بسیاری از معامله گران به سرعت تصدیق می کنند که علیرغم آشنایی با استراتژی های برنده، سیستم ها و تکنیک های مدیریت پول، موفقیت معاملات به وضعیت روانی شما بستگی دارد. اگر معامله گری هستید که تازه شروع به کار کرده اید، اعتماد اولیه را از کجا پیدا می کنید؟چگونه بدون حفاری عمیق تر در حفره ها، با زمان های سقوط کنار می آیید؟اگر در یک سوراخ هستید، چگونه می توانید راه خود را به عقب برگردانید؟معامله گران باتجربه چگونه از سقف سودآوری که سال های اولیه معاملات آنها را محدود می کند عبور می کنند و زندگی واقعاً شگفت انگیزی دارند؟
تجارت یک رشته عملکرد محور است. استرس و فشارهای روانی می تواند بر توانایی شما برای عملکرد تأثیر بگذارد و بر روی نتیجه شما تأثیر بگذارد. بسیاری از چیزهایی که در مورد دستیابی به اوج عملکرد در کسب و کار و ورزش آموخته شده است را می توان در معاملات به کار برد. اما قبل از بررسی برخی از این عوامل، اجازه دهید ابتدا روش هایی را بررسی کنیم که تجارت با سایر مشاغل متفاوت است.
- عقل هیچ ربطی به توانایی شما به عنوان یک معامله گر ندارد. موفقیت تابع این نیست که چقدر باهوش هستید یا اینکه چقدر خودتان را از نظر تحصیلی به کار گرفته اید. پذیرش این امر در جامعه ای که به عقل اهمیت می دهد دشوار است.
- هیچ مشتری یا مشتری خوبی هر روز در تجارت شما ایجاد نمی شود. روابط با مشتری که به طور سنتی در مشاغل آمریکایی مهم است، ارتباط چندانی با سودآوری یک معامله گر ندارد. هر روز یک لوح پاک است.
- اخلاق کاری سنتی 8-5 در این تجارت اعمال نمی شود! یک معامله گر می تواند تمام روز را جلوی یک صفحه نمایش بنشیند تا یک الگوی قابل تشخیص رخ دهد و هیچ اتفاقی نیفتد. وسوسه ای برای انجام معاملات حاشیه ای وجود دارد تا یک معامله گر احساس کند در حال انجام کاری است. همچنین این معضل وجود دارد که ساعت ها تحقیق مداوم انجام دهید، چیزی برای نشان دادن آن نداشته باشید، و برای کار انجام شده دستمزد نگیرید. با این حال، اگر یک معامله گر بیش از حد سخت کار کند، در معرض خطر فرسودگی قرار می گیرد. و در مورد آن ماه هایی که 19 روز از 20 روز سودآور است، اما معامله گر همه آن را در یکی دو روز بد پس می دهد چطور؟چگونه یک معامله گر می تواند بهره وری خود را در این شرایط محاسبه کند؟
- اگر می خواهید وقت ، انرژی و احساسات را برای توسعه یک سرمایه گذاری در تجارت سرمایه گذاری کنید و در آخرین لحظه از آن حمایت کنید ، این یک شکست محسوب می شود. با این حال ، شما باید بتوانید زمان و انرژی را برای تحقیق در مورد یک ایده تجارت سرمایه گذاری کنید ، اما هنوز هم می توانید در آخرین لحظه نظر خود را تغییر دهید. شرایط بازار تغییر می کند ، و انتظار نمی رود که همه متغیرها را با دوراندیشی پیش بینی کنیم. خارج شدن از تجارت بد تنها با ضرر کوچک باید یک موفقیت بزرگ در نظر گرفته شود! تعریف یک معامله گر موفق چیست؟او باید نسبت به خودش احساس خوبی داشته باشد و از انجام بازی لذت ببرد. شما می توانید سالانه چند معاملات کوچک در سال به عنوان سرگرمی انجام دهید ، سود بسیار متوسطی کسب کنید و به دلیل تفریح بسیار موفق باشید. همچنین معامله گران تهاجمی وجود دارند که سالهای زیادی را پشت سر گذاشته اند ، اما در نهایت منفجر شدن ، سلامتی خود را خراب می کنند یا زندگی بدبختانه را از تمام استرس هایی که خودشان تحت تأثیر قرار داده اند ، رهبری می کنند.
اصول عملکرد اوج
اولین اصل عملکرد اوج ، سرگرمی و اشتیاق اول است. فشارهای عملکرد را از سر خود خارج کنید. آمار ، درصد بازده ، نسبت های برنده/از دست دادن و غیره را فراموش کنید. بازیگران کف در طی یک روز ده ها تجارت را خراش می دهند ، اما تمام آنچه مهم است این است که آیا آنها در پایان ماه حضور دارند.
در مورد تلاش برای پیروزی در بازی فکر نکنید-این مربوط به هر رشته ورزشی یا عملکردی است. در این فرآیند ، تکنیک ، لحظه ، ضرب المثل در اینجا و اکنون درگیر شوید.! یک معامله گر باید بر عملکرد قیمت فعلی بازار متمرکز شود. یک قیاس خوب یک تنیسور حرفه ای است که فقط روی نقطه مورد نظر تمرکز می کند. او احتمالاً نیمی از امتیازاتی را که بازی می کند از دست می دهد ، اما به خودش اجازه نمی دهد نگران این باشد که آیا او یک مجموعه را پایین می آورد یا نه. او باید این اطمینان را داشته باشد که با تمرکز بر تکنیک هایی که در عمل روی آن کار کرده است ، نقاط قوت در بازی او غالب خواهد شد و او قادر خواهد بود حریف خود را پیشی بگیرد.
دومین اصل اوج عملکرد، اعتماد به نفس است. در خودتان، روش شناسی و توانایی تان برای موفقیت. برخی افراد به طور طبیعی با اعتماد به نفس متولد می شوند. افراد دیگر می توانند موفقیت را از حوزه دیگری در زندگی خود ترجمه کنند. شاید آنها در ورزش، موسیقی، یا دانشگاهی خوب بودند. همچنین روش قدیمی «کار سخت» برای جلب اعتماد وجود دارد. با تحقیق و توسعه سیستم ها یا روش های مختلف شروع کنید. در ساعات بک تست قرار دهید. سیستم ها را به گونه ای تغییر دهید که آنها را متعلق به خود کنید. نمودارها را تا زمانی مطالعه کنید که هر نوسان مهم بالا یا پایین را به خاطر بسپارید. اعتماد به نفس ناشی از توسعه روشی است که شما به آن اعتقاد دارید.
روی شرایط فنی تمرکز کنید. یک برنامه بازی مشخص داشته باشید. به CNBC، کارگزار یا دوست خود گوش ندهید. شما باید تجزیه و تحلیل خود را انجام دهید و به برنامه بازی خود اطمینان داشته باشید تا یک معامله گر موفق باشید.
زمانی که بازارها بسته هستند تحلیل کنید. وظیفه شما در طول روز نظارت بر بازارها، انجام معاملات و مدیریت موقعیت ها است. معامله گران باید مانند خلبانان جنگنده باشند - سریع تصمیم بگیرند و بازتاب های سریع داشته باشند. نقشه حمله آنها از قبل تعیین شده است، با این حال آنها باید آماده باشند تا ماموریت خود را در هر مرحله از بازی متوقف کنند.
همانطور که باید برد را از ذهن خود دور کنید، باخت را نیز باید به سرعت حذف کنید. یک معامله بد به این معنی نیست که روز خود را به باد داده اید. به سرعت از شر مشکل خلاص شوید و شروع به بازگرداندن پول کنید. مثل تقلب در رژیم غذایی است. شما نمی توانید آسیب وارد شده را خنثی کنید. با این حال، این بدان معنا نیست که شما کل رژیم غذایی خود را به باد داده اید. به مسیر خود برگردید و به خوبی پیش خواهید رفت.
برای این موضوع، هر چه بهتر بتوانید احساسات را از روز خود حذف کنید، وضعیت بهتری خواهید داشت. مقدار معینی از جدا شدن دوز سالمی از عینیت را اضافه می کند.
تجارت یک تجارت عالی است زیرا بازارها در پایان روز بسته می شوند (حداقل برخی از آنها). این به شما یک نقطه صفر می دهد که از آن روز بعد شروع کنید - یک صفحه تمیز. هر روز یک روز جدید است. فراموش کنید که هفته قبل چگونه عمل کرده اید. آنچه مهم است این است که چگونه امروز انجام می دهید!
گاهی اوقات آنچه در طول روز اتفاق می افتد به شناخت خود بستگی دارد. آیا آرام هستید یا حواس شما پرت شده است؟آماده ای یا نه؟اگر نمی توانید آن روز معامله کنید، این کار را نکنید!- و دلایل چرایی یا عدم آن را بیش از حد تحلیل نکنید. آیا روانکاوی دوران کودکی شما به تجارت شما کمک می کند؟مزخرف!
سومین ماده مهم برای دستیابی به عملکرد اوج نگرش است. نگرش این است که شما چگونه با موقعیت های منفی اجتناب ناپذیر که در بازارها رخ می دهد برخورد می کنید. نگرش همچنین نحوه برخورد روزانه ، 2 قدم ثابت و 2 قدم به عقب است. هر حرفه ای اوقات طولانی مسطح را پشت سر گذاشته است. ریزشها برای ماندن در بالای بازی خود 100 ٪ از زمان اجتناب ناپذیر است. هنگامی که خود را از یک سوراخ بیرون کشیدید ، مهم نیست که چقدر طول بکشد ، می دانید که می توانید دوباره این کار را انجام دهید. اگر یک بار کاری انجام داده اید ، این یک عمل قابل تکرار است. این دانش یک سلاح قدرتمند است و می تواند شما را به یک معامله گر بسیار قوی تر تبدیل کند.
معاملات خوب همیشه نتیجه نمی گیرد. تجارت خوب شخصی است که به نفع خود احتمال دارد ، اما این بدان معنی نیست که همیشه نتیجه خواهد گرفت. افرادی که در تئوری بازی پیشینه دارند ، این را به خوبی درک می کنند. آمار فقط هنگام نگاه به رشته ای از اعداد معنی دار است. به عنوان مثال ، در فوتبال حرفه ای ، هر نمایشنامه ای به دست نمی آورد. برای انجام بازی های پلی آف ، چه درصد از بازی ها را برای برنده شدن نیاز دارید؟این تعداد بسیار کوچکتر از آن است که بیشتر ما حاضریم در نسبت های پیروزی/ضرر خودمان را بپذیریم!
در اینجا یک سؤال جالب وجود دارد: آیا باید از نظر منطقی یا روانشناختی به تجارت نگاه کنید؟به عبارت دیگر ، آیا باید هر تجارت به شایستگی های خود بایستد؟از لحاظ تئوریکی ، بله ، اما در زندگی واقعی همیشه اینگونه کار نمی کند. یک معامله گر بسته به اینکه آیا تجارت قبلی برنده بوده یا یک بازنده است ، موقعیت متفاوتی را مدیریت می کند.
چگونه کسی می داند چه موقع از تجارت خوب سود می برد؟ابتدا باید از خود بپرسید که می خواهید چقدر حریص باشید ، یا می خواهید چقدر پول بدست آورید؟و همچنین ، آیا الگوی شما "سود درک شده" یا سطح عینی دارد؟چرا ما می شنویم که معامله گران برنده موفق خیلی زودتر از این که به زودی از معاملات بد خارج نشوید ، از تجارت خوب خیلی زود شکایت می کنند؟یک عبارت قدیمی وجود دارد: "سود مانند مارماهی است ، آنها از بین می روند."
معامله گران موفق بسیار دفاعی از سرمایه خود هستند. آنها به مراتب بیشتر از تجارت خارج می شوند که بلافاصله کار نمی کند تا اینکه به آن شک و تردید بدهد. بهترین معاملات بلافاصله کار می کنند!
خوب. در واقع ، هر معامله گر تجارت سرسخت و از دست دادن بزرگی را انجام داده است. اگر واقعاً در ترشی گرفتار شده اید چه می کنید؟اولین چیز ارائه "دعای به خدایان" است. این بدان معنی است که بلافاصله از نیمی از موقعیت خود خلاص شوید. اندازه را کاهش دهید. درست از خفاش که به جای یخ زدن اقدام می کنید. شما خطر خود را کاهش می دهید و تعادل روانشناختی را به یک وضعیت برنده منتقل کرده اید. اگر بازار به اطراف تبدیل شود ، شما هنوز بخشی از موقعیت خود را دارید. اگر علیه شما ادامه یابد ، ضرر شما قابل کنترل تر خواهد بود. معمولاً متوجه خواهید شد که آرزو می کنید از کل موقعیت به ترتیب اول خارج شوید ، اما همه قادر به انجام این کار نیستند.
در یک کنفرانس سالانه تکنسین بازار ، یک معامله گر مشهور صحبت می کرد و شخصی در تماشاگران از او سؤال می کرد که وقتی او تجارت وحشتناکی را از دست داد ، چه کاری انجام داد. او پاسخ داد كه وقتی شکمش شروع به صدمه دید ، "آنها را به همراه همه افراد در كمتر از بین می برد."نکته این است که همه اشتباه می کنند ، اما دیر یا زود شما باید از آن موقعیت از دست دادن نامطبوع خارج شوید.
معاملات "احساس خوب" کمک می کند تا یک بازی را به بازی برگرداند. خوب است که روز را با یک پوست سر برنده شروع کنید. تمایل دارد در تجارت بعدی اتاق تنفس بیشتری به شما بدهد. روانشناسی روز بلافاصله به نفع شما تغییر می کند. به همین دلیل است که خلاص شدن از از دست دادن معاملات روز گذشته بسیار مهم است. بنابراین لازم نیست صبح اول با آنها سر و کار داشته باشید. این معمولاً زمانی است که فرصت انتخاب است و شما می خواهید برای استفاده از آن آماده باشید.
یک پوست سر کوچک سودآور ساده ترین تجارت است. کل راز این است که در اسرع وقت وارد شوید و از بازار خارج شوید. در جهت آخرین فشار یا انگیزه بازار وارد شوید. هرچه مدت زمانی که هستید کوتاه تر بازار است ، تجارت برنده آسان تر است. البته ، این استراتژی ساختن یک پوست سر کوچک به اندازه کافی قابل توجه نیست تا بتواند زندگی خود را انجام دهد ، اما به یاد داشته باشید که شیء شروع روز از پای راست است.
اگر به طور مداوم از یک روش (کلمه کلیدی) پیروی می کنید و درآمد کسب می کنید، چگونه پول بیشتری به دست می آورید؟شما باید تعداد واحدهای معامله شده را بدون افزایش اهرم افزایش دهید. به عبارت دیگر، سعی نکنید به تجارت بزرگتر بروید، در عوض، قراردادهای بیشتری را معامله کنید. فقط کمی طول می کشد تا حساب خود یا میزان سرمایه تحت مدیریت خود را ایجاد کنید. اهرم مناسب می تواند کلید موفقیت و طول عمر شما در این تجارت باشد. اکثر معامله گرانی که با مشکل مواجه می شوند، معامله بسیار بزرگی دارند. اندازه روی عینیت شما تأثیر می گذارد. هدف اصلی شما باید ماندن در بازی باشد.
اکثر مردم وقتی تحت فشار هستند واکنش متفاوتی نشان می دهند. آنها بیشتر احساساتی یا واکنشی هستند. آنها دچار تنش می شوند و قضاوت اغلب مختل می شود. بسیاری از ورزشکاران با استعداد نمی توانند آن را قطع کنند زیرا وقتی فشار زیاد است خفه می شوند. شما می توانید یک تحلیلگر باهوش باشید اما یک معامله گر بدجنس. ثبات به مراتب مهمتر از درخشندگی است. فقط برای ثبات کاری که انجام می دهید تلاش کنید و انتظارات عملکرد را کنار بگذارید.
استاد بازی
آخرین کلید برای دستیابی به تسلط ذهنی بر بازی این است که باور داشته باشید که واقعاً می توانید آن را انجام دهید. هر کسی می تواند یک معامله گر موفق باشد اگر واقعاً باور داشته باشد که می تواند باشد. شما باید به قدرت باور ایمان داشته باشید. اگر منزوی شکاک هستید یا به خود شک دارید، با تظاهر به این که باور دارید می توانید آن را انجام دهید، شروع کنید. به خودتان بگویید که حتی اگر پنج سال طول بکشد، موفق خواهید شد. اگر اراده یک نفر به اندازه کافی قوی باشد، همیشه راهی پیدا خواهد کرد.
اگر به خودتان اعتراف می کنید که واقعاً اراده ای برای برنده شدن در این بازی ندارید، سعی نکنید معامله کنید. از دست دادن پول زیاد بسیار آسان است. بسیاری از مردم فکر می کنند که از تجارت لذت خواهند برد در حالی که واقعاً این کار را نمی کنند. گاهی اوقات خسته کننده است، در طول روز تنها است، از نظر ذهنی تلاش می کند، با ساختار یا امنیت کمی. بازارها یک زمین بازی منطقی یا منصفانه نیستند. اما ناکارآمدی ها و الگوهای متعددی وجود دارند که آماده بهره برداری هستند و همیشه وجود خواهند داشت.
بازار رمزارزها...
ما را در سایت بازار رمزارزها دنبال می کنید
برچسب :
نویسنده : محمود کیانوش
بازدید : <-PostHit->
تاريخ : چهارشنبه
16 فروردين
1402 ساعت: 11:57