به ساده ترین آن ، استراتژی در مورد انتخاب انتخابات است ... برای شما ، کدام شغلی به شما علاقه مند می شود ، چه کسی ازدواج/شریک زندگی ، چه فرزند داشته باشد ، چه مالکیت ماشین و خانه و حتی سرمایه گذاری در آموزش بعد از متوسطه به شما باشدمزیت یا نهبرای شرکت ها ، که کدام محصول/خدمات برای فروش ، تعادل مناسب کار (مردم) و سرمایه (ماشین آلات) در تولید محصول/خدمات و از کجا می توان از نظر جسمی در میان صدها نفر اگر هزاران انتخاب استراتژیک قرار بگیرند ، استفاده کنند. گزینه ها
مطالعه مدیریت استراتژیک ترکیبی از یادگیری در مورد مدلهای مختلفی است که می تواند به ما در چگونگی و چرایی این انتخاب های استراتژیک کمک کند ، همراه با مطالعات زیادی در مورد نتایج شرکتهای واقعی و افراد به دست آمده - مطالعات موردی.
در اولین مطالعه موردی ما ، موضوعاتی مانند مواردی که در حال حاضر توسط Blackberry و Apple با آن روبرو هستند ، محور مدیریت استراتژیک هستند زیرا آنها به پاسخ دادن به سؤال کلیدی کمک می کنند - "چرا برخی از شرکت ها از سایر بنگاه ها بهتر عمل می کنند؟"به طور خاص ، مدیریت استراتژیک بررسی می کند که چگونه اقدامات و رویدادهای مربوط به مدیران ارشد (مانند استیو جابز) ، بنگاهها (اپل) و صنایع (بازار بی سیم) بر موفقیت یا عدم موفقیت یک شرکت تأثیر می گذارد. ابزارهای رسمی برای کمک به ما در درک بهتر این روابط وجود دارد. بسیاری از این ابزارها در این کتاب توضیح داده شده و کاربرد دارند. اما ابزارهای رسمی کافی نیستند. خلاقیت برای مدیریت استراتژیک به همان اندازه مهم است. بنابراین استراتژی تسلط بخشی از هنر و علم جزئی است.
این فصل مقدماتی در نظر گرفته شده است تا شما را قادر سازد تا بفهمید مدیریت استراتژیک چیست و چرا مهم است. از آنجا که استراتژی یک مفهوم پیچیده است ، ما با توضیح پنج روش مختلف برای فکر کردن در مورد چه استراتژی (پنج P) شروع می کنیم. در مرحله بعد ، ما در قرن ها سفر می کنیم تا تکامل استراتژی را از دوران باستان تا امروز بررسی کنیم. ما این فصل را با ارائه یک الگوی مفهومی پایان می دهیم که یک راه را ترسیم می کند که مدیران بتوانند در جهت تسلط بر استراتژی تلاش کنند. این مدل همچنین با سازماندهی نه فصل باقیمانده در یک کل منسجم ، یک پرتره کلی از مطالب این کتاب را ارائه می دهد.
استراتژی تعریف: پنج P
تعریف استراتژی ساده نیست. استراتژی یک مفهوم پیچیده است که شامل بسیاری از فرایندها و فعالیت های مختلف در یک سازمان است. برای به دست آوردن این پیچیدگی ، پروفسور هنری مینتزبرگ از دانشگاه مک گیل در مونترال ، کانادا ، آنچه را که وی به عنوان "5 استراتژی استراتژی" عنوان کرد ، بیان کرد. به گفته مینتزبرگ ، درک چگونگی استراتژی می تواند به عنوان یک برنامه ، به عنوان یک برنامه ، به عنوان یک موقعیت ، به عنوان یک الگوی و به عنوان یک چشم انداز مهم باشد. هر یک از این پنج روش تفکر در مورد استراتژی برای درک اینكه استراتژی چیست ، لازم است ، اما هیچ یك از آنها به تنهایی برای تسلط بر مفهوم كافی نیستند (مینتزبرگ ، 1987).
شکل 1. 1.
درک روشهای مختلف تفکر در مورد استراتژی اولین قدم برای تسلط بر هنر و علم مدیریت استراتژیک است. پنج استراتژی که از کار هنری مینتزبرگ تهیه شده است ، به ارائه مروری بر متداول ترین تعاریف استراتژی کمک می کند.
برنامه: مجموعه ای از مراحل با دقت ساخته شده که یک شرکت برای موفقیت در نظر دارد دنبال کند. تقریباً هر بنگاه یک برنامه استراتژیک برای هدایت آینده خود ایجاد می کند. اگر این مطلب را می خوانید ، احتمالاً طرحی دارید که به مدرک دانشگاهی یا دیپلم نیاز دارد.
PLOY: یک حرکت خاص برای پیشی گرفتن یا فریب رقبا. استعلام در کبک در مورد پیوندهای بین صنعت ساخت و ساز و جرم سازمان یافته مربوط به بازپرداخت برای اطمینان از دریافت قراردادهای سودآور بحث کرد.
الگوی: میزان سازگاری در اقدامات استراتژیک یک شرکت. اپل با نوآوری به چالش های رقابتی پاسخ می دهد. برخی از این نوآوری ها شلوغی کامل هستند ، اما به اندازه کافی موفقیت آمیز است که عملکرد کلی اپل بسیار عالی است.
موقعیت: جایگاه یک شرکت در صنعت نسبت به رقبای خود. Loblaw Company Ltd. ZEHR ، یک فروشگاه مواد غذایی با سطح بالاتر ، و همچنین هیچ گونه مواد غذایی ، غذاهای اضافی و Supervalu را ارائه می دهد که در سطح قیمت های مختلف قرار دارند.
چشم انداز: چگونه مدیران چشم انداز اطراف خود را تفسیر می کنند. در اواسط دهه 1990 ، اینترنت عمدتاً ابزاری برای ارتباطات بود. جف بزوس از آمازون آن را به عنوان کانال فروش برای فروش کتاب به صورت آنلاین می دید. اکنون Amazon.com - شغلی که او ایجاد کرده است - یک فروشگاه متنوع محصولات مصرفی است.
استراتژی به عنوان یک برنامه
طبق یک دیدگاه کلاسیک از استراتژی ، برنامه های استراتژیک جوهر استراتژی است. یک برنامه استراتژیک مجموعه ای از مراحل با دقت ساخته شده است که یک شرکت قصد دارد برای موفقیت آن پیروی کند. تقریباً هر سازمان یک برنامه استراتژیک برای هدایت آینده خود ایجاد می کند.
در حالی که اپل در اوایل رایانه میکرو یک شرکت رایانه ای بسیار موفق بوده است ، تا سال 1996 ، عملکرد اپل قوی نبود و گیلبرت اف. آملیو به امید معکوس کردن ثروت شرکت به عنوان مدیرعامل (مدیر ارشد اجرایی) منصوب شد. آملیو در سخنرانی با محوریت استراتژی ، طرحی را که متمرکز بر استفاده از اینترنت است (که در آن زمان در مراحل ابتدایی خود بود) و توسعه محصولات و خدمات چندرسانه ای را توصیف کرد. موفقیت بعدی اپل از طریق اینترنت از طریق iTunes و با iPad را می توان به برنامه ای که در سال 1996 بیان شد ، ردیابی کرد (مارکوف ، 1996).
یک مدل تجاری باید یک عنصر اصلی برنامه استراتژیک یک شرکت باشد. به سادگی اظهار داشت ، یک مدل تجاری فرایندی را توصیف می کند که از طریق آن یک شرکت امیدوار است سود کسب کند. احتمالاً شما را تعجب نخواهد کرد که بدانید که تهیه یک مدل تجاری مناسب ، مستلزم آن است که یک شرکت کالا یا خدمات را بیش از آنچه که برای شرکت برای ایجاد و توزیع آن کالاها برای شرکت می فروشد ، بفروشد. یک جنبه ظریف تر اما به همان اندازه مهم یک مدل تجاری ، ارائه کالاهای خوب یا ارزان تر از آنچه که می توانند خودشان ایجاد کنند ، ارائه می دهد.
به عنوان مثال ، زنجیرهای بزرگ رستوران های پیتزا مانند بوستون پیتزا و دومینو را در نظر بگیرید.
از آنجا که این بنگاه ها مواد خود را به مقادیر عظیم خریداری می کنند ، آنها نسبت به هر خانواده ای می توانند به مراتب کمتری بپردازند (یک مزیت به نام اقتصاد مقیاس. در همین حال ، بوستون پیتزا و دومینو تجهیزات ویژه آشپزخانه ای را ایجاد کرده اند که به آنها امکان تولید پیتزا با طعم بهتر را می دهد تا از آن استفاده کنند. می توان با استفاده از اجاق های اساسی که بیشتر خانواده ها برای پخت و پز به آنها اعتماد دارند ایجاد شود. بنابراین رستوران های پیتزا می توانند پیتزا های با طعم بهتری را برای هزینه های بسیار کمتری نسبت به خانواده ایجاد کنند. این مدل تجاری حاشیه های سالم را فراهم می کند و باعث شده است که بوستون پیتزا و دومینو تبدیل شودبنگاه های عظیم
شکل 1. 2: حق رای دادن مانند پیتزا بوستون نمونه ای از یک مدل تجاری محبوب را ارائه می دهد که در سراسر جهان موفق بوده است.
برنامه های استراتژیک برای افراد نیز مهم است. در واقع ، یک ضرب المثل مشهور اظهار می دارد که "کسی که نتواند برنامه ریزی کند ، قصد دارد شکست بخورد."به عبارت دیگر ، موفقیت آمیز بودن به شخص نیاز دارد تا راهی را برای آینده بگذارد و سپس آن مسیر را دنبال کند. اگر این مطلب را می خوانید ، کسب مدرک دانشگاهی احتمالاً گامی اساسی در برنامه استراتژیک شما برای حرفه شما است. نگران نباشید اگر برنامه شما کاملاً تدوین نشده باشد. زندگی پر از پیچ و تاب های غیر منتظره و چرخش است ، بنابراین حفظ انعطاف پذیری برای افرادی که برنامه های شغلی خود و همچنین برای شرکت ها را برنامه ریزی می کنند ، عاقلانه است.
برای بنگاه ها ، این پیچ و تاب های غیر منتظره و محدودیت هایی را در ارزش برنامه ریزی استراتژیک قرار می دهد. مایک تایسون ، قهرمان سابق بوکس سنگین وزن ، محدودیت های برنامه های استراتژیک را ضبط کرد وقتی که خاطرنشان کرد: "همه برنامه ای دارند تا زمانی که من آنها را در چهره مشت کنم."از این نقطه به بعد ، استراتژی کمتر در مورد یک برنامه و بیشتر در مورد تنظیم وضعیت تغییر است. برای شرکت ها ، تغییر در رفتار رقبا ، مشتریان ، تأمین کنندگان ، تنظیم کننده ها و سایر گروه های خارجی همه می توانند منبع یک مشت استعاره ای در چهره باشند. با وقایع در اطراف یک شرکت ، برنامه استراتژیک آن ممکن است منعکس کننده یک واقعیت رقابتی باشد که دیگر وجود ندارد. از آنجا که چشم انداز مشاغل به سرعت تغییر می کند ، روشهای دیگر تفکر در مورد استراتژی مورد نیاز است.
استراتژی به عنوان یک پله
راه دوم برای مشاهده استراتژی از نظر Ploys است. یک راهپیمایی استراتژیک یک حرکت خاص است که برای پیشی گرفتن یا فریب رقبا طراحی شده است. Ploys اغلب شامل استفاده از خلاقیت برای تقویت موفقیت است.
به تام ساویر مارک تواین فکر کنید ، جایی که شخصیت اصلی تام به جای بازی یا رفتن به سوراخ شنا ، یک حصار را در حال سفید کردن است. تلاش او برای رشوه خواری کار نکرد. او موفق شد دوستان خود را متقاعد کند که از نقاشی لذت می برد: "این را دوست دارد؟خوب ، من نمی بینم که چرا نباید آن را دوست داشته باشم. آیا پسری هر روز فرصتی برای سفید کردن حصار می گیرد؟ "او دوستان خود را با کمال میل به او پرداخت کرد تا فرصتی برای سفید کردن حصار خاله پولی را سفید کند (تواین ، 1876).
Ploys می تواند به ویژه در مقابل مخالفان بسیار قوی تر مفید باشد. تاریخ نظامی نمونه های کاملاً مشخصی را ارائه می دهد. قبل از انقلاب آمریکا ، نبردهای زمینی معمولاً توسط دو ارتش مخالف جنگیده می شد که هر یک از آنها لباس های رنگی روشن می پوشیدند و به سمت یکدیگر در مزارع باز حرکت می کردند. جورج واشنگتن و مأمورانش می دانستند که ایالات متحده نمی تواند در یک نبرد سنتی ، نیروهای بریتانیایی آموزش دیده و مجهز بهتر را شکست دهد. برای غلبه بر نقاط ضعف خود ، ارتش آمریكا به کمین ، حملات ضرب و شتم و سایر حرکات چریکی اعتماد کرد. این حتی با هدف قرار دادن افسران انگلیسی در هنگام درگیری ، یک قانون نانوشته جنگ را شکست. این تلاش برای کاهش اثربخشی حریف با از بین بردن رهبری آن بود.
شکل 1. 3: استفاده هوشمندانه هانیبال از فیل ها برای عبور از کوه های آلپ نمونه ای از یک قضیه استراتژیک را ارائه می دهد.
قرن ها قبل ، ژنرال کارتاگینیان هانیبال شاید مشهورترین پلو را تا کنون بدست آورد. با توجه به نیروی جنگی بسیار ضعیف خود ، کارتاژ در حال جنگ با رم بود ، یک شرایط ترسناک برای اکثر کارتاگینیان. آلپ هرگز توسط ارتش عبور نکرده بود. در حقیقت ، کوه های آلپ چنان کوهستانی خیانتکار در نظر گرفته می شدند که رومی ها زحمت نظارت بر نظارت بر بخشی از قلمرو خود را که هم مرز با کوه های آلپ بود ، نبودند. هیچ اسب به چالش نرسید ، اما هانیبال باهوش سربازان خود را روی فیل ها قرار داد و ارتش وی توانست گذرگاه کوه را بسازد. رومی ها کاملاً آماده نبودند و بیشتر آنها از دید شارژ فیل ها وحشت داشتند. هانیبال با استفاده از عنصر غافلگیرانه توانست ارتش خود را به پیروزی بر دشمن بسیار قدرتمندتر هدایت کند.
امروزه Ploys همچنان مهم است. در سال 2011 ، یک صاحب پیتزا فروشی در پنسیلوانیا متهم به تلاش نسبتاً منحصر به فرد برای پیشی گرفتن از دو مغازه پیتزا رقیب بود. طبق گفته پلیس ، این مرد با قرار دادن موش در پیتزا فروشی های خود سعی در خرابکاری رقبای خود داشت. اگر این پلو کشف نشده بود ، این دو مغازه می توانستند به دلیل نگرانی های بهداشتی ، از تبلیغات بد رنج بکشند یا حتی توسط مقامات تعطیل شوند. اگرچه بیشتر برنامه های استراتژیک قانونی هستند ، اما این یکی نبود و مرتکب دستگیر شد (رویترز ، 2011).
استراتژی به عنوان یک الگوی
استراتژی به عنوان الگوی راه سوم برای مشاهده استراتژی است. این دیدگاه به میزان سازگاری اقدامات یک شرکت در طول زمان متمرکز است. عدم وجود الگوی استراتژیک به توضیح اینکه چرا غول تقطیر Seagram به ضررهای گسترده رو به وخامت می رود ، کمک می کند و هدف تصرف قرار گرفت. این شرکت در اواسط دهه 1850 به عنوان تقطیر کننده در مونترال آغاز شد. پس از پایان ممنوعیت در ایالات متحده در سال 1933 (که خود رونق برای Seagram از طریق فروش به Bootleggers بود) ، شرکت Seagram Ltd. برای تقاضای کاهش الکل از مصرف کنندگان ایالات متحده آماده بود. در اوج این شرکت در اواسط دهه 1950 ، یکی از هر سه نوشیدنی الکل مقطر مصرف شده توسط آمریکایی ها توسط Seagram ساخته شده است (Slater ، 2013).
این شرکت غنی از Cash ، با خرید محصولات Tropicana ، اولین شرکت های نوشیدنی-شراب ، شامپاین ، کنیاک و حتی آب پرتقال را خریداری کرد. یکی از سودآورترین سرمایه گذاری Seagram سهم اقلیت زیادی در غول شیمیایی DuPont بود. با این حال ، در سال 1994 ، ادگار برونفمن جونیور در Seagram را به عهده گرفت و یک استراتژی متنوع سازی را ادامه داد و به تجارت سرگرمی فشار آورد ، منطقه ای که Seagrams چیزهای زیادی از آن نمی دانست. اوضاع بسیار ضعیف پیش رفت ، در سال 2000 ، Seagram هلدینگ سودآور Dupont خود را به Vivendi SA فرانسه ، یک غول ارتباطات از راه دور اروپایی فروخت. این توافق به پایان رسید و بخش اعظم ثروت خانواده برونفمن را از بین برد (اسلاتر ، 2013).
در مقابل ، اپل در الگوی استراتژیک خود بسیار سازگار است: همیشه با نوآوری به چالش های رقابتی پاسخ می دهد. برخی از این نوآوری ها شلوغی کامل است. شاید بهترین شناخته شده نیوتن ، وسیله ای شبیه به تبلت باشد که شاید از زمان خود جلوتر باشد. یکی دیگر از Pippin بود ، یک سیستم بازی ویدیویی که در سال 1996 به Derision نزدیک جهانی معرفی شد. Apple TV ، یک پیشنهاد 2007 که قصد پیوند تلویزیون با اینترنت را داشت ، همچنین برای جذب مشتری کند بود. با این حال ، در سال 2014 ، جعبه 99 دلاری بسیار خوب به فروش می رسد: تیم کوک (مدیرعامل اپل) فقط به سهامداران گفت که این شرکت در سال 2013 بیش از 1 میلیارد دلار در فروش Apple TV تولید کرده است - این بدان معنی است که بیش از 10 میلیون واحد فروش دارد. خطرات لازم برای پیروی از الگوی بیش از حد وجود دارد. یک الگوی ثابت می تواند یک شرکت را قابل پیش بینی کند ، این احتمال وجود دارد که اپل باید در سالهای آینده از آن محافظت کند (Kafta ، 2014).
استراتژی به عنوان یک موقعیت
مشاهده استراتژی به عنوان یک طرح ، یک برنامه و الگوی فقط شامل اقدامات یک شرکت واحد است. در مقابل ، استراتژی بعدی P— به عنوان موقعیت - یک شرکت و رقبای آن را تحت نظر قرار می دهد. به طور خاص ، استراتژی به عنوان موقعیت به جایگاه یک شرکت در صنعت نسبت به رقبای خود اشاره دارد. به عنوان مثال ، مک دونالد مدتهاست که رهبر روشن در بین زنجیره های فست فود بوده است. این موقعیت هر دو جنبه خوب و بد را برای مک دونالد ارائه می دهد. یکی از مزایای رهبری صنعت این است که بسیاری از مشتریان با رهبران آشنا و وفادار هستند. با این حال ، رهبر بازار ، همچنین هدف مک دونالد برای رقبایی مانند برگر کینگ و وندی است. این شرکت ها استراتژی های خود را با مک دونالد به عنوان یک نگرانی اصلی ایجاد می کنند. Old Navy نمونه دیگری از استراتژی را به عنوان موقعیت ارائه می دهد. Old Navy در موقعیتی برای فروش لباس های شیک با قیمت های رقابتی قرار گرفته است.
شکل 1. 4: Old Navy موقعیتی منحصر به فرد را به عنوان استراتژی کم هزینه در ناوگان مارک های GAP شرکت می کند.
Old Navy متعلق به همان شرکت (GAP Inc.) به عنوان نام تجاری میان رده The Gap و Brand Brand Banana Republic است. هر یک از این سه مارک در سطح قیمت گذاری متفاوت قرار دارند. این شرکت امیدوار است که هرچه مشتریان Old Navy پیرتر و مرفه تر شوند ، در این شکاف و سپس در نهایت در جمهوری موز خرید می کنند. موقعیت مشابهی از مارک های مختلف توسط جنرال موتورز از طریق بخش های شورولت (سطح ورود) ، Buick (Midlevel) و Cadillac (Upscale) دنبال می شود.
بنگاهها می توانند با انجام فعالیتهای خاص به روشی متفاوت از رقبای خود ، موقعیتی را حک کنند. Westjet Airlines Ltd. ، مستقر در کلگری ، آلبرتا ، قادر است خود را به عنوان یک رهبر قیمت قرار دهد. WestJet کمترین قیمت و کمترین ساختار هزینه را ارائه می دهد ، یک سرویس عالی دارد و تجربه ای برتر را ارائه می دهد. WestJet پیشگام بلیط بدون کاغذ ، رزرو تلفن مصرف کننده و ناهار میان وعده و کیف بود. آنها از هواپیماهای بوئینگ 737 منحصراً ، قطعات جوراب زنانه و کارکنان آموزش را بر اساس یک مدل هواپیما استفاده می کنند. WestJet به جای یک مدل وب و سخنگو ، از مدل A تا B استفاده می کند ، که با خطوط هوایی مانند Air Canada معمول است. ایر کانادا مردم را در شهرهای هاب جمع می کند تا آنها را به سخنگورها که مراکز کوچکتر هستند ، برسانند. ساختار هزینه بالاتری برای پشتیبانی از 1-2 ساعت بین پروازها برای هاب و مدل سخنگو وجود دارد. لازم به ذکر است که Air Canada - که به عنوان هواپیمایی ملی کانادا تعیین شده است - برای ارائه خدمات به مراکز و سخنگویان تصویب شده است. Westjet می تواند "انتخاب گیلاس" باشد ، که تنها سودآورترین مسیرها را پرواز می کند ، که یک مزیت مهم آشکار برای ایر کانادا نیست (تجارت در ونکوور ، 2003).
علاوه بر این ، WestJet بسیاری از دروازه های فرودگاه خود را به دو پل هواپیما مجهز کرده است (یک دوم به درب در عقب هواپیما متصل می شود) ، و این امکان را برای آنها فراهم می کند تا مسافران را از بین ببرد و دوباره بار دیگر بار دیگر از هوا کانادا بارگذاری کند. این زمان چرخش سریعتر به طور مستقیم از سودهای بالاتر پشتیبانی می کند-یک هواپیما در Tarmac به سادگی یک مورد هزینه است! تنها زمانی که هواپیماها درآمد ایجاد می کنند در حالی که پرواز می کنند.
هنگامی که شرکت ها خود را از طریق کالاها و خدمات منحصر به فردی که مشتریان برای آنها ارزش قائل هستند قرار می دهند، کسب و کار اغلب رونق می گیرد. اما وقتی شرکت ها سعی می کنند همه را راضی کنند، اغلب خود را بدون موقعیت رقابتی مورد نیاز برای موفقیت بلندمدت می بینند. بنابراین تصمیم گیری در مورد آنچه که یک شرکت قرار نیست انجام دهد به همان اندازه برای استراتژی مهم است که تصمیم می گیرد چه کاری انجام دهد (پورتر، 1996). برای به دست آوردن مزیت رقابتی و موفقیت بیشتر، شرکت ها گاهی موقعیت خود را تغییر می دهند. اما این می تواند یک حرکت خطرناک باشد. Zellers با هدف قرار دادن مشتریان با درآمد متوسط به یک فروشگاه بزرگ موفق تبدیل شد. زمانی که شرکت این موقعیت تثبیت شده را برای رقابت برای مشتریان ثروتمندتر و حاشیه سود بالاتر رها کرد، نتایج فاجعه بار بود. این شرکت مجبور به ورشکستگی شد و بسیاری از فروشگاه ها را تعطیل کرد. Zellers در نهایت بسیاری از مکان های خود را به Target، یک شرکت جدید وارد بازار کانادا، فروخت. برخلاف شرکت هایی مانند Zellers که موقعیت خود را تغییر دادند، اپل مدت زیادی است که موقعیت خود را به عنوان یک مبتکر پیشرو در صنایع مختلف حفظ کرده است. این موقعیت یابی به خوبی به اپل خدمت کرده است.
استراتژی به عنوان یک دیدگاه
پنجمین و آخرین P تمرکز را به درون ذهن مدیران اجرایی یک شرکت تغییر می دهد. استراتژی به عنوان دیدگاه به نحوه تفسیر مدیران اجرایی از چشم انداز رقابتی پیرامون خود اشاره دارد. از آنجایی که هر فرد منحصربه فرد است، دو مدیر اجرایی مختلف می توانند به یک رویداد نگاه کنند - مانند ظهور یک رقیب جدید - و معانی مختلفی به آن ببخشند. ممکن است کسی تهدید جدیدی برای فروش شرکت خود ببیند. دیگری ممکن است تازه وارد را به عنوان یک متحد بالقوه ببیند.
یک کلیشه قدیمی از شنوندگان می خواهد که «لیمو را به لیموناد تبدیل کنند».
نمونه خوبی از اعمال این ایده از طریق استراتژی به عنوان چشم انداز توسط گردشگری نیوفاندلند و لابرادور ارائه شده است. تبلیغات نام مکان های جذاب و قدیمی مانند Tickle Cove و Cupids را همراه با عکاسی تماشایی برای ایجاد درک یک مقصد جذاب، آرام و عجیب و غریب - در مقایسه با دیزنی لند، به نمایش گذاشت. این استراتژیست ها مایل بودند یک موقعیت احتمالاً منفی را اتخاذ کنند و پتانسیل آن را مثبت ببینند.
ویدئو 1. 1 گردشگری نیوفاندلند و لابرادور. تمامی حقوق محفوظ است.
مدیرانی که دیدگاه های منحصر به فرد و مثبت را اتخاذ می کنند می توانند بنگاه ها را به سمت یافتن و بهره برداری از فرصت هایی که دیگران به سادگی از دست می دهند ، سوق دهد. در اواسط دهه 1990 ، اینترنت عمدتاً ابزاری برای ارتباطات برای دانشگاهیان و سازمان های دولتی بود. جف بزوس فراتر از این توابع به نظر می رسید و اینترنت را به عنوان یک کانال فروش بالقوه می دید. بزوس پس از بررسی تعدادی از بازارهای مختلف که ممکن است با استفاده از اینترنت وارد شود ، پتانسیل سود قوی در تجارت کتابفروشی دید و او شروع به فروش کتاب به صورت آنلاین کرد. امروز ، شرکتی که او ایجاد کرده است - Amazon - فراتر از تمرکز اصلی خود روی کتاب ها گسترش یافته است تا به یک خرده فروش غالب در بازارهای بی شماری تبدیل شود. به نظر می رسد مرحوم استیو جابز در اپل چشم انداز مشابهی را به خود اختصاص داده است. او فرصت هایی را دید که دیگران نتوانستند ، و شرکت وی در نتیجه مزایای قابل توجهی را به دست آورد.
مدیریت استراتژیک بر بنگاهها و استراتژی های مختلفی که از آنها برای موفقیت و موفقیت آمیز استفاده می کنند ، تمرکز دارد. دیدگاه های متعدد از استراتژی وجود دارد ، و 5 p شرح داده شده توسط هنری مینتزبرگ ، درک روشهای مختلفی را که شرکت ها استراتژی را مفهوم سازی می کنند ، تقویت می کند.
آیا شما برای مدیریت حرفه خود استراتژی تدوین کرده اید؟آیا باید آن را دقیق تر کنید؟چرا و چرا نه؟
نمونه ای از هر یک از 5 استراتژی را به غیر از نمونه های ارائه شده در این بخش مشخص کنید.
به نظر می رسد چه شغلی که مرتباً از آن بازدید می کنید موفق ترین مدل تجاری است؟چه چیزی باعث می شود مدل کسب و کار کار کند؟
منابع
تجارت در ونکوور.(23-29 سپتامبر 2003) شماره 726. "Westjet در استراتژی پیشرو خود" صعود می کند.
Kafta ، P. (2014). Apple TV Hobby اکنون یک میلیارد دلار تجارت است. وب. احیابرگرفته از http://recode.net/2014/02/28/apples-tv-hobby-is-now-a--billion-dollar-business/
Markoff ، J. (1996 ، 14 مه). اپل از برنامه استراتژیک مراحل کوچک رونمایی می کند. نیویورک تایمز. برگرفته از http://www. nytimes.com/1996/05/14/business/apple-unveils-strategi c-plan-of-small-steps.html
مینتزبرگ ، H. (1987). مفهوم استراتژی I: Five P برای استراتژی. بررسی مدیریت کالیفرنیا ، 30 (1) ، 11-24.
پورتر ، M. E. (1996 ، نوامبر - دسامبر). استراتژی چیست؟بررسی تجارت هاروارد ، 61-79.
Slater ، J. (2013 ، 5 آوریل). چارلز برونفمن در مورد مرگ Seagram باز می شود: "این یک فاجعه است". کره و نامه. برگرفته از http://www. theglobeandmail.com/report-on-business/seagrams-bronfman-had-thirst-for-justice/article16086892/#dashboard/follows/
تواین، ام (1876). تام سایر در حال سفید کردن حصار. در تام سایر (فصل 2). برگرفته از http://www. pbs.org/marktwain/leamore/writings_tom.html
رویترز(2011، 2 مارس). پیتزاساز متهم به استفاده از موش در برابر رقابت شد. برگرفته از: http://www. reuters.com/article/2011/03/02/us-crime-pizza-idUSTRE7213UL20110302