتیاز بزرگی دادم که فکر می کنم عده ای هستند که به وضوح می توانند.

جاناتان برک: وقتی به آن فکر می کنید ، همه ما یک دوست گلف یا شخصی مانند یک دوست گلف داریم که به ما می گوید چه نبوغ هستند. یکی از مواردی که وقتی مردم در مورد استراتژی سرمایه گذاری خود در یک محیط اجتماعی به شما می گویند ، بیشتر از این است که استراتژی سرمایه گذاری بسیار ساده است. انجام این کار بسیار واضح است. و من همیشه با خودم فکر می کنم وقتی این افراد استراتژی را به من می گویند ، چه چیزی باعث می شود آنها فکر کنند که هیچ کس دیگری به چنین استراتژی ساده ای فکر نکرده است؟

ژول ون بنزبرگن: و همچنین این سؤال که چه کسی در آن طرف تجارت است. درست؟منظورم این است که این گفته مشهور ، اگر نمی دانید مکنده کیست ، احتمالاً شما هستید.

جاناتان برک: بله.

Cliff asness: Jonathan ، من فکر می کنم شما به همین روش فکر می کنید. اما من آن را خلاصه می کنم زیرا آنها قیمت را از استراتژی خود خارج می کنند. غالباً استراتژی آنها در مورد آنچه فکر می کنند چیز بزرگی خواهد بود است. در سال 99 ، 2000 در اولین موج شیدایی سهام فناوری ، مردم می گویند چیزهایی مانند ، "خوب ، اینترنت قصد دارد جهان را تغییر دهد."و فکر می کنم در آن زمان کاملاً واضح بود.

خیلی خوب. آیا باید برای drkoop.com چند نامحدود بپردازید؟او جراح ژنرال بود که در آن زمان یک Dot-Com را راه اندازی کرد. نمونه های بسیاری دیگر وجود داشت. NASDAQ به طور کلی ، NASDAQ-100 ، حدود صد قیمت به درآمد را به فروش می رساند.

گذشته از تجارت. تجارت جهانی کاملاً متفاوت است. اگر می خواهید پیش بینی کنید که چه اتفاقی می افتد فردا یا حتی چند ماه آینده یا حتی سال آینده ، این بسیار زیاد است - مانند وارن بافت همیشه در مورد رای گیری در مقابل دستگاه توزین صحبت می کند. این یک دستگاه رای گیری است. اگر افراد دیگر تصمیم به پرش به باند باند بگیرند ، یک معامله گر خوب لزوماً نیازی به درک قیمت زیادی ندارد.

من کمی بدبینانه هستم که معامله گران طبیعی بزرگی وجود دارند که می توانند بازار را نیز احساس کنند ، اما من این احتمال را رد نمی کنم. اما اگر می خواهید برای مدت زمان مناسب چیزی را به عنوان یک سرمایه گذار نگه دارید ، واقعاً دو مورد وجود دارد که به آن می پردازند: کیفیت ، و این می تواند کیفیت چند بعدی باشد ، از این که چقدر خوب اجرا می شوند ، چقدر سریع می توانندرشد کنید ، در چه بازارهایی قرار دارند و برای شروع چه قیمتی می پردازید.

بذار بهت یک قصه بگم. این از Bubble Tech ، '99 ، 2000 است. یادم است که با یک مخاطب صحبت می کردم و مخاطب بسیار بدبینانه بود. من انجام می دهم "ارزش من هرگز به طرز مسخره ای کشیده تر به نظر نمی رسد."و افراد آنجا هستند. کسی سهام مورد علاقه خود را بالا برد. من فراموش می کنم که کدام یک بود ، اما من گفتم که این سیسکو است ، حداقل 10 سال است که سهام شبکه است ، بنابراین من می خواهم به آن بچسبم ، هرچند ممکن است دروغ باشد.

و من اساساً این سؤال را از آنها پرسیدم: اگر می خواهید سیسکو را نه یک ماه بلکه به مدت 10 ، 20 سال نگه دارید - شما آن را دوست دارید ، من آن را دریافت می کنم. شما آن را دوست دارید ، و ما مخالفیم - با چه قیمتی بیرون می آیید؟و من در تلاش بودم تا آنها را القا کنم تا به سؤالی که در اطرافش می پردازیم پاسخ دهند. و جواب - من هنوز عاشق جواب هستم. خدا را شکر که من به یاد نمی آورم که چه کسی بود زیرا اگر من این کار را انجام دهم بسیار معنی من خواهد بود. اما پاسخی که شخص در این رویداد به من داد این بود: "اگر آن را برای X می فروخت ، خوب ، اگر به نیمی از X کاهش یابد ، من بیرون خواهم بود."آنها به طرف مقابل رفتند.

ژول ون بنزبرگن: این عالی است.

Cliff asness: باز هم ، آنها ممکن است سوء تفاهم داشته باشند. من واقعاً سعی کردم آن را با این کار طولانی مدت پیش نمایش کنم. بنابراین ، اساساً می گویم که آیا می توانم این 20 سال آینده را با نیمی از قیمت خریداری کنم. آنها به من پاسخ شرکتی به یک سوال ارزشمند می دادند.

جاناتان برک: آنچه من در مورد آن قیاس دوست دارم این است که نه تنها نشان می دهد که متخصصان می توانند همه اشتباهات برابر را انجام دهند ، بلکه نمونه دیگری از جایی است که می توانید اسلحه های خود را سخت کنید. این نکته قبلی که شما بیان کردید ، بخشی از مهارت یک حرفه ای کسی است که مایل است به استراتژی خود پایبند باشد.

ژول ون بنزبرگن: بنابراین ، قبلاً اظهاراتی را مطرح کردید که من بسیار جالب دیدم ، که در زمین گلف بود ، شخصی که مایل به بحث در مورد اشتباهات آنها بود ، در واقع کسی خواهد بود که شما مایل به گوش دادن به آن هستید. و همچنین به نظر می رسد بسیار مایل و باز است تا در مورد چیزهایی که ضعیف شده اند بحث کنید. چرا فکر می کنید این کار برای اکثر مردم بسیار دشوار است؟

Cliff asness: خوب ، برای یک چیز ، من فکر می کنم بیشتر مردم از طریق استراتژی فکر نکرده اند. من فکر می کنم جهان احترام می گذارد-من صادقانه خواهم بود ، این خود خدمت به من است-فکر می کنم در مورد این چیزها باز و صادق بودن ، جهان به آن احترام می گذارد. نه این که من همیشه احترام می گذارم. همیشه کار نمی کندهر بار کار نمی کند و با هر شخص کار نمی کند. اما من فکر می کنم ، به طور متوسط ، مردم احساس می کنند که چه کسی آنها را به آنها می دهد و چه کسی حقیقت را به آنها می دهد.

من فکر می کنم در طول حرفه ام بهتر شده ام. این مانند همه افرادی است که تجزیه و تحلیل های ورزشی را انجام می دهند در مورد چگونگی مربیانی که در دراز مدت موفق بوده اند صحبت می کنند ، در واقع مربیان بهتری هستند نه به این دلیل که آنها یاد گرفته اند که چه بازی کار می کند ، بلکه به دلیل اینکه در انجام نمایشنامه ای که معتقدند پایدار تر هستندکار کنید ، حتی اگر بخواهد آنها را فریاد بزنند اگر این کار را انجام دهد. بنابراین ، شما در این مورد پیشرفت می کنید.

اما من فکر می کنم بیشتر مردم ، آنها کاملاً دریافت نمی کنند که اگر با همه کارهایی که اشتباه کرده اند ، رهبری کنند ، هنوز هم می توانند مردم را تحت تأثیر قرار دهند. آنها هنوز هم می توانند مردم فکر کنند که می دانند چه کاری انجام می دهند. و این برای همه کار نمی کند. اگر واقعاً از آنچه انجام می دهید بد نیستید و کمی مشاجره هستید ، با هفت خطا پیش می روید و هرگز دنبال کردن آن با ماده واقعاً استراتژی خوبی نیست.

بنابراین ، این کاهش می یابد-و شاید من با این امر بیش از حد-با یک سطح خاص از اعتماد به نفس. پذیرش اشتباهات شما نیاز به اعتماد به نفس دارد زیرا باید ایمان داشته باشید که مردم درباره کلیت قضاوت می کنند ، نه در مورد معدود مواردی که به آنها گفتید که شما احمق هستید.

بنابراین ، اگر می توانم یک درس زندگی بدهم. من در این مورد با بچه هایم صحبت کرده ام. این یکی استمن درس های زندگی بسیار خوبی ندارم ، اما مطمئناً این یکی است. که اگر در وسط خود قرار دارید - و هیچ کس کاملاً از وسط پایین نیست. همه ما نسبت به داستان خودمان کمی مغرضانه هستیم - اما اگر شما به همان اندازه که می توانید در وسط قرار داشته باشید ، به افراد دیگر ایمان داشته باشید. من فکر می کنم این امر برای افراد بیشتری بهتر از آنچه فکر می کنند ، انجام می شود ، نه فقط من. من ممکن است با گذشت زمان به استراتژی خوش شانس باشم.

ژول ون بنزبرگن: من آن را دوست دارم.

جاناتان برک: من فکر می کنم ، در واقع ، یک برنامه افزودنی وجود دارد ، که نه تنها اشتباهات خود را اعتراف می کنید بلکه از اشتباهات خود یاد می گیرید. منظور من واقعاً از اشتباهات شما است. منظورم این نیست ، اوه ، من اشتباه کردم و دوباره همین اشتباه را تکرار می کنم. من واقعاً با خودم فکر می کنم ، چه چیزی باعث شد که این اشتباه را انجام دهم ، و چگونه می توانم دوباره این کار را انجام دهم؟من فکر می کنم انجام این کار بسیار دشوار است ، و فکر می کنم انسانها واقعاً با آن مبارزه می کنند. من فکر می کنم مطمئناً یک پادکست آینده برای یک تصمیم گیرنده تجاری وجود دارد. این چیزی است که ما باید روی آن تمرکز کنیم: چرا اعتراف کرده اید که اشتباه کرده اید و روی آن عمل کرده اید؟

صخره: البته. شما دقیقاً درست استاین نیمه دوم است. اعتراف کرده اید که اشتباه کرده اید دوست داشتنی است و این یک مکالمه بسیار کاتاریک را ایجاد می کند. اما اگر صفر را از آن اشتباه یاد بگیرید ، اعتراف کنید که در واقع کمکی نمی کند. بخش دوم نیز بسیار مهم است.

بنابراین ، شما درست است. من فکر می کنم آنها اغلب دستکش را دست می زنند. من فکر می کنم آن شخص - نه فقط من به هیچ وجه ، بلکه شخصی که می تواند به یک اشتباه اعتراف کند - تقریباً با تعریف حداقل در نیمه راه جاده است تا بپرسید که چرا آنها اشتباه کرده اند و چرا ممکن است به جلو نروند. منظور من این است که تصور کنید کسی که به اشتباهات اعتراف می کند ، تصور کنید ، "خوب ، شما برای جلوگیری از پیشروی این کار چه کاری انجام می دهید؟"و آنها را داشته باشید ... اگر این مکالمه را با کسی دارید - آنها حتی اگر زندگی خوب بوده است ، چند خطا کرده اند - و شما می روید ، "خوب ، از این خطاها چه آموخته اید؟"و آنها می روند ، "هیچی" ، عجیب خواهد بود.

من در مورد خطاهای سابق صحبت می کنم ، نه خطاهای پست سابق. و این یکی دیگر از مشکلات عظیم است. درست؟من فکر می کنم سابق ما در سال 1998 در AQR خیلی تهاجمی راه اندازی کردیم. پست سابق ، ما یکی از وحشیانه ترین ارزش های ارزش را گرفتیم. باز هم ، سه سال آینده فوق العاده بود ، بنابراین من همیشه این کار را می کنم. بازار باید ادامه یابد. اما این پست سابق بود. اما من فکر می کنم ما یک اشتباه سابق را مرتکب شدیم.

همچنین ، اگر من می توانم در مورد آن کمی ناخوشایند باشم - و کسی در AQR برای این کار به من فریاد می زند - دنیای حقوقی ما مردم را وحشت کرده است که می گویند کلمات "من اشتباه کردم". و آنها کارهای خود را انجام می دهند و حداقل افراد در شرکت ما هستند. من واقعاً افراد حقوقی و انطباق ما را دوست دارم. من آنها را می ترسم وقتی می گویم چیزهایی مانند ، "بله ، فکر می کنم ما آن را اشتباه کردیم."و آنها دوست دارند ، "شما نمی توانید این را بگویید."من دوست دارم ، "آیا کسی فکر می کند همه چیز را درست می کنیم؟آیا کسی روی زمین وجود دارد که فکر کند؟ "مادرم این فکر را نمی کرد ، و او نسبت به من مغرضانه بود.

بنابراین ، من فکر می کنم که بخشی از فرهنگ ما - و این بدان معنی نیست که این یک منفی منفی است. حمایت های قانونی زیادی وجود دارد که ما داریم و این امر جهان را از برخی موارد محافظت می کند. اما آن بخش از فرهنگ همچنین هر مدیر اجرایی شرکت را از این کلمات دور می کند ، "بله ، ما در مورد آن اشتباه کردیم. بد ما. "

ژول ون بنزبرگن: بنابراین ، بله ، یکی از دلایلی که ما تصمیم گرفتیم پادکست را برای شروع انجام دهیم این است که مردم همیشه اشتباه می کنند و یادگیری از آنها بسیار دشوار است. و بنابراین ، شما واقعاً باید از طریق آنها صحبت کنید و مشترکات اشتباهاتی را که مردم انجام می دهند ببینید.

خیلی ممنون ، کلیف ، برای گذراندن وقت با ما. این بسیار عالی بوده است ، و بسیار سرگرم کننده نیز بوده است.

کلیف آسیس: نه ، سرگرم کننده بوده است. ممنون رفقا.

ژول ون بنزبرگن: با تشکر از همه ، برای گوش دادن. امیدواریم که از پادکست و مصاحبه با کلیف Asness لذت ببرید. ما چیزهای زیادی از او آموختیم. مطمئناً آنچه او توضیح داد این بود که قرار ندادن قیمت در معادله باعث می شود شما اشتباه کنید. من فکر می کنم که این بسیار واضح است. اما من از این واقعیت شگفت زده شدم که مهمترین مهارت مدیریت سرمایه گذاری این بود که با آن بچسبید و از طریق آن بچسبید. من انتظار نداشتم که این پاسخ به این سؤال باشد ، مهارت در کوتاهترین عرضه چیست؟

بنابراین ، اکنون دفعه بعد ، ما می خواهیم همان منطق مساوی را برای مدیریت پول اعمال کنیم. بنابراین ، آیا باید پول خود را با بهترین مدیر و بهترین مدیر ، [می گویند] ، یک مدیر دارای رتبه پنج ستاره توسط Moingstar قرار دهید؟اگر پول خود را با آن مدیر قرار داده اید ، آیا می خواهید بازده های بالاتری را به پیش ببرید ، بله یا خیر؟این همان چیزی است که ما دفعه دیگر کاوش می کنیم. و مهمان ما برای آن ، پیت برگر ، مدیرعامل گروه سرمایه گذاری قلعه ، یکی از بزرگترین مدیران سرمایه گذاری جهانی است.

جاناتان برک: از اینکه به پادکست همه چیز برابر گوش فرا داد ، متشکرم. لطفاً در پادکست های اپل برای ما بررسی کنید. ما دوست داریم از شنوندگان خود بشنویم. و حتماً با عضویت یا دنبال کردن نمایش ما در هر کجا که به پادکست های خود گوش می دهید ، قسمت بعدی ما را بگیرید. برای اطلاعات بیشتر و قسمت ها ، به AlleLeSeequalPodcast.com مراجعه کنید ، یا ما را در LinkedIn دنبال کنید.

Podcast Equal Equal Equal یک سرمایه گذاری مشترک دانشکده تحصیلات تکمیلی دانشگاه استنفورد و دانشکده وارتون در دانشگاه پنسیلوانیا است و توسط شرکت Podium Podcast تولید می شود.

بازار رمزارزها...
ما را در سایت بازار رمزارزها دنبال می کنید

برچسب : نویسنده : محمود کیانوش بازدید : <-PostHit-> تاريخ : جمعه 8 ارديبهشت 1402 ساعت: 12:02