Arthur Pinkasovitch ، CFA ، 5+ سال به عنوان یک تحلیلگر مالی کار کرده است. او مدیر همکار در ATB Financial است.
دکتر جفردا آر. براون یک مشاور مالی ، مربی معتبر آموزش مالی و محقق است که بیش از یک حرفه بیش از دو دهه به هزاران مشتری کمک کرده است. او مدیرعامل شرکت های مالی Xaris و تسهیل کننده دوره برای دانشگاه کرنل است.
تجزیه و تحلیل مهم است
تجزیه و تحلیل ترازنامه بنیادی بخشی جدایی ناپذیر از فرآیند سرمایه گذاری است. قبل از خرید سهام خاص ، یکی از اولین اقدامات شامل تفکیک صورتهای مالی یک شرکت برای تعیین سلامت مالی شرکت است. به عنوان مثال ، یک بار در حال رشد بدهی همراه با یک موقعیت نقدی پایدار یا حتی رو به کاهش می تواند به عنوان یک سیگنال بالقوه بیش از حد بیش از حد باشد. به همین ترتیب ، وضعیتی که در آن یک شرکت رشد درآمد خالص قوی را نشان می دهد ، اما به طور مداوم نتوانسته است تعادل نقدی را نشان دهد ، ممکن است یک پرچم قرمز از دستکاری درآمدها باشد.
برای بررسی صحیح ترازنامه شاخص های قدرت ، ضعف یا کلاهبرداری احتمالی ، اسناد مالی باید به عنوان یک کل مورد مطالعه قرار گیرد. تعدیل در سیاست های حسابداری ، اصلاح در عملیات و مقایسه ترازنامه تاریخی همه اقدامات کمی حیاتی برای ارزیابی قدرت مالی یک شرکت ارائه می دهند. در حالی که ارقام عددی مانند نسبت و پیش بینی درآمد بدون شک برای تصمیمات سرمایه گذاری بسیار حیاتی است ، تجزیه و تحلیل کیفی ابزاری مفید دیگر را ارائه می دهد.
تجزیه و تحلیل اساسی: عوامل کیفی
عوامل کیفی مختلفی را می توان به راحتی از اطلاعات عمومی در مورد شرکت مورد علاقه بدست آورد. یک سیستم مناسب از حاکمیت شرکتی که به اصول صداقت و افشای شفاف پایبند است ، خطرات رفتار کلاهبرداری را کاهش می دهد. علاوه بر این ، یک سیستم معتبر از چک ها و مانده ها که به موجب آن اشخاص ثالث مستقل یکپارچگی صورتهای مالی شرکت ها را ارزیابی می کنند و رفتار مدیریت را تحت نظر قرار می دهند با بازده مثبت سهام طولانی مدت همبستگی دارد.
سایر ملاحظات کیفی می تواند شامل چگونگی سازگاری شرکت با تغییرات اجتماعی ، فناوری ، اقتصادی و سیاسی باشد. شرکت هایی که دارای ارتباطات سیاسی قوی هستند ، ممکن است پس از حذف این سیستم پشتیبانی ، به شدت فلج شوند. به همین ترتیب ، اگر یک شرکت کاملاً به یک پدیده اجتماعی فعلی (مانند FAD) یا یک فناوری واحد وابسته باشد ، تغییر در این متغیرها ممکن است شرکت را فلج کند. این نوع تجزیه و تحلیل غالباً دشوارتر از تجزیه و تحلیل مبتنی بر اصول است زیرا نیاز به ایجاد فرضیه هایی دارد که به راحتی نمی توان پاسخ داد.
پنج نیروی پورتر
چارچوب پنج نیرو پورتر ابزاری کیفی است که در مورد تجزیه و تحلیل سرمایه گذاری اعمال می شود. این چارچوب به تجزیه و تحلیل موضع رقابتی یک شرکت در صنعت خود کمک می کند. نیروهای پورتر شرایط خاص صنعت را بررسی می کنند و به سرمایه گذاران کمک می کنند تا تعیین کنند که چگونه یک شرکت به خوبی موقعیت دارد تا با تغییرات در بازار هدف خود سازگار شود.
تجزیه و تحلیل مایکل پورتر به عنوان جایگزینی برای مدل SWOT رایج تر آلبرت هامفری (نقاط قوت ، ضعف ، فرصت ها ، تهدیدها) در خدمت است.
پنج نیرو پورتر عبارتند از:
- تهدید محصولات یا خدمات جایگزین
- تهدید افزایش رقابت از رقبا در بازار
- تهدید شرکت کنندگان جدید به بازار
- قدرت چانه زنی تأمین کنندگان
- قدرت چانه زنی مشتریان
استفاده از این نیروها نیاز به درک کاملی از صنعت/بازار عمومی ، مدل کسب و کار شرکت ها و قدردانی از چگونگی سازگاری تجارت با تغییرات در شرایط بازار دارد. در اصل ، سرمایه گذاران باید چگونه یک شرکت بتوانند به تهدیدات اساسی پاسخ دهند. به عنوان مثال ، معمول است که یک شرکت از نظر مقاومت رقابتی در چهار نیرو رتبه بالایی داشته باشد و در پنجم به طرز وحشتناکی شکست بخورد. به ناچار ، تعیین چگونگی تأثیر چنین سناریویی بر تجدید نظر سرمایه گذاری به سرمایه گذار بستگی دارد.
1. تهدید محصول یا خدمات جایگزین
تهدید محصولات یا خدمات جایگزین هنگامی بوجود می آید که مشتریان بتوانند به راحتی به محصولات جایگزین (نه لزوماً مارک های جایگزین) تغییر دهند. به عنوان مثال ، در جامعه ای که رشد چشمگیر جمعیت را تجربه می کند ، ممکن است مردم جایگزین روش حمل و نقل اولیه از وسایل نقلیه موتوری به دوچرخه یا ترانزیت عمومی شوند. چنین تغییراتی در الگوهای رفتاری مانع عملکرد صنعت خودرو می شود.
با این حال، برای تعیین اینکه آیا چنین تهدیدی واقع بینانه است، باید ملاحظات مختلفی مانند هزینه های تعویض و عملی بودن محصولات جایگزین در نظر گرفته شود. در مثال قبلی، اگر اکثر افراد به طور معمول در فواصل کوتاه روزانه رفت و آمد کنند، دوچرخه می تواند به یک تهدید واقعی برای خودروسازان تبدیل شود. از سوی دیگر، اگر میانگین مسافت روزانه ای که باید طی شود قابل توجه باشد، ممکن است افراد تمایل کمتری به رفتن به اتوبوس یا دوچرخه داشته باشند.
2. تهدیدات افزایش رقابت از سوی رقبا
اشباع بازار اغلب مانع از دستیابی یک بازیکن به مزیت فروش و افزایش درآمد می شود. این تهدید داخلی تقریباً در هر صنعتی وجود دارد که تحت سلطه انحصار نیست. هنگام تجزیه و تحلیل نوع تهدیدی که رقابت تحمیل می کند، باید طیف گسترده ای از عوامل مانند ارزش ویژه برند، موقعیت بازار، تخصص تبلیغات و نوآوری فناوری را در نظر گرفت. در بسیاری از موقعیت ها، بزرگ ترین بازیگر در صنعت ممکن است منسوخ شود، اگر ویژگی هایی نداشته باشد که مزیت رقابتی پایدار و مداوم را تضمین می کند.
دو معیار رایج که برای تعیین رقابت پذیری یک بازار استفاده می شود، شاخص هرفیندال-هیرشمن و نسبت تمرکز هستند. در حالی که HHI تمرکز بازار و سطح رقابت را اندازه گیری می کند، نسبت تمرکز معیاری از درصد کل سهم بازار در اختیار بزرگترین شرکت های این بخش است.
3. تهدیدی برای تازه واردان
موانع ورود یکی از مهم ترین اجزای چارچوب پورتر است. موانع ورود می تواند به شکل اختراعات، نیازهای سرمایه قابل توجه، مقررات دولتی، دسترسی به شبکه توزیع مناسب و تخصص فنی وجود داشته باشد. اساساً، افرادی که تازه وارد یک بازار می شوند، اگر بخواهند با شرکت های از قبل تأسیس شده رقابت کنند، باید بر موانع متعددی غلبه کنند. اگر صنعت به مخارج سرمایه اولیه قابل توجهی نیاز داشته باشد، شرکت های کوچکتر به سادگی نمی توانند وارد بازار شوند.
اغلب اوقات ، یک شرکت برای اولین بار در بازار با یک فناوری یا خدمات نوآورانه خواهد بود که به طور خودکار شیوه انجام تجارت در یک بازار خاص را ایجاد یا متحول می کند. مگر اینکه موانع محکم برای ورود وجود داشته باشد ، رقبا می توانند به راحتی وارد بازار شوند و مدل تجاری شرکت مرفه را تکرار کنند ، بنابراین بازده اصلی شرکت را کاهش می دهد. هنگامی که موانع ورود وجود ندارد ، شرکت هایی که در حال حاضر در صنعت هستند ، حاشیه خود را کاهش می دهند و کاهش قیمت سهام بعدی را تجربه می کنند زیرا رقابت باعث همگرایی به سطح سود عادی می شود.
4- قدرت چانه زنی تأمین کنندگان
تهدید قدرت چانه زنی تأمین کننده نامتناسب به طور معمول برای شرکت های کوچکتر که منحصراً به ورودی های ارائه شده توسط یک فروشنده وابسته هستند ، مشکلی است. به عنوان مثال ، اگر رستوران که در ظروف منحصر به فرد تخصص دارد ، فقط قادر به خرید مواد از یک ارائه دهنده واحد است ، آن تأمین کننده می تواند به راحتی قیمت های خود را افزایش دهد. این امر یا حاشیه های رستوران را کاهش می دهد یا رستوران باید هزینه های اضافی مواد تشکیل دهنده را به شام های آن منتقل کند. یکی از اصلی ترین عواملی که قیمت گذاری را تعیین می کند قانون عرضه و تقاضا است.
خرده فروشان بزرگی مانند والمارت و هدف عموماً به رحمت تأمین کنندگان خود نیستند زیرا به یک شبکه توزیع گسترده دسترسی دارند. با این حال ، مشاغل طاقچه کوچکتر ممکن است با تهدید واقع بینانه از افزایش قیمت تأمین کنندگان روبرو شوند. دسترسی به این نوع اطلاعات - که تأمین کنندگان مشاغل هستند و رابطه موجود بین خریداران و فروشندگان چیست - معمولاً به تحقیقات گسترده نیاز دارد.
5. قدرت چانه زنی مشتریان
هنگامی که والمارت و هدف به عنوان مشتریان یک معامله مشاهده می شوند ، آنها مقدار قابل توجهی از قدرت خرید را دارند. بسیاری از مشاغل برای ادامه خرید از آنها به زنجیرهای بزرگ خرده فروشی وابسته هستند - از آنجا که خریداران می توانند در مورد قراردادهای قیمت مطلوب مذاکره کنند و پتانسیل درآمد تأمین کنندگان خود را به حداقل برسانند. این تهدید بر خلاف نگرانی چانه زنی-قدرتمند است.
مشابه نظریه اساسی نمونه کارها ، که می گوید سرمایه گذاران باید دارایی های خود را متنوع کنند تا در معرض هرگونه امنیت خود به حداقل برسد ، شرکت های امن نباید کاملاً به یک مشتری واحد وابسته باشند. به عنوان مثال اگر یک مشتری قرارداد خود را تمدید نکند ، این نباید برای ورشکستگی تأمین کننده کافی باشد. داشتن یک پایگاه مشتری متنوع برای کاهش این تهدید مهم است.
خط پایین
چارچوب تحلیل پورتر معیارهای مهمی را برای تعیین ثبات یک شرکت تعریف می کند. سطوح بالای تهدید معمولاً نشان می دهد که سودهای آینده ممکن است بدتر شود و بالعکس. برای مثال، اگر موانعی برای ورود وجود نداشته باشد، یک شرکت داغ در یک صنعت در حال رشد ممکن است به سرعت منسوخ شود. به همین ترتیب، شرکتی که محصولاتی را می فروشد که جایگزین های زیادی برای آنها وجود دارد، نمی تواند از قدرت قیمت گذاری برای بهبود حاشیه سود خود استفاده کند و حتی ممکن است سهم بازار را به رقبای خود از دست بدهد.
معیارهای کیفی معرفی شده توسط مایکل پورتر در چارچوب پنج نیروی پورتر به سرمایه گذاران اجازه می دهد تا در مورد یک شرکت نتیجه گیری کنند که فوراً در ترازنامه آشکار نیست اما تأثیر با اهمیتی بر عملکرد آینده خواهد داشت. اگرچه عوامل کمی مانند قیمت / سود و نسبت بدهی / حقوق صاحبان سهام اغلب دغدغه اصلی سرمایه گذاران است، معیارهای کیفی نقش یکسانی در کشف سهام ایفا می کنند که ارزش بلندمدت را فراهم می کند.
بازار رمزارزها...
ما را در سایت بازار رمزارزها دنبال می کنید
برچسب :
نویسنده : محمود کیانوش
بازدید : <-PostHit->
تاريخ : چهارشنبه
16 فروردين
1402 ساعت: 18:52