پرونده برای سرمایه گذاری میان مدت

ساخت وبلاگ

Cory Cramer profile picture

رویکرد سرمایه گذاری من نسبتاً بی نظیر است. همچنین تقریباً هر آنچه را که می نویسم در جستجوی آلفا است. ترکیب این دو واقعیت به این معنی است که بسیاری از اوقات خوانندگان از مبانی فلسفی که در پشت صحنه ایده هایی که در مورد آنها می نویسم کار می کنند ، آگاه نیستند. این گاهی اوقات می تواند منجر به سوء تفاهم شود. معمولاً ، این سوء تفاهم ها در بخش نظرات از بین می روند ، اما من فکر می کنم داشتن یک توضیح آماده درباره آنچه که من می خواهم انجام دهم نیز مفید خواهد بود. علاوه بر این ، نوشتن مفروضات فلسفی و استراتژی اساسی سرمایه گذاری یک عمل خوب به خودی خود است زیرا می تواند برای روشن شدن و تیز کردن دقیقاً آنچه در آن است ، تلاش می کند تا هنگام سرمایه گذاری انجام دهد.

رویکرد اساسی

رویکرد اصلی من برای سرمایه گذاری شامل تلاش برای یافتن مناطق خاصی است که من برای دستیابی به عملکرد بهتر از متوسط ، مناسب هستم. اولین قدم برای انجام این کار تعریف "عملکرد متوسط" است. من معمولاً عملکرد متوسط را به عنوان کل بازده شاخص S& P 500 تعریف می کنم.(من همچنین برای استفاده از شاخص کل سهام سهام باز خواهم بود ، اما استفاده از S& P 500 کمی ساده تر است زیرا تعداد بیشتری از افراد از آن استفاده می کنند و به دلیل اینکه داده ها به راحتی قابل دسترسی هستند.) برای آن دسته از سرمایه گذاران که بازنشسته هستند و برای آنها سرمایه گذاری می کننددرآمد ، من از تعریف متفاوتی از عملکرد متوسط استفاده می کنم ، اما من قصد دارم این بحث را در حال حاضر به طرف خود تنظیم کنم و آن را برای یک مقاله آینده ذخیره کنم. در حال حاضر ، ما روی آن دسته از سرمایه گذاران که هنوز در مرحله انباشت سرمایه گذاری هستند (مانند من) تمرکز می کنیم.

من به عنوان یک سرمایه گذار می دانم که شواهد خوبی وجود دارد که می توانم تمام پول خود را در یک صندوق شاخص S& P 500 قرار دهم که هزینه های کم (SPY) (VOO) را اتهام دارد و انتظار دارد که سالانه معقول و منطقی داشته باشد تا در طولانی مدت بازده داشته باشدحدود 6-7 ٪. بنابراین ، سوالی که از خودم می پرسم این است: "چگونه می توانم کمی بهتر از این کار کنم؟"

من فکر می کنم پنج روش اصلی وجود دارد که می توانم کمی بهتر انجام دهم. من می توانم شاخص های جایگزین را انتخاب کنم که سابقه عملکرد بهتر از S& P 500 را در دراز مدت داشته باشد. من می توانم چرخه تجارت را بهتر ارزیابی کنم و مطابق آن رفتار کنم. من می توانم از شرکت های زیر متوسط و/یا مدیریت خودداری کنم. من می توانم از داشتن سهام با قیمت بالا خودداری کنم. و من می توانم سهام کم قیمت بخرم. نظر من این است که اگر من حتی می توانم در آن پنج منطقه حتی کمی بهتر از حد متوسط انجام دهم ، می توانم به طور مداوم و به طور قابل توجهی از بازار بهتر عمل کنم در حالی که خطر کمتری دارم. چهار از این پنج راه شامل سرمایه گذاری در میان مدت است ، و به همین دلیل من اکثریت قریب به اتفاق تلاش های خود را متمرکز می کنم که سعی می کنم در آینده 3-5 سال باشد که یک سهام یا ETF در آینده باشد.

کج کردن شاخص ها به نفع من

ایده در مورد شاخص های کج به نفع من این است که برخی از شاخص ها وجود دارد که سابقه طولانی در بهتر از بازار را دارند. به دنبال مشارکت Alpha Ploutos به طور گسترده و قانع کننده ای در مورد این کاشی های فاکتور ، که شامل رشد سود سهام ، وزن برابر ، کلاه کوچک ، ارزش و کمبود کمتری است ، نوشت. در مجموع آنها از شاخص S& P 500 به طور متوسط 4 ٪ در سال بهتر عمل کرده اند. حتی اگر ما فقط نیمی از این عملکرد تاریخی را بدست آوردیم و انتظار داشتیم 2 ٪ در سال ، با سرمایه گذاری در این شاخص ها به جای S& P 500 ، بتوانیم 6-7 ٪ بازده سالانه خود را تا 8-9 ٪ افزایش دهیم. در کوتاه مدت ، این کمی بهتر از حد متوسط است ، اما در دراز مدت ، پیچیده ، این عملکرد استثنایی است.

این بدان معنی است که برای من این است که به جای موقعیت "پیش فرض" من جاسوسی یا VOO ، موقعیت سرمایه گذاری پیش فرض من باید در ETF باشد که یکی از فاکتور شیب های Ploutos را توصیف می کند. و اگر مجبور شدم فقط یکی را انتخاب کنم ، این می تواند Guggenheim S& P 500 برابر با وزن ETF (RSP) باشد. طبق تحقیقات PLOUTOS ، شاخص اصلی در طولانی مدت از S& P 500 500 درصد بهتر است. من هیچ دلیلی نمی بینم که فکر کنم عملکرد برتر نمی تواند به آینده ادامه یابد. حتی پس از کسر هزینه ها ، هنوز هم در 20 سال گذشته یا حدود 50 ٪ از S& P 500 را بهتر کرده است. این بدان معناست که اگر کسی با استفاده از صندوق شاخص S& P 500 یک تخم مرغ 1 میلیون دلار ایجاد کرده بود ، می توانستند با استفاده از RSP به جای آن یک تخم لانه 1. 5 میلیون داشته باشند.

روشی که من در مورد این فکر می کنم این است که مگر اینکه دلیل خوبی برای فکر کردن داشته باشم که می توانم بهتر عمل کنم ، پس سرمایه گذاری پیش فرض من باید RSP (یا ETF مشابه) باشد. من آن را یک موقعیت پیش فرض می نامم زیرا اگر بتوانم با استفاده از سرمایه گذاری میان مدت ، فرصت های بهتری در بازار پیدا کنم ، می توان آن را تسخیر کرد. اگر این اتفاق بیفتد ، من به جای آن در این فرصت ها سرمایه گذاری خواهم کرد ، اما اگر چیزی پیدا کنم ، معقول است که به جای آن به طور پیش فرض به خرد بازار پیش فرض کنید و سعی کنم آن 8-10 ٪ بازده سالانه سالانه را بدست آورموادبه این معنا ، من فکر می کنم من 1/5 سرمایه گذار بلند مدت هستم ، تا زمانی که کسی تشخیص دهد که سرمایه گذاری میان مدت همیشه وقتی چیزی بهتر در دسترس است ، اولویت دارد.

دسترسی به چرخه بازار

واقعیت این است که بسیاری از سرمایه گذاران هنگام صحبت از استراتژی سرمایه گذاری خود به چرخه بازار توجه زیادی نمی کنند. این فرصتی را برای کسانی که توجه می کنند و تقریباً می توانند در هر زمان معین در چرخه مشخص کنیم ، می تواند شناسایی کند. من دو گروه مجزا از سرمایه گذاران و دو اشتباه احتمالی را که ممکن است در رابطه با این چرخه ها انجام دهند ، مشاهده کرده ام. گروه اول ، عمدتا سرمایه گذاران خرده فروشی ، یا از چرخه ها نادان هستند یا از آنها بی اعتنایی می کنند و به عنوان مفید یا بسیار غیرقابل پیش بینی برای مفید بودن هستند. گروه دوم ، عمدتاً سرمایه گذاران حرفه ای یا معامله گران ، سعی می کنند در پیش بینی های چرخه ای خود بیش از حد دقیق شوند و شرط هایی را ایجاد کنند که بیش از حد حساس باشند. سپس ، اگر زمان آنها خاموش باشد ، آنها پول خود را از دست می دهند یا بازار را تحت فشار قرار می دهند. من فکر می کنم جایی برای گزینه سوم وجود دارد و این جایی است که من سعی می کنم خودم را موقعیت کنم.

نظر من این است که اگر من به سادگی می توانم به دانستن اینکه در چرخه بازار کجا هستیم ، نزدیک شوم و اگر من را کمی بهتر قرار دهم ممکن است بتوانم کمی بهتر از حد متوسط انجام دهم. و اگر بتوانم از انجام سرمایه گذاری های وابسته به زمان خودداری کنم ، می توانم در ارزیابی چرخه خود حاشیه بیشتری برای خطا داشته باشم. من چرخه بازار را به چهار مرحله انتقال ، اوایل ، میانه و دیر تقسیم می کنم.

Chart

صندوق های فدرال مؤثر داده های YCHARTS را ارزیابی می کنند

من می خواهم این موضوع را واقعاً اساسی نگه دارم و تقریباً آنچه را که در مورد چرخه های بازار در مورد آن صحبت می کنم ، ترسیم کنم. با توجه به اینکه ما به طور فزاینده ای اقتصاد محور اعتبار داریم ، استفاده از نرخ صندوق های فدرال یک روش خوب برای نشان دادن نکته اساسی من است که داشتن یک ایده خشن از جایی که در چرخه بازار هستیم غیرممکن نیست. من قصد دارم با توصیف برخی از دوره هایی که در طی 20 سال گذشته با دوره های انتقال آغاز شده ایم ، شروع کنم.

دوره های انتقال به طور کلی با نرخ صندوق های فدرال به سرعت در حال سقوط مشخص می شوند. ما این اتفاق را می بینیم~اواسط سال 2000 تا 2002 و از اواسط 2007 تا 2009. در این دوره ها ، بازار و اقتصاد عمومی در حال کاهش و انقباض هستند. اینها دوره های منطقی آسان برای شناسایی در حالی که اتفاق می افتد است ، اما مشکل این است که آنها می توانند بسیار سریع کاهش یابد و پیش بینی می شود که در چه مرحله کاهش و انقباضات متوقف شود. رویکرد من برای مقابله با این دوره های انتقال دو برابر است. اولین مورد این است که قبل از رسیدن به یک دوره انتقال ، با توجه به موقعیت "پیش فرض" من دفاعی تر شویم. این شامل چرخش از ETF مانند RSP و آنچه که من به نظر می رسد ETF های دفاعی تر مانند PowerShares S& P 500 نوسانات پایین ETF (SPLV) و برنامه های پیشتاز ETF (VPU) است.(حداقل این بار ، اینها دفاعی تر به نظر می رسند. چرخه بعدی ، چیز دیگری ممکن است بهتر به نظر برسد.) هدف در اینجا این است که موقعیت های دفاعی کمی کمتر از ETF "پیش فرض" بیفتد. در حالت ایده آل ، هدف من این است که موقعیت دفاعی 20 ٪ کمتر از موقعیت پیش فرض سقوط کند. بنابراین ، اگر RSP یا SPY 25 ٪ سقوط کند ، من دوست دارم ETF های دفاعی من در مدت مشابه 20 ٪ سقوط کنند. اگر دوره انتقال چند سال به طول انجامد ، شاید ما در مورد عملکرد 2. 5 ٪ در سال در این دوره زمانی خاص صحبت کنیم. باز هم ، این خیلی زیاد به نظر نمی رسد ، اما به مرور زمان و ترکیبات اضافه می شود. همچنین ، توجه کنید که این یک استراتژی میان مدت است. ادعا نمی کند که بازار طی چند ماه بالا یا پایین می رود ، بلکه به طور کلی در تلاش است تا آنچه را که ممکن است در طی 2-3 سال اتفاق بیفتد تنظیم کند. برای داشتن درصد بالایی برای عملکرد متوسط ، لازم نیست که دقیقاً درست باشد. فقط باید نزدیک شود.

مرحله اولیه چرخه بازار به طور کلی نرخ بهره کم و در عین حال پایدار دارد در حالی که بازار پایین V شکل را ایجاد می کند. ما این را از~2002-2004 و~2009-2011. این زمان بسیار خوبی برای خرید سهام با کیفیت بالا با قیمت پایین است. PLOUTOS نشان داده است که ETF های کج شده ارزش در این دوره ها از عملکرد بهتر است و چرخش از دفاع به ارزش می تواند فرصتی برای افزایش عملکرد فرد توسط یک درصد زوج دیگر باشد.

مرحله میانه با رشد اقتصادی مشخص می شود ، بازاری که قیمت ها بیشتر از رکود بهبود یافته و در نهایت افزایش نرخ بهره را افزایش داده است. این دوره ای است که بازار عمدتاً نزدیک تعادل است و همه چیز همانطور که باید انجام می شود. معمولاً مرحله میانه طولانی ترین مراحل را ادامه می دهد ،~2004-2006 و 2012-2017 ، من مرحله میانه را در نظر می گیرم و سال 2018 نیز ممکن است به مرحله متوسط پایان یابد ، خواهیم دید.

در اواخر مرحله با نرخ بهره که برای 2-3 سال گذشته افزایش یافته است ، بازار سهام در اوج تمام وقت ، مانده اعتبار بالا و رشد اقتصادی قوی است. مراحل اواخر قبلی از~1999-2000 ، و 2007-2008. من فکر می کنم اکنون در اواخر مرحله قرار داریم یا به این مرحله نزدیک می شویم و سوال فعلی این است که تا زمان سقوط بازار چه مدت داریم و وارد دوره انتقال بعدی می شویم. دانستن این موضوع تقریباً غیرممکن است ، اما اگر فرض کنم که من یک سال در ارزیابی خود زودتر هستم و اواخر مرحله دو سال طول می کشد ، پس از سه سال احساس راحتی می کنم و فرض می کنم رکود رخ می دهد. به همین دلیل است که امسال شروع کردم به نوشتن در مورد اینکه اگر ما طی سه سال رکود داشته باشیم ، می توان در مورد چقدر سهام سقوط کرد. این طور نیست که من سعی می کنم "زمان بازار" را داشته باشم ، فقط این است که ما در مرحله ای از چرخه اقتصادی قرار داریم که منطقی است که رکود را در طول مدت متوسط در نظر بگیریم و برخلاف کوتاه مدت ، میان مدت ، بر خلاف کوتاه مدت ، معقول است. تا حدودی قابل پیش بینی است.

در اصل ، با در نظر گرفتن جایی که ما در چرخه بازار هستیم ، سرمایه گذاری میان مدت است. این ایده بسیاری از سرمایه گذاران بلند مدت را رد می کند که ما نمی توانیم در مورد چرخه های اقتصادی و بازار چیزی بدانیم. و این تشخیص می دهد که استدلال "ما نمی توانیم بدانیم که بازار یک روز چه کاری انجام خواهد داد ، یا یک ماه یا حتی یک سال از این پس" یک مرد نی است. ممکن است وارن بافت نمی داند که آیا سرمایه گذاران بیت کوین بیشتر در طی روز بعد یا ماه یا سال از دست می دهند ، اما این احتمال هنگام بیرون رفتن 3-5 سال به طرز چشمگیری تغییر می کند. او می تواند در مورد آن دوره زمانی میان مدت بیشتر بگوید ، و لازم نیست که بیت کوین به صفر برود ، فقط ممکن است این باشد که شانس بیت کوین کمتر از آنچه اکنون در حال حاضر است بسیار زیاد استسال ها. به عنوان سرمایه گذاران ، ما برای انجام بهتر از حد متوسط لازم نیست که دقیق تر از آن باشیم.

خرید سهام با قیمت پایین

استراتژی فوق برای کسی که همیشه می خواهد به طور کامل سرمایه گذاری شود خوب است و نمی خواهد سهام فردی داشته باشد. با این حال ، من فکر می کنم که در بعضی مواقع بازار به طور موقت سهام را در طول مدت کوتاه مدت (0-2 سال) اشتباه می کند و اگر مایل به سرمایه گذاری در میان مدت متوسط باشم ، می توانم از این سوءاستفاده ها استفاده کنم (~2-5 سال). من کسی نیستم که فکر می کنم بازار معمولاً سهام را فراتر از میان مدت قرار می دهد. به همین دلیل ، پیش فرض من یک شاخص به نوعی خواهد بود که در بالا مورد بحث قرار گرفت ، اما هر وقت شرکتی را پیدا کردم که با کیفیت خوب و کم قیمت باشد که احتمال بازگشت به قیمت قبلاً تعیین شده را دارد که بسیار بالاتر است ، پس مناز ETF های پیش فرض و در سهام جداگانه بچرخید تا زمانی که سهام در حال معامله نزدیک به ارزش منصفانه باشند که در آن نقطه استراتژی چرخش به ETF های "پیش فرض" است.

این سرمایه گذاری ها به طور کلی در محدوده 1-4 ٪ وزن می شوند. غیر معمول نیست که یکی از این سرمایه گذاری ها در کمتر از دو سال می تواند 100 ٪ بازگردد. بنابراین هرکدام در هر سال معین این پتانسیل را دارند که 1-2 ٪ به ارزش کل نمونه کارها اضافه کنند. باز هم ، این یک تأثیر غول پیکر نیست ، و برخی از بازندگان نیز در آنجا مخلوط خواهند شد ، اما با گذشت زمان این می تواند اضافه شود.

خرید سهام با قیمت پایین یک هدف عموماً پذیرفته شده در بین سرمایه گذاران است ، آنچه بحث برانگیزتر است فروش سهام هنگام رسیدن به ارزش منصفانه است. این جایی است که سرمایه گذاری برای میان مدت خود را از سرمایه گذاری معمولی بلند مدت متمایز می کند. من فرض می کنم که نمی توانم درآمد یک شرکت را بیش از 5 سال پیش بینی کنم. این بدان معناست که من باید روشی متفاوت برای ارزش گذاری سهام از تلاش برای محاسبه تمام درآمد آینده خود پیدا کنم. من به طور معمول از دو روش استفاده می کنم. اولین مورد این است که قیمت بازار قبلاً تعیین شده را پیدا کنید که 1) در طی حباب رخ نداد و 2) که سهام احتمال بازگشت به مدت میان مدت را دارد. من فرض می کنم که هر قیمتی بالاتر از قیمت بازار که قبلاً تعیین شده است بالاتر از ارزش عادلانه است.

به عنوان مثال: در اول آوریل 2016 ، مقاله "استراتژی چرخه ای می گوید خرید FMC" را منتشر کردم ، و در تاریخ 3 اوت 2017 ، مقاله "FMC Corp. - یک مطالعه موردی موفقیت آمیز سرمایه گذاری چرخه ای" را منتشر کردم که در آن مرحله سود کسب کردمواد

Chart

داده های قیمت کل FMC توسط YCHARTS

دلیل اینکه من FMC را فروختم این بود که آن را به قیمتی غیرقانونی از نظر قیمت:

Chart

داده های FMC توسط YCHARTS

بالاترین زمان قبلی آن در بهار سال 2014 بود ، بیش از 80 دلار در هر سهم. من وقتی قیمت در اوت سال 2017 فراتر رفت ، فروختم. آیا این بدان معنی است که سهام پس از آن بیش از حد ارزش داشته است؟نه اینطور نیست. این بدان معنی است که سهام دیگر به وضوح کم ارزش نبود ، و من فقط می خواهم سهام فردی را که فکر می کنم قیمت آن بسیار پایین است ، نگه دارم. اگر قیمت آنها عادلانه باشد ، من ممکن است یک صندوق شاخص نیز داشته باشم ، همه موارد دیگر برابر هستند.

این روش (ساده) من برای ارزیابی سهام چرخه ای است. برای سایر سهام که کمتر چرخه ای هستند ، من از یک P/E اساسی ، یا قیمت/کتاب استفاده می کنم ، یا هر نوع استاندارد برای آن سهام خاص است. من لزوماً از این نسبت استفاده نمی کنم تا تعیین کنم چه موقع سهام را بخریم (من روشهای سنتی کمتری برای انجام این کار دارم) ، اما این یک نشانگر خوب است که چه زمانی سهام کمتر چرخه ای به ارزش عادلانه رسیده است. به عنوان مثال بیایید Apple (AAPL) را بگیریم.

در اول ژوئیه 2013 ، من مقداری سهام اپل را برای حساب دخترم خریداری کردم زیرا قیمت آن پایین بود. اپل نزدیک به 40 ٪ از سطح قبلی خود سقوط کرده بود.

Chart

داده های AAPL توسط YCHARTS

این یکی از موارد نادری بود که یک سهام بزرگ در واقع نسبت به بقیه بازار و نسبت به خود به فروش می رسید. سوال این بود که چه موقع سهام را بفروشیم. اپل در طی پنج سال گذشته فقط به طور متوسط نسبت P/E به طور متوسط معامله کرده است. با استفاده از قوانین عادی من ، وقتی که با آن نسبت P/E به طور متوسط 15. 8 معامله می شد ، اپل را در جایی می فروختم. بیایید نگاهی به F. A. S. T. Graphs بیندازیم ، بنابراین می توانیم ببینیم که من در مورد چه چیزی صحبت می کنم:

خوب ، هنگامی که خط سیاه خط آبی را لمس می کند که اپل در نزدیکی 10 سال P/E عادی خود معامله می کرد. یک سال پس از آن ، من اپل را در سال 2013 در نزدیکی پایین خود خریداری کردم ، در نزدیکی نسبت P/E عادی خود معامله می شد ، و فروش سهام در آن مقطع زمانی منطقی بود (سود آن حدود 70 ٪ در آن بودزمان یک سال)من این کار را نکردمبیشتر به این دلیل که من توجه نمی کردم ، اما حتی اگر اپل با ارزش منصفانه تجارت می کرد ، اما هنوز هم با قیمت ارزش نسبت به بقیه بازار معامله می کرد (بیشتر در یک لحظه). به جای فروش ، من در سال 2015 ، این بار برای حساب پسرم ، به 109 دلار در هر سهم خریداری کردم ، و من هر دو موقعیتی را فروخته ام ، حتی اگر ، همانطور که می بینید ، در حال حاضر اپل کمی بیش از حد ارزش دارد و نیاز به رها کردن داردحدود 10 ٪ برای بازگشت آن به نسبت تاریخی P/E خود.

بخشی از دلایلی که من موقعیت ها را فروخته ام ، احتمالاً فقط تنبلی ساده از طرف من است. من تصور می کنم اگر اپل 20 ٪ بیش از حد ارزش داشته باشد ، احتمالاً می فروشم. اما بخش دیگر دلیل این است که نسبت به بقیه بازار ، که اگر نسبت شیلر P/E به عنوان راهنما استفاده شود ، احتمالاً برای رسیدن به نسبت P/E تاریخی خود ، باید 50 ٪ سقوط کند ، سپس اپل10 ٪ بیش از حد ارزش آن را به یک مقدار نسبی تبدیل می کند.

نکته اصلی در اینجا این است که برای نگه داشتن سهام ، باید بتوانم موردی را که قیمت آن کم است ، بیان کنم. ترجیحاً من این قضاوت را در مورد تاریخ سهام خود و شاید گاهی اوقات در موارد نادری مانند اپل پایه گذاری می کنم ، من این قضاوت را بر قیمت و درآمد نسبت به بقیه بازار پایه گذاری می کنم. من نمی توانم تصور کنم که در مقایسه با معیارهای تاریخی خود و در مقایسه با بازار گسترده تر ، سهام را که قیمت آن کم نیست ، نگه داشته است. من هیچ تعهدی برای نگه داشتن سهام اپل برای همیشه ندارم ، و اگر قیمت به اندازه کافی بالا افزایش یابد ، من آن را می فروشم حتی اگر تجارت هنوز در حال رشد باشد و خوب به نظر برسد.

اجتناب از سهام با قیمت بالا

اکنون باید بدیهی باشد که اگر من به ندرت سهام شخصی را در آنچه که من از ارزش منصفانه می دانم نگه دارم ، که نمی خواهم سهام را که بیش از حد ارزشمند به نظر می رسند ، داشته باشم ، یا اینکه به رشد درآمد پیش بینی شده بلند مدت متکی هستند به منظور توجیهقیمت فعلی که از نظر تاریخی بالاتر از حد معمول است. بخش پیچیده تر در این مورد مربوط به موقعیت های ETF "پیش فرض" من است. مواردی وجود دارد ، مانند اکنون ، که تقریباً کل بازار بر اساس معیارهای تاریخی بیش از حد ارزیابی می شود. با استفاده از نوشته های من در SA به عنوان راهنما ، من فقط 10 ٪ از نمونه کارها را در سهام فردی دارم که فکر می کنم هنوز ارزشهای خوبی هستند. اگر آن سهام را درج کنیم که فکر می کنم مقادیر نسبی خوبی هستند (Berkshire Hathaway (Brk. B) و Apple) ، شاید 16 ٪ از نمونه کارها در سهام های فردی باشد که من فکر نمی کنم نسبت به بازار گسترده تر ارزش داشته باشند.

به دنبال آنچه من تاکنون در این مقاله نوشتم ، این بدان معنی است که 84 ٪ به ETF های دفاعی اختصاص می یابد (SPLV و VPU دو موردی هستند که من در مقاله هایم در مورد آنها می نویسم.). اما من هرگز این مورد را مطرح نکرده ام که SPLV و VPU خودشان بیش از حد ارزیابی نمی شوند. مطمئناً SPLV است ، و احتمالاً VPU خیلی کمی است. آیا من واقعاً 84 ٪ از نمونه کارها خود را در ETF می خواهم که فکر می کنم بیش از حد ارزیابی شده اند؟

پاسخ واضح "نه" است ، اما مشکل دشوارتر این است که نمی دانم بازار چه مدت می تواند گران بماند. و از آنجا که من معمولاً به دنبال سهام کم قیمت و سهام نسبتاً با ارزش نیستم ، ممکن است حتی برای من بیشتر از حد معمول طول بکشد تا مکان هایی برای سرمایه گذاری پیدا کنم. در نهایت ، من تصمیم گرفته ام که به سادگی تفاوت را تقسیم کنم و در 50 ٪ اول نمونه کارها را که نمی توانم سهام شخصی را برای سرمایه گذاری پیدا کنم ، به بازار بسپارم ، اما بعد از آن ، هر پولی که نمی توانم جایی پیدا کنمسرمایه گذاری در سهام کم ارزش ، من تصمیم گرفتم که به صورت نقدی نگه دارم.

با بازگشت به برآوردهای چرخه بازار ما ، تجزیه نمونه کارها ممکن است برای هر مرحله از چرخه چیزی شبیه به این باشد:

مرحله انتقال اگر امروز اتفاق افتاده است: 50 ٪ ETFS دفاعی/16 ٪ سهام فردی/34 ٪ معادل نقدی.

مرحله اولیه: 100 ٪ سهام فردی

مرحله میانی: 1-50 ٪ ETF (مانند RSP)/50-99 ٪ سهام فردی

مرحله دیررس: 50 ٪ ETFS دفاعی/ 1-50 ٪ سهام انفرادی/ 1-50 ٪ پول نقد (پول نقد در سهام فردی نیست)

ایده این نیست که سعی کنید دقیقاً زمان بازار را داشته باشید. در این صورت ، ما 84 ٪ پول نقد و 16 ٪ سهام فردی خواهیم بود. هدف این است که وقتی واقعاً بیش از حد ارزشمند می شود ، کمی بهتر از بازار انجام شود و به نظر نمی رسد که ارزش های زیادی در اطراف آن وجود داشته باشد. با نگه داشتن مقداری پول نقد ، در این مورد 34 ٪ ارزش ، باید به ما این امکان را بدهیم که حداقل تا حدی از سهام با قیمت بالا جلوگیری کنیم ، بدون اینکه شرط بزرگی را در بازار ایجاد کنیم. اگر کسی سه سال جلوتر بود و از اواسط سال 2004 شروع به نگه داشتن پول نقد می کرد ، آنها هنوز هم فرصتی برای خرید بازار با قیمت های پایین تر در سال 2008 و 2009 داشتند.

Chart

داده های جاسوسی توسط YCHARTS

اگر کسی در سال 1997 3 سال جلوتر بود ، همین اتفاق می افتد:

Chart

داده های جاسوسی توسط YCHARTS

و در حالی که به نظر می رسد مثال 1997 بسیار عالی است ، باید در نظر داشته باشید که پول نقد در این دوره زمانی درآمد بیشتری کسب می کرد. در این دوره می توانستید حدود 4 ٪ پول نقد خود را در سال داشته باشید.

به هر حال ، نگه داشتن مقداری پول نقد وقتی که من در مورد بازار بیش از حد ارزش قائل هستم ، این است که من سعی می کنم در هنگام قیمت بیش از حد قیمت ، از نگه داشتن سهام خودداری کنم. من همچنین سهام جداگانه خریداری نمی کنم مگر اینکه حداقل 30 ٪ از اوج خود داشته باشند. ترکیب این دو استراتژی باید من را از خرید بیش از حد بیشترین سهام باز دارد.

اجتناب از شرکتها و مدیریت زیر متوسط

اگر متوجه نشده اید ، من به قیمت اهمیت زیادی می دهم. دلیل این امر این است که ، در طول مدت ، قیمت در نهایت نحوه اندازه گیری چیزها است. هیچ موقعیت سقوط در مورد این شرکت چقدر عالی نیست و در طولانی مدت چقدر ، شرکت برای متقاعد کردن آقای بازار از ارزش خود قرار دارد. نه ، پس از پنج سال ، آقای بازار قاضی ، هیئت منصفه و اعدام کننده برای من است. اما این بدان معنا نیست که مشاغل و مدیریت مهم نیستند.

آنها اهمیت زیادی دارند. من فقط تمایل دارم که آنها را از جهت مخالف نسبت به بیشتر سرمایه گذاران بررسی کنم. هنگامی که شما بیش از 25 سال به دنبال شرکت هایی هستید که بیش از 25 سال است ، شرکت های خوبی را پیدا می کنید و مدیریت خوب کاملاً متداول است. پیدا کردن شرکت های بالاتر از متوسط و حتی پیدا کردن شرکت های عالی آسان است. آن شرکت ها ایستادگی می کنند. قیمت های خوب چیزی است که بیشتر اوقات پیدا کردن آن دشوار است.

هنگامی که ما شروع به جستجوی شرکت هایی با قیمت ارزان می کنیم ، شرکت های بسیار خوبی را با مدیریت عالی و شرکت های بسیار کمتر از متوسط یا پایین تر از مدیریت متوسط پیدا می کنیم. اگر بتوانم یک شرکت متوسط با متوسط تجارت مدیریت با قیمت متوسط را پیدا کنم ، من کاملاً خوب هستم که در میان مدت یک سرمایه گذاری انجام دهم. اگر فقط سعی در پیش بینی 5 سال در آینده دارید ، لازم نیست شرکتی با مدیریت نبوغ و یک خندق غیرقابل تحمل داشته باشید. اگر قصد دارید "برای همیشه" نگه دارید ، بهتر است هر دو را داشته باشید. با این حال ، من با بافت در مورد فرض اساسی موافقم که شما فقط باید سهام یک شرکت را خریداری کنید اگر فکر نمی کنید حتی اگر بازار سهام برای مدتی بسته شود ، آن را بخرید. راهی که من آن را می بینم ، بازار سهام می تواند تا 5 سال در هر یا همه این سرمایه گذاری ها بسته شود ، و من کاملاً خوب خواهم بود تا زمانی که از مشاغل زیر متوسط یا مدیریت زیر متوسط اجتناب کرده ام زیرا این سهام هستندکه در مدت میان مدت دوباره برمی گردند.

نتیجه

قبل از اینکه کارها را بپیچم ، می خواهم یک دلیل دیگر را که برای میان مدت سرمایه گذاری می کنم ذکر کنم که در بالا آن را پوشش ندادم ، اما فکر می کنم حداقل به همان اندازه مهم است. سرمایه گذاری میان مدت به شما امکان می دهد تا از اشتباهات خود سریعتر از سرمایه گذاری بلند مدت یاد بگیرید. حتی اگر کسی به جای 20 یا 30 سال از 10 سال به عنوان نقطه شروع اساسی برای تحقیقات خود استفاده کند ، من می دانم که آیا من با اطمینان کامل دو برابر اشتباه کرده ام به محض اینکه کسی که 10 سال صبر می کند قبل از اعلام یک سرمایه گذاری کم تحرک یک خطا باشد. واداین به من اجازه می دهد تا روند خود را برای اشتباهات با دقت تجزیه و تحلیل کنم تا بهبود یابد. هرچه تکرار بیشتر شود ، اگر از اشتباهات خود بیاموزند ، بهتر می شوند و استفاده از یک افق میان مدت به آن کمک می کند.

در نهایت ، سرمایه گذاری میان مدت مزایای زیادی نسبت به سرمایه گذاری کوتاه مدت و بلند مدت دارد.(من به اندازه مزایای سرمایه گذاری کوتاه مدت ننوشتم زیرا مردم همیشه در مورد آن می نویسند ، و این مقاله در حال حاضر بسیار طولانی است.) از نظر من ، غیر از داشتن پتانسیل کاملاً منفعل و بودنسرمایه گذاری بیشتر و سرمایه گذاری طولانی مدت هیچ مزایایی نسبت به سرمایه گذاری میان مدت ندارد. علاوه بر این ، اگر کسی از همان نوع شاخص به عنوان پیش فرض استفاده کند که یک سرمایه گذار بلند مدت در حساب های مالیاتی شده و سرمایه گذاری کند ، سرمایه گذاری بلند مدت در صورت فرض سرمایه گذار میان مدت ، هیچ مزیت واقعی نسبت به سرمایه گذاری میان مدت ارائه نمی دهدکمی بالاتر از مهارت و خلق و خوی متوسط ، همراه با مقداری وقت آزاد است.

به گفته این ، این مقاله در نظر گرفته نشده است تا به سرمایه گذاران دیگر بگوید که چگونه باید سرمایه گذاری کنند. بیشتر این است که برای منتقدین گاه به گاه من توضیح دهم که چرا من برای میان مدت سرمایه گذاری می کنم ، و همچنین نشان می دهد که ما انتخاب بیشتری نسبت به انتخاب بین معاملات کوتاه مدت و سرمایه گذاری بلند مدت داریم. سرمایه گذاری میان مدت یک انتخاب است.

بازار رمزارزها...
ما را در سایت بازار رمزارزها دنبال می کنید

برچسب : نویسنده : محمود کیانوش بازدید : <-PostHit-> تاريخ : جمعه 8 ارديبهشت 1402 ساعت: 11:52