فردیناند هودلر ، یکی از چهره های برجسته در نقاشی های مدرن اروپایی ، در خارج از جریان اصلی به اصطلاح آوانگارد توسعه یافت و زندگی و کار وی شکاف بین قرن نوزدهم و بیستم را ایجاد کرد. در پایان قرن XIX ، او یکی از نقاشان برجسته نمادگرانه بود.
در اینجا یک عکس از هنرمند است.
سرنوشت
او در یک خانواده یک صنعتگر بسیار متوسط در برن ، 1853 متولد شد و نه تنها والدینش بلکه خواهران و برادرانش را خیلی زود از دست داد (آنها توسط سل کشته شدند) ، او در زندگی سخت جنگید. بزرگترین شش فرزند ، هودلر در آن زمان در چهارده سالگی یتیم شد ، اما او همچنین بسیار جاه طلب و مصمم بود که یک هنرمند شود.
اگر چیزی در مورد هنر می دانید ، ممکن است بدانید که هنرمند شدن یک نوع خاص از عزم و اراده خاص را می گیرد ، زیرا برخلاف سایر معاملات ، هنرمندان تجسمی ، در متن تاریخ ، تقریباً مطمئناً به فقر و بیماری روانی محکوم شده اند - و این در صورتی استموفق!
با حرکت به ژنو ، سپس مرکز اصلی هنری سوئیس ، هودلر توسط بارتلی مان ، دانش آموز اینگس و معلم در مدرسه نقاشی ژنو مشاهده شد. او بین سالهای 1872 و 1877 با او تحصیل کرد.
مان آموزش بصری و فرهنگی هودلر را به پایان رساند. او به او آموخت که به نقاشی و شکل احترام بگذارد و او را با نقاشی فرانسوی آشنا کرد.
در اینجا Thunersee MIT Sosterhokette فردیناند هودلر است
نقاشی های اولیه هودلر توسط رئالیسم سخت و قدرتمند که شبیه Courbet بود ، مشخص شد. این منتقدان ژنو را که به دو مکان مخالف تقسیم شده بودند ، ناامید کرد- یکی از آنها را مجذوب زشتی کرد ، و دیگر اصالت آثار هنری خود را ستایش کرد.
در اواسط دهه 1880 ، هودلر با شاعران ، منتقدین و روزنامه نگاران ، تحسین کنندگان واگنر ، مالارم و ورلین ملاقات کرد که اولین دایره نمادین را در ژنو تشکیل دادند ، که در آن هودلر از نزدیک درگیر شد. هنر او به سمت سبکی از رئالیسم همراه با آرمان گرایی و نمادگرایی شکل گرفت.
پرتره های او از صنعتگران در محل کار و بی بضاعت نقطه شروع تأمل گسترده تر در سرنوشت انسان بود. نگاهی اجمالی به ابدیت - پیرمرد در حال ساخت تابوت کودک است. این ترکیب دقیق و نور قدرتمند پیشرفت چشمگیر بود.
هودلر با استفاده از جزئیات کار نجار بسیار با دقت ، صحنه را از طریق نگرش پیرمرد از دعا به یک نظم برتر پیوند می دهد. در اینجا خود کار است ، هرچند کوچک.
به روشی تدریجی ، از هرگونه اشاره به زندگی روزمره یا محیط اجتماعی خاص ، این موضوع به سمت تصویری اساسی از راهپیمایی غیرقابل توصیف ما به سمت مرگ شکل می گیرد. در این دوره در اواخر دهه 1880 و آغاز دهه 1990 ، مرگ به وسواس هودلر تبدیل شده بود که از کودکی با از دست دادن خانواده خود روبرو شده است.
شب
شب در (1889/1890) شب پیروز شد ، هنگامی که نویسنده با فانتوم مرگ روبرو شد ، یک فرمت بزرگ از بیان قوی و تنش چشمگیر. این مانیفست نمادگرایی هودلری است. واقع گرایی برهنه ها و نکات این زوج ها در شب باعث رسوایی در ژنو در فوریه 1891 می شود.
این نقاشی برای نمایشگاه Beaux-Arts در ژنو پذیرفته نشده است.
در شب ، نقاش خود را به تصویر می کشد که از چهره مرگ بی رحمانه بیدار شده است. در اطراف او زن و مرد در حال خواب هستند. با عکس های خود به همراه پرتره های دو زن که هودلر با آنها زندگی خود را به اشتراک گذاشت ، به هم پیوسته است: آگوستین دوپین ، همراهش از روزهای اولیه و مادر پسرش ، و برتا استوکی ، همسرش از یک ازدواج وسوسه انگیز و مختصر.
این هنرمند دوره ای از زندگی خود را در یک تصویر زندگی نامه در مقیاس یک نقاشی تاریخ ، درست همانطور که کوربت در استودیو انجام داد ، ارائه داد. معنای کار جهانی است زیرا نمادین است: این لحظه خاصی را نشان نمی دهد ، اما جوهر مرگ و شب را بیرون می کشد.
در شب ، هودلر یک رئالیسم افزایش یافته و یک دستور تزئینی بسیار سخت را به حدی ترکیب می کند که هرگز برابر نبوده و به علامت تجاری نمادگرایی هودلری تبدیل شده است. توالی ارقام مطابق با اصل تقارن خود هودلر و همچنین جستجوی جبهه ، یکی از خیره کننده ترین بیان یک موازی سازی است- به عنوان تکرار اشکال مشابه ، یک اصل تعریف شده توسط هودلر.
موازی سازی بیش از یک اصل ترکیب رسمی است ، این یک ایده اخلاقی و فلسفی است ، با تکیه بر فرض اینکه طبیعت دارای نظم است ، بر اساس تکرار ، و در پایان همه مردان شبیه به یکدیگر هستند.
این قطعه ترکیبات ناامید ، خسته از زندگی و یورویتمی را تحت الشعاع قرار می دهد ، با تصاویر پیرمردهایی که از مرحله زندگی پایین می آیند. با این حال ، قطعات پیچیده تری مانند انتخاب شده و مسیر روحهای منتخب وجود دارد.
در اینجا ، در زیر ، یکی از آنها توسط فردیناند هودلر انتخاب شده است
در این میان، هادلر رئالیسم دهه 1880 را کنار گذاشت و به سمت رئالیسم بیان و رنگ رفت. او در حال اختراع یک شکل خاص و اصلی از نمادگرایی بود. استفاده از هماهنگی از دست رفته مردان با طبیعت
این جشن انرژی حیاتی بود: یک زن قهرمان معنوی شد و یک کودک نماد معصومیت و نیروی زندگی بود. ژست های تاکیدی از رقص مدرن و روش های تجربی بیان احساسات الهام گرفته شده است. این تصنیف ها که با روح مضامین بزرگ سمبولیستی با یکدیگر هماهنگ می شدند، موفقیتی را برای او در اروپا به ارمغان آوردند، به ویژه در Secessions تازه تأسیس در وین، و Jugendstil در برلین.
نگاهی به Aufstieg I اثر فردیناند هودلر بیندازید
نزاع نقاشی های دیواری
در اوایل دهه 1880 و از سال 1900 به بعد، هادلر به عنوان یکی از تزیین کنندگان و نقاشان بزرگ تاریخ شناخته می شد. او موضوعاتی از تاریخ سوئیس و آلمان را شرح می داد. دو کار اول او در سوئیس در این زمینه موضوع جنجال بزرگی بود.
اولی تزیین در کاخ هنرهای زیبا، برای نمایشگاه ملی سوئیس در ژنو، 1896، و دومی برای یک نقاشی از عقب نشینی در Marignano برای موزه ملی سوئیس در زوریخ بود.
این کمیسیون منجر به چیزی شد که در سوئیس به «نزاع نقاشی های دیواری» معروف شد و تقریباً دو سال (1898-1900) ادامه یافت. هودلر به دلیل نزدیک نبودن به امر تاریخی و بیان نکردن قهرمانی که معمولاً در نقاشی های تاریخ توصیفی و روایی بیشتر ستایش می شود مورد سرزنش قرار گرفت.
عقب نشینی در Marignano (زیر)
با این وجود، او باید بیش از ده سال منتظر می ماند تا نقاشی دیواری اش روی دیوار مقابل The Retreat at Marignano تایید شود. این نبرد مورات بود و آخرین تابلوی تاریخی هنرمندی بود که از تابستان 1915 در فرانسه روی آن کار کرد و سپس در سال 1917 ناتمام ماند.
با این حال، این قسمت پایان تلاش رادیکال هادلر برای ساده سازی ژانر بود. او آن را عمیقاً با انتخاب خود از رنگ های روشن، بدون عمق اعمال، و با قدرت بیان خود بازسازی کرد.
از میان ساخته های تاریخی عالی او نبرد فراوبرونن، ویلهلم تل، نبرد نافلس: تنها «عقب نشینی در ماریگنانو» به عنوان اثر نهایی انتخاب شد (Schweizerisches Landesmuseum در زوریخ). هادلر در پایان یک قرن نقاش دیواری مهمی شد: او بعداً Iena را برای دانشگاه Iena (1909) و Unanimity را برای تالار شهر هانوفر (1912/13) ساخت.
ویلهلم تل اثر فردیناند هودلر (در زیر):
مونومنتالیسم
هودلر به عنوان بزرگترین نماینده یادبودی در نظر گرفته می شود ، که توسط تاریخ نگاری آلمانی به عنوان یکی از روندهای مهم Stilkunst UM 1900 ، هنر سبک در حدود سال 1900 تعریف شده است. رویا ، شعر).
علاوه بر این ، او به عنوان قهرمان اکسپرسیونیسم آلمانی در نظر گرفته شد.
شهرت وی در اروپا توسط نمایشگاه XIX از جدایی وین در سال 1904 ، جایی که او یک سالن جداگانه داشت ، به بیشترین کمک به نمایشگاه XIX وین رسید. در آن زمان ، او از بهترین ها تحسین شد: Klimt ، Hoffman ، Lieberma Jr.
Kokoschka ، Kandinsky ویژگی های موسیقی نقاشی را با کار خود تفسیر کرد.
مرد جوان تحسین شده توسط زنان (زیر):
مشهور و ثروتمند ، هودلر به شادی های دنیوی تبدیل می شود ، همانطور که توسط آهنگ های اداری یادبود او (روزها ، احساسات ، مرد جوان تحسین زنان ، عشق و غیره) شهادت داده شده است ، که بر احساس زیبایی و مقدس بودن زندگی تأکید می کرد.
آنها پر از زنان جوانی هستند که قبل از پس زمینه گل کم عمق - در قله یا در یخچال قرار دارند. این ترکیب بر روی یک معماری محکم و آنالیز ریتمیک سطح قرار دارد و یک بازی خطی غنی در بالای آن دارد.
مقاومت در برابر سخت است
این زمانی است که ژان شارل های زیبا و جوان وارد زندگی هودلر شدند. در سال 1901-1916 ، او باید الگوی مورد علاقه خود باشد: او نه تنها برای تمام آهنگ های ذکر شده ، بلکه برای یادداشت پنجاه فرانک سوئیس نیز مطرح شد- چهره اش روی آن ظاهر شد ، برای دنباله ای از پرتره های فردی.
این در مجموعه او قابل مشاهده است که بیش از چهار دهه (1914-1973) را در بر می گیرد و بینش قابل توجهی از اوپوس این هنرمند ، به ویژه بخش صمیمی آن می دهد.
در حالی که برای هودلر قرار می گرفت ، ژان با نوازنده A Cerani (1905) ازدواج کرد و به یک بیوه (1914) تبدیل شد که هرگز رابطه او با نقاش ، چند همسری را مختل نکرد. او هرگز تمایلی به حفظ روابط با چند زن در حالی که با برت ژاک ، که 20 سال با او گذراند ، ازدواج نکرد ، تا اینکه درگذشت ، و او را به عنوان "نیمه ظریف خود" نامید.
به عنوان مثال ، در سال 1910/11 ، او با ژان و ایتالیایی جولیا لئوناردی ، پاریسین ولنتاین گودرل ، که به نوعی زن زندگی خود بود ، و بعداً مادر دختر دختر او پالت شد. واد
مهمترین زنان در زندگی هودلر در آثار هنری او زندگی کرده اند- قدیمی ترین آگوستین دوپین ، مادر پسرش هکتور ، افراد ذکر شده و گرترود مالر ، یک جمع کننده ثروتمند و یک دوست عزیز.
هودلر نه تنها مردی غیر قابل مقاومت ، بلکه مهمتر از همه- او مردی با شخصیت و یکپارچگی قوی بود ، یک مبارز بی باک برای عدالت ، برابری ، وحدت ، که از سال 1881 به بعد ، در آموزه خود از موازی بر اساس ریتمیک منعکس می شدتکرار اشکال مشابه در تقارن ، با ابعاد زیبایی شناختی ، اجتماعی و متافیزیکی.
بنابراین جای تعجب آور نیست که سوئیس ایده هویت ملی خود را در کار خود تشخیص داد: استقلال ، عشق به آزادی ، تداوم دموکراسی و غیره.
هنگامی که آلمانی ها در آغاز جنگ جهانی اول کلیسای جامع ریمس را بمباران کردند ، هودلر اعتراض هنرمندان و روشنفکران ژنو را امضا کرد (جایی که او از سال 1872 تا زمان مرگش در سال 1918 زندگی کرد) ، علیه این "عمل وحشیانه".
در آلمان ، یک کمپین بلافاصله علیه این هنرمند که تا مدتها قبل از آن ستایش شد ، آغاز شد: آنها نقاشی های او را از اماکن عمومی بیرون انداختند. آنها به او ، در همه جا ، به مناسبت حمله کردند. دوستان وی به او توصیه كردند كه امضای خود را از "اعتراض ژنو" حذف كند: وی امتناع كرد.
این وقایع ناگوار همزمان با مرگ آهسته و دردناک عزیزترین ولنتاین او به سرطان بود. او حقیقتاً احساسات خود را در تقریباً دویست نقاشی و نقاشی ابراز کرد ، که برخی از آنها به عنوان "دراماتیک ترین سریال در کل تاریخ هنر" تلقی می شدند. او با یک وحشیگری مستند تقریبا غیرقابل تحمل ، او پیشرفت غیرقابل توصیف بیماری و رنج خود را ثبت می کند.
این سریال استثنایی ، نه تنها فرار از درد و اندوه بود ، بلکه بخشی از بازتاب بسیار گسترده تر او در مورد مرگ بود که با ظاهر شبحش در شب ، و به عنوان سرنوشت مشترک برای همه در یورویتمی و خسته از زندگیولنتاین ، استایلیزر عالی ، حقیقت را در مورد بدن و صورت در معرض دید قرار می دهد.
کشف این سریال ، Ein Maler Von Liebe und Tot / A نقاش قبل از عشق و مرگ ، 1976/977 ، و همچنین کشف بیان باورنکردنی و تطبیق پذیری پرتره های وی- Selbstbildnisse als selbstbiographie / خود-portraits و autobiography ، برن ، برن ،1979 ، برای هر دو دوباره ما از Jura Brüschweiler تشکر می کنیم.
یک تاریخ نگار با چنین قالب و چنین فداکاری ، پاداش پس از مرگ هودلر برای زندگی وی است.
پس از درگذشت ولنتاین ، هودلر در نقاشی افقی بزرگ مرگ و میر همه اختلافات صلح پیدا کرد: این بدن زن محبوب و چشم انداز از جمله زمین و بهشت - کل جهان بود.
برای هودلر ، نقاشی منظره ابعاد فلسفی داشت. او فکر کرد که این نقاش از طریق مطالعه ساختاری بیمار از محل ، باید قوانین طبیعت و جهان را فاش کند. این دستور به موازی سازی ، تکرار و تقارن متکی است.
طبق این نقاشی منظره هنرمند باید "" به ما نشان دهد که طبیعت بیشتر و ساده تر ساخته شده است ، از همه جزئیات ناچیز ". منظره هودلریان به دلیل از بین بردن همه موارد نامنظم و حادثه شناخته شده و با سرکوب دیدگاه هوایی و کروماتیک مشخص می شود.
در طول سه سال باقی مانده از زندگی ، هودلر تکه های استاد خود را نقاشی کرد و در ده مناظر آخر به اوج خود رسید ، درست قبل از درگذشت ، با مونت بلان در غروب و سحر.
این مناظر سوزانده و کیهانی ، هونیش را به این نتیجه می رساند که هودلر از رادیکالیسم روتکو و نیومن هشدار داده است: تصویری به "تأمل خالص" تبدیل می شود.
زیبایی و جشن نور ، که نیروهای تاریکی را تعقیب می کند ، فراتر از هر سرنوشت فردی است.
بگذارید آموزه های باستانی را به یاد بیاوریم که فقط وجود جداگانه به معنای رنج است و بازگشت به منبع ، "وحدت بزرگ" ما را از درد حبس در فرد ، موقت و گذرا آزاد می کند.
بنابراین این قطره به اقیانوس باز می گردد ، تا بتواند خود را از من کوچک کند ، و به درون خود غوطه ور شود.
درباره دیوید فاکس
دیوید فاکس هنرمندی است که DavidCharlesfox.com را ایجاد کرده است تا در مورد هنر و خلاقیت صحبت کند. او عاشق نوشتن ، نقاشی و عکس گرفتن است. دیوید همچنین طرفدار بزرگی برای گذراندن وقت با خانواده و دوستانش است.
بازار رمزارزها...
ما را در سایت بازار رمزارزها دنبال می کنید
برچسب :
نویسنده : محمود کیانوش
بازدید : <-PostHit->
تاريخ : چهارشنبه
16 فروردين
1402 ساعت: 12:04