مکاتبات آدرس به Ivo Vlaev ، گروه روانشناسی ، کالج دانشگاه لندن ، لندن ، WC1H 0AP ، انگلستان ، ku. ca. lcu@vealv. i ، یا به بن سیمور ، گروه ویکولکودیک علوم اعصاب ، کالج دانشگاه لندن ، 12 میدان ملکه، لندن WC1N 3BG ، انگلستان ، ku. ca. lcu. noi. lif@ruomyesb.
چکیده
برآورد ارزش مالی درد ، مسائل را به همان اندازه متنوع به قیمت بازار مسکن ها ، مقرون به صرفه بودن درمان های بالینی ، جبران خسارت و پاسخ به خطرات عمومی نشان می دهد. فرض بر این است که چنین ارزیابی هایی منعکس کننده تجارت پایدار بین تسکین ناراحتی و پول است. در اینجا ، با استفاده از یک آزمایش بازار درمانی مبتنی بر حراج ، ما نشان می دهیم که قیمتی که مردم برای تسکین درد می پردازند ، با توجه به شدت محلی بازار ، یعنی با شدت های اخیر یا درآمد یکبار مصرف (اما نه ثروت کلی ، تعیین می شود.). عدم وجود یک معیار ارزیابی پایدار نشان می دهد که رفتار پویا بازارهای بهداشتی از رفتار استاتیک افراد قابل پیش بینی نیست. نتیجه می گیریم که نتایج به دنبال پویایی مدل های سازگاری با تئوری اقتصادی است ، و بنابراین ، این مطالعه اولین مبنای علمی را برای این نوع مدل سازی ترجیح فراهم می کند.
پیوستن به ارزش اقتصادی به حالتهای بدی و علائم بالینی برای اقتصاد بهداشتی اساسی است. در بیشتر موارد ، هزینه تسکین رنج باید به نوعی در برابر میزان رنج تسکین یافته متعادل شود. نظریه های اقتصادی ارزیابی به طور کلی فرض می کنند که قیمت چنین کالاهایی از ارزشهای اساسی واقعی حاصل می شود. فرض بر این است که مردم ترجیحات درون زا قوی دارند که امکان تجارت بین کالاها ، از جمله مسکن و پول را فراهم می کند (شفر و لبوف ، 2002). با این حال ، اعتبار این فرض و کاربرد آن در محصولات بهداشتی به طور فزاینده ای مورد سؤال قرار می گیرد ، و برخلاف یک امکان جایگزین نوظهور که ترجیحات حساس است ، و به طور قابل پیش بینی اینگونه قرار گرفته است. فقدان مقادیر اساسی پایدار این احتمال را ایجاد می کند که مصرف کنندگان در برخی از بازارها ممکن است ، همانطور که اسکار وایلد (1892/1967) در مورد بدبینان اظهار داشت ، می داند "قیمت همه چیز و ارزش هیچ چیز" (ص 329).
در واقع ، آزمایش های روانشناختی نشان می دهد که داوری های حسی از بزرگی و احتمالات نسبت به سایر رویدادهای با تجربه اخیراً انجام می شود و به مقیاس مطلق محدود نمی شوند (لمینگ ، 1997 ؛ استوارت ، براون ، و چاتر ، 2005). قیمت های فرضی که شرکت کنندگان آزمایشی می گویند که آنها مایل به پرداخت هزینه برای جلوگیری از نتیجه منفی هستند ، به طور معمول نسبت به لنگر قیمت های تصادفی مغرضانه هستند (در این سؤال آورده شده است ، اما حتی گاهی اوقات به صراحت از شماره تأمین اجتماعی شخص مشتق شده است ، همانطور که توسط Ariely ، Loewenstein ، و Prelec نشان داده شده است.، 2003). این یافته ها با این ایده طنین انداز است که یک گزینه در یک مجموعه انتخاب ممکن است نحوه قضاوت گزینه دیگری را تغییر دهد و به طور گسترده تر این ایده را برانگیخته است که ترجیحات به جای اینکه فاش شود ، با توجه به گزینه های برجسته در هر موقعیت جدید ساخته می شود (Slovic ، 1995).
با این حال ، این نتیجه گیری ممکن است زودرس باشد ، زیرا قابل تصور است که اگر مردم از قبل قیمت آن را می دانند ، نیازی به دانستن ارزش چیزی ندارند. مطالعات موجود ، تشکیل اولویت را در ریشه خود آزمایش نکرده است ، جایی که اطلاعات قیمت قبلی در دسترس نیست - برای مثال ، وقتی افراد برای اولین بار محرک یا رویدادها را تجربه می کنند و برای به دست آوردن یا جلوگیری از این تجربه در آینده باید پرداخت کنند. در واقع ، چنین سناریویی تقریب نزدیکی به رفتار مصرف کننده در بسیاری از زمینه های بهداشتی است ، جایی که احتمالاً درد یا علائم بیماری احتمالاً وقایع جدیدی را نشان می دهد. مشاهده اثرات نسبیت گرایانه در این زمینه حاکی از آن است که قیمت مصرف کنندگان ممکن است با تجربیات فعلی یا اخیر به جای ارزشهای اساسی پایدار ، به طور قابل توجهی تعیین شود ، که این امر باعث ایجاد چالش های واقعی برای اقتصاد بهداشتی می شود.
ما یک بازار آزمایشی طراحی کردیم که در آن شرکت کنندگان سالم می توانند برای جلوگیری از محرک الکتریکی دردناک ، پول خود را بپردازند. استفاده ما از شوک های الکتریکی مبتنی بر این ایده بود که آنها به طور کلی در زندگی روزمره با آنها روبرو نمی شوند (یعنی ، آنها نمی توانند به هیچ کالا یا قیمت موجود مربوط شوند) ، و از این رو نمی توان اطلاعات مربوط به قیمت قبلی را در ارزیابی آنها تحمل کرد. علاوه بر این ، یک شوک دردناک بلافاصله مورد ارزیابی و "مصرف" قرار می گیرد ، به طور مداوم به عنوان بد در مورد شرکت کنندگان مورد قضاوت قرار می گیرد ، و در طول یک آزمایش تا حد زیادی در برابر عادت مقاوم است. سرانجام ، نوروفیزیولوژی اساسی درد ناشی از شوک به خوبی درک شده است ، و خصوصیات عاطفی (ناخوشایند هیدونیک) درد از خواص حسی آن جدا می شود (شدت ، مکان و غیره. ؛ خواننده و همکاران ، 2004). همچنین توجه داشته باشید که درد فازی (درد که در فواصل زمانی کوتاه متفاوت است) در تحقیقات درد آزمایشگاهی ، در حیوانات و انسان ها ، با هدف نهایی درمان درد مزمن استفاده می شود (مک ماهون و کولتزنبورگ ، 2005). اکثریت قریب به اتفاق تحقیقات در مورد درد مزمن (به عنوان مثال ، سرطان) شامل آزمایشات محرک های مضر فازی ، با انسان و حیوانات است. این امر به این دلیل نیست که مردم تفاوت بین درد فازی و مزمن (کاملاً برعکس) را تشخیص نمی دهند ، بلکه به این دلیل که دلایل روش شناختی و اخلاقی متعددی برای عدم انجام مطالعات آزمایشگاهی بدبختی مزمن وجود دارد.
در آزمایش ما ، شرکت کنندگان یک شوک الکتریکی واحد دریافت کردند و از آنها خواسته شد تا تصمیم بگیرند که چقدر حاضر به پرداخت هزینه هستند ، از یک موقوفه پولی اولیه برای آن آزمایش ، برای جلوگیری از 15 شوک اضافی. اگر این پیشنهاد بیش از قیمت بازار به طور تصادفی تعیین شده بود ، اجتناب در قیمت بازار "خریداری می شد". در غیر این صورت ، موقوفه نگه داشته شد و هر 15 شوک باید تحمل شوند (شکل 1A را ببینید). این وضعیت مشابه خرید تسکین درد در حراج قیمت دوم رایانه ای بود (Becker ، Degroot ، & Marschak ، 1964) و استراتژی منطقی این بود که ترجیحات واقعی شخص را آشکار کند. این نکته با دقت برای هر شرکت کننده توضیح داده شد. شرکت کنندگان 60 کارآزمایی را انجام دادند که در آن هم شدت شوک و هم موقوفات پولی متنوع بودند.

کار تجربی: (الف) دنباله آزمایش و (ب) گروه بندی سطح درد. در هر محاکمه (الف) ، شرکت کنندگان ابتدا موقوفه مالی را برای آن محاکمه دیدند و سپس نمونه ای از شوک الکتریکی دردناک ، با شدت کم ، متوسط یا زیاد دریافت کردند.(شرکت کنندگان آگاه نبودند ، و همچنین گزارش دادند که این درد همیشه در یکی از سه سطح گسسته است.) آنها سپس حداکثر قیمت خود را برای پرداخت هزینه برای جلوگیری از 15 شوک اضافی انتخاب کردند. حداکثر قیمتی که می توانستند ارائه دهند ، موقوفه کامل آنها بود ، که به صورت محاکمه به صورت محاکمه داده می شد (به گونه ای که هیچ احساسی وجود نداشت که موقوفات بتوانند "ذخیره شوند" یا برای پرداخت هزینه های بعدی برای تسکین درد انجام دهند). قیمت بازار به طور تصادفی بین صفر و مبلغ موقوفات تعیین شده بود و اگر این قیمت پایین تر از پیشنهاد قیمت شرکت کننده بود ، 15 محرک دردناک با هزینه قیمت بازار (و نه پیشنهاد شرکت کننده) حذف شدند. آزمایشات به بلوک های متوسط ، متوسط و بلوک های کم (B) گروه بندی شدند. ما هر بلوک را دو بار تکرار کردیم ، بنابراین در کل شش بلوک و 60 کارآزمایی وجود داشت. ترتیب سطح درد در هر بلوک به طور تصادفی ، همانطور که ترتیب کلی بلوک ها بود.
شرکت کنندگان نمی دانستند که فقط سه سطح درد (کم ، متوسط و زیاد) در واقع مورد استفاده قرار می گیرد و میزان درد در بلوک (از 10) گروه بندی می شود ، به گونه ای که در هر بلوک از دو سطح مختلف استفاده شده است (متوسط متوسط ،متوسط ، بالا و پایین ؛ شکل 1b را ببینید). موقوفه برای هر آزمایش در یک گروه آزمایشی 40 پنس و 80 پنس در یک گروه آزمایشی دوم بود.
روش
شركت كنندگان
سی و چهار دانشجو از دانشگاه لندن در این آزمایش شرکت کردند. تقریباً نیمی از دانشجویان کارشناسی ارشد بودند. بقیه دانشجویان فارغ التحصیل بودند. شرکت کنندگان به طور تصادفی به دو شرایط آزمایشی اختصاص یافتند. هر جلسه به طور متوسط 2 ساعت به طول انجامید و هر شرکت کننده در پایان جلسه بین 20 تا 40 پوند اهدا شد ، طبق تصمیمات وی تعیین شد (به روش و طراحی مراجعه کنید). هر فرد در یک زمان جداگانه شرکت می کرد و بنابراین فقط 1 شرکت کننده در هر جلسه حضور داشتند. جلسات در مرکز Trust Trust برای تصویربرداری عصبی ، دانشگاه کالج لندن انجام شد. همه شرکت کنندگان قبل از آزمایش رضایت آگاهانه کامل دادند و می دانستند که آنها به صورت احتمالی شوک های الکتریکی و پول دریافت می کنند. این مطالعه توسط کمیته مشترک اخلاق بیمارستان ملی عصب شناسی و جراحی مغز و اعصاب و انستیتوی عصب شناسی تأیید شد.
رویه و طراحی
توالی هر تمرین و آزمایش تجربی در شکل 1a نشان داده شده است، که همچنین نمونه ای از نمایشگرها را در طول یک آزمایش معمولی ارائه می دهد. این آزمایش دارای ویژگی های طراحی زیر بود: پرداخت مبتنی بر آزمایش، روش تمایل به پرداخت، و ارزش گذاری مبتنی بر حراج.
در هر کارآزمایی، به شرکت کننده موقوفه ثابتی داده شد که می توانست آن را صرف بی دردی کند و به کارآزمایی بعدی قابل انتقال نبود. شرکت کننده هر آنچه را که در پایان کارآزمایی باقی می ماند نگه داشت، و کل پرداختی برای شرکت در آزمایش برابر با پول جمع آوری شده در تمام آزمایش های آزمایشی بود (یعنی پولی که برای تسکین درد خرج نشده بود).
پس از دریافت وقف، شرکت کننده یک پالس برق گرفتگی را تجربه کرد. بنابراین، قبل از تصمیم گیری، نمونه ای از تجربه را در اختیار شرکت کننده قرار دادیم. در نتیجه، شرکت کننده با اطلاعات کامل در مورد تجربه ای که ارزیابی می کرد، وارد فاز قیمت گذاری شد. در مرحله بعد، شرکت کننده باید حداکثر مبلغی را که حاضر است بپردازد، بیان می کند تا از 15 پالس با همان شدت ضربه جلوگیری کند. شرکت کننده یک پیشنهاد را به عنوان یک مکان در مقیاس بصری، با استفاده از مکان نمایی که با دو کلید روی صفحه کلید کار می کند (یکی که مکان نما را به سمت چپ و دیگری به سمت راست حرکت می دهد) علامت گذاری کرد. در هر آزمایش، موقعیت اولیه مکان نما به طور تصادفی در مقیاس قرار می گرفت.
پس از اینکه شرکت کننده حداکثر ارزش خود را اعلام کرد، یک حراج قیمت دوم (روش استاندارد برانگیختن اولویت های سازگار با انگیزه پیشنهاد شده توسط بکر و همکاران، 1964) تعیین کرد که شرکت کننده چقدر باید بپردازد. کامپیوتر به طور تصادفی قیمتی را از یک توزیع یکنواخت از 0 پن تا 40 یا 80 پنس، بسته به شرایط، انتخاب کرد. توزیع به صورت چرخ با اشاره گر روی صفحه نمایش داده می شد. اگر قیمت رایانه بیشتر از قیمت شرکت کننده بود، شرکت کننده درد را تجربه می کرد. اگر قیمت رایانه کمتر از قیمت شرکت کننده بود، شرکت کننده این قیمت (تولید شده توسط رایانه) را می پردازد و از درد دوری می کند.
در هر جلسه به شرکت کننده اطلاع دادیم که چرخ چرخان ("چرخ ثروت") قیمت بازار را کاملاً تصادفی تعیین می کند و بنابراین قیمت بازار به شدت شوک الکتریکی یا به قیمت پیشنهادی بستگی ندارد.. به شرکت کننده گفته شد که این روش تضمین می کند که بهترین استراتژی انتخاب حداکثر قیمتی است که او حاضر است بپردازد تا از درد جلوگیری کند، نه چند پنی بیشتر و نه چند پنی کمتر. برای توجیه این ادعا از استدلال زیر استفاده کردیم:
بنابراین، به نفع شماست که عددی را ارائه دهید که به طور دقیق نشان دهنده ارزش شما برای درد ناشی از شوک الکتریکی باشد. اگر عددی را بنویسید که بالاتر از ارزیابی شخصی شما از درد است، ممکن است در نهایت بیش از آن چیزی که فکر می کنید ارزش آن را برای اجتناب از شوک ها دارد، پرداخت کنید. از سوی دیگر، اگر عددی را بنویسید که کمتر از ارزیابی شخصی شما از درد است، ممکن است در نهایت از این درد رنج ببرید، حتی اگر حاضر بودید برای اجتناب از آن بهایی بپردازید. بنابراین، هیچ مقدار "درست" یا "اشتباه" برای وارد کردن در صفحه پیشنهاد وجود ندارد. بلکه موضوع ارائه ارزشی است که واقعاً ارزیابی شما از درد ناشی از شوک الکتریکی را منعکس می کند.
هر جلسه شامل سه بخش، یک روش آستانه، یک مرحله آموزشی از پنج آزمایش بدون پرداخت، و یک مرحله آزمایشی شامل یک سری از 60 آزمایش برای پول واقعی بود.
در هر جلسه، شرکت کننده پس از ارائه رضایت تحت یک روش استاندارد آستانه گذاری قرار می گرفت. این روش به ما این امکان را می دهد که ناهمگونی مقاومت پوست را بین شرکت کنندگان کنترل کنیم و طیفی از محرک های بالقوه دردناک را به شیوه ای اخلاقی در طول خود کار اعمال کنیم. همانطور که در آزمایش های قبلی (سیمور و همکاران، 2004، 2005)، شوک هایی با افزایش گام در دامنه اعمال شد و شرکت کنندگان یک رتبه بندی آنالوگ بصری ساده از هر شوک در مقیاسی از 0 (نه دردناک) تا 10 ارائه کردند. بدترین درد قابل تصور؛ شرکت کنندگان به طور موثر محرک ها را در یک مقیاس یکنواخت پیوسته بین این نقاط ارزیابی کردند. شوک ها با شدت بسیار ملایم شروع شدند در حالی که شرکت کنندگان با این تنظیمات آشنا شدند. سه سری شوک اعمال شد، زیرا تشدید مکرر به آزمودنی ها اجازه می دهد تا با اضطراب اولیه در مورد شوک ها سازگار شوند و پس از آن رتبه بندی ها سازگارتر هستند.
هنگامی که به حداکثر جریان تحمل رسید ، ما یک روش دوم را انجام دادیم که برای تخمین منحنی پاسخ جریان به رتبه بندی طراحی شده است. ما از نظر آماری یک تابع Weibull (Sigmoid) را در یک سری کوتاه از شوک های تصادفی (14 در کل) زیر حداکثر سطح تحمل قرار دادیم.. از این عملکرد ، ما شدت فعلی مربوط به سه سطح درد را تخمین زده ایم (خفیف: 4 ، متوسط: 6 ، قوی: 8). این شدت برای سه سطح شوک (کم ، متوسط و زیاد) در آزمایش استفاده شد. اگرچه تحریک لزوماً در محدوده دردناک بود ، تحریک الکتریکی بی خطر است و عوارض جانبی قابل توجهی ایجاد نمی کند. در گذشته در آزمایش های انسانی و بارها در آزمایشگاه ما به طور گسترده مورد استفاده قرار گرفته است. توجه داشته باشید که تنوع کلی در رتبه بندی های ذهنی درد الکتریکی (و در واقع سایر اشکال درد) به راحتی کافی است تا این واقعیت را که درد در سه سطح کاهش یافته است ، پوشانده شود. سؤال پس از تجربی تأیید کرد که شرکت کنندگان توزیع یکنواخت را به عهده می گیرند.
در هر آزمایش از مراحل آموزش و آزمایش ، شرکت کنندگان یک یا چند شوک الکتریکی دریافت کردند. در مرحله آزمایشی ، ما فقط از سه سطح درد (کم ، متوسط و زیاد) استفاده کردیم ، که در بلوک های 10 محاکمه گروه بندی شدند به گونه ای که در هر بلوک از دو سطح مختلف استفاده شد-متوسط ، متوسط ، متوسط و پایینبالا (شکل 1B را ببینید). هر یک از این سه جفت (زمینه) تکرار شد (به طوری که می توانیم داده های قابل اطمینان تری جمع آوری کنیم) ، که دنباله ای از شش بلوک (60 آزمایش در کل) ایجاد کرد. موقوفه برای هر آزمایش در یک گروه آزمایشی 40 پنس و 80 پنس در یک گروه آزمایشی دوم بود. تکلیف به این گروه ها تصادفی بود.
همچنین ترتیب شدت شوک به صورت تصادفی برای هر شرکت کننده انتخاب شد. شوک ها با استفاده از یک محرک الکتریکی دیجی تایمر DS3 (Letchworth Garden City، انگلستان) از طریق الکترودهای سطح کلرید نقره که در فاصله 2 تا 4 سانتی متری از هم در پشت دست چپ قرار گرفته بودند، وارد شدند. هر شوک شامل یک قطار 1 ثانیه ای از پالس های تک فازی 10 هرتز با مدت زمان 10 میلی ثانیه بود. در طول جلسه، شرکت کننده در مقابل کامپیوتر نشسته بود. آزمایشات بر روی صفحه نمایش کامپیوتر ارائه شد و تصمیمات با استفاده از دو کلید روی صفحه کلید نشان داده شد. بسته نرم افزاری COGENT 2000 (دانشگاه کالج لندن) برای ارائه محرک و کسب پاسخ استفاده شد. در پایان کار، شرکت کنندگان به طور کامل توضیح داده شدند و از مشارکت آنها تشکر شد و فرصتی برای اظهار نظر داده شد.
نتایج
شکل های 2a و 2b میانگین پیشنهادات برای هر سه سطح درد را به عنوان تابعی از زمینه درد در دو شرایط وقف نشان می دهد. پیشنهادات قیمت برای تسکین درد متوسط زمانی که درد در یک توالی شامل آزمایش های کم درد (بلاک کم-متوسط) تجربه می شد، در مقایسه با زمانی که همان درد در یک دنباله شامل بسیاری از آزمایش های با درد بالا (متوسط) تجربه می شد، بالاتر بود. بلوک بالا). به این معنا که شرکت کنندگان در مقایسه با دردی که در آزمایش های اخیر تجربه شده اند، حاضر بودند برای اجتناب از درد بیشتر هزینه بیشتری بپردازند تا زمانی که آن درد دردناک تر بود، نه کمتر دردناک. این اثر برای هر دو شرط 40 پنسی مشهود بود، t (17) = 5. 68، p<.001, and the 80-pence condition, t (17) = 3.82, p = .001. Thus, results were consistent with a relative valuation of medium-intensity pain that depended on whether it was in the context of high- or low-intensity pain stimuli.

میانگین قیمت های پیشنهادی (نوارهای خطا نشان دهنده ± 1 SEM) برای اجتناب از سطوح مختلف درد به عنوان تابعی از زمینه درد (a, b) و تفاوت بین قیمت ارائه شده برای جلوگیری از درد متوسط در بلوک های کم متوسط و بلوک های متوسط بالابه عنوان تابعی از آزمایش در هر بلوک (c). میانگین قیمت ها به طور جداگانه برای (الف) شرکت کنندگانی که در هر آزمایشی 40 پنی وقف دریافت می کنند و (ب) شرکت کنندگانی که در هر آزمایش 80 پنی وقف داده می شوند، نشان داده می شود. نمودار در (c) نتایج را به طور جداگانه برای دو گروه وقف نشان می دهد و همچنین خطوط رگرسیون را نشان می دهد.
برای کشف بیشتر این نسبیت در ارزیابی ، ما برای نجات از ارزش تسکین درد به عنوان تابعی از موقوفه (40 در مقابل 80 پنس) آزمایش کردیم. ما دریافتیم که هنگام دریافت موقوفه بالا ، پیشنهادات بالاتر داده می شود و هنگام دریافت موقوفه کم ، پیشنهادات نسبتاً کم داده می شود (توجه داشته باشید که تفاوت در مقیاس قیمت در محورهای Y در شکل 2A و 2B). به عنوان مثال ، در مقایسه با گروه 40-Pence ، گروه 80-Pence قیمت های قابل توجهی بالاتر برای شوک های متوسط در هر دو زمینه متوسط ، T (34) = 4. 05 ، P ارائه داد<.00 1, and the medium-high context, t (34) = 2.79, p = .01. If people had twice as much endowment in a trial, they were willing to pay approximately twice as much to avoid the same pain. Thus, the exchange rate between money and pain is extremely flexible with respect to the endowment.
ما پیشنهاد متوسط قیمت برای درد متوسط در بلوک های متوسط را از میانگین قیمت قیمت برای درد متوسط در بلوک های متوسط کم کردیم و این تفاوت را در آزمایشات ترسیم کردیم (شکل 2C را ببینید). همانطور که انتظار می رود ، در هر نوع بلوک ، تفاوت بین قیمت ها در ابتدا اندک بود ، اما با تجربه بیشتر در بلوک افزایش یافته است: شیب مثبت خط رگرسیون برای هر دو شرایط 40-PENCE ، B = 0. 96 ، T (9 نفر معنی دار بود (9)) = 2. 86 ، p = . 02 و شرایط 80-pence ، b = 1. 73 ، t (9) = 5. 41 ، p = . 001.
برای چارچوب بندی نتایج خود در تئوری اقتصادی (از نظر چیزی که به عنوان استاتیک مقایسه ای شناخته می شود)، منحنی های تخمینی تقاضای مصرف کننده را برای تسکین درد ترسیم کردیم (شکل 3 را ببینید). برای مرتبط ساختن داده ها با درد مزمن تجربه شده، و همچنین به نظریه های اقتصادی مصرف، ما فقط کارآزمایی هایی را وارد کردیم که مدت طولانی درد را دنبال کردند (15 شوک، به جای یک شوک، در کارآزمایی قبلی؛ یعنی فقط کارآزمایی ها را وارد کردیم. به دنبال درد مصرف شده). این منحنی ها مستقیماً از داده های ما ساخته شده اند و به دو سؤال پاسخ می دهند: اول، شرکت کنندگان ما با توجه به تمایل اعلام شده شان برای پرداخت، چه مقدار مسکن را با قیمت های مختلف خریداری می کردند؟دوم اینکه افزایش درآمد چه پیامدهایی دارد؟برای کالاهای معمولی، فرض استاندارد در اقتصاد سلامت این است که توابع تقاضا به سمت پایین شیب دارند و با درآمد بیشتر به سمت راست تغییر می کنند (در مورد ما، با وقف بیشتر؛ در مقابل، تقاضا برای کالاهای پایین تر با افزایش درآمد مصرف کننده کاهش می یابد). همانطور که در شکل 3 نشان داده شده است، یافته های ما مطابق با این مفروضات است. اگرچه یافتن تأثیر درآمد در محیط ما ممکن است گیج کننده باشد، زیرا درآمد دریافتی در طول آزمایش نسبت به کل درآمد شرکت کنندگان (در آزمایشگاه به علاوه از منابع خارجی) ناچیز بود، به خوبی شناخته شده است که انتخاب های اقتصادی در آزمایشگاه در نظر گرفته می شوند. در یک زمینه باریکتحقیقات زیادی در اقتصاد تجربی پدیده های رمزگذاری تطبیقی (همچنین به عنوان چارچوب بندی باریک شناخته می شود) را مورد مطالعه قرار داده اند، به عنوان مثال، در زمینه ریسک گریزی (به عنوان مثال، Barberis، Huang، & Thaler، 2006). این مطالعات نشان داده اند که مشکلات اقتصادی در بافت وسیع تر خود قرار نمی گیرند، بلکه تنها در شرایط محدود مورد بررسی قرار می گیرند، زیرا منابع محدود مغز به گونه ای تخصیص داده می شود که بین نتایج نسبتاً محتمل (یعنی اخیر) تمایز بهتری داشته باشد (Tobler, فیوریلو، و شولتز، 2005). بنابراین، نتیجه می گیریم که اثر درآمدی که مشاهده کردیم، شواهد بیشتری برای رمزگذاری تطبیقی است.

منحنی های تقاضا برای تسکین درد ناشی از آزمایشات به دنبال درد با تجربه (مصرف شده) در مدت زمان طولانی (یعنی 15 شوک). این منحنی ها مقدار تسکین درد را نشان می دهد که انتظار می رود با قیمت های مختلف فروخته شود. تقاضا با توجه به تعداد پیشنهادات قیمت در محدوده قیمت معین (زیر سطح معین) تعیین می شد ، که نشان می داد اگر قیمت بازار در این محدوده قیمت باشد ، چه تعداد فروش رخ می داد. سه صفحه نتایج را برای (الف) کم ، (ب) متوسط و (ج) سطح درد بالا نشان می دهد و در هر نمودار ، نتایج به طور جداگانه برای دو مقدار موقوفه و دو زمینه درد نشان داده می شود.
همچنین تقاضای پتانسیل قابل توجهی بالاتر برای تسکین درد متوسط (شکل 3B) وجود داشت که با درد کم و نه زیاد جفت شد ، و این برای هر دو شرایط موقوفات 40-Pence ، χ 2 (7 ، 360 = 360 صادق بود.) = 24. 7 ، ص<.001, and the 80-pence endowment condition,χ 2 (15, N =360) = 32.7, p = .01. These results imply that the demand to avoid the medium pain was substantially affected by whether the previous pain was higher or lower (as in Fig. 2 ), which suggests that consumer demand estimated from real markets does not necessarily always reveal stable underlying preferences (as assumed by some normative decision theories). These effects can be explained by looking at how economics deals with problems involving dynamics : changes in prices and quantities over time. The conclusions depend crucially on how demand is modeled. Since the early 1970s, habit has become an important component of modeling preferences. Such models assume that the overall level of satisfaction derived from a given level of consumption depends not only on the current consumption level itself, but also on how it compares with some benchmark reference level, which is an inteal criterion based on the individual’s own past consumption levels (Osbo, 1988). A simple approach is to model habit by making the utility of time t consumption, c (t), depend on past consumption, c (t - 1), as follows: utility = u(c(t ) - c (t - 1)), where u is some standard, monotonically increasing utility function that is strictly concave, which means that the slope of the curve decreases as its argument, c(t) - c(t - 1), increases. That is, utility depends on the change in consumption over the last period. Such a utility function based on habit can explain our results in the following way.
بگذارید C مصرف بدون درد را نشان دهد (وقتی شخصی خود را از درد خارج می کند) ، و اجازه دهید Cl ، Cm، و سیhبه ترتیب مصرف تحت درد کم ، متوسط و زیاد را نشان می دهد. بدیهی است که مصرف بالاترین سطح C و کمترین سطح C استh؛از این رو ، این مقادیر به شرح زیر سفارش داده می شوند: ch m l l) بالاتر از ارزش (ب) خارج شدن از درد متوسط پس از تجربه درد زیاد است (و از این رو ، جh). از نظر ریاضی (به دنبال مدل عادت در بند قبلی) ، مقدار قبلی برابر با U است (c - cl) - U (جm - cl) ، و دومی برابر با U است (c - ch) - U (جm- ch). جبری ، جm - cl m- ch و (c - cl) - (cm - cl) = (ج - جh) - (cm - ch) ، و با توجه به اینکه عملکرد ابزار (U) کاملاً مقعر است ، از این رو نتیجه می گیرد که (الف) از (ب) با ارزش تر است و از این رو ، منحنی تقاضا برای جلوگیری از درد متوسط پس از تجربه درد کم بالاتر از منحنی تقاضا استبرای جلوگیری از درد متوسط پس از تجربه درد زیاد. منحنی های تقاضا در شکل 3b این پیش بینی را برآورده می کند ، زیرا منحنی برای بلوک های متوسط متوسط در سمت راست منحنی برای بلوک های متوسط ، برای هر دو موقوفه قرار دارد.
یک تحلیل مشابه پیش بینی می کند که منحنی های تقاضا برای تسکین درد کم و درد زیاد باید از الگوی مشابهی پیروی کنند: برای درد کم، منحنی های بلوک های کم متوسط باید در سمت راست منحنی های بلوک های کم و زیاد باشد، همانطور که در واقع آنها هستند. در شکل 3a آمده است و برای درد زیاد، منحنی های بلوک های کم-بالا باید در سمت راست منحنی ها برای بلوک های متوسط-بالا باشد، همانطور که در شکل 3c واقعاً چنین است. همچنین توجه داشته باشید که افزایش تدریجی در طول زمان در تفاوت بین قیمت های پیشنهادی برای تسکین درد متوسط در بلوک های کم متوسط در مقابل متوسط بالا (شکل 2c) با شکل گیری عادت (که به تدریج اتفاق می افتد) همخوانی دارد، زیرا همانطور کهتجزیه و تحلیل منحنی تقاضا نشان داد، اجتناب از درد متوسط در زمینه درد کم ارزش بیشتری نسبت به زمینه درد زیاد دارد. به طور خلاصه، تجزیه و تحلیل منحنی تقاضا به وضوح از تفسیر مبتنی بر عادت از نتایج کلی ما پشتیبانی می کند.
بحث
تأثیر مشاهده شده از میزان وقف نقدی در هر آزمایش با این ایده سازگار است که مردم تقریباً کسری ثابت از درآمد تجربی خود را برای تسکین درد خرج می کنند. با این حال، این رفتار بیانگر این است که افراد نمی توانند رفتار خود را در آزمایش با امور مالی خود در خارج از آزمایش ادغام کنند. به هر حال، شرایط آزمایشی هرچه که باشد، پول دریافتی در آزمایش زمانی که بعداً خارج از محیط آزمایشی خرج شود، ارزش آن تغییر نخواهد کرد (یعنی پول پول است، و ارزش آن در خارج از آزمایش به شرایطی که تحت آن بوده است بستگی ندارد. اکتسابی). با این وجود، برای ارائه کنترل دقیق تر برای چنین مسائل بودجه، آزمایش دومی را با استفاده از طراحی درون شرکت کنندگان انجام دادیم. در این آزمایش، وقف (40 در مقابل 80 پنس) به طور تصادفی در آزمایش ها برای هر شرکت کننده متفاوت بود (در تمام جنبه های دیگر، طرح با طرح آزمایش اصلی یکسان بود). این آزمایش دوم تمام نتایج اولیه ما را تکرار کرد و بنابراین یافته متناقض ما را تأیید کرد که نرخ مبادله بین درد و پول به طور چشمگیری در بازه زمانی چند دقیقه ای برای شرکت کنندگان تغییر می کند، زیرا آنها از یک بلوک آزمایشی به بلوک دیگر تغییر می کنند. 2 این هنوز شواهد بیشتری برای رمزگذاری تطبیقی (قاب بندی باریک) در تصمیم گیری است.
یک مفهوم کلیدی نتایج ما این است که ارزیابی درد و تقاضا برای تسکین درد تقریباً به طور کامل به تجربه درد در گذشته نزدیک و پول نقد موجود در دست است. شرکت کنندگان مایل بودند کسری ثابت از پول موجود در هر آزمایش را بپردازند، حتی اگر مبالغ پولی که می پرداختند با ضریب 2 متفاوت بود. اگر افراد ارزش های بنیادی کاملاً تعریف شده ای برای تجربیات ذهنی مانند درد نداشته باشند، تمایل آنها وجود دارد. پرداخت هزینه برای به دست آوردن یا اجتناب از کالاهایی که بازاری برای آنها وجود دارد (مانند فنجان قهوه، بلیت تئاتر) ممکن است اساساً بر اساس آگاهی از قیمت های بازار باشد، نه با ارجاع به برخی ارزش های اساسی زیربنایی. مردم ممکن است واقعاً قیمت هر چیزی را بدانند اما ارزش هیچ چیز را نمی دانند.
فقدان یک معیار ارزش گذاری پایدار نیز نشان می دهد که رفتار پویا بازارهای سلامت از روی رفتار ایستا افراد قابل پیش بینی نیست. یافته های ما با مدل های اقتصادی شکل گیری عادت سازگار است و از پویایی آن پیروی می کند. توجه داشته باشید که منشاء مدل های عادت را می توان تا زمانی که اسمیت (1759) و وبلن (1899) جستجو کرد، و Duesenberry (1949) پایه های اقتصاد خرد را برای چنین مدل هایی ارائه کردند. 3 اثرات عادت را می توان حتی در سطح اقتصاد کلان مشاهده کرد - جایی که جبران ریسک در جهان غرب با وجود افزایش عظیم ثروت کل بدون تغییر باقی مانده است (آبل، 1990؛ همچنین برای شواهد به کارول، اورلند و ویل، 2000 مراجعه کنید. در مورد اثرات عادت بر پس انداز و رشد اقتصادی). اخیراً، فوهر (2000) دریافت که 80 درصد از تأثیر عادت بر مطلوبیت مصرف باید به مصرف گذشته متصل شود، به این معنی که فرضیه ترجیحات قابل تفکیک زمان باید رد شود. با این حال، کار تجربی مستند زیادی در مورد شکل گیری عادت در اقتصاد سلامت وجود ندارد. بنابراین، این مقاله اولین شواهد تجربی محکمی را به نفع معرفی عادت در مدل سازی ترجیح ارائه می کند. تجزیه و تحلیل مبتنی بر عادت ما همچنین نشان می دهد که اصول اساسی قضاوت های درد ممکن است مبتنی بر قضاوت های نسبی باشد، و بنابراین در مقابل مدل های قضاوتی مانند نظریه محدوده فرکانس (پاردوچی، 1965، 1995)، که بازنمایی های طولانی مدت را فرض می کند، قرار می گیرد.
نتایج ما لزوماً دلالت بر این ندارد که مغز بازنمایی پایدار از درد را ندارد ، اما آنها نشان می دهند که نمی تواند به راحتی چنین بازنمایی ها را به اصطلاح پولی ترجمه کند. با این حال ، اگرچه مبنای نوروفیزیولوژیکی ارزیابی بی پروا پیچیده است (Dayan & Seymour ، 2008) ، شواهدی وجود دارد که نشان می دهد اثرات نسبی گرایانه ممکن است در یک سطح بیولوژیکی اساسی وجود داشته باشد. ضبط های نوروفیزیولوژیکی در هر دو میمون و انسان شواهدی از کدگذاری پاداش نسبی در بسترهای عصبی (به عنوان مثال ، از طریق پیش بینی دوپامین به جسم مخطط و قشر orbitofrontal) نشان داده اند که به شدت در رفتار انتخاب ساده نقش دارند (Nieuwenhuis و همکاران ، 2005 ؛ Tobler et al.. 2005 ؛ Tremblay & Schultz ، 1999). این یافته ها نشان می دهد که نسبیت ارزش ممکن است در سطح اساسی در مغز وجود داشته باشد.
قضاوت های صریح در مورد درد و سایر تجربیات ذهنی به طور معمول در زمینه های پیچیده اجتماعی و اقتصادی بیان می شود. چنین داوری ها نیاز به مقایسه انتزاعی بین حالتهای عاطفی با تجربه یا تصور شده و پاداش های ثانویه ، مانند دریافت پول دارند. علاوه بر این ، معادل کردن چنین مقادیر متنوعی برای کنترل رفتار خرید به ویژه در مورد مراقبت های بهداشتی دشوار است ، زیرا محصولات بهداشتی به طور طبیعی مهاری هستند ، به این دلیل که برای جلوگیری از یک علامت عجیب و غریب ، به جای دریافت یک کالای مثبت ، می پردازد. در تجسم خاصیت معتبر از امداد ، خرید موثر مراقبت های بهداشتی با پدیده اجتناب ، که در یادگیری حیوانات مورد مطالعه قرار گرفته است ، موازی جالبی است. در جلوگیری از اجتناب ، حالت هایی که با حذف یا خاتمه وقایع غیرقانونی همراه هستند ، از طریق فرآیندهای مهاری ، پاداش دادن به ارزش (Dinsmoor ، 2001 ؛ Morris ، 1975 ؛ Rescorla ، 1969 ؛ Semour et al. ، 2005 ؛ Weisman & Litner ، 1969). در حالی که افزایش تجربه ممکن است اثرات ارزیابی نسبی را کاهش دهد ، و به ارزش مهاری حالتها بهتر می شود ، به راحتی نمی تواند این کار را برای محصولاتی انجام دهد که از علائم تجربیات هرگز ، "کالاهای" اصلی در بازارهای مراقبت های بهداشتی پیشگیرانه استفاده می کنند.
داوری های صریح نیز لازم است که اقتصاددانان و سیاستگذاران حالات بالینی منفی را تعیین کنند (به عنوان مثال ، در قضاوت جبران خسارت) ، و تصمیمات مربوط به استراتژی قیمت گذاری (به عنوان مثال ، قیمت بازار ضد درد) ، سرمایه گذاری در تحقیق ، مقرون به صرفه بودن درمان های بالینی ،و پاسخ به خطرات عمومیبه ویژه ، درد ، یک مسئله مهم بهداشت عمومی است ، به ویژه با توجه به این واقعیت که شیوع درد بالینی قابل توجه تقریباً 20 ٪ در جمعیت عمومی است و هزینه جهانی مسکن 40 میلیارد پوند است (حدود 60 میلیارد دلار ؛ اریکسن ،Jensen ، Sjogren ، Ekholm ، & Rasmussen ، 2003 ؛ Macfarlane ، Jones ، & McBeth ، 2005 ؛ گروه جهانی NFO ، 2007). درد به ندرت در انزوا رخ می دهد و معمولاً در زمینه علائم عمومی و زمانی یک بیماری تجربه می شود. بنابراین ، یافته های ما در مورد ساختار بازنمایی های ارزش انسانی ، و به طور خاص حساسیت آنها به تعصبات داوری نسبیت گرایانه که توسط متن شکل گرفته اند ، احتمالاً پیامدهای اقتصادی قابل توجهی دارند. تحقیقات آینده ممکن است پایداری ارزیابی برای سایر علائم بالینی و همچنین تأثیر دانش ارزشهای دیگران را کشف کند ، که ممکن است نقش مهمی در بازارهای مراقبت های بهداشتی پویا داشته باشد.
تصدیق
این کار توسط کمک هزینه برنامه تحقیقاتی Wellcome Trust تأمین شد. ما می خواهیم از دو داوری ناشناس بخاطر ارائه بینش نظری متفکرانه ، به ویژه با توجه به مدل های شکل گیری عادت ، تشکر کنیم.
پانویسها و منابع
1 به عنوان مثال ، Boyce ، Brown ، McClelland ، Peterson و Schulze (1992) از مردم خواستند که با نشان دادن آنچه که مایل به پرداخت درخت یا آنچه مایل بودند پرداخت کنند ، برای یک خانه (کاج نورفولک با ارزش خرده فروشی 6 دلار) ارزش قائل شوند. قبول کردن برای فروش آن ؛اگر آنها گیاه را خریداری نکردند ، یا اگر آن را به آزمایشگر فروختند ، آزمایشگر قصد داشت آن را بکشد. در این طرح ، لنگر قیمت قیمت خرده فروشی موجود بود. به شرکت کنندگان قیمت گفته نشده بود ، اما می توانستند آن را حدس بزنند یا آن را از قبل می دانند. همچنین ، چنین درختان کالایی مشترک با بسیاری از جایگزین های موجود در بازار هستند.
2 شرح کامل این نتایج در صورت درخواست در دسترس است.
3 نوع اضافی از مصرف مرجع مبتنی بر معیار خارجی است که از نظر مصرف گذشته برخی از گروه مرجع خارج ، به طور معمول مصرف متوسط اقتصاد کلی بیان شده است. این معیار اغلب به عنوان "ادامه کار با جونز" گفته می شود.
بازار رمزارزها...
ما را در سایت بازار رمزارزها دنبال می کنید
برچسب :
نویسنده : محمود کیانوش
بازدید : <-PostHit->
تاريخ : چهارشنبه
16 فروردين
1402 ساعت: 15:10