طرفداران فناوری ممکن است آموزش آنلاین را به عنوان بهترین مسیر پیش رو ببینند ، اما یک مخاطب مهم با صدای بلند مخالف است: دانش آموزان ، پیتر سی هرمان می نویسد.
یک بحران ، همانطور که گفته می شود ، یک چیز وحشتناک برای هدر رفتن است ، و اتوپیایی های فناوری وقت کمی در ارتقاء حرکت به تدریس آنلاین به عنوان یک راه حل دائمی برای مشکلات بالاتر ED هدر داده اند.
تال فرانکفورت ، مشاور فناوری و مشارکت کننده در مجله Forbes ، پیشنهاد کرد که جایگزینی اضطراری کلاسهای سنتی با مجوزهای مجازی باید "به عنوان نوعی" دکمه بای پس "" برای سرعت معمول تغییر آموزشی مشاهده شود. فرانکفورت می گوید ، اکنون همه ما آنلاین هستیم - بگذارید در آنجا بمانیم. از این گذشته ، یادگیری مجازی بهتر است زیرا "دانش آموزان را قادر می سازد به ارتفاعات بیشتری برسند و با یک مجموعه از پیش تعیین شده از شرایط محدود نشوند."
نه فرانکفورت تنها نیست. هانس تاپاریا در یک نسخه اخیر در نیویورک تایمز می نویسد که آموزش آنلاین ، که قبلاً "سرگرمی" در نظر گرفته شده بود ، می تواند گلوله نقره ای باشد که از ویروس های مالی همه گیر کروناویروس نجات می یابد.
سیاستمداران نیز روی قطار صعود کرده اند. جب بوش اعلام کرد که آنلاین "آینده یادگیری" است و فرماندار اندرو کوومو ، با بیل گیتس (البته) در کنار او ایستاده است ، از این سوال که چرا وقتی فناوری داریم به همه این ساختمانها احتیاج داریم؟"مدل قدیمی" یک کلاس درس ، فرماندار ، به پایان رسید و با آن انجام شد. وقت آن است که "مجدداً" آموزش را با رایانه ها و لپ تاپ ها "در خط مقدم" دوباره تصور کنیم. در حالی که هر دو با K-12 سروکار دارند ، پیشنهاد جایگزین "همه این ساختمانها ، همه این کلاسهای فیزیکی" با فضاهای مجازی به همان اندازه به خوبی در مورد ED بالاتر اعمال می شود.
اما دانش آموزان در مورد تفاوت های بین آموزش آنلاین و سنتی چه می گویند؟آیا آنها مشتاقانه منتظر آموزش آنلاین به عنوان "آینده" هستند؟
استدلال در مورد شایستگی های نسبی آنلاین در مقابل آموزش چهره به چهره همیشه در این موانع مهم قرار دارد: دانش آموزان (با فرض اینکه آنها می گذرانند) دو بار همان دوره را نمی گذرانند. هنگامی که شکسپیر 302 یا Chem 101 یا Econ 102 را می گیرید ، حرکت می کنید.
اما به لطف تغییر ناگهانی به تدریس آنلاین در اواسط ترم ، دانش آموزان می توانند دیجیتال را با نسخه های آنالوگ کلاس های خود مقایسه کنند. از این گذشته ، از آنجا که هر دانش آموز سه دوره (گاهی اوقات بیشتر) دوره می گذرد ، آنها چندین روش آموزش آنلاین را تجربه کردند ، از جلسات زوم گرفته تا دوره های کاملاً ناهمزمان که از طریق فیلم ها و پادکست ها آموزش داده می شوند. برای اولین بار ، یک دانش آموز می تواند بگوید ، "من هر دو راه را طی کردم ، و این همان چیزی است که من فکر می کنم."در حالی که درست است که برای بسیاری ، این انتقال عجله شده است ، دست کم نگیرید که تعداد زیادی از پروفایل کلاسهای آنلاین قابل دوام را که از بزرگنمایی گرفته تا کلاسهای کاملاً همزمان (بیشتر در این اصطلاح زیر) با همه زنگ ها و سوت ها جمع می شوند ، دست کم نمی گیرند.
برای اطلاع از پاسخ های آنها ، از دانش آموزانم خواستم که ارزیابی تجربیات آنها را با آموزش آنلاین بنویسند. در حالی که تقریباً همه رشته های انگلیسی هستند ، اما آنها تعریف متنوع هستند: دانشجوی سنتی ، غیر سنتی ، مرد ، زن ، LGBTQ ، دانشجویی نسل اول ، نه نسل اول ، والدین مجرد ، شخص رنگ ، مذاهب مختلف ، خارجیآلمان) ، برخی با ناتوانی در یادگیری و جانبازان. بدون شک من چند دسته را از دست داده ام. با این حال ، همه "بومیان دیجیتال" هستند ، نسلی که به تلفن ها و صفحه های خود معتاد هستند. بنابراین هیچ تعصب فرض شده در برابر یا ناآشنا بودن با دنیای دیجیتال وجود ندارد.
اما با توجه به همه تفاوت های آنها در سن ، جنس ، قومیت ، گرایش جنسی ، شهروندی و آمادگی فکری ، آنها جهانی در مورد ارزیابی خود از یادگیری آنلاین موافقت کردند: آنها از آن متنفر بودند. آنها بارها و بارها بین این دو هیچ مقایسه ای وجود ندارد. یکی از دانش آموزان گفت که احساس می کند 10 درصد از کلاس معمولی را دریافت نمی کند. دیگری نوشت ، "من از زمان آنلاین شدن چیزی آموخته ام."(برای ثبت ، من درخواست کردم و اجازه نقل قول پاسخ های آنها را دریافت کردم.) "یک سوم به نظر می رسید بسیار آسان است.""من مثل نیمه اول ترم احساس چالش نکردم و احساس کردم کیفیت یادگیری از بین رفته است."دیگری نوشت: "من سخنرانی های ارسال شده را تماشا کردم ، اما من مطالب را یاد نمی گرفتم."همه گفتند ، حرکت آنلاین باعث "حس عمیق از دست دادن" شد.
بخشی از این مشکل در بیکاری اجباری ناشی از همه گیر سرچشمه گرفته است. با لغو کلاس های حضوری ، مشاغل تبخیر و پناهگاه در محل ، ساختاری که بسیاری از آنها روز خود را سازمان داده اند ناپدید شده اند ، و بسیاری از دانش آموزان احساس گم شدن و هجوم می کنند. همانطور که یکی از دانش آموزان اظهار داشت ، "[من] اکنون در دنیای عدم اطمینان زندگی کرده ام ، بدون اینکه پایان چشمگیری داشته باشد."پیش از این ، ضرورت حضور در یک زمان خاص در یک مکان خاص روزهای خود را شکل داد و "محیطی را ایجاد کرد که در آن تمرکز من کاملاً متناسب با آموزش من بود."بدون "قوام" مجبور به حضور در آن ، مثلاً ، سه شنبه و پنجشنبه ، ساعت 11 ، بسیاری گزارش دادند که به راحتی می توان کلاس ها را اسلاید کرد و آنها را به همان اندازه جدی نگیرید. بعلاوه ، برای برخی ، حواس پرتی وجود دارد که مجبور به زندگی در خانه ، به اشتراک گذاری فضا و کامپیوتر با والدین و خواهر و برادرها شوید ، حیوانات خانگی را فراموش نکنید.
گرفتن کلاس های آنلاین همچنین به این معنی است که حواس پرتی وب درست قبل از چشمان آنها است. یکی از دانش آموزان می نویسد: "مهمترین مزیت یادگیری درون کلاس این است که کلاس درس حواس پرتی را ترک می کند ، اما اکنون ،" من بزرگترین منبع بازی ، خرید و معاشرت را در چهره خود دارم. "
با این حال ، یک دلیل عمیق تر برای عدم تمایل آنها به یادگیری آنلاین وجود دارد ، و از قضا ، این نکته اصلی فروش آموزش آنلاین است.
مهمترین مزیت یادگیری آنلاین ناهمکونی یا "در هر زمان و هر مکان یادگیری است."
سخنرانی ها در یک زمان مشخص انجام نمی شود ، اما به عنوان فیلم یا پادکست ضبط می شوند. تکالیف بر روی رایانه انجام می شود ، که اغلب توسط یک کامپیوتر درجه بندی می شوند. پیوند دادن به کلاس درس نیز به معنای محدودیت در ثبت نام نیست. اندازه کلاس دیگر با اندازه اتاق محدود نیست اما می تواند برای داشتن تعداد دانش آموزان رشد کند.
این بدان معنی است که در عمل این است که دانش آموز کلاس را به تنهایی می برد. هیچ تعامل فوری بین استاد و دانشجویان وجود ندارد ، هیچ تعامل فوری بین دانشجویان وجود ندارد. این فقط دانشجویی است که در مقابل صفحه نمایش نشسته است ، و این همان چیزی است که دانش آموزان من از آن بیشتر دوست ندارند: "ما اساساً باید خودمان را آموزش دهیم. این مانند پرداخت شهریه برای تماشای فیلم های YouTube است. "
بیش از یک نفر شکایت کردند که ارزش پول خود را ندارند: "من شهریه سنگین کلاس های آنلاین را نمی پردازم". من از همه دانشجویانی که هزاران و هزاران دلار برای شرکت در SDSU پرداخت می کنند، احساس می کنم در حالی که در واقعیت پشت صفحه کامپیوتر گیر کرده اند. مورد سوم مشخص تر بود: یک ویدیوی از پیش ضبط شده «به مراتب کمترین کارآمدی و سودمندی [حالت یادگیری] را دارد. ویدئوهای از پیش ضبط شده به دانش آموزان جایی برای پرسیدن سوال یا شرکت در بحث کلاسی نمی دهد."
از قضا، دانشجویان انتقاد افلاطون از نوشتن را در بحث رو در رو تایید کردند. سقراط می گوید اگر از یک جسم بی جان، در این مورد، یک نوشته یا یک نقاشی، یک سوال بپرسید، پاسخی دریافت نمی کنید. درعوض، ادامه می دهد: «برای همیشه همین را به شما می گویم». از یک ویدیو یک سوال یا یک پادکست بپرسید و پاسخی دریافت نخواهید کرد. شما نمی توانید آن را در گفتگو شرکت کنید، و همانطور که سقراط می گوید، این در گفت و گو است - تمسخر کردن از ایده ها، به چالش کشیدن آنها، استدلال و استدلال متقابل - که آموزش واقعی اتفاق می افتد.
این نکته کلیدی در هر پاسخ تکرار می شود: دانش آموزان تعامل انسانی را از دست دادند. تفاوت اصلی این است که در طول یک ترم معمولی، «درس ها حضوری هستند و نه روی صفحه. این مهم است زیرا به من و سایر افراد کمک می کند وقتی معلم در یک اتاق با ما است توجه کنیم. وقتی می توانید زبان بدن آن ها را ببینید، بیشتر از آنچه می گویند دریافت می کنید و این بیشتر یک تجربه شخصی است.»
انتقال از حضوری به آنلاین، فرصت یادگیری «از دانش آموزان دیگر» را از بین برد و شکستن به گروه های کوچک تر یا اظهار نظر درباره نوشته های یکدیگر، جایگزینی برای چیز واقعی نبود. در یک کلاس درس سنتی، «این سطح از صمیمیت وجود دارد که نمی تواند در یک محیط آنلاین ایجاد شود. تجربه دانشگاه واقعاً در مورد ایجاد ارتباطات انسانی است. یکی از دانش آموزان با بصیرت متذکر شد: «مدارس مانند شهرهای کوچک هستند. خیلی بیشتر از کلاس های درس وجود دارد، و اینکه کلاس ها به صورت آنلاین برگزار می شوند، تجربه دانش آموزی را بسیار کم می کند.»
هر چه کلاس از رو در رو دورتر می شد، دانش آموزان کمتر آن را دوست داشتند و کمتر از آن خارج می شدند. برعکس، هر چه یک کلاس به تقریب کلاس درس سنتی نزدیکتر شود، بهتر است. دانش آموزان کلاس های Zoom را (با همه ایراداتشان) به دو دلیل ترجیح دادند.
اول، تبدیل کلاس ها به جلسات زوم که همزمان با کلاس معمولی شروع می شد و به پایان می رسید، به «بازگرداندن نوعی تعادل و ساختار» به زندگی آنها کمک کرد. یکی از دانشجویان گفت که "از عادی بودن جلسات کلاسی مکرر" سپاسگزار او بود.
اما عمیق تر، زوم، اگر به شکلی کمتر، مکالمات، رفت وآمد، تعاملات انسانی کلاس درس سنتی را بازسازی کرد. از آنجایی که دانش آموزان می توانند در زمان واقعی با یکدیگر و استاد صحبت کنند، «احساس شخصی تر به نظر می رسد. من تمایل بیشتری به پاسخگویی و مشارکت داشتم.»این دانش آموز به بهترین نحو آن را خلاصه کرد:
برخی از بهترین دروسی که در طول دوران تحصیلم در کالج گذرانده ام، دوره هایی بوده اند که کوچک بوده اند، و در آن استاد و دانشجویان حس اعتماد را نسبت به یکدیگر ایجاد می کنند. این اعتماد تنها از طریق تماس فرد به فرد امکان پذیر است. این سطح از صمیمیت وجود دارد که نمی تواند در یک محیط آنلاین ایجاد شود. تجربه دانشگاه واقعاً در مورد ایجاد ارتباطات انسانی است.
خدا می داند، زوم کامل نیست. صدا می تواند وحشتناک باشد و مشکلات جدی در حفظ حریم خصوصی وجود دارد. اما با وجود تمام مشکلات، زوم به بازیابی «ارتباطات انسانی» از دست رفته در کلاس های مجازی کمک می کند، به همین دلیل است که چندین دانش آموز گفتند که دوربین همه باید در طول جلسه روشن باشد. نکته فقط شنیدن نیست، بلکه دیدن یکدیگر است.
بسیاری از معلمان می ترسند که وقتی همه گیر کاهش یابد و وضعیت عادی بازگردد، مدیران سعی کنند تا جایی که می توانند کلاس ها را آنلاین نگه دارند. به هر حال، همانطور که بوش و کومو می گویند، قرار است آنلاین آینده باشد.
اما احتمالاً برعکس این اتفاق خواهد افتاد، زیرا اکثر دانش آموزان کلاس های آنلاین را دوست ندارند. پس از یک بار رفتن به فضای مجازی و تجربه روش های مختلف، هیچ تمایلی وجود ندارد، هیچ دلیلی برای دائمی کردن تغییر وجود ندارد. در هر صورت، هم دانش آموزان و هم اساتید می خواهند هر چه سریع تر به کلاس درس سنتی بازگردند، حالا که هر دو را تجربه کرده اند. مطمئناً، آموزش آنلاین جایگاه خود را دارد، به ویژه برای دانش آموزانی که نمی توانستند در کالج شرکت کنند، و با توجه به خطرات سلامتی، باید تا زمانی که درمان یا واکسنی برای COVID-19 وجود داشته باشد، آموزش دهیم.
اما یادگیری آنلاین آینده نیست. هرگز نبوده. هرگز نخواهد بود. این چیزی نیست که دانش آموزان می خواهند.
بازار رمزارزها...
ما را در سایت بازار رمزارزها دنبال می کنید
برچسب :
نویسنده : محمود کیانوش
بازدید : <-PostHit->
تاريخ : شنبه
26 فروردين
1402 ساعت: 12:19