نمایش فرمول:؟فرمول های ریاضی به عنوان MATHML رمزگذاری شده اند و در این نسخه HTML با استفاده از MathJax به منظور بهبود نمایشگر خود نمایش داده می شوند. جعبه را برای خاموش کردن MathJax از آن جدا کنید. این ویژگی به JavaScript نیاز دارد. برای بزرگنمایی روی فرمول کلیک کنید.
در این مقاله به بررسی تأثیر سرمایه سهم بر عملکرد شرکت ها و همچنین تأثیر اطلاعات حسابداری بر عملکرد بازار شرکت ها و تأثیر اطلاعات قبل از IPO بر قدرت پیش بینی عملکرد شرکت ها پس از یک پیشنهاد عمومی اولیه (IPO) می پردازیم. این تحقیق بر روی نمونه ای از شرکت های IPO که در بورس اوراق بهادار ورشو آغاز می شوند ، انجام شد. این نشان می دهد که درصد زیادی از سرمایه سهم در سهام عدالت باعث کاهش انعطاف پذیری سرمایه می شود اما همچنین می تواند سیگنالی برای بهبود عملکرد بازار شرکت ها باشد. همچنین نشان می دهد که پس از IPO ، بهره وری اطلاعات بازار کاهش می یابد ، به این معنی که از جمله موارد دیگر ، اطلاعات حسابداری قبل از IPO تأثیر ناچیز بر عملکرد بازار شرکت ها پس از IPO دارد.
1. معرفی
ساختار سرمایه معمولاً به معنای ترکیب انواع مختلف منابع تأمین مالی است که یک شرکت در نتیجه تصمیمات خود برای دستیابی به مزایای خاص حفظ می کند (NIU ، 2008). پرکارترین جریان تحقیقات مربوط به ساختار سرمایه مربوط به تأثیر بدهی بر ارزش یک شرکت است. این کار توسط محققان پیشگام مودگلیانی و میلر (1958) آغاز شد ، که ادعا کردند که در شرایط بازار عالی سرمایه ، میزان بدهی بر ارزش یک شرکت تأثیر نمی گذارد. مقاله آنها به انفجار تحقیقات در مورد ساختار سرمایه و تأثیر آن بر دستاوردهای یک شرکت کمک کرده است. این امر منجر به ایجاد نظریه های بسیاری شد ، که از این میان تئوری تجارت ، نظریه نظم ویکرنگ و نظریه نمایندگی از اهمیت ویژه ای برخوردار است. با این حال ، همانطور که Le and Phan (2017) خاطرنشان می کند ، هیچ نظریه ای وجود ندارد که تأثیر بدهی بر عملکرد یک شرکت را به طور کامل توضیح دهد. به گفته آردالان (2017) ، این به دلیل پیچیدگی و تنوع فوق العاده جوامع است که توسط تئوری ها مورد توجه قرار نمی گیرد. از دیگر جنبه های ساختار سرمایه ، به ویژه تأثیر ساختار عدالت بر عملکرد یک شرکت ، علاقه بسیار کمتری به محققان برانگیخته است. به استثنای تأثیر ساختار مالکیت بر عملکرد یک شرکت (Aluchna & Kaminski ، 2017 ؛ Kapopoulos & Lazaretou ، 2007 ؛ Kaserer & Moldenhauer ، 2008 ؛ Krivogorsky & Grudnitski ، 2010 ؛ Maury ، 2006 ؛ Short & Keasey ، 1999) ، آنجاعملاً هیچ تحقیق در این زمینه وجود ندارد. این امر به ویژه در مورد تأثیر سرمایه سهم صادق است ، که دارای ویژگی های ویژه ای است که آن را از انواع دیگر سهام جدا می کند. سرمایه سهم با مفهوم Par Value همراه است ، که بیش از 200 سال از تاریخ دارد و برای مقابله با شیوه های کلاهبرداری که در قرن نوزدهم محبوبیت پیدا کرد پس از انتشار سهامداران از تعهدات خود به شرکت ، ایجاد شده است (کوک ، 1921). مفهوم ارزش از زمان تولد آن مورد انتقاد قرار گرفته است ، زیرا گفته می شود که قادر به محافظت از طلبکاران به طور مؤثر در برابر رفتار فریبنده سهامداران نیست. اگرچه این سنگ به سنگ بنای قوانین بسیاری از کشورها تبدیل شده است ، اما امروز تمایل روشنی برای رها کردن آن وجود دارد ، مگر در اتحادیه اروپا و منطقه اقتصادی اروپا. موقعیت قدرتمندی که در اینجا با مفهوم Par Value برگزار شد ، ناشی از حمایت آن در دستورالعمل دوم شورای 13 دسامبر 1976 است. تجزیه و تحلیل های بعدی ،
مانند گزارش سرمایه اصلاح شده تهیه شده توسط گروه بین رشته ای در زمینه نگهداری سرمایه (ریکفورد ، 2004) و مطالعه امکان سنجی در مورد جایگزینی برای رژیم شرکت سرمایه که توسط KPMG به نمایندگی از کمیسیون اروپا منتشر شده است (KPMG ، 2008) ، مبهم پیدا نکرددلایل رها کردن آن. بنابراین باید انتظار داشت که این مفهوم در قانون بسیاری از کشورها به کار خود ادامه دهد.
تأثیر سرمایه سهم بر دستاوردهای یک شرکت ممکن است ناشی از دو ویژگی مهم باشد. اول ، این سرمایه ای است که شرکت ها باید برای تأمین مطالبات طلبکاران در نظر بگیرند. یک شرکت نمی تواند سرمایه سهم خود را مجدداً توزیع کند و سهام جدید ممکن است با ارزش کمتر از ارزش فروخته نشود. از این رو ماهیت غیرقابل تحمل آن ممکن است در افزایش انعطاف پذیری سرمایه کمک کند و در نتیجه تأثیر منفی بر عملکرد شرکت داشته باشد. از طرف دیگر ، سرمایه سهم می تواند معیار درگیری سهامداران باشد و بنابراین ابزاری برای سیگنالینگ (مولبرت و بیرک ، 2002) برای شرکتی است که مایل به بهبود تصویر خود در بازار سرمایه است.
هدف از این مقاله بررسی این است که آیا این دو ویژگی سرمایه سهم در عملکرد شرکت تأثیر دارند یا خیر. علاوه بر این ، تأثیر اطلاعات حسابداری قبل از IPO بر قدرت پیش بینی کننده نتایج شرکت آینده و همچنین تأثیر اطلاعات حسابداری بر عملکرد بازار شرکت ها بررسی شده است.
در این مقاله ، هدف تحقیق شرکت های IPO است که اولین فعالیت آنها در دوره 1998-2013 در بورس اوراق بهادار ورشو (WSE) صورت گرفت. برای هر شرکت ، نتایج برای یک دوره هفت ساله مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت ، از یک سال قبل از IPO شروع شد و پنج سال پس از IPO به پایان رسید ، به این معنی که دوره تجزیه و تحلیل شامل سالهای 1998-2018 است.
مقاله از چند طریق به ادبیات کمک می کند. اول ، این نشان می دهد که ، اگر سرمایه سهم بخش بزرگی از حقوق صاحبان سهام را تشکیل دهد ، انعطاف پذیری سرمایه را کاهش می دهد و بر اقدامات کارآیی حسابداری ، مانند بازده دارایی (ROA) و بازده سهام (ROE) تأثیر منفی می گذارد. از طرف دیگر ، این نشان می دهد که دلایلی وجود دارد که فکر می کنیم ، وقتی سرمایه سهم بخش بزرگی از حقوق صاحبان سهام را تشکیل می دهد ، تصویر مالی شرکت را بهبود می بخشد و به افزایش عملکرد بازار خود کمک می کند. بنابراین ، این مقاله به تحقیقات در مورد تأثیر حمایت از وام دهنده در جنبه های مختلف عملیات شرکت کمک می کند. در رویکرد سنتی ، حمایت از وام دهندگان از طریق اصل نگهداری سرمایه اجرا می شود ، که رژیم ارزش آن و سرمایه سهام حاصل از آن متعلق است. رژیم ارزش ارزش معمولاً برای وکلا و حسابداران یک مسئله فنی در نظر گرفته می شود ، اما می تواند به طور قابل توجهی بر تأمین اعتبار یک شرکت تأثیر بگذارد (ریکفورد ، 2004). علاوه بر این ، تحقیقات نشان می دهد که حمایت از طلبکار تأثیر بر ساختار سرمایه شرکت ها (چو و همکاران ، 2014) و عملکرد عملیاتی پس از IPO (Espenlaub و همکاران ، 2020) دارد. Espenlaub و همکاران.(2020) لهستان را به عنوان کشوری با حمایت از وام دهنده پایین طبقه بندی کرد و نشان داد که این محافظت تأثیر منفی بر عملکرد عملیاتی پس از IPO دارد. تحقیقات ارائه شده در اینجا نوری جدید بر مکانیسمی که از طریق آن حمایت از طلبکار تأثیر می گذارد بر عملکرد پس از IPO و تأثیر چند جهته سرمایه سهم بر عملکرد و عملکرد بازار بنگاه ها ، که تاکنون به دانش ما گزارش نشده است ، تاکنون در ادبیات گزارش نشده است. بشر
ثانیا ، یافته ها نشان می دهد که می توان در مورد کارآیی اطلاعات بازار و تأثیر اطلاعات حسابداری بر عملکرد بازار در اولین شرکت و در حالی که دفترچه ها منتشر می شوند ، صحبت کنیم. پس از اولین کار ، عملکرد بازار از اصول جدا می شود و عمدتاً با زمان بندی - حال و هوای سرمایه گذاران - تعیین می شود. این مخالف پیش بینی های اونگ و همکاران است.(2020) برای بازار مالزی. بنابراین ، این مقاله دانش جدیدی را در مورد سازوکارهای حاکم بر بازارهای "سرمایه گذار رابطه ای" ارائه می دهد ، که منطقه ای را تشکیل می دهد که هنوز به طور کامل مورد کاوش قرار نگرفته است ، به خصوص در بازارهای نوظهور. رابطه بین اطلاعات حسابداری و عملکرد بازار متعلق به موضوعات گسترده در حسابداری است (چن و ژانگ ، 2007). با این حال ، بیشتر شواهد از بازار ایالات متحده ناشی می شود (Skogsvik ، 2008) ، که نمایانگر یک الگوی "محور بازار" از مدیریت است (Pistor ، 2000 ؛ Roe ، 1993). به گفته گوسلین و همکاران.(2012) ، این نتیجه گیری را تضمین نمی کند که این پدیده ها در همه بازارها یکسان هستند. این مقاله پدیده جدیدی را نشان می دهد که قبلاً گزارش نشده است. اطلاعات حسابداری هنگامی که با سر و صدای مربوط به ورود به بورس اوراق بهادار همراه است ، توسط سرمایه گذاران جذب می شود و وقتی سهام به یکی از بسیاری از اوراق بهادار تبدیل می شود ، دیگر جذب نمی شود.
سوم ، تحقیقات نشان داده است که اطلاعات حسابداری قبل از IPO برای عملکرد بلند مدت شرکت ها (بیش از یک سال) از قدرت پیش بینی بسیار کمی برخوردار است. این پدیده قبلاً توسط Bhabra و Pettway (2003) نشان داده شده است ، اما این مقاله شواهدی را ارائه می دهد که دلایل آن ممکن است راندمان کم اطلاعات بازار و جدا شدن عملکرد بازار از بنیادها در سالهای پس از IPO باشد. این هم برای سرمایه گذاران و هم برای تنظیم کننده های استاندارد از اهمیت بالایی برخوردار است. ایجاد و انتشار استانداردهای بین المللی گزارشگری مالی (IFRSS) با انتظارات زیاد در مورد تأثیر آنها بر عملکرد بازارهای سرمایه همراه است. با این حال ، کار و آزمایش استانداردهای جدید در صورت قطع قیمت سهام از اصول ، بی اثر خواهد بود.
ادامه مقاله به شرح زیر تدوین شده است. بخش 2 مروری بر ادبیات و فرضیه های تحقیق ارائه می کند. بخش 3 داده ها، متغیرها و روش های تحقیق مورد استفاده در این تحقیق را تشریح می کند. بخش 4 نتایج تجربی را ارائه می دهد و بخش 5 نتایج را مورد بحث قرار می دهد و برخی از نکات پایانی را بیان می کند.
2. بررسی ادبیات و فرضیه های تحقیق
2. 1. سرمایه سهام
مفهوم ارزش اسمی بیش از 200 سال پیش به عنوان پاسخی به رفتار متقلبانه سهامداران پس از رهایی آنها از مسئولیت شخصی در قبال تعهدات شرکت تصور شد. مفهوم ارزش اسمی شامل تخصیص ارزش اسمی به هر سهم است که منعکس کننده پرداخت های نقدی یا دارایی های ارائه شده توسط هر سهامدار است (هو و لان، 1999). سرمایه سهام را می توان اولین سرمایه قانونی در نظر گرفت زیرا اصل حفظ سرمایه ایجاد شده برای محافظت از طلبکاران شرکت در برابر خطر اضافی مربوط به مسئولیت محدود سهامداران در قبال بدهی های شرکت را آغاز کرد (Armour, 2000). سرمایه قانونی نقش مشابهی را برای طلبکاران به عنوان یک بالشتک مالی ایفا می کند که به همان شیوه ای که مقررات کفایت مالی برای مؤسسات مالی عمل می کند (باشنر، 2009؛ هندشین، 2012).
سرمایه حقوقی از آغاز آن مورد انتقاد قرار گرفته است. Enriques and Macey (2001) معتقدند که اصل تأمین سرمایه هیچ فایده ای برای طلبکاران به همراه ندارد. در مقابل ، در بعضی موارد حتی به آنها آسیب می رساند. در نتیجه ، بارهای همراه این اصل بر روی شرکت ها و جوامع کاملاً غیرقانونی است. نویسندگان متقاعد شده اند که حفظ این اصل در حقوق اروپا ، با وجود ناکارآمدی آن ، فقط به دلیل تأثیر گروه های ذینفع که از عملکرد سرمایه حقوقی بهره مند می شوند ، نتیجه می گیرد. این موارد شامل هیئت مدیره مدیریت فعلی است که نماینده منافع کنترل سهامداران ، افسران حسابداری ارائه خدمات ارزیابی سهم مورد نیاز و وکلا در کمک به مدیران در حرکت در پیچ و خم قوانین غیر ضروری در مورد سرمایه حقوقی است. علاوه بر این ، هو (2017) ادعا می کند که اصل نگهداری سرمایه به کاهش انعطاف پذیری ساختار مالی کمک می کند و آن را با رویه های دست و پا گیر می کند که شرکت ها را وادار به پرداخت "گزارش های بی فایده متخصص و مشاوره حقوقی" می کند (ص 19). به همین ترتیب ، مولبرت و بیرک (2002) فکر می کنند که ابزار حفظ سرمایه برای حمایت از طلبکاران اندک است ، و یک احتمال غیرمستقیم وجود دارد که این اصل بیشتر از خیر آسیب می رساند. به نوبه خود ، Mwenda (1999) اظهار داشت که ارزش دارایی ها ممکن است با گذشت زمان افزایش یا کاهش یابد و به همین دلیل ، این مقدار مطابق با ارزش سرمایه سهم در اصل است. بنابراین ، هرگونه ارزش سهام مبتنی بر پول به عنوان سیگنال برای بازار در مورد ارزش سهام در سهام شرکت معمولاً داستانی است و ممکن است هم بی معنی و هم گمراه کننده باشد. بنابراین ، بر خلاف Bebchuk (1992) ، HO (2017) متقاعد شده است که در دنیای واقعی ، طلبکاران به سرمایه های قانونی نگهداری می شوند ، که باید ارزش وثیقه را منعکس کند ، زیرا آنها اغلب با میثاق از منافع خود محافظت می کنند.
با این حال ، نویسندگانی نیز وجود دارند که مزایای اصل حفظ سرمایه را می بینند. Bonbright (1924) خاطرنشان می کند که ارزش PAR نشان دهنده ارزش یک شرکت در معرض تغییر مداوم نیست و نمی تواند بر اساس گواهینامه های سهم تعیین شود. این فقط منعکس کننده سرمایه ای است که سهامداران موافقت کرده اند تا مشارکت کنند. علاوه بر این ، پنینگتون (1990) تأکید می کند که هنگام تعیین حق رأی در یک جلسه عمومی یا تعیین مبالغ ناشی از سهامداران ممتاز در صورت انحلال یک شرکت ، مفهوم ارزش ارزش در هنگام اعلام سود سهام به عنوان درصد از ارزش ، مفید است. بشربه گفته مولبرت و بیرک (2002) ، مهمترین تأثیر مثبت اصل نگهداری سرمایه ، محدود کردن اقدامات مضر برای طلبکاران با توزیع سرمایه ، به ویژه از طریق "توزیع های پنهان" است. بنابراین ، اصل حفظ سرمایه می تواند راهی برای کاهش فرصت طلبی پس از پیمانکاری توسط سهامداران باشد (Armor ، 2000) و می توان از همان مکانیسم برای کاهش درگیری آژانس استفاده کرد (Panetsos ، 2016). به عنوان مثال ، همانطور که توسط Boubakri و Ghouma (2010) گزارش شده است ، میثاق ممکن است در محافظت از طلبکاران در صورتی که صاحبان نهایی خانواده باشند ، بی اثر باشند. کاسینو و همکاران.(2013) طرفداران یک مدل حسابداری قاره ای هستند که بر طلبکاران متمرکز است و به گزارش دهی بسیار رمزگذاری شده نیاز دارد (Joos & Lang ، 1994) ، و شواهد تجربی از اروپا نشان می دهد که طلبکاران ارزیابی حسابداری محافظه کارانه را ترجیح می دهند. مولبرت و بیرک (2002) اظهار داشتند که سهم مقدار قابل توجهی از سرمایه توسط سهامداران این سیگنال را ارسال می کند که سهامداران به شرکت خود اطمینان دارند و قصد دارند برای موفقیت در سرمایه گذاری تلاش کنند. ما فرضیه زیر را تدوین می کنیم:
H1: Capital Capital یک ابزار سیگنالینگ مؤثر است که به بهبود عملکرد بازار شرکت ها کمک می کند.
2. 2انعطاف پذیری سرمایه
«انعطاف پذیری مالی به عنوان توانایی شرکت برای استفاده (کنار آمدن با) یک شوک مثبت (منفی) در مجموعه فرصت های سرمایه گذاری خود تعریف می شود» (لامبرینوداکیس و همکاران، 2019، ص 2). مدیران با پیش بینی فرصت های سرمایه گذاری آتی، سعی می کنند شرکت ها را برای شوک سرمایه گذاری مورد انتظار آماده کنند. آنها با اقدام پیشگیرانه، بدهی خود را کاهش می دهند تا در آینده ظرفیت بدهی بیشتری داشته باشند. دی آنجلو و همکاران(2011) این را با هزینه کمتر بدهی نسبت به حقوق صاحبان سهام توجیه می کند. به نوبه خود، جمع آوری و نگهداری وجه نقد تأثیر منفی بر ارزش دارد. مطالعات نظرسنجی انجام شده توسط گراهام و هاروی (2001)، بنسل و میتو (2004) و برونن و همکاران.(2006) نشان می دهد که به دست آوردن انعطاف پذیری سرمایه عامل بسیار مهمی در تعیین سیاست های مالی شرکت ها در ایالات متحده و اروپا است. ما فرض می کنیم که حقوق صاحبان سهام می تواند ابزاری برای دستیابی به انعطاف پذیری مالی باشد، چه با تخصیص آن به بازپرداخت بدهی یا با تأثیرگذاری بر اعتبار. بنابراین، اگر سرمایه سهام غیرقابل تعرض سهم زیادی در حقوق صاحبان سهام داشته باشد، سودمندی حقوق صاحبان سهام به عنوان ابزاری در شکل دهی انعطاف پذیری مالی کاهش می یابد (هو، 2017). این در مطالعه بانسل و میتو (2004) پیشنهاد شده است، که نشان دادند تلاش ها برای حفظ انعطاف پذیری مالی در کشورهایی با سیستم های بانک محور که از یک مدل حسابداری قاره ای استفاده می کنند که عمدتاً بر ارزش گذاری وثیقه برای وام دهندگان متمرکز است، بیشتر است. نتایج برونن و همکاران.(2006) همچنین نشان می دهد که انعطاف پذیری مالی توسط تئوری دستور نوکی هدایت نمی شود. در رابطه با موارد فوق فرضیه زیر را بیان می کنیم:
H2: سرمایه سهام ساختار مالی را غیر قابل انعطاف می کند.
2. 3. قدرت پیش بینی اطلاعات از قبل از IPO در عملکرد پس از IPO
در مورد سایر بازارها، توسط Skogsvik (2008) و Skogsvik and Skogsvik (2010) برای سوئد توسط Alexakis و همکاران تایید شد.(2010) برای یونان، توسط چانگ و کیم (2001) برای کره، و توسط Goslin و همکاران.(2012) برای نیوزیلند. برای بازارهای نوظهور، به استثنای برخی استثناها (به عنوان مثال، نیجریه؛ Ajekwe & Ibiamke، 2018)، تحقیقات در این زمینه بسیار کمیاب است. بنابراین، همانطور که توسط Goslin و همکاران تاکید شده است.(2012)، شواهد بیشتری از کشورهای مختلف برای نتیجه گیری در مورد مشترک بودن رابطه بین اطلاعات حسابداری و بازده حقوق صاحبان سهام مورد نیاز است. همانطور که وودلی و همکاران از اهمیت بیشتری برخوردار است.(2011) نشان داد که این رابطه ممکن است در طول زمان تغییر کند.
لهستان متعلق به بازارهای "سرمایه گذار رابطه ای" است که با کنترل از طریق ائتلاف بانکها ، نهادها ، خانواده ها و سهام بین شرکتها مشخص می شود. بسیاری از شرکت ها نیز متعلق به موسسات دولتی و دولتی هستند. چنین بازارها ممکن است رفتار سرمایه گذار متفاوتی داشته باشند ، همانطور که گوسلین و همکاران.(2012) برای نیوزیلند پیش بینی شده است. این پیش بینی توسط تحقیقات انجام شده توسط مورک و همکاران پشتیبانی می شود.(2000) ، که نشان داد ، در بازارهای نوظهور مانند لهستان ، بورس اوراق بهادار پردازنده های ضعیفی از اطلاعات اقتصادی است و قیمت سهام به طور خاص رفتار نمی کند. برخی از نویسندگان همچنین اظهار داشته اند که گزارشگری مالی در کشورهای در حال توسعه از کیفیت کمتری برخوردار است و از نظر ارزش سهام نسبت به آنچه در کشورهای عادی وجود دارد ، اهمیت کمتری دارند (Ball ، 2006 ؛ Ball et al. ، 2000). علاوه بر این ، تقریباً تمام مطالعات ذکر شده در رابطه کوتاه مدت (یک سال) متمرکز شده است ، در حالی که مطالعات مجرد (Bhabra & Pettway ، 2003) این رابطه را در دراز مدت تأیید نکرده اند. ما فرض می کنیم که اگر اطلاعات حسابداری جاری بر ارزیابی سهام جدید تأثیر بگذارد ، به این معنی است که برای سرمایه گذاران ، مبنای ارزیابی آنها ارزش اساسی است که در دراز مدت تحقق می یابد. بنابراین ، ما فرضیه زیر را تدوین می کنیم:
H3: اطلاعات مؤثر بر ارزیابی موضوعات جدید پیش بینی کننده خوبی برای موفقیت های آینده یک شرکت است.
3. نمونه توضیحات و روشهای تحقیق
3. 1نمونه
بازار رمزارزها...
ما را در سایت بازار رمزارزها دنبال می کنید
برچسب :
نویسنده : محمود کیانوش
بازدید : <-PostHit->
تاريخ : چهارشنبه
31 خرداد
1402 ساعت: 16:49