اشتباه شماره 1: تعریف رفتار نادرست از نظر ظاهری

ساخت وبلاگ

هنگام تلاش برای تغییر سوء رفتار ، ما اغلب آن را فقط با نحوه ظاهر آن توصیف می کنیم (به عنوان مثال ، فراخوانی ، ضربه زدن ، بیرون آمدن از صندلی). تعریف رفتار نادرست با توجه به اینکه به نظر می رسد فقط تصویری ناقص از رفتار را برای ما فراهم می کند. این به ما کمی می گوید که چرا این اتفاق افتاده است و در تلاش های تغییر رفتار ما به ما کمک نمی کند. به عنوان مثال ، دانشجویی که از کار خود خارج است ، یک مشکل مشترک در کلاس است. اگر دو نفر از دانش آموزان ما به طور مرتب کار خود را انجام دهند ، ممکن است به همین دلیل کار خود را انجام دهند یا نباشند. اگر آنها به دلایل مختلف کار خود را انجام دهند ، ممکن است رویکردهای ما برای تغییر رفتارهای آنها متفاوت باشد. در واقع ، یک استراتژی که باعث از بین بردن رفتار خارج از وظیفه یک دانش آموز می شود ، ممکن است رفتار غیرقانونی دیگری را بدتر کند. تعریف یک رفتار نادرست با توجه به اینکه به نظر می رسد هیچ چیزی در مورد دلیل این اتفاق نمی افتد و اغلب در تلاش های تغییر رفتار ما کمکی نمی کند. فقط به این دلیل که دو رفتار یکسان به نظر می رسند ، به این معنی نیست که آنها یکسان هستند.

در عوض: با عملکرد آن رفتار نادرست را تعریف کنید

برای تدوین یک استراتژی بهتر برای مدیریت نادرست ها ، باید از خود بپرسیم ، "عملکرد این رفتار نادرست چیست؟"یا به سادگی ، "دانش آموز از بدرفتاری چه چیزی به دست آورد؟"گرچه به نظر می رسد بدون هیچ دلیلی به نظر می رسد که بد رفتارهای دانش آموزان ما اتفاق می افتد ، اما آنها به یک هدف خدمت می کنند ، در غیر این صورت اتفاق نمی افتد. اگرچه برخی از مشکلات رفتاری نتیجه مسائل ارگانیک (به عنوان مثال ، بیش فعالی) است که بیشتر رفتارهای نادرست برای یکی از آنها به عنوان مثال عمل می کنند ، دو دانش آموز خارج از کار که قبلاً ذکر کردند-یک دانش آموز ممکن است برای جلب توجه ما کار کند ، در حالی که دیگری ممکن است باشد. کار خاموش زیرا تکلیف او خیلی دشوار بود.(به عنوان مثال ، مشکلات کمتری برای حل ، مسیرهای روشن تر) ممکن است رفتارهای خارج از کار را از بین ببرد. بدیهی است ، این سوء رفتارگران عملکردهای متفاوت را ارائه می دهند و نیاز به حل متفاوت دارند.

اشتباه شماره 2: پرسیدن ، "چرا این کار را کردی؟"

اگرچه ما وسوسه شده ایم ، ایده خوبی نیست که از دانش آموزان خود بپرسیم ، "چرا این کار را کردی؟"اول ، بارها دانش آموزان ما دلایل سوء رفتار را نمی دانند. دوم ، ما اغلب پاسخ آنها را دوست نخواهیم داشت. به عنوان مثال ، اگر ویکتور در طول درس ما در میز کار خود بازی می کند و ما از او می پرسیم که چرا ، او ممکن است خیلی خوب بگوید ، "زیرا این درس بسیار کسل کننده است."ما به احتمال زیاد از این پاسخ راضی نیستیم.

در عوض: رفتار را مستقیماً ارزیابی کنید تا عملکرد آن را تعیین کنید

عملکرد یک رفتار هدفی است که به دانش آموز خدمت می کند (یعنی آنچه دانش آموز از آن می گیرد). همانطور که قبلاً گفته شد ، بیشتر رفتارهای نادرست به عملکرد یا عملکرد اجتناب می پردازند. برای تعیین عملکرد یک رفتار ، ما باید آنچه را که در کلاس اتفاق می افتد قبل و بعد از وقوع آن مطالعه کنیم. این روش جمع آوری اطلاعات یک ارزیابی عملکردی نامیده می شود. نمودار پیشین-رفتاری-نتیجه (ABC) می تواند به عنوان یک ابزار ارزیابی عملکردی استفاده شود. نمودار ABC دارای سه ستون است که بر روی آنها رفتار و آنچه را که قبل و بعد از آن اتفاق افتاده است ضبط می کنیم. روش استاندارد برای ساختن این نمودار ، جدا کردن یک ورق کاغذ به سه ستون و برچسب زدن اولین نسخه قبلی ، رفتار دوم و نتیجه سوم است. هنگامی که سوء رفتار رخ می دهد ، در ستون رفتار نوشته می شود ، سپس Observer آنچه را که بلافاصله قبل از آن اتفاق افتاده است (ضبط شده در ستون پیشین) و بعد از وقوع آن (ثبت شده در ستون پیامد) ثبت می کند. برای ساده تر کردن جمع آوری داده ها ، می توان از یک نمودار ABC اصلاح شده استفاده کرد که شامل چندین دسته از پیش تعیین شده از رفتار پیشین معلم یا همسالان ، پاسخ دانش آموزان و وقایع متعاقب آن است (شکل 1 را ببینید).

یک ارزیابی عملکردی با استفاده از پیشینهای محیطی و پیامدهای زیست محیطی در توضیحات آن ، تصویر کاملی از سوء رفتار را به ما می دهد (آلبرتو و تروتمن ، 2003). هنگامی که ما عملکرد یک رفتار نادرست را تعیین می کنیم ("چرا" اتفاق می افتد) ، ما باید یک رفتار جایگزینی مناسب را آموزش دهیم و تقویت کنیم که همان عملکرد نادرست را انجام می دهد. به عنوان مثال ، اگر یک ارزیابی عملکردی فاش کند که اولیویا دوستان خود را در حالت شکاف طعنه می زند زیرا این تنها زمانی است که او توجه آنها را به خود جلب می کند ، ما باید روشهای مناسب اولیویا را برای جلب توجه همسالان آموزش دهیم ، مانند به اشتراک گذاری یا درخواست دعوت به عضویت در آنیک بازی. یک ارزیابی عملکردی ممکن است نشان دهد که تغییرات در روشهای تدریس ما مورد نیاز است. به عنوان مثال ، اگر ریکاردو تمایل به عمل در کلاس ریاضی داشته باشد ، تغییر در نحوه یا آنچه ما تدریس می کنیم ممکن است انجام شود. مشکل ممکن است این باشد که ریکاردو برخی از مهارت های ریاضی پیش نیاز را از دست داده است. با بررسی آن مهارت های ریاضی پیش نیاز ، می توانیم ناامیدی ها و عمل او را کاهش دهیم و یادگیری او را به حداکثر برسانیم.

بسیاری از اوقات، تجزیه و تحلیل ABC تنها چیزی است که برای تعیین یک ارزیابی عملکردی لازم است. برای مشکلات رفتاری پیچیده، ممکن است به ارزیابی عملکردی چندوجهی و دقیق تر نیاز باشد. در آن مواقع، ما باید با یک متخصص مدیریت رفتار، روانشناس مدرسه یا سایر متخصصان آموزش دیده برای ارزیابی دقیق تر تماس بگیریم. انجام یک ارزیابی عملکردی می تواند زمان بر باشد. با این حال، تحقیقات نشان می دهد که برنامه های تغییر رفتار طراحی شده از این فرآیند نسبت به برنامه هایی که بدون اطلاعات جامع ارائه شده توسط این ارزیابی آغاز شده اند، مؤثرتر هستند (کامپس، 2002). برای کسب اطلاعات بیشتر در مورد انجام یک ارزیابی عملکردی، توصیه می کنیم از وب سایت مرکز همکاری و تمرین موثر به آدرس http://cecp. air. org/fba/ دیدن کنید.

اشتباه شماره 3: وقتی یک رویکرد کار نمی کند، بیشتر تلاش کنید

وقتی یک رویکرد مدیریتی کار نمی کند، اولین تمایل ما تلاش بیشتر است. مشکل این است که ما اغلب به صورت منفی بیشتر تلاش می کنیم. ما جملاتی با صدای بلند و مخالفت می کنیم، پیامدهای منفی را افزایش می دهیم یا امتیازات بیشتری را حذف می کنیم. این هیچ کاری برای آموزش رفتار مناسب انجام نمی دهد. در عوض، افزایش منفی گرایی ما منجر به اختلال در روابط دانش آموز و معلم می شود و احتمال اینکه دانش آموزان ما احساس شکست کنند را افزایش می دهد.

در عوض: راه دیگری را امتحان کنید

وقتی رویکردی کارساز نیست، به جای تلاش بیشتر، باید راه دیگری را امتحان کنیم. برخی از مثال ها عبارتند از تغییر مسیر کلامی، کنترل مجاورت، تقویت رفتارهای ناسازگار، تغییر وظایف تحصیلی و ارائه سرنخ ها یا اعلان های اضافی. این رویکردها مؤثرتر، استفاده از آنها ساده تر است و فضای کلاسی مثبت تری را نسبت به تلاش بیشتر ایجاد می کند. اگر دو نفر از دانش آموزان ما، دنی و سارا، در کلاس صحبت می کنند، به جای سرزنش، می توانیم در جهت آن ها قدم برداریم (از کنترل مجاورت استفاده کنیم)، تماس چشمی برقرار کنیم، و یک نشانه غیرکلامی برای انجام کار ارائه کنیم. این رویکرد به دنی و سارا اجازه می دهد تا چهره همسالان خود را حفظ کنند و احترام معلم را ارتقا می دهد.

به جای افزایش عواقب منفی ، ما باید فراوانی ستایش احتمالی را برای رفتار مناسب دانش آموزان افزایش دهیم. تحسین معلمان بسیار آسان است و یکی از قدرتمندترین ابزارهای موجود در دسترس ما است. در حقیقت ، ستایش (یا نوعی تقویت) باید در تمام رویکردهای تغییر رفتار گنجانده شود. به عنوان مثال ، وقتی جمال به جای توبیخ ، وظیفه خود را پیدا می کند ، باید دانش آموز دیگری را پیدا کنیم که در وظیفه خود باشد و آن دانش آموز را ستایش کند. این امر دانش آموز وظیفه خود را تقویت می کند و سود دیگری را برای اطلاع از جمال از سوء رفتار وی ، بدون اینکه او را به بیرون بکشد ، دارد. هنگام استفاده از ستایش ، باید به یاد داشته باشیم که وقتی بلافاصله ارائه می شود (حداقل قبل از فرصت بعدی برای انجام دوباره رفتار) ، به طور خاص (با شناسایی رفتار همانطور که ستایش می کنیم) و به طور مکرر انجام می شود.

چالش برانگیزترین دانش آموزان ما ، مانند دانش آموزانی که دارای مشکلات عاطفی و رفتاری شدید هستند ، اغلب به تقویت کننده ترین نیاز دارند ، اما اغلب آنها کمترین دریافت می کنند. تحقیقات توصیفی از کلاسهای درس برای کودکان مبتلا به اختلالات رفتاری ، میزان ستایش کم فقط 1. 2 تا 4. 5 بار در ساعت را نشان می دهد (گیبل ، هندریکسون ، یانگ ، سواحل ، و استویتشک ، 1983 ؛ شورز و همکاران ، 1993 ؛ ون آکر ، گرانت ، و هنری ،1996 ؛ Wehby ، Symons ، & Shores ، 1995). این روند باید تغییر کند.

سرانجام ، وقتی خودمان را می بینیم که بیشتر از درخواست های شروع متوقف می شوند ، باید رفتار خود را معکوس کنیم. به عنوان مثال ، به جای اینکه از سام بخواهد صحبت خود را متوقف کند ، از او بخواهید که روی تکالیف خود کار کند. وقتی او مطابقت داشت ، ستایش کنید. برای منابع عالی در مورد تکنیک های کاربردی ، مثبت در مدیریت کلاس ، به Rhode ، Jenson و Reavis (1992) و کر و نلسون (2002) در پیوست مراجعه کنید.

اشتباه شماره 4: نقض اصول قوانین خوب کلاس

قوانین کلاس درس نقش مهمی در مدیریت مؤثر در کلاس دارد. با این حال ، قوانین به تنهایی تأثیر کمی بر رفتار دانش آموزان دارند. غالباً ، قوانین در ابتدای سال ارسال می شوند ، به طور خلاصه یک بار بررسی می شوند ، و سپس در حداقل حضور دارند. در این صورت ، آنها تاثیری در رفتار دانش آموزان ندارند.

در عوض: دستورالعمل های مربوط به قوانین کلاس را دنبال کنید

چندین قانون برای تنظیم قانون وجود دارد که در صورت پیگیری ، به ایجاد کلاسهای درس منظم و تولیدی کمک می کند که مهارت های اجتماعی مناسب را به همراه برنامه درسی دانشگاهی آموزش می دهند. برای مؤثرتر بودن ، کلاسهای درس ما باید دارای قوانین چهار تا شش باشند که می تواند بیشتر شرایط کلاس را حاکم کند. بسیاری از قوانین می توانند اجرای دانش آموزان و اجرای معلمان را دشوار کند. به همراه سایر متخصصان (به عنوان مثال ، Gathercoal ، 1997 ؛ Paine ، Radicchi ، Rosellini ، Deutchman ، & Darch ، 1983) ، ما مزایایی را برای دانشجویان می بینیم که به طور فعال در تنظیم قانون شرکت می کنند. هنگامی که دانش آموزان نقش فعال ایفا می کنند ، آنها شروع به یادگیری قوانین می کنند و تمایل بیشتری به مالکیت قاعده دارند. قوانین به قوانین آنها تبدیل می شوند ، نه قوانین ما. برای شامل دانش آموزان ، چند جلسه کوتاه تنظیم قانون را در چند روز اول مدرسه برگزار کنید. برای اینکه این جلسات مؤثر باشد ، ما باید دستورالعمل های ساختاری را با دانش آموزان خود به اشتراک بگذاریم (به عنوان مثال ، قوانین باید به طور مثبت بیان شود ، آنها باید قابل مشاهده و قابل اندازه گیری باشند ، عواقب آن باید واقع بینانه باشند). با وجود دستورالعمل های موجود ، دانش آموزان اغلب قوانینی را شبیه به مواردی که ما انتخاب می کردیم انتخاب می کنند. بدون راهنمایی ، دانش آموزان تمایل به ایجاد قوانین زیادی دارند ، قوانینی را ایجاد می کنند که خیلی سختگیرانه هستند و مواردی را که به اندازه کافی خاص نیستند ، می سازند.

قوانین کلاس باید ساده ، خاص ، واضح و قابل اندازه گیری باشد. میزان سادگی قانون به سن و سطح توانایی دانشجویان ما بستگی دارد. برای دانش آموزان جوان ، ممکن است بخواهیم تصاویر را در پوسترهای قانون گنجانده باشیم. قوانین هنگامی که واضح و بدون ابهام باشند ، خاص هستند. به عنوان مثال ، قانون "آوردن کتاب ، کاغذ و مدادها به کلاس" بسیار واضح تر از قانون "آماده یادگیری" است. قوانین واضح بیان شده به راحتی مشاهده و اندازه گیری می شوند. قوانین کلاس باید ارسال شود.

یکی دیگر از ویژگی های قوانین مؤثر این است که آنها مثبت بیان می شوند. قوانین بیان شده مثبت قوانین "انجام" است. آیا قوانینی در مورد نحوه رفتار و تعیین مناسبت برای ستایش معلمان ارائه می دهند. به عنوان مثال "دست خود را برای مجوز صحبت کردن" بلند کنید. برعکس ، قوانین منفی اعلام شده یا قوانین "آیا" به دانشجویان می گوید چه کاری انجام ندهند و ما را ترغیب می کنند تا در شکستن قانون دانشجویی شرکت کنند. نمونه ای از یک قاعده این است که "تماس نگیرید".

برخی از معلمان زیر مجموعه هایی را توسعه می دهند که با هر یک از قوانین اصلی کلاس مطابقت دارد. به عنوان مثال ، یک قانون در کلاس ممکن است باشد ، "انتظارات کلاس را دنبال کنید."یکی از زیر مجموعه های مربوطه برای رفتار خط می تواند "دست و پای خود را به سمت خود نگه دارید". پس از تنظیم زیرمجموعه ها ، ما باید با داشتن مینی درس (3-5 دقیقه) چندین بار در روز برای چند هفته اول مدرسه ، رفتار مناسب را آموزش دهیم. برخی از معلمان بسته به نیاز دانش آموزان خود ، قبل از هر فعالیت یا دوره ای به صورت دوره ای به بررسی زیررول ها ادامه می دهند. یک روش ساده و سریع برای بررسی این است که یک داوطلب دانشجویی برای خواندن زیر مجموعه های ارسال شده قبل از هر فعالیت اصلی.

ما به طور مداوم باید عواقب و عدم رعایت قوانین کلاس خود را انجام دهیم یا معنی آنها بسیار کم است. اگر دانش آموزان ما از قوانین مربوط به کار گروهی در مرکز یادگیری پیروی کنند ، ما باید به طور کلامی آنها را ستایش کنیم و در صورت لزوم تقویت اضافی ارائه دهیم (به عنوان مثال ، برچسب ، وقت آزاد اضافی). از طرف دیگر ، اگر نتیجه کلاس برای جنگ با همسالان ، از دست دادن شکاف باشد ، پس باید اطمینان حاصل کنیم که از آن پیروی می کنیم. ما باید عواقب پیروی از پیروی و پیروی از قوانین را روشن کنیم (Babyak ، Luze ، & Kamps ، 2000).

ما اغلب به یادآوری نیاز داریم تا دانش آموزان خود را در طول روز مدرسه ستایش کنیم. یک راه این است که یک علامت در پشت اتاق قرار دهید که می گوید: "آیا اخیراً دانش آموزان خود را ستودید؟"هر بار که متوجه علامت می شویم ، باید یک دانش آموز یا گروه را بخاطر پیروی از یکی از قوانین کلاس ، ستایش کنیم. راه دیگر این است که یک مورد از نظرات ستایش ما را در مورد کارت شاخص یا کارت جدا شده به رشته ای که از گردن ما آویزان است (مشابه مواردی که با بسیاری از کارتهای شناسایی مدرسه استفاده می شود) نگه دارید.

به طور خلاصه ، دستورالعمل های مربوط به قوانین کلاس شامل موارد زیر است: (الف) 4-6 قوانین قابل اندازه گیری ، قابل مشاهده ، مثبت در کلاس را توسعه دهید و دانش آموزان را در توسعه قانون قرار دهید.(ب) قوانین و فرعی ها را مستقیماً آموزش دهید.(ج) قوانین را ارسال کرده و آنها را مرتباً مرور کنید. و (د) حتماً عواقب مربوط به انطباق قانون و عدم رعایت قانون را انجام دهید.

اشتباه شماره 5: رفتار با همه رفتارهای نادرست به عنوان "DOS DOS"

وقتی دانش آموزان بدرفتاری می کنند ، اغلب به نظر می رسد که منحصراً یک مسئله انگیزشی است. در بعضی مواقع ، این درست است. در این مواقع ، ما باید تقویت کننده را برای رفتار مناسب افزایش داده و آن را برای رفتار نامناسب از بین ببریم. با این حال ، چندین رفتار نادرست به دلیل کمبود مهارت های مناسب و نه عدم ایجاد انگیزه است. ما این رفتارها را "نمی توان دوز نمی کنیم" می نامیم.

در عوض: با برخی از رفتارها رفتار کنید

به دلیل کمبود مهارت عدم انگیزه یا تقویت ، نمی توان DOS رخ داد. ما باید با آن سر و کار داشته باشیم که به همان روشی که با اشتباهات دانشگاهی دانشجویی سر و کار داریم ، نمی توانیم رفتار نادرست انجام دهیم. هنگامی که دانش آموزان در طول درس ما خطاهای مکرر ایجاد می کنند ، ما در نحوه تدریس تغییراتی ایجاد می کنیم (به عنوان مثال ، نمونه های بیشتری را ارائه می دهیم ، به دانش آموزان اجازه می دهیم که بیشتر تمرین کنند) و آموزش فشرده تری ارائه می دهند. درسهای بهبود یافته ما ، ما را معلمان فعال تر می کند و احتمال تکرار خطاهای مزمن و دانشگاهی را کاهش می دهد. این رویکرد پیشگیری به عنوان پیش اصلاح گفته می شود (Colvin ، Sugai ، & Patching ، 1993). در مقابل ، هنگامی که دانش آموزان به طور مزمن بدرفتاری می کنند ، ما تمایل بیشتری به واکنشی داریم ، فقط روش های تصحیح را ارائه می دهیم (به سادگی به آنها بگویید که آنها نادرست هستند) و شدت پیامدهای منفی ما را افزایش می دهند. اگر به حالت قبل از آن حرکت کنیم ، در حل نادرست های مزمن موثرتر خواهیم بود.

موارد زیر هفت مرحله مهم تصحیح است:

مرحله 1. زمینه و رفتار قابل پیش بینی را مشخص کنید (از کجا و چه موقع رفتار نادرست رخ می دهد).

مرحله 2. رفتار مورد انتظار را مشخص کنید (آنچه در عوض می خواهیم) ؛

مرحله 3. به طور سیستماتیک زمینه را اصلاح کنید (به عنوان مثال ، تغییر در دستورالعمل ها ، وظایف ، برنامه ها ، ترتیب صندلی).

مرحله 4. انجام تمرینات رفتاری (به دانش آموزان رفتار مناسب را انجام دهید).

مرحله 5. تقویت قوی مانند ستایش معلمان مکرر و فوری.

مرحله 6. رفتارهای سریع مورد انتظار ؛وت

مرحله 7. نظارت بر طرح (جمع آوری داده ها در مورد عملکرد دانش آموزان).

بیایید این مرحله را برای یک مشکل سنتی رفتار در کلاس اعمال کنیم-در هنگام آموزش معلم به رهبری. سوء رفتار در هنگام آموزش هدایت شده رخ می دهد (مرحله 1). رفتاری که در عوض می خواهیم این است که دانش آموزان ما دست خود را بالا ببرند و منتظر بمانند تا به آنها فراخوانده شوند (مرحله 2). برای تحقق این هدف ، ما می توانیم به طور شفاهی به دانش آموزان خود یادآوری کنیم که قبل از هر سؤال دست خود را بالا ببرند و دیگر به تماس های دانش آموزان خود پاسخ ندهیم. همچنین ، ما می توانیم به عنوان سؤال از این سؤال که دانش آموزان را ترغیب به انجام همان کار می کنیم ، الگوبرداری کنیم (مراحل 3 و 6). قبل از درسهای تحت رهبری معلم ، ما می توانیم یک بررسی کوتاه از قوانین مربوط به دست دادن مناسب داشته باشیم (مرحله 4). هنگامی که دانش آموزان ما دست خود را به درستی بالا می برند ، ما باید بلافاصله و مرتباً ستایش کنیم و شاید به آنها امتیاز پاداش در سیستم مدیریت کلاس بدهیم (مرحله 5). سرانجام ، برای تعیین اینکه آیا برنامه ما مؤثر است ، ما باید چند بار دانش آموزان را به طور مناسب دست خود را بالا ببریم (مرحله 7).

اگرچه در ابتدا بیشتر وقت گیر است ، رویه های قبل از تصحیح به ما امکان می دهد تا قبل از تثبیت به خوبی ، نسبت به واکنشی فعال تر باشیم و مشکلات رفتاری را کاهش یا از بین ببریم. این به نوبه خود ، مدت زمانی را که باید برای تقویت رفتار مناسب افزایش دهیم ، افزایش می دهد.

اشتباه شماره 6: عدم برنامه ریزی برای زمان انتقال

هنگام برنامه ریزی روز تدریس ما ، برنامه ریزی برای انتقال اغلب نادیده گرفته می شود. با این حال ، مقدار قابل توجهی از زمان کلاس صرف انتقال از یک موضوع به دیگری یا از یک مکان به مکان دیگر می شود. بدون برنامه ریزی مناسب ، انتقال می تواند یکی از ناامید کننده ترین روزهای روز برای معلمان باشد. به نظر می رسد این زمان مشکلات رفتاری را دعوت می کند. چرا؟در بعضی مواقع دانش آموزان برای انتقال آماده نیستند. انتظارات متناقض باعث مشکلات انتقال می شود. علاوه بر این ، از آنجا که ما اغلب با دانش آموزان در حال انتقال هستیم ، توجه ما از آنها دور می شود و انتقال را طولانی تر می کند و حتی از سوء رفتار بیشتر دعوت می شود.

در عوض: برای زمان انتقال به طور مناسب برنامه ریزی کنید

انتقال موفقیت آمیز به همان اندازه برنامه ریزی به اندازه دستورالعمل های مؤثر دانشگاهی نیاز دارد ، اما زمان آن ارزش آن را دارد. هنگامی که انتقال به سرعت و بی سر و صدا انجام می شود ، این امکان را به درس می دهد که به موقع شروع شود و می تواند لحن مثبتی را برای درس تعیین کند ، در حالی که انتقال های بدون برنامه ریزی و ضعیف می تواند زمان ارزشمندی را هدر داده و باعث تعامل منفی دانش آموز شود.

با رعایت چند روش عملی ، می توان مشکلات انتقال را به میزان قابل توجهی کاهش داد. اول ، بهتر است انتظارات انتقال ما سازگار باشد ، به این معنی که همان قوانین برای هر نوع انتقال اعمال می شود. سازگاری با ایجاد قوانین انتقال با دانش آموزان ما آغاز می شود (به عنوان مثال ، بی سر و صدا مواد را کنار بگذارید ، دست و پای خود را به سمت خود نگه دارید.)

هنگامی که ما قوانین انتقال خود را تدوین کردیم ، باید آنها را به دانش آموزان خود آموزش دهیم. ما می توانیم این کار را با داشتن درس های مختصر در ابتدای سال تحصیلی انجام دهیم و پس از آن بررسی های مکرر انجام شود. این ایده خوبی است که قوانین انتقال را ارسال کنید و یک داوطلب دانشجویی داشته باشید که قبل از انتقال آنها را بخواند. ما باید به طور مداوم سیگنال های آمادگی یا نشانه هایی را برای انتقال در انتظار ارائه دهیم. ما می توانیم این کار را با اطلاع دانش آموزان خود انجام دهیم که در 5 دقیقه فعالیت بعدی آغاز می شود و زمان آن رسیده است که کار را در دست داشته باشیم. ما باید با ستایش دانش آموزان ، این بیانیه را دنبال کنیم زیرا می بینیم که آنها وظایف خود را تمام می کنند. مهم است که تا زمانی که همه مراحل قبلی را دنبال کنند ، به مرحله بعدی روند انتقال حرکت نکنید. به عنوان مثال ، اگر از دانش آموزان خود بخواهیم به صندلی های خود برگردند و کتاب های ریاضی خود را بیرون بیاورند ، همه باید قبل از شروع درس ریاضی خود ، این مسیرها را دنبال کنند. برای گروه هایی که در حال تعویض چرخ دنده ها هستند ، مانند بسیاری از دانش آموزان دارای ناتوانی در یادگیری یا اختلالات رفتاری ، ارائه سکوت گروهی 30 ثانیه ای در صندلی های خود قبل از شروع فعالیت بعدی باعث آرامش قبل از حرکت می شود. این امر به ویژه در هنگام بازگشت دانش آموزان از یک فعالیت بسیار تحریک آمیز مانند تربیت بدنی مفید است.

بسیاری از دانشجویان به بازی های زمان بندی انتقال مثبت پاسخ می دهند. برای انجام این کار ، ابتدا یک هدف زمانی تعیین کنید (به عنوان مثال ، همه باید طی 20 ثانیه در خط باشند). با استفاده از یک کرنومتر ، زمان انتقال آنها و سپس ستایش دانش آموزان انفرادی یا گروه برای رسیدن به هدف. هنگامی که انتقال شامل ترک کلاس است ، قبل از عزیمت ، ما باید دانش آموزان خود را برای درسی که در هنگام بازگشت آنها انجام می شود ، بیرون بیاوریم. این کار هنگام بازگشت به کلاس را تسهیل می کند.

نقش ما به عنوان معلمان در هنگام انتقال باید نظارت بر عملکرد دانش آموزان و ستایش از رفتار مناسب باشد. برای این کار ، ما باید مواد خود را قبل از زمان تهیه کنیم. در صورت لزوم ، ما باید از دانش آموزان یا دستیاران برای جمع آوری مواد یا تجهیزات استفاده کنیم و به ما این امکان را می دهیم که بهتر در دانش آموزان خود شرکت کنیم و ستایش کنیم.

اشتباه شماره 7: نادیده گرفتن همه یا هیچ چیز

نادیده گرفتن می تواند ابزاری ارزشمند در کاهش سوء رفتار در هنگام استفاده از استراتژی های رفتاری باشد. با این حال ، برای بسیاری از ما دشوار است که تعیین کنیم کدام رفتارها را نادیده گرفته و به کدام یک توجه می کنیم. ما تمایل داریم با نادیده گرفتن تقریباً همه رفتارهای نادرست یا اصلاً هیچکدام از افراط و تفریط ها نادیده بگیریم. هیچ رویکردی مؤثر نیست.

در عوض: عاقلانه نادیده بگیرید

اول ، نباید همه رفتارها نادیده گرفته شود. ما فقط باید رفتارهای انگیزه ای را برای توجه خود نادیده بگیریم. به عنوان مثال ، اگر لری به جای انجام ریاضی ، بازی رایانه ای مورد علاقه خود را انجام می دهد ، نادیده گرفتن او کار نخواهد کرد زیرا رفتار او از توجه ما انگیزه ندارد. انگیزه او بازی در رایانه است. با این حال ، هنگامی که رفتارها به دنبال توجه هستند ، ما باید به طور مداوم (هر بار) نادیده بگیریم. به محض اینکه ما شروع به نادیده گرفتن سوء رفتار دانش آموز خود کردیم ، او به دنبال آن در جای دیگر ، به احتمال زیاد از همسالان خواهد بود. نادیده گرفتن رفتارهای نادرست برای همسالان دشوار است. بنابراین ، نادیده گرفتن رفتار نادرست باید یک قانون در کلاس باشد که تقویت قدرتمند را دریافت می کند. همچنین ، ما باید برای بدتر شدن برنامه ریزی کنیم تا قبل از بهبود آن بدتر شود (بیشتر و بیشتر اتفاق می افتد). وقتی این اتفاق بیفتد ، ما باید همچنان نادیده بگیریم.

نادیده گرفتن باید در ترکیب با استراتژی های رفتار سازی ، مانند تقویت رفتارهای مناسب ، آموزش رفتارهای جایگزینی و تقویت همسالان استفاده شود. نادیده گرفتن به دانش آموزان می آموزد که چه کاری نباید انجام دهند ، اما به جای آنها به آنها آموزش نمی دهند. به عنوان مثال ، یک دانشجوی پیش دبستانی ، مونیکا ، تمایل دارد که لباس ما را بکشاند یا فریاد بزند تا توجه ما را جلب کند. در این سناریو ، ما باید این رفتارهای نادرست را نادیده بگیریم. علاوه بر این ، ما باید روشهای مناسبی را برای جلب توجه خود آموزش دهیم (به عنوان مثال ، بالا بردن دست او ، گفتن "ببخشید") و هر بار که از این رفتارهای جایگزینی استفاده می کند ، او را ستایش می کنیم. برای افزودن به اثربخشی ، ما همچنین می توانیم همسالان را که در حضور او به طور مناسب به دنبال توجه ما هستند ، ستایش کنیم.

مواردی وجود دارد که نادیده گرفتن نامناسب است. این موارد شامل نگرانی هایی برای یادگیری مشاهده ای از رفتارهای نادرست است ، وقتی دانش آموزان ما درگیر رفتارهای شدید یا خطرناک می شوند ، و همانطور که قبلاً گفته شد ، وقتی سوء رفتار به دنبال توجه نیست.

اشتباه شماره 8: استفاده بیش از حد و سوء استفاده از زمان

زمان خارج شدن هنگامی اتفاق می افتد که یک معلم دانش آموز را برای یک زمان خاص از فرصتی برای دریافت تقویت کننده حذف کند. چندین استراتژی زمان وجود دارد که از طبقه بندی مختصر در کلاس غافل گرفته تا قرار دادن دانش آموز در یک منطقه منزوی است. ما وسوسه می شویم که بیش از حد از وقت استفاده کنیم زیرا این امر منجر به بازخوانی دانش آموزان مشکل ساز می شود. در بعضی مواقع ، ما با تقویت سهواً با تقویت رفتار نادرست در هنگام استفاده از این روش ، سوء استفاده می کنیم.

در عوض: اصول زمان مؤثر را دنبال کنید

Time Out می تواند ابزاری مؤثر باشد اما فقط در صورت استفاده مناسب (ترنر و واتسون ، 1999). اول ، باید به یاد داشته باشیم که زمان بیرون جایی نیست. در عوض ، این فرایندی است که به موجب آن تمام فرصت های تقویت شده پس گرفته می شوند. در نتیجه ، برای کار کردن ، منطقه زمان (فعالیت) باید تقویت کننده تر از منطقه زمان باشد. راه هایی برای تقویت بیشتر منطقه در منطقه شامل تغییر فعالیت ، تکنیک های آموزشی ما و افزایش ستایش ما است. به عنوان مثال ، Trevor دائماً با پرتاب کاغذ یا صحبت با همسالان ، درس هنرهای زبانی را مختل می کند و در نتیجه زمان های مکرر در سالن انجام می شود. زمان فقط در صورتی مؤثر خواهد بود که درس زبان زبان تحریک کننده تر از آنچه در سالن اتفاق می افتد ، که اغلب اینگونه نیست. یک روش بهتر این است که با استفاده از یادگیری تعاونی ، فعالیت های دستی و پاسخ مکرر دانش آموزان ، درس زبان و زبان را بسیار تحریک کند. اگر هنوز نیاز به استفاده از زمان با Trevor داریم ، باید یک منطقه زمان کم تحرک و تعیین شده مانند گوشه ای از اتاق را پیدا کنیم.

برای بدرفتاری خفیف مخرب ، باید در کلاس به خارج از کشور انجام شود. زمان خارج از کلاس شامل حذف همه اشکال تقویت برای یک دوره زمانی کوتاه است. یک نوع از زمان خارج از کلاس برنامه ریزی شده است که نادیده گرفته می شود ، که شامل حذف مختصر تقویت کننده های اجتماعی مانند توجه یا تعامل کلامی است. این شامل نگاه کردن به دور از دانش آموز ، خودداری از هرگونه تعامل یا ساکت ماندن است. شکل دوم از زمان خارج از کلاس ، حذف مختصر دانش آموز از یک فعالیت با قرار دادن در حومه (یعنی چند قدم به عقب) است اما هنوز هم قادر به "نگاه" به محیط تقویت کننده تر است.

هنگامی که رفتار نادرست شدیدتر است ، ممکن است لازم باشد دانش آموزان خود را به خارج از کلاس بفرستیم. منطقه خارج از کلاس در خارج از کلاس باید یک اتاق آرام و بدون تقویت و بدون تقویت و بدون هدف باشد. این مکان نباید یک مکان بسیار تحریک کننده و تقویت کننده مانند منطقه اداری ، کلاسهای دیگر یا راهرو باشد. در صورت امکان ، ما باید برای هر بار از همان مکان استفاده کنیم. با وجود ناامیدی های ما ، ما باید با صدای آرام و خنثی صدا ، زمان را اجرا کنیم. ما همچنین باید به دانشجویان خود توضیح مختصری برای زمان خروج ارائه دهیم تا به ایجاد ارتباط بین سوء رفتار و پیامدهای زمان برسد. Time Outs فقط باید برای مدت زمان کوتاه و معقول (از چند ثانیه برای کلاس تا چند دقیقه برای خارج از کلاس خارج از کلاس) دوام بیاورد و باید گاهی اوقات مورد نظارت قرار گیرد تا اطمینان حاصل شود که دانش آموز تقویت نمی شود. برای ارزیابی اثربخشی کلی زمان خارج باید داده ها را جمع آوری کنیم. سرانجام ، همیشه باید با استراتژی های قبل از تصحیح ، رفتار و تقویت استفاده شود.

اشتباه شماره 9: انتظارات و پیامدهای متناقض

به دانش آموزان اغلب سیگنال های مختلط در مورد آنچه انتظار می رود داده می شود و اگر این انتظارات را برآورده نکنند چه اتفاقی می افتد. انتظارات متناقض باعث سردرگمی و ناامیدی دانش آموزان می شود. عواقب متناقض باعث سوء رفتار می شود و حتی می تواند باعث بروز رفتار بیشتر یا شدید شود. علاوه بر این ، ما خودمان را دائماً یادآوری و تهدید می کنیم که به نوبه خود ، ناامیدی ما را تقویت می کند.

در عوض: انتظارات واضحی داشته باشید که به طور مداوم اجباری و تقویت شوند

انتظارات در هنگام شناسایی و سازگار مشخص است. بررسی انتظارات و قوانین تمرین به ساخت روال و به حداقل رساندن پتانسیل مشکلات کمک می کند. ما می توانیم این کار را با بخواهیم از دانش آموزان خود بخواهیم انتظارات را قبل از هر فعالیت بخوانند. هنگامی که ما تغییرات موقت انتظار داریم (به عنوان مثال ، تغییر در قوانین به دلیل حضور مهمان یا رویداد ویژه مدرسه) ، باید به دانش آموزان خود اطلاع دهیم.

انتظارات در صورت عدم حمایت از تقویت و پیامدهای منفی معقول برای عدم رعایت ، بی معنی است. برای انطباق قانون ، در ابتدا باید عواقب مثبت به طور مداوم اعمال شود (هر بار که دانش آموز مناسب باشد) و سپس به طور متناوب (هر چند وقت یک بار). به عنوان مثال ، اگر "پیروی از دستورالعمل های معلم" قانون کلاس درس است ، پس باید نوعی نتیجه مثبت را ارائه دهیم ، شاید دانش آموزان را برای پیگیری سریع و مناسب از دستورالعمل ها ستایش کنیم. در ابتدا ، ستایش باید هر بار که دانش آموز از دستورالعمل های معلم پیروی کند ، تحویل داده شود. هنگامی که معلم رفتار را تعیین کرد (در این مورد ، به دنبال دستورالعمل معلمان) ، می توانیم به یک برنامه ستایش متناوب حرکت کنیم. از طرف دیگر ، عواقب منفی (رویه های مجازات) در هنگام استفاده مداوم مؤثر است. به عنوان مثال ، اگر نتیجه کلاس ما برای پرخاشگری کلامی به سمت همسالان ، از دست دادن امتیازات شکاف است ، بنابراین هر بار که یکی از دانش آموزان ما از نظر کلامی تهاجمی است ، باید آن نتیجه منفی را اعمال کنیم. البته ، برای مقابله مؤثر با این پرخاشگری کلامی ، ما همچنین باید روشهای پیش از پیش تأیید اضافی ، مانند آموزش عبارات مناسب عصبانیت ، واسطه گری همسالان ، موجب تحسین و تحسین برای تعامل های اجتماعی و مناسب را اجرا کنیم.

اشتباه شماره 10: مشاهده خودمان به عنوان تنها مدیر کلاس

مدیریت رفتار کلاس ممکن است امروز از گذشته چالش برانگیز باشد. بسیاری از معلمان با اندازه کلاس های بزرگتر ، دانش آموزانی که از خانه های استرس زا ، آشوب آور و افزایش تنوع در توانایی ها و فرهنگ های دانش آموزان برخوردار هستند ، روبرو هستند (گروسمن ، 2004). با این حال ، بسیاری از ما مصمم هستیم که خودمان رفتار کلاس را مدیریت کنیم. از این گذشته ، همکاری با دیگران برای ساختن گزارش و رسیدن به اجماع در مورد اولویت ها و استراتژی های تغییر رفتار ، وقت و انرژی لازم دارد. این فقط وسوسه انگیز است که جلوتر شود. اگرچه ، رفتن به تنهایی ممکن است در کوتاه مدت ایده خوبی به نظر برسد ، در طولانی مدت ، ما بیشتر احتمال دارد که از بین برویم و اثربخشی خود را از دست بدهیم.

در عوض: دانش آموزان ، والدین و دیگران را در تلاش های مدیریتی قرار دهید

خوشبختانه ، بسیاری دیگر وجود دارند که می توانند در تلاشهای مدیریت رفتار ما ، از جمله دانش آموزان ، همسالان آنها ، معلمان ، مدیران ، والدین و سایر پرسنل مدرسه کمک کنند. یکی از راه های مؤثر برای گنجاندن دانش آموزان در برنامه های تغییر رفتار خود ، استفاده از خود نظارت است. با نظارت بر خود ، یک دانش آموز با ضبط وقوع خود به شکل خود نظارت ، به تنظیم رفتار خود کمک می کند. برای کمک به اطمینان از صحت نظارت بر خود ، گاهی اوقات باید داده ها را جمع کنیم و ضبط های خود را با دانش آموزان خود مقایسه کنیم. اگر دانش آموز ما با دقت خود نظارت داشته باشد ، باید دقت او را تقویت کنیم. علاوه بر این ، ما باید کنفرانس های کوتاه و گاه به گاه دانش آموز را برای بررسی پیشرفت دانش آموز برگزار کنیم. برای کسب اطلاعات بیشتر در مورد نظارت بر خود ، به آلبرتو و Troutman (2003) یا Webber ، Scheuerman ، McCall و Coleman (1993) مراجعه کنید. همچنین ، برای کسب اطلاعات در مورد KidTools ، یک برنامه مبتنی بر رایانه که برای کمک به دانش آموزان ایجاد و استفاده از انواع مواد خود نظارت است ، به http://www.coe. missouri. edu/٪26sim ؛ vrcbd بروید. KidTools حاوی الگوهای با استفاده آسان است که برای ایجاد فرم های خود نظارت شخصی ، از جمله کارتهای نقطه ، شمارش معکوس ، کارتهای مدیریت خود ، کارتهای ساخت و قراردادها استفاده می شود. برای استفاده از این برنامه ، دانش آموزان اطلاعات مربوط به رفتارهای هدف را در یک الگوی وارد می کنند و کارت را برای استفاده فوری در کلاس چاپ می کنند.

از قدرت گروه همسالان می توان برای ایجاد تغییرات مثبت در رفتار دانش آموزان استفاده کرد. همسالان می توانند به عنوان مدرس دانشگاهی خدمت کنند و می توانند رفتارهای یکدیگر را رصد و تقویت کنند. همچنین ، پردازش گروهی ، حل تعارض یا جلسات واسطه گری همسالان می تواند مورد استفاده قرار گیرد که در آن دانش آموزان پیشنهادات مدیریت رفتار را به یکدیگر ارائه می دهند (به عنوان مثال ، "او را نادیده بگیرید وقتی که او را نام می برد") ، یکدیگر را بخاطر رفتار مناسب ستایش می کنند و به هر یک کمک می کنند. دیگر مشکل رفتار فعلی کلاس را حل کنید (Bartetta ، 1990 ؛ Smith & Daunic ، 2002). برای کمک به تسهیل انسجام گروهی ، می توانیم از احتمالات گروهی محور استفاده کنیم که در آن کلاس سطح امتیازات و تقویت کننده های خود را به عنوان یک گروه کسب می کند.

ما همچنین باید بزرگسالان دیگری را در مدیریت رفتار قرار دهیم. معلمان دیگر می توانند از چند طریق پشتیبانی کنند. یک راه این است که جلسات منظم را که در آن راه حل های مدیریت رفتار به اشتراک می گذاریم ، برنامه ریزی کنیم. گاهی اوقات ، ممکن است ما به یک پشتیبانی اضافی از یک همکار نیاز داشته باشیم ، به خصوص اگر با دانشجویان با اختلالات عاطفی کار کنیم. در آن روزها ، ما نباید دریغ کنیم که از یک همکار بخواهیم که در دوره برنامه ریزی خود متوقف شود و پشتیبانی اضافی یا یک استراحت کوتاه را در اختیار ما قرار دهد. اگر خودمان را در یک وضعیت تدریس با یک یا چند دانش آموز بی ثبات پیدا کنیم ، باید یک برنامه پشتیبانی را با یک معلم در یک کلاس درس تهیه کنیم (Lindberg & Swick ، 2002). این طرح می تواند توافق نامه ای را شامل شود که همکار ما اتاق ما را تحت پوشش قرار دهد در صورتی که مجبور شویم یک دانش آموز مختل کننده را از اتاق بیرون بیاوریم یا با مدیر یا امنیت مدرسه تماس بگیریم. نمونه دیگر چگونگی حمایت از یکدیگر ، ایفای نقش فعال در مدیریت رفتار در سطح مدرسه (Lindberg & Swick) است. همانطور که ما در سراسر مدرسه (به عنوان مثال ، راهرو ، کافه تریا ، سالن اجتماعات ، زمین بازی) حرکت می کنیم ، باید از رفتارهای دانش آموزان (نه فقط دانش آموزان خودمان) آگاه باشیم و در صورت لزوم سریع و ستایش یا عواقب منفی را ارائه دهیم.

هنگامی که مدیران را در مدیریت رفتار قرار می دهیم ، ما تمایل داریم دو اشتباه را انجام دهیم که در انتهای مخالف طیف پشتیبانی قرار دارند (Lindberg & Swick ، 2002). ما یا دانش آموزان را بیش از حد به آنها می فرستیم یا خیلی صبر می کنیم تا آنها را درگیر کنیم. بهتر است به عنوان بسیاری از مشکلات رفتاری در کلاس ما برطرف شود و فقط مدیران را برای موقعیت های جدی تر مانند پرخاشگری فیزیکی درگیر کنیم.

والدین و معلمانی که به طور فعال در کنار هم کار می کنند ، تیم قدرتمندی می سازند. بیشتر والدین می توانند اطلاعات مفیدی در مورد فرزند خود ارائه دهند (یعنی داروها ، آلرژی ها ، مسائل در خانه). برخی از والدین می توانند با فراهم آوردن فوری و تقویت اضافی به فرزند خود ، در تلاش های مدیریت رفتار ما در خانه کمک کنند. اگرچه ، برای همکاری با والدین فواید زیادی وجود دارد ، برخی از معلمان به دلیل چالش هایی که اغلب وجود دارند تمایلی ندارند. با این حال ، مزایای بالقوه آن را در بیشتر مواقع ارزشمند می کند ، و روش های زیادی برای افزایش اثربخشی تیم والدین و معلمان وجود دارد (به جونز و جونز ، 2002 در پیوست مراجعه کنید). به عنوان معلمان ، مسئولیت ایجاد مشارکتهای تولیدی و مثبت والدین و معلم است. ما می توانیم این کار را با تماس با والدین انجام دهیم که فرزندشان به خوبی انجام می دهد ، با آنها با احترام در هنگام کنفرانس ها ، حفظ ارتباطات مثبت و مداوم و تأیید هرگونه نگرانی که ممکن است داشته باشد ، انجام می دهیم.

مشاوران مدرسه ، روانشناسان و سایر متخصصان می توانند منابع ارزشمندی باشند. ما باید در صورت لزوم برای پشتیبانی ، راهنمایی و استراتژی های اضافی از آنها کمک کنیم.

اشتباه شماره 11: از دست دادن پیوند بین دستورالعمل و رفتار

در بعضی مواقع ارتباط مستقیمی بین دروس ما و سوء رفتار دانش آموزان وجود دارد. شاید درس ما بسیار آسان یا دشوار ، ناکارآمد یا غیر تحریک کننده باشد ، که می تواند منجر به سوء رفتار دانش آموزان شود (مرکز ، دیتز ، و کافمن ، 1982).

در عوض: از دستورالعمل های دانشگاهی به عنوان یک ابزار مدیریت رفتار استفاده کنید

خط اول دفاع در مدیریت رفتار دانش آموزان آموزش مؤثر است. معلمان خوب همیشه این را می دانند و تحقیقات از این مفهوم پشتیبانی می کند (اورتسون و هریس ، 1992). جونز (1991) دریافت که وقتی معلمان یادگیری ، موفقیت و رفتار را به طرز چشمگیری بهبود می بخشند. نمونه هایی از نحوه تغییر شکل یادگیری شامل دانش آموزانی است که اهداف یادگیری خود را تعیین می کنند ، دانش آموزانی که تحت نظارت یادگیری خود قرار می گیرند ، دانش آموزان را در تدوین قوانین و رویه های کلاس و ارتباط با زندگی و علایق خود دانش آموزان درگیر می کنند.

شیوه های مؤثر در تدریس شامل دستورالعمل هایی است که به سرعت قدم می زند ، شامل نرخ بالای پاسخ دانش آموزان فعال می شود ، شامل الگوسازی رفتارهای جدید است و تمرین هدایت شده و بازخورد مثبت و اصلاحی را ارائه می دهد (Evertson & Harris 1992 ؛ Sugai & Tindal ، 1993). استراتژی های آموزشی مؤثر شامل استفاده از کارتهای پاسخ ، یادداشت های هدایت شده و تدریس همسالان است (Heward ، 2003 ؛ Heward et al. ، 1996 ؛ Miller ، Barbetta ، & Heron ، 1994). استفاده مداوم از این استراتژی ها و سایر مواردی که ویژگی های آموزش مؤثر را به اشتراک می گذارند ، به ایجاد محیط های یادگیری بسیار مؤثر کمک می کند ، که به نوبه خود ، احتمال مشکلات رفتاری را کاهش می دهد.

اشتباه شماره 12: رفتار دانش آموزان بیش از حد شخصاً

وقتی دانش آموزان بدرفتاری می کنند ، اغلب مانند یک حمله شخصی و به دلایل خوب احساس می شود. برخی از دانش آموزان ما در ایجاد احساس شخصی بسیار خوب هستند. وقتی شخصاً رفتار نادرست دانش آموزان را می گیریم ، تمایل داریم عینیت خود را از دست بدهیم ، به دنبال اصلاحات سریع مدیریت باشیم که به ندرت کار می کنند و از نظر عاطفی ناراحت می شویم ، که زمان و انرژی را از تدریس ما دور می کند.

در عوض: رفتار حرفه ای دانش آموزان را به صورت حرفه ای انجام دهید ، نه شخصاً

هنگامی که ما به صورت حرفه ای رفتار می کنیم ، مدیریت رفتار را مسئولیت خود می دانیم. متخصصان اهمیت داشتن یک سیستم مدیریت صحیح را که به مسائل در سطح کلاس و مشکلات دانشجویی فردی می پردازد ، می دانند. متخصصان انتظارات واقع بینانه ای برای بهبود رفتار دارند و می دانند که هیچ مشکلی سریع با اثرات ماندگار وجود ندارد. از همه مهمتر ، متخصصان با اعتماد به نفس در صورت نیاز درخواست کمک می کنند.

اگرچه رسیدگی به رفتار نادرست ممکن است چالش برانگیزتر از آموزش دانشگاهیان باشد ، اما استراتژی های مؤثر زیادی وجود دارد که می توانیم از آنها استفاده کنیم که روزهای کلاس ما را دلپذیر تر و هرج و مرج تر می کند. هنگامی که ما مؤثرتر هستیم ، آرامتر هستیم و کمتر احتمال دارد که شخصاً نسبت به سوء رفتار دانش آموزان واکنش نشان دهیم. اگرچه به نظر می رسد برخی از سوء رفتار دانش آموزان به سمت ما هدف قرار گرفته اند ، اما این رفتارها ممکن است نتیجه خواسته ها و نیازهای خود ، عدم مهارت یا مشکلات و ناامیدی های عاطفی باشد. وقت و انرژی هدر رفتن از سوء رفتار دانش آموزان ما بهتر است در جشن موفقیت دانش آموزان ما صرف شود.

این مقاله به طور خلاصه اشتباهات مدیریت رفتار متداول را که ما به عنوان معلم انجام می دهیم بررسی کرده و استراتژی های بی شماری را در مورد آنچه در عوض باید انجام دهیم ارائه داد. ما معتقدیم که این پیشنهادات در زمینه تدوین و اجرای یک برنامه جامع مدیریت رفتار مفید خواهد بود. به هیچ وجه این پیشنهادات لیست کاملی از استراتژی های مؤثر را نشان نمی دهد. برای کسب اطلاعات دقیق تر در مورد برخی از استراتژی های پیشنهادی ، به لیست مرجع مراجعه کنید.

بازار رمزارزها...
ما را در سایت بازار رمزارزها دنبال می کنید

برچسب : نویسنده : محمود کیانوش بازدید : <-PostHit-> تاريخ : جمعه 8 ارديبهشت 1402 ساعت: 13:31