
مرد جوانی با چوب چسبیده به پشت و گله گوسفند در پاهای خود به سمت من قدم می زند ، که او را مانند جمعیتی از بچه های پرشور در مسیر حرکت می کند. یک پیرمرد دنبال می کند ، Weatherwo اما هنوز هم قوی است ، تفنگ بر روی شانه چپ خود. او برای تشویق گله ، روی زبان خود کلیک می کند. پشت سر او دو زن الاغ هستند. من حدس می زنم که آنها همسر و دختر او هستند. آنها مانند زنان قوی به نظر می رسند ، اما پس از آن زندگی سختی در زیر قله های کوه های زاگرس در ایران غربی است. سایر الاغ وسایل خود را حمل می کنند ، که درون پارچه های سنگین زنگ زده و قهوه ای قرار گرفته اند که زنان بافته شده اند و به زودی هنگام تنظیم چادرهای بز خود ، به عنوان فلپ های درب مجدداً باز می گردند.
در این ارتفاع تعداد کمی از درختان وجود دارد ، اما برف ذوب شده است ، و چرای عالی در دره وجود دارد که با عنبیه ، لاله های کوتوله و سایر گلهای بهاری پوشانده شده است. خانواده لبخند می زنند که گوسفندان و بزهای خود را در امتداد مسیر صخره ای به سمت من هدایت می کنند. من در عوض لبخند می زنم ، با هیجان مهاجرت سالانه قبیله باختیاری از دشتهای دشت به کوهها در جستجوی مراتع تابستانی.

عشایر: سرگردانی که دنیای ما را شکل داده اند
داستان قابل توجه از چگونگی پرورش عشایر تمدن و تجدید تمدن در طول تاریخ ما
در همه جا زیبایی وجود دارد. شیب های آفتاب زدن به کوهها به رنگ صورتی و رنگ آمیزی طلا در سطح جریان. رامبل آب توسط قلاب سنگ ، وزوز زنبورها ، سوت زدن و سوت زدن مردانی که گله ها را برای شب وارد می کنند ، سوراخ می شود. پابرهنه و کمی آفتابگردان ، من یک مداد را بیرون می آورم تا کیفیت خالص نور در آسمان آبی را یادداشت کنم ، راهی که گلهای زرد در دره سبز ظاهر می شوند و سرمازدگی ناگهانی که به محض ریزش خورشید در پشت تاج فرو می رود.
طی دو روز آینده ، خانواده عشایر مرا با دره و مردمشان معرفی می کنند. آنها در مورد زندگی خود ، سرزمین های قبیله ای که آنها می شناسند ، حیواناتی که آنها پرورش می دهند ، کودکانی که از آنها نگران هستند صحبت می کنند - باید آنها را به یک مدرسه شبانه روزی دولتی بفرستند یا آنها را به عنوان عشایر بدون آموزش رسمی پرورش دهند؟ و بسیاری از چالش های دیگر بودنگله در قرن بیست و یکم. آنها در مورد گیاهان موجود در دره به من می گویند ، چه چیزی می تواند در آنجا رشد کند ، چه چیزی را تشویق کند ، از چه چیزی بترسم. آنها در مورد سفری که از دشتهای داغ به کوهها انجام داده اند صحبت می کنند و چگونه وقتی زمین شروع به یخ زدن در زیر پاهای خود کرد ، دوباره به عقب می روند ، سفری که اجداد آنها مدتها قبل از آنکه هر کسی شروع به نگه داشتن سوابق کند ، انجام داده اند.
من داستانهای مشابهی از بادیهین و بربرها در شمال آفریقا و خاورمیانه شنیده ام ، جایی که بیشتر زندگی بزرگسالان خود را سپری کرده ام. از Tuareg و Wodaabe فراتر از خانه ها و کتابخانه های Timbuktu ؛از ماسای جوان سریع ، چشمک های نارنجی در سراسر بوته قرمز آفریقای شرقی. از عشایر در حاشیه صحرای تار در هند ، قایق هایی در دریای آندامان ، در ارتفاعات قرقیزستان و جاهای دیگر آسیا. با همه آنها ، مکالمه تمایل به حل و فصل در همان مسئله - تداوم ، غرور در تعلق ، هماهنگی با محیط اطراف خود و احترام به آنچه طبیعت ارائه می دهد. همچنین ، از مشکلات زندگی یک زندگی عشایری هنگامی که دولت ها می خواهند شما را حل و فصل کنید.

این افراد مرا به یاد هماهنگی می اندازند که با دنیای طبیعی وجود دارد. آنها محیط خود را به شکلی می شناسند که فقط از طریق زندگی با دنیای طبیعی و نه در سلطه می توان به دست آورد - از طریق این تشخیص که انسان ها به محیط اطراف ما وابسته هستند ، چیزی از ما که در شهرها زندگی می کنیم و شهرها نیز به راحتی فراموش می کنندبشرباختیاری ایران اهمیت هر لحن از لکه های گله های خود را می داند - وقتی حیوانات راضی هستند ، گرسنه هستند ، یا تهدید می شوند ، چه تولد یا مرگ نزدیک باشد - دقیقاً همانطور که می دانند چگونه ابرها را بخوانند و عطرهای حمل شدهبادها. هرچه بیشتر تماشا می کنم و گوش می دهم ، بیشتر یادآوری می کنم که همه ما یک بار در این راه زندگی می کردیم - و نه چندان پیش ، در طرح بیشتر چیزهای انسانی.
نامزدریشه های این کلمه از طریق داستان انسانی به یک کلمه اولیه هند و اروپایی ، NOMOS ، که می تواند به عنوان "یک منطقه ثابت یا محدود" یا "مرتع" ترجمه شود ، باز می گردد. از این کلمه ریشه نامگذاری شده است ، به معنی "عضو یک قبیله سرگردان سرگردان" و دلالت بر "کسی که به دنبال مکانی برای چریدن گله های خود است". بعداً ، تقسیم ریشه. پس از ساخت شهرها و شهرها ، و تعداد بیشتری از مردم به طور دائم حل و فصل شدند ، کلمه عشایر برای توصیف کسانی که بدون دیوار و فراتر از مرز زندگی می کردند ، توصیف شد. اکنون ناماد توسط افراد مستقر به دو روش بسیار متفاوت استفاده می شود. برای برخی از ما ، این کلمه با احساس دلتنگی عاشقانه آغشته شده است. اما اغلب اوقات حكم ضمنی دارد كه چنین افرادی راننده ، مهاجران ، افراد متجاوز ، افراد در حال حرکت یا حتی در حال اجرا هستند. آنها افرادی هستند که شناخته شده نیستند.
این حس که عشایر "شناخته شده" از مدتهاست که به مردم اسکان داده شده است تا دستاوردهای مردمان عشایری را رد کنند. اگرچه ما تمایل داریم که داستان آنها را به عنوان سایه خودمان ببینیم ، اما تاریخ مردمان عشایری نه شگفت انگیز و نه از اهمیت کمتری نسبت به آنچه که در آن مستقر شده است ، کمتر باشد. داستانهای متنوع و قابل توجه آنها در برخی از شدیدترین مناظر جهان ، در امتداد یک خط زمانی تنظیم شده است که به آنچه ما اکنون معتقدیم آغاز معماری یادبود ، در Gobekli Tepe در ترکیه در حدود 9500 B. C. E است.

و با این حال ، یک حس غالب وجود دارد ، که در مشاهدات مرتب توسط فیلسوف فرانسوی ژیل دلوز ، که "عشایر هیچ سابقه ای ندارند ، متبلور شده است. آنها فقط جغرافیایی دارند. "اما خواه آن را تصدیق کنیم یا نه ، عشایر همیشه حداقل نیمی از داستان انسانی بوده اند. مشارکت آنها برای راهپیمایی آنچه بسیاری از مورخان به طور سنتی تمدن خوانده اند ، ضروری بوده است.
پارس ، یک قبیله عشایری هند و اروپایی را که سوار بر استپ های بزرگ اوراسیایی شد و در فلات مرتفع که اکنون ایران است مستقر کرد. تحت یک رهبر پویا به نام کوروش ، در قرن ششم B. C. E. ، پارس حاکمیتی را از مقدونیه تا دره ایندوس تأسیس کرد ، از آنچه اکنون عمان تا دریای سیاه است. در عصری که گفته می شود بودا روشنگری را پیدا کرده است ، هنگامی که اولین پادشاه سینگلی حاکم بر سریلانکا و چین در بین شاهزادگان و پادشاهان متعدد تقسیم شد ، سیروس در حدود 40 درصد از جمعیت جهان استاد بود و به مردی با عناوینی مانند مانندپادشاه بزرگ ، پادشاه پادشاهان و پادشاه چهار گوشه جهان ،
هفده سال پس از مرگ کوروش ، یکی از جانشینان وی ، داریوش اول ، مردی از سهام عشایری که پادشاهی آن هیچ شهری نداشت ، نوع جدیدی از بنای تاریخی را ساخت که یونان باستان آن را پرسپولیس می نامیدند. شهر پارس شهری نبود زیرا ما این کلمه را می فهمیم. داریوش آنجا زندگی نکرد. در عوض ، پرسپولیس به عنوان مرکز مقدس ، تشریفاتی و دیپلماتیک امپراتوری خود و همچنین خزانه داری آن خدمت می کرد. بالا بردن سکوی سنگی بزرگ شهر در مقابل یک مکان مقدس به نام کوه رحمت یک عمل مقدس بود. هر سال در نوروز ، سال نو فارسی ، 27 قبیله و ملت های موضوع قلمرو نمایندگانی را که دارای طلا ، اسب ، کتانی و ادای احترام هستند ، فرستادند. اما شاید مهمترین و انقلابی ترین جنبه پرسپولیس در روشی باشد که هنر و سبک های معماری را که از مصر به دریای خزر و در سراسر هلال حاصلخیز گرفته شده است ، ذوب می کند. به عبارت دیگر ، پرسپولیس یک جشن در سنگ تنوع نژادی و فرهنگی امپراتوری فارسی بود.

چهارصد سال بعد ، در قرن دوم B. C. E. ، پس از آنكه جمهوری رومی كارتاژ را شکست داد و به عنوان استاد مدیترانه تبدیل شد و با شکوفایی چین در زیر امپراتور هان وو ، راه خود را در امتداد جاده های ابریشمی نوپا در سراسر عشایر وسیع بین زرد تجارت کرد. رودخانه و اروپا. در شرق ، این سرزمین محل زندگی عشایر Xiongnu بود. در غرب ، به سکینیان و سایر قبایل عشایری که با آنها علت مشترکی پیدا کردند ، کنفدراسیون عظیمی از افرادی که به آرامی و در حال حرکت زندگی می کردند ، تجارت می کردند و زندگی می کردند.
از یک انتهای به طرف دیگر ، سرزمین های آنها از دریای سیاه در سراسر استپ های اوراسیا و گذشته کوههای آلتای قزاقستان امتداد یافته است تا منچوریا ، منطقه ای بزرگتر و قدرتمندتر از امپراتوری های روم و سلسله هان. این مردمان عشایری مشترک وطن مشترکی را که با ارواح زنده بود ، مشترک بودند و در جستجوی مراتع با چرخ دستی های آهسته و سنگین ، اسب های رانندگی ، گاو و گوسفند. این ادعای آشنا را به چالش می کشد که افراد اولیه تلفن همراه ابتدایی و منزوی بودند ، از دفن ها می دانیم که رهبران آنها با لباس های ابریشمی چینی که با خز یوزپلنگ پوشیده شده بودند ، روی فرش های فارسی نشسته بودند ، از شیشه های رومی استفاده می کردند و جواهرات نفیس را از طلای یونانی برای تزئین خود و تزئین خود و تزئین کردند. اسب های آنهاهمه اینها این احتمال را ایجاد می کند که این عشایر استاد یک دنیای تجارت مرتبط با آن بودند که کالاها و سنت های فرهنگی را از دریای شرق چین به اقیانوس اطلس آورده اند.

بیش از 1000 سال بعد ، جنگی خان در فلات مغولستان ، اردوگاهی از یورتز را تأسیس کرد که به عنوان کاراکوروم شناخته می شد. یورت ها قبل از ورود او تنظیم شدند و هنگام حرکت ، از بین رفتند. در زمان جانشینان وی ، ساختارهای جامد ساخته شده و به محله هایی تقسیم شده اند که توسط مردم از سراسر امپراتوری اشغال شده اند.
در زمانی که اروپا با جنگیدن در خانه و در جنگهای مذهبی جنگهای صلیبی به وجود آمد ، فرزندان چنگیز خان بازارهای خود را باز کردند ، تعرفه های تجاری را پایین آوردند و محافظت از بازرگانان را که در امتداد جاده های ابریشم و در سرزمین های خود حرکت می کردند ، تضمین می کردند. از خاورمیانه طلا ، مرواریدها ، ادویه جات ترشی جات ، درمان های پزشکی ، سازهای موسیقی ، فولاد دمیده شده و پارچه های دیماسک شده با طلای طلا آمد. از روسیه نقره ، کهربا ، خز و جنگجویان آمد. از کره ، پوست و کاغذ اوتر ؛از اروپا ، پشم ، شمشیر و شیشه ؛و از چین ، پیچ و مهره های ابریشم و جعبه چینی ، در میان بسیاری از محصولات دیگر.
هزاران سال پس از سکونت ها و متحدین آنها به انتقال ابریشم چینی به رم کمک کردند ، مغول ها بزرگترین منطقه تجاری را که جهان تاکنون دیده بود ، ایجاد کردند. پیدا کردن ونیزی ها در پکن ، مغولی ها در شمال انگلیس ، یک سیلورزمیت فرانسوی در کاراکوروم یا معامله گران از لوکا و سیینا که معامله های سختی را در ایران انجام می دادند ، غیر معمول نبود.
اما کالاهای تجاری به سختی تنها دارایی هایی بودند که سفر کردند. در سراسر کوههای بزرگ آسیا پیشرفت های فناوری ، ریاضیات ، پزشکی و سنت های مذهبی را به خود اختصاص داده است. شاید مهمترین ایده برای سفر به غرب این واقعیت بود که در شرق ، که خیلی طولانی در تخیل اروپایی به عنوان مکانی بربریت ایستاده بود (تصویری که متأسفانه پس از آن ادامه خواهد یافت) ، با این وجود افراد با مهارت بسیار خوبی داشتندو یادگیری و رهبرانی که روشنگری و جاه طلب بودند.

این دوره از مبادله آزاد منجر به روندهای بی شماری از شکل گیری جهان شد ، از جمله عدم اهمیت ناچیز تخیل اروپایی ، که شاید به زیبایی در کلیساهای بزرگ عصر اروپا ، از Chartres و Canterbury تا Borgos در اسپانیا و کلیسای Matthias بوداپست بیان شود. مأمور شد تا پایان حمله مغول را نشان دهد. این شگفتی های معماری چیزی از نظم جهانی جدید در ساختار خود ابراز می کردند ، سنبله های بزرگ آنها که به آسمان ها اشاره می کردند ، فضای داخلی آنها از نور جاری می شد. آنها میراث ریاضیات پیشرفته را از دانشمندان فارسی و عرب نشان دادند ، که ساخت آنها را ممکن کرده بود و مزایای تجارت ، که برای آنها تأمین مالی کرده بود.
و با این حال ، به دلیل اینکه عشایر سوابق کمی را در خود نگه داشتند ، بناهای کمی را مطرح کردند و شواهد کمیاب در مورد عبور خود از جهان به جا گذاشتند ، بخش اعظم آنچه ما در مورد آنها می دانیم توسط افرادی که عشایر نبودند نوشته شده است. تا زمانی که باستان شناسان برخی از دفن های خود را در قرن بیستم کشف نکردند ، بخش اعظم آنچه در مورد اسکاتیایی ها شناخته شده بود از مورخ یونانی هرودوتوس آمده است. در شرق آسیا ، سیما کیان ، "مورخ بزرگ" هان چین ، منبع اصلی Xiongnu است. ویلیام مأموریت فلاشیان قرن سیزدهم ، ویلیام از روبروک ، که برای بازدید از مغول خان سفر کرده بود ، حداقل تا قرن نوزدهم یکی از دقیق ترین گزارش های آسیای میانه دورافتاده را ارائه داد. و نوت بوک های طبیعت گرای آمریکایی هنری دیوید تورو بزرگترین سپرده گذاری معاصر دانش قرن نوزدهم در مورد بومیان آمریکایی بودند.
همه اینها به عنوان سوابق تاریخی بسیار ارزشمند هستند ، اما آنها همیشه بی طرف نیستند و عینی نیستند. در نتیجه ، عشایری که غالباً در تاریخ های غربی حضور دارند - رهبر هون آتیلا ، امپراتورهای مغول چنگیز خان و تیمور ، سکنهای باستان - اغلب به عنوان بربرها معرفی می شوند. این تعصبات عمیق است ، همانطور که از یک داستان 3500 ساله می دانیم که در آن یک شاهزاده خانم سومری ازدواج با یک کشیش عشایری را در نظر می گیرد. دوستانش از عشایر به او می گویند: "دستان آنها مخرب است."آنها هرگز جلوی رومینگ را نمی گیرند.... ایده های آنها گیج شده است. آنها فقط باعث ایجاد اختلال می شوند. "

کمبود سوابق مربوط به تاریخ عشایری با عدم حضور و جزئیات در مورد زنان پیچیده شده است ، که شاید با توجه به اینکه بخش اعظم آنچه را که درباره مردمان بزرگتر عشایر می دانیم از مردان می دانیم ، شگفت آور نیست. با این حال ما می دانیم که زنان عشایری در جوامع خود تأثیر زیادی داشتند. این ناشی از عظمت و عظمت است که با آن سکرها برخی از زنان خود را دفن کرده اند ، و با قدری که به همسر ارشد آتیلا ، Kreka داده می شود. یک هجوم رومی ثبت کرد که تنها ساختار جامد در پایتخت هون ، حمام ملکه است. ما از این نگرانی می دانیم که جوان چنگیز خان هنگامی که یکی از عروس های وی ، Börte ، ربوده شد ، و نقش اصلی او پس از بازگشت ایمن خود در ساخت و اداره امپراتوری مغول ، متحمل شد. امپراتور مغول بابور ، به نوبه خود ، به درخشش مادربزرگش ، آیزان داولت بگیم ، به عنوان یک استراتژیست در امور نظامی و اجتماعی اعتماد کرد. این واقعیت که امروزه تعداد کمی از صدای آنها به ما می رسد ، از دست دادن ما است ، اما نباید از سکوت آنها فرض کنیم که آنها نقش اصلی را ایفا نکرده اند.
بیشتر گزارش های مربوط به مردمان عشایری مربوط به زمان درگیری است ، گویی جنگ تنها نمونه ای است که Chroniclers حل و فصل شده فکر می کرد که ارزش ذکر این افراد "دیگر" را دارد. این نمایندگی های نادرست نه واقعیت زندگی عشایری و نه کل رابطه بین افراد عشایری و مستقر را منعکس نمی کند ، که هم در بیشتر 10،000 سال گذشته هم تعارف و هم به هم وابسته بوده است. ارزیابی مجدد "نیمی دیگر" سرگردان ما به ما این امکان را می دهد تا آنچه را که از افرادی که در این حرکت زندگی می کنند آموخته ایم و به ما نشان می دهد که چقدر از همکاری به دست آورده ایم. همچنین به ما این امکان را می دهد تا یک روش دیگر برای زندگی را نگاه کنیم ، روشی که زیرک ، انعطاف پذیر و با دنیای طبیعی باشد - روشی که شاخه "دیگر" بشر از زمانی انتخاب کرده است که همه ما در باغ های گذشته عمیق شکار کردیم.
گزیده ای از عشایر: سرگردان هایی که دنیای ما را توسط آنتونی ساتین شکل دادند. متن کپی رایت © 2022 توسط آنتونی ساتین. با اجازه ناشر ، دبلیو دبلیو. نورتون و شرکت ، شرکت کلیه حقوق محفوظ است.
یادداشتی به خوانندگان ما مجله اسمیتسونیان در برنامه های تبلیغاتی لینک وابسته شرکت می کند. اگر یک مورد را از طریق این پیوندها خریداری کنید ، ما یک کمیسیون دریافت می کنیم.

آنتونی ساتین نویسنده چندین کتاب تحسین شده از تاریخ و سفر از جمله دروازه های آفریقا و لارنس جوان است. او یک آنگلو-آمریکایی ، بین لندن ، انگلیس و ایتالیا زندگی می کند. anthonysattin.com
بازار رمزارزها...
ما را در سایت بازار رمزارزها دنبال می کنید
برچسب :
نویسنده : محمود کیانوش
بازدید : <-PostHit->
تاريخ : جمعه
8 ارديبهشت
1402 ساعت: 13:27