ارزش سرمایه گذاری و ریسک: آنچه در دانشگاه یاد نخواهید گرفت

ساخت وبلاگ

این مقاله بیش از 5 سال پیش منتشر شده است. برخی از اطلاعات ممکن است دیگر فعلی نباشند.

دو اصل کلیدی تئوری مدرن پورتفولیو، که در هر دانشگاه در سراسر جهان تدریس می شود، این است که سرمایه گذاران دارای پرتفوی های متنوع هستند و در این مجموعه تنها ریسکی که اهمیت دارد، ریسک بتا (ریسک مبتنی بر نوسانات) است.

سرمایه گذاران ارزش هر دوی این اصول را رد می کنند. آنها معتقد نیستند که سرمایه گذاران زیرک باید پرتفوی های متنوعی داشته باشند و این تصور را که بتا معیاری برای ریسک است رد می کنند.

اول، آیا نیاز به یک پورتفولیوی خوب و متنوع وجود دارد؟دانشگاهیان تنوع را به عنوان جایگزینی برای دقت نظر می دانند. آنها بر این باورند که تجزیه و تحلیل سهام به سهام یک تلاش بیهوده است و تنوع بخشی همه ما را نجات خواهد داد. البته، همانطور که از تجربه 09-2008 می دانیم، تنوع زمانی که ما بیشتر به آن نیاز داریم کار نمی کند. اما حتی اگر بپذیریم که متنوع سازی ریسک را کاهش می دهد، جنبه منفی آن این است که بازده را نیز کاهش می دهد و سود سرمایه گذاری را محدود می کند. در واقع، طبق تئوری اقتصادی، یک پرتفوی بسیار متنوع در بلندمدت نرخ بدون ریسک را به دست می آورد پس چرا مستقیماً در اوراق قرضه دولتی سرمایه گذاری نکنیم و از تعقیب آن کوتاهی نکنیم؟به گفته مارتین ویتمن، بنیانگذار مدیریت خیابان سوم، "... به نظر بسیار مهم، توصیه به تنوع توصیه بدی است."و وارن بافت یک بار گفت: "تنوع، محافظت در برابر نادانی است. اگر بدانید چه کاری انجام می دهید، منطقی نیست."این چیزی است که جان مینارد کینز در سال های گذشته تکرار کرده است.

اما فراتر از این، اگر همه ریسک های احتمالی را بدانیم - هم ریسک هایی که نمی دانیم و هم ریسک هایی که نمی دانیم، نمی دانیم، تنوع کارساز خواهد بود. اما ما این کار را نمی کنیم. تنوع بخشی شما را در برابر خطراتی که نمی دانید نمی دانید محافظت نمی کند.

اولین دانشگاهی که در این مورد بحث کرد، کینز بود، اما این دیدگاه از ریسک غالب نبود، زیرا تعیین کمیت و تجسم آن در مدل های ریاضی دشوار بود. آنچه غالب بود این دیدگاه بود که ریسک مانند رولت است. یعنی ما همه شانس ها را می دانیم حتی اگر نمی دانیم در نهایت چه اتفاقی می افتد. این نگاه سکه پرتاب به جهان پشت همه مدل های مدیریت ریسک است که در دانشگاه ها موجود است و تدریس می شود، مانند Black and Scholes، ارزش در معرض خطر، کارایی بازار و غیره. متأسفانه ریسک در بازارها مانند رولت نیست. در رولت شانس ها ثابت است و آنچه در اطراف خود مشاهده می کنیم بر شانس تاثیر نمی گذارد.

دنیای ما بیشتر شبیه یک بازی پوکر است ، جایی که هر آنچه را که در اطراف خود مشاهده می کنیم بر شانس تأثیر می گذارد. همچنین ، آنچه بسیاری از دانشگاهیان ریاضی از دست می دهند این است که امور مالی یک پدیده طبیعی نیست ، مانند فیزیک ، توسط انسان ساخته شده توسط انسان است که در تلاش خود برای مدیریت ریسک ، بر خود ریسک تأثیر می گذارد. و رفتار انسان در صورت غیرممکن بودن الگوی دشوار است. به عنوان مثال ، اندرو لو از MIT اخیراً مقاله ای را با عنوان هشدار نوشت: حسادت فیزیک ممکن است برای ثروت شما خطرناک باشد ، که در آن او توضیح می دهد که چگونه "حسادت فیزیک" احساس صحیحی از صحت در امور مالی ایجاد کرده است.

سرمایه گذاران ارزش می خواهند بدون محدود کردن صعود ، ریسک را کاهش دهند. سرمایه گذاران ارزش چگونه ریسک را تحمل می کنند؟آنها اوراق بهادار را انتخاب می کنند که تجارت آنها را با سابقه جریان نقدی پایدار درک می کند و از جمله سایر استراتژی های ریسک پذیری ، از محدوده موقعیت استفاده می کنند. اما مهمتر از همه ، سرمایه گذاران ارزش از مفهوم حاشیه ایمنی استفاده می کنند. یعنی آنها فقط در صورتی که سهام بسیار پایین تر از ارزش ذاتی (اساسی) باشد خریداری می کنند. اما بگذارید واضح باشم ، آنها کاملاً تنوع را رد نمی کنند. اگر این کار را می کردند ، آنها فقط یک سهام را در اختیار داشتند. آنها تمایل دارند پرتفوی بسیار متمرکز بین 15 تا 30 سهام را در خود جای دهند. آنها بر این باورند که برخی از تنوع به همراه حاشیه ایمنی در مقابله با خطرات مورد بحث در بالا ، مسیری طولانی را طی می کنند.

دوم ، آیا بتا اندازه گیری خطر است؟سرمایه گذاران ارزش این تصور را رد می کنند که بتا اندازه گیری ریسک است. ریسک برای سرمایه گذاران ارزش نوسانات نیست. نوسانات خوب است ؛خطر احتمال از دست دادن دائمی سرمایه است. همانطور که هوارد ماركس اوكتری توضیح می دهد ، ما می توانیم از نوسانات خودداری كنیم ، اما ما نمی توانیم فرصتی برای بهبودی از دست دادن دائمی سرمایه بدست آوریم. به عنوان مثال ، ما از دست دادن دائمی سرمایه برخوردار هستیم ، به عنوان مثال ، هنگام سرمایه گذاری در یک شرکت بیش از حد که در رکود اقتصادی یا هنگام سرمایه گذاری در حاشیه ورشکسته می شود و مجبور به فروش می شود حتی اگر این ممکن است نامطلوب باشد. در این موارد ، یک سرمایه گذار از دست دادن دائمی سرمایه خواهد داشت. حتی پدر بتا ، یوجین فاما از دانشگاه شیکاگو ، در مقاله اخیر وی با عنوان "نگاهی به امور مالی مدرن: دستاوردها و محدودیت ها" نوشت ، او بتا را به عنوان "زباله" رد می کند.

آیا این امر دیدگاه های خطر را در اکثر دانشگاه ها تغییر خواهد داد؟البته که نه. دانشگاهیان بیش از حد در وضع موجود سرمایه گذاری می کنند تا چند سرمایه گذار با ارزش داشته باشند یا حتی چند دانشگاهی پیر نیز علیه نظریه مدرن نمونه کارها استدلال می کنند.

بنابراین دفعه بعد که می شنوید که ما باید متنوع شویم و بتا معیار ریسک است ، توضیح دهید که چرا این مفاهیم و آنچه در دوره های مالی در دانشگاه های سراسر جهان تدریس می شود توسط سرمایه گذاران میلیاردر مانند وارن بافت ، چارلی مورد تمسخر قرار گرفته است. مونگر و ست کلارمن.

جورج آتاناساکوس استاد دارایی است و صندلی بن گراهام را در زمینه سرمایه گذاری در دانشکده بازرگانی ریچارد ایوی ، دانشگاه غربی انتاریو در اختیار دارد.

راب کریک بیش از حد فراز و نشیب سرمایه گذاری در سهام سود سهام ، اوراق قرضه و GICS می رود.

بازار رمزارزها...
ما را در سایت بازار رمزارزها دنبال می کنید

برچسب : نویسنده : محمود کیانوش بازدید : <-PostHit-> تاريخ : چهارشنبه 16 فروردين 1402 ساعت: 13:03