تفاوت های جنسی در تأثیر محدودیت رژیم غذایی بر طول عمر و میزان مرگ و میر در زن و مرد Drosophila melanogaster

ساخت وبلاگ

Tapiwanashe Magwere ، Tracey Chapman ، Linda Partridge ، تفاوت های جنسی در تأثیر محدودیت رژیم غذایی بر طول عمر و میزان مرگ و میر در زن و مرد Drosophila melanogaster ، مجلات Gerontology: سری A ، جلد 59 ، شماره 1 ، ژانویه 2004 ، صفحات B3 - صفحاتB9 ، https://doi. org/10. 1093/gerona/59. 1. b3

خلاصه

نشان داده شده است که محدودیت رژیم غذایی (DR) باعث افزایش طول عمر در گونه های جانوری متنوع طبقه بندی شده است. در این مطالعه ما برای تفاوت های جنسی در پاسخ طول عمر به شدت درجه بندی DR در Drosophila melanogaster آزمایش کردیم. در هر دو جنس ، طول عمر در غلظت مواد غذایی متوسط به اوج خود رسید و از هر طرف کاهش یافت. با این حال ، بزرگی پاسخ و غلظت غذایی که مرگ و میر بزرگسالان را به حداقل می رساند ، بین جنس ها تفاوت معنی داری داشت. طول عمر زن در غلظت مواد غذایی 60 ٪ از رژیم غذایی استاندارد آزمایشگاهی در مقایسه با غلظت 40 ٪ برای مردان به اوج خود رسید. علاوه بر این ، مگس های زن مشمول DR تا 60 ٪ بیشتر از زنان گرسنه یا کاملاً تغذیه شده زندگی می کردند ، در حالی که مردان در معرض DR فقط 30 ٪ بیشتر زندگی می کردند. تجزیه و تحلیل میزان مرگ و میر خاص سن نشان داد که DR طول عمر را با کاهش میزان مرگ و میر پایه در هر دو جنس و تا حد بیشتری در زنان. تفاوت در پاسخ به DR در دروسوفیلا زن و مرد ممکن است به دلیل تفاوت جنسی قبلاً مستند در حساسیت طول عمر به انسولین/انسولین رشد فاکتو ر-1 فاکتور 1 یا در تقاضای مواد مغذی/انرژی و تخصیص/استفاده/استفاده باشد.

پیری بیولوژیکی ممکن است یک سرنوشت غیرقابل اجتناب باشد (1) ، اما تحقیقات تجربی نشان داده است که مداخلات ژنتیکی و محیطی می تواند طول عمر را افزایش دهد (2-4). از آنجا که ارگانیسم های مدل بی مهرگان نسبتاً کوتاه زندگی می کنند و در شرایط آزمایشگاهی نگهداری و دستکاری آن آسان هستند ، آنها به یک منبع مهم برای تجزیه و تحلیل مکانیسم هایی تبدیل شده اند که با استفاده از آنها مداخلات مانند محدودیت رژیم غذایی (DR) طول عمر را افزایش می دهد. حداقل برخی از مکانیسم های پیری ، میزان قابل توجهی از حفاظت از تکاملی (2 ، 4-7) را نشان می دهد ، و درک مکانیسم های پیری در این ارگانیسم های مدل بی مهره به احتمال زیاد در شناسایی مکانیسم های همولوگ در پستانداران مفید است. به عنوان مثال ، مسیر رشد انسولین/انسولین مانند فاکتور 1 (IGF-1) سیگنالینگ (IIS) رشد ، توسعه ، تولید مثل و پیری در دروسوفیلا (8 ، 9) ، Caenorhabditis Elegans (10-12) و موش ها را کنترل می کند.(7 ، 13).

محدودیت رژیم غذایی یکی از چندین مداخله است که نشان داده شده است که باعث افزایش طول عمر در ارگانیسم های بی مهره و مهره دار می شود (14-17). محدودیت رژیم غذایی طول عمر را در ارگانیسم های مدل بی مهره مانند مخمر جوانه دار ساکارومایسس سرویزیا (20-20) ، کرم نماتد C. elegans (21 ، 22) ، Fruit Fly Drosophila (23) و همچنین در جوندگان آزمایشگاهی گسترش می دهد. جایی که برای اولین بار تأثیرات آن کشف شد (14). در طول DR ، طول عمر با پایین آمدن تغذیه به اوج می رسد. با کاهش بیشتر مواد مغذی ، گرسنگی باعث می شود طول عمر از اوج تحت DR (23 ، 24) کاهش یابد. DR به سادگی حیوان را از اثرات مضر از مواد غذایی بیش از حد نجات نمی دهد ، زیرا DR در مقایسه با مواردی که در سطح بالاتری از تغذیه دیده می شود ، هم سن و هم باروری خاص را کاهش می دهد (23).

اگر چه اثرات IIS بر پیری حفظ تکاملی را نشان می دهد، اما تفاوت های قابل توجهی نیز در تأثیرات بر روی جنس وجود دارد. در مگس سرکه، برخی جهش ها در گیرنده انسولین (Inr) نشان داده شده است که مگس های کوتوله با افزایش طول عمر ماده تا 85 درصد و نرهای کوتاه تر با کاهش مرگ ومیر مربوط به سن خاص تولید می کنند (25، 26). از دست دادن چیکو (یک سوبسترای گیرنده انسولین) در مگس سرکه همچنین باعث تولید مگس های کوتوله با افزایش میانگین طول عمر حدود 48 درصد در ماده ها می شود (27)، با این حال نرهای هموزیگوت چیکو نسبت به گروه کنترل عمر کوتاه تری دارند (25، 27). در نماتد C. elegans، جهش هایی که باعث کاهش عملکرد daf-2 (گیرنده انسولین/IGF-1 که همولوگ با مگس سرکه Inr است) باعث افزایش طول عمر کرم های نر در مقایسه با هرمافرودیت ها می شود (28). در موش ها، حذف گیرنده انسولین در بافت چربی منجر به افزایش 18 درصدی طول عمر در هر دو جنس نر و ماده شد (7). در مقابل، افزایش طول عمر به دلیل هتروزیگوسیتی برای یک جهش پوچ در ژن گیرنده Igf1R تنها در زنان دیده شد (7). چنین تفاوت های جنسی ممکن است تفاوت های مهمی را در مکانیسم های پیری جنس ها نشان دهد.

اگرچه چیزهای زیادی در مورد اثرات DR در چندین گونه از حیوانات شناخته شده است، اثرات جنسی خاص DR بر میزان مرگ و میر و طول عمر تاکنون به ندرت بررسی شده است. در مگس سرکه، یک رژیم موثر DR با استفاده از رقیق کردن غذا همانطور که توسط Chapman و Partridge (23) توضیح داده شده است، اعمال می شود. در این مطالعه، ما از این روش برای آزمایش تفاوت های جنسیتی در پاسخ های طول عمر به شدت درجه بندی شده DR استفاده کردیم، تا مشخص کنیم که آیا میزان پاسخ و سطح DR که مرگ و میر بزرگسالان را به حداقل می رساند بین جنس ها متفاوت است یا خیر، و مشخص کنیم. اثرات جنسی بر مسیرهای مرگ و میر در جمعیت های تحت DR.

مواد و روش ها

مگس می کند

نوع وحشی مگس سرکه مگس سرکه از استوک پایه Dahomey، به دست آمده همانطور که قبلا توضیح داده شد (23)، در بطری های 189 میلی لیتری برای دو نسل در محیط کشت ساکارز- مخمر (SY) با قدرت معمولی 1. 0 (جدول 1) با چگالی استاندارد همانطور که قبلا توضیح داده شد، کشت داده شد. 29). مگس های آزمایشی از نسل سوم جمع آوری شدند و از این میان، فقط مگس هایی که در مدت 6 ساعت از تخم بیرون آمدند، برای آزمایش استفاده شدند تا اطمینان حاصل شود که گروه آزمایشی از سن یکنواختی برخوردار است. مگس های تازه بیرون آمده به مدت 24 ساعت به بطری های تازه با محیط 1. 0 SY منتقل شدند تا امکان جفت گیری فراهم شود. سپس جنسیت ها با استفاده از CO به دو گروه زن و مرد تقسیم شدند2بیهوشیپانصد مگس زن یا مرد به طور تصادفی به هر یک از 8 درمان مختلف غذایی اختصاص یافتند. برای هر درمان 5 بطری 100 مگس وجود داشت ، و تعداد کل مگسهای هر جنس 4000 بود. مگس ها در طول آزمایش در دمای 25 درجه سانتیگراد و 60 ٪ رطوبت در یک نور 12:12 ساعت نگهداری می شدند: چرخه تاریک در کنترل-اتاق های دما ، و برای انتقال به غذای تازه و برای به ثمر رساندن مرگ و میر ، هر 2 روز یک بار به طور خلاصه بیرون می آمدند.

محدودیت غذایی

هشت نوع مواد غذایی تهیه شده است که در آن غلظت مخمر و شکر از 20 ٪ تا 160 ٪ از آن در غذای استاندارد SY متغیر است (جدول 1). غذای استاندارد SY به عنوان مرجع برای سایر مواد غذایی مورد استفاده قرار گرفت و به عنوان "1. 0 SY" تعیین شد. بر این اساس ، سایر غلظت های مواد غذایی از نظر قند و میزان مخمر آنها ، نسبت به 1. 0 SY نامگذاری شده است. این تیمارها 0. 2 SY ، 0. 4 SY ، 0. 6 SY ، 0. 8 SY ، 1. 0 SY ، 1. 2 SY ، 1. 4 SY و 1. 6 SY بود. نیپاژین (33 گرم در لیتر) و اسید پروپونیک (3 میلی لیتر در لیتر) به عنوان عوامل ضد قارچ و ضد باکتریایی اضافه شد. محتوای آگار بین 12. 5 گرم در لیتر و 20 گرم در لیتر متغیر بود تا اطمینان حاصل شود که قوام و در دسترس بودن رطوبت در تمام رسانه های غذایی مشابه است. باروری روزانه و طول عمر زنان در این طیف وسیعی از غلظت مواد غذایی افزایش می یابد (23). روش DR که ما استفاده کردیم مطابق با مواردی است که در جوندگان استفاده می شود ، به این دلیل که کالری کل را به صورت مختصات کاهش می دهد.

آمار بقای تجمعی و تجزیه و تحلیل مسیر مرگ و میر

آزمون های رتبه بندی Log (30) و تخمین از میانگین/فاصله متوسط زندگی با استفاده از نرم افزار آماری JMP نسخه 5. 0 (SAS Institute ، Inc. ، Cary ، NC) انجام شد. تجزیه و تحلیل مسیرهای مرگ و میر با استفاده از مدل Gompertz موجود در نرم افزار آماری WinModest (31) انجام شد. میزان مرگ و میر (μایکس) در سن X می تواند از نظر ریاضی به این صورت بیان شود: μایکس= −ln (pایکس) ، جایی که Pایکساحتمال یک فرد زنده در سن X است که در سن x + 1 زنده مانده است (32). در مدل Gompertz ، افزایش مرگ و میر (μایکس) با افزایش سن (x) به صورت: μ بیان شده استایکس= A E BX ، که در آن ثابت A ، میزان مرگ و میر پایه ذاتی است ، و B میزان افزایش میزان مرگ و میر با افزایش سن است (33). گرفتن لگاریتم های طبیعی معادله Gompertz یک عملکرد خطی را ارائه می دهد: LN (μایکس) = ln a + b x ، که مشابه یک خط مستقیم با شیب B است و A را در محور عمودی رهگیری می کند. از مقایسه رهگیری ها و دامنه های مسیرهای مرگ و میر برای ارزیابی تأثیر هر غلظت متوسط مواد غذایی بر میزان مرگ و میر زن و مرد و مقایسه میزان مرگ و میر بین دو جنس در هر سطح غذایی استفاده شد.

نتایج

تأثیر غلظت غذا بر بقای تجمعی

منحنی های بقاء تجمعی برای مگس های زن (شکل 1A) و مرد (شکل 1B) که در رسانه های مختلف غذایی نگهداری می شوند نشان می دهد که ، برای هر دو جنس ، بقا در غلظت مواد غذایی میانی به اوج خود رسید و از هر دو طرف کاهش یافت. با این حال ، غلظت غذایی که در آن طول عمر به اوج خود رسیده بود بین جنس ها متفاوت بود و برای زنان بیشتر بود. در زنان ، طول عمر در غلظت غذایی 0. 6 SY به حداکثر رسید. مقایسه بقا با استفاده از تست های رتبه بندی غیر پارامتری (30) نشان داد که بقای زن در غذای 0. 6 SY به طور قابل توجهی بیشتر از هر دو SY 0. 8 SY (chi-squared [χ 2] = 4. 258 ، P = 0. 039) یا 0. 4 SY (χ 2 بود= 6. 792 ، p = . 009). در مقابل ، در مردان ، طول عمر با غلظت غذایی 0. 4 sy به حداکثر رسید ، با طول عمر به طور قابل توجهی در 0. 6 SY (χ 2 = 6. 901 ، P = 0. 009) و 0. 2 SY (χ 2 = 39. 436 ، P<.0001).

پاسخ طول عمر به DR نیز در زنان نسبت به مردان بیشتر بود (شکل 2). در زنان ، طول عمر متوسط در 51 روز در 0. 6 SY حداکثر بود و 39 ٪ به 31 روز در 1. 6 SY و 31 ٪ به 35 روز در 0. 2 SY کاهش یافت. در مردان ، طول عمر متوسط در 41 روز در 0. 4 SY حداکثر بود و 24 ٪ به 31 روز در 1. 6 SY و 10 ٪ به 37 روز در 0. 2 SY کاهش یافت. مگس های زن نسبت به اثرات DR و گرسنگی حساس تر بودند زیرا آنها نسبت به مردان ، افت بزرگتر در طول عمر متوسط در هر دو طرف اوج را نشان می دادند (شکل 2).

تأثیر غلظت غذا در مسیرهای مرگ و میر

مسیرهای مرگ و میر یک روش مفید برای مطالعه خاصیت سن از اثرات مداخلات بر بقا است. از آنجا که منحنی های بقا تجمعی هستند ، اثرات خاص سن را نمی توان به راحتی مورد تجزیه و تحلیل قرار داد. در مقابل ، در یک مسیر مرگ و میر ، میزان مرگ و میر (نسبت افرادی که وارد یک بازه زمانی می شوند که در طول آن می میرند) برای هر سن به طور مستقل محاسبه می شود. مسیرهای مرگ و میر برای مگس های زن و مرد در معرض غلظت های مختلف مواد غذایی الگوی متفاوتی را برای زنان و مردان نشان داد (شکل 3). DR منجر به تأخیر ظاهری در شروع مرگ و میر مربوط به سن در مقایسه با مسیرهای مربوط به زن گرسنه یا کاملاً تغذیه شده (شکل 3A) یا مرد (شکل 3B) شد. تأثیر DR در مسیرهای مرگ و میر در دروسوفیلا مشابه آنچه قبلاً گزارش شده بود (34 ، 35). تجزیه و تحلیل بیشتر میزان مرگ و میر با استفاده از مدل Gompertz در این مطالعه مقادیر پارامترهای A و B را نشان می دهد همانطور که در جدول 2 نشان داده شده است. DR در مگس های زن به طور چشمگیری میزان مرگ و میر پایه ذاتی را برای 0. 6 SY کاهش می دهد [A = 0. 00006 (پایین ، پایین 95 بالامحدودیت اعتماد به نفس: 0. 00004 ، 0. 00010)] در مقایسه با گرسنگی 0. 2 SY [A = 0. 00301 (0. 00235 ، 0. 00387)] یا کاملاً تغذیه شده 1. 6 SY [A = 0. 00800 (0. 00649 ، 0. 00987)] پرواز می کند. میزان مرگ و میر با افزایش سن در مگس های زن ، در DR [B = 0. 14533 (0. 13574 ، 0. 15560)] در مقایسه با گرسنگی 0. 2 SY [B = 0. 08825 (0. 08154 ، 0. 09551)] یا به طور کامل تغذیه 1. 6 SY بیشتر بود.[B = 0. 06327 (0. 05724 ، 0. 06993)] گروه ها. در مگس های نر (جدول 2) ، تصویری مشابه به آنچه در مگس های زن دیده می شود ، به جز آنچه قبلاً نشان داده شده است (شکل 2) ، میزان اثرات کمتر از نمونه های به دست آمده برای مگس های زن بود. DR در مردان خطر ابتلا به مرگ را برای 0. 4 SY (A = 0. 00099 (0. 00071 ، 0. 00136)] در مقایسه با گرسنگی 0. 2 SY [A = 0. 00222 (0. 00171 ، 0. 00288)] و به طور کامل 1. 6 SY [A = 0. 00411 (0. 00327 ، 0. 00327 ، 0. 005166 ، 0. 00327 ، 0. 00327 ، 0. 00327 ، 0. 00327 ، 0. 00288) کاهش داد.)] مگس ؛اما میزان افزایش مرگ و میر با افزایش سن ، بدون توجه به اینکه مگس ها تحت DR [B = 0. 09973 (0. 09238 ، 0. 107660] ، گرسنه [B = 0. 08760 (0. 08124 ، 0. 09445)] یا به طور کامل تغذیه می شوند ، به طور قابل توجهی تغییر نکرد.(0. 07401 ، 0. 08682).

به نظر نمی رسد میزان مرگ و میر با افزایش سن ، نقش مهمی در پاسخ طول زندگی به DR یا گرسنگی داشته باشد.

بحث

یافته اصلی این مطالعه این است که پاسخ طول عمر و میزان مرگ و میر به DR بین دروسوفیلا زن و مرد متفاوت است. طول عمر زن در غلظت بیشتر مواد غذایی به اوج خود رسید و بیشتر به DR پاسخگو بود. علاوه بر این ، DR شروع میزان مرگ و میر مربوط به سن را به تأخیر انداخت ، و این تأخیر در زنان بیشتر از مردان مشخص شد. دو توضیح احتمالی در مورد تفاوت های جنسی عبارتند از: 1) در تقاضای مواد مغذی و تخصیص انرژی بین دو جنس تفاوت هایی وجود دارد ، و 2) تفاوت در سیگنالینگ انسولین/IGF-1 بین Drosophila زن و مرد وجود دارد. این لیست جامع نیست ، و این دو فرضیه به دلیل نقش های احتمالی مسیر IIS در تنظیم فرآیندهای متابولیکی که شامل تقاضای مواد مغذی و تخصیص انرژی و واسطه پاسخ دهانه عمر به DR در دروسوفیلا است ، به طور متقابل منحصر به فرد نیستند (24 ،36)

پاسخ بیشتر طول عمر زن به DR و اوج طول عمر زن در غلظت غذایی بالاتر از طول عمر مردان ممکن است نشان دهنده تقاضای بیشتر مواد مغذی در زنان مورد نیاز برای حفظ تولید تخم باشد. باروری روزانه تحت DR در مگس های زن کاهش می یابد (23). یک مطالعه از پروفایل رونوشت RNA نشان داد که ، در زنان بالغ تحت DR ، ژنهای درگیر در رشد سلولی ، متابولیسم و تولید مثل نمایندگی نسبتاً کاهش یافته (34) را نشان می دهد ، که نشان دهنده کاهش فرآیندهای مربوط به گوشتگاری است. اگر تنظیم پایین تولید مثل در زنان نقش علی در گسترش طول عمر داشته باشد ، ممکن است پاسخ مردان به DR متفاوت باشد. این امر به این دلیل است که توان بالای مواد مغذی به تخم مرغ هایی که در زنان رخ می دهد ، در مردان آینه نمی شود ، که در آن جنبه اصلی کوتاه کننده تولید مثل فعالیت و حیاط است (37). تفاوت در مصرف انرژی و هزینه انرژی بین مگس های زن و مرد گزارش شده است (38). به عنوان مثال ، شناخته شده است که افزایش غلظت ساکارز در محیط غذایی تغذیه توسط مگس های زن را تشویق می کند و منجر به افزایش تولید تخم مرغ می شود ، در حالی که مصرف مواد غذایی مردان با غلظت قند تغییر نمی یابد (38). در گونه های پستانداران نیز نشان داده شده است که به نظر می رسد در دسترس بودن سوخت های متابولیکی تولید مثل را افزایش می دهد و تقاضای انرژی در زنان بیشتر از مردان است (39 ، 40). از این رو احتمالاً حیوانات زن به طور کلی خواسته های مواد مغذی بیشتری برای تولید مثل نسبت به همتایان مرد خود دارند و تفاوت در پاسخ به DR بین این دو جنس می تواند ناشی از تفاوت در فرآیندهای اساسی فیزیولوژیکی تعیین چگونگی تخصیص انرژی اضافی باشدیا استفاده شده

از طرف دیگر ، دلیل اینکه مگس های زن پاسخ قابل توجهی به DR نسبت به مگس های مرد نشان می دهند می تواند تفاوت های جنسی در IIS را منعکس کند (27). IIS در واسطه پاسخ دهانه زندگی به DR در دروسوفیلا نقش داشته است. مگس های زن تهی هموزیگوت برای جهش چیکو 1 در معرض DR درجه بندی شده ، پاسخی را نشان داد که نسبت به گروه شاهد تغییر یافته است ، با اوج گرفتن طول عمر در غلظت غذایی بالاتر در مگس های چیکو 1 (24). این نشان می دهد که اثرات DR و کاهش II ممکن است مکانیسم های مشترک را درگیر کند. مگس های نر در پاسخ به کاهش IIS افزایش کمتری نسبت به زنان نشان می دهند و طول عمر آنها با کاهش قوی تر در IIS کاهش می یابد ، در حالی که زنان همچنان در حال افزایش است. روی هم رفته ، این نتایج این فرضیه را نشان می دهد که IIS در مردان نسبت به زنان کاهش می یابد. این می تواند با ماندگاری بیشتر مردان از نوع وحشی در مقایسه با هموزیگوت های جهش یافته Chico 1 سازگار باشد. با این حال ، اگر اینگونه بود ، پیش بینی می کرد که پاسخ مردان به DR نسبت به زنان تغییر یافته باشد. در حقیقت ، ضعیف چپ است (شکل 2).

به نظر می رسد که نرها در گونه های نماتد مانند C. elegans (41 ، 42) از هرمافرودیت ها طولانی تر هستند. در C. elegans ، افزایش طول عمر مرد به فاکتور رونویسی تنظیم شده با IIS DAF-16 (28) بستگی دارد. با این حال ، بر خلاف دروسوفیلا ، مردان جهش یافته DAF-2 در مقایسه با هرمافرودیت ها طولانی تر هستند و اساس این تفاوت جنسی نامشخص است. در پستانداران ، علی رغم فراوانی داده های مربوط به اثرات DR در طول عمر ، کمبود اطلاعات در مورد چگونگی تفاوت های جنسی در IIS می تواند بر طول عمر تأثیر بگذارد. برخی از مطالعات در عواملی که بر سیگنالینگ هورمون رشد در موش ها و بره ها تأثیر می گذارد ، دچار کمبود جنسی شده اند (43 ، 44) ، اما هنوز اطلاعاتی در مورد تأثیر این امر بر طول عمر وجود ندارد. همچنین گزارش هایی از مطالعات سیستماتیک درباره تفاوت جنسی در پاسخ به DR در پستانداران وجود ندارد.

در حالی که ، در جوندگان ، نشان داده شده است که اثرات DR به دلیل کاهش کالری (14 ، 45) است ، در مگس های میوه ای ، مکانیسم های دقیقی که رقت مواد غذایی بر طول عمر تأثیر می گذارد کاملاً مشخص می شود. روش رقت ما بدون تغییر نسبت مواد تشکیل دهنده آن ، میزان کالری مواد غذایی را کاهش می دهد. مطالعات متعددی نشان داده اند که کاهش در دسترس بودن مخمر می تواند طول عمر را از طریق گرسنگی کوتاه کند (46-49). با این حال ، هنوز مشخص می شود که آیا مخمر ماده مهمی برای تولید گرسنگی در هنگام رقیق شدن محیط SY است ، یا اینکه قند نیز نقش ایفا می کند. هویت مواد مغذی (های) مسئول افزایش طول عمر در پاسخ به DR هنوز مورد بررسی قرار نگرفته است. کار با رژیم های غذایی تعریف شده در این زمینه ارزشمند خواهد بود. ترکیباتی مانند "مخمر" در ترکیب شیمیایی بین دسته های تأمین کننده یکسان و تأمین کنندگان مختلف بسیار متفاوت است و مقایسه مستقیم نتایج آزمایشگاههای مختلف را غیرممکن می کند. همچنین ممکن است تفاوت بین سویه های دروسوفیلا در پاسخ به DR وجود داشته باشد.

نتیجه

نتایج در این مطالعه نشان داده است که هر دو Drosophila زن و مرد پاسخ مثبت به DR نشان می دهند ، اگرچه میزان پاسخ و سطح DR که مرگ و میر بزرگسالان را به حداقل می رساند و افزایش طول عمر بین جنس ها متفاوت است. چنین تفاوت های جنسی در پاسخ به DR می تواند ناشی از تفاوت در فرآیندهای فیزیولوژیکی مصرف انرژی مواد مغذی و هزینه/تخصیص یا تفاوت جنسی در سیگنالینگ انسولین/IGF-1 باشد. پارادوکس ناشی از نتایج ما این است که مردان و زنان از همان گونه ها ممکن است به همان اندازه از نظر الگوهای پیری تحت DR متفاوت از یکدیگر باشند. بزرگی تفاوت جنسی در پاسخ به DR به وجود تفاوتهای عمده در عوامل بیولوژیکی پیری در زنان و مردان اشاره دارد. مطالعه بیشتر این اختلافات نوید بخشیدن به بینش عمیق تر در تعیین کننده های فیزیولوژیکی و تکاملی پیری است.

ویرایشگر تصمیم: جیمز آر. اسمیت ، دکترا

منحنی های بقای تجمعی برای (الف) زن و (ب) Drosophila melanogaster مرد در مواد غذایی مختلف در غلظت از 20 ٪ مخمر ساکارز (0. 2 SY) متوسط تا 160 ٪ مخمر ساکارز (1. 6 SY) نگه داشته می شود. هر منحنی میانگین مشخصات 500 مگس در هر نوع مواد غذایی را به 5 گروه 100 نفره (100 مگس در هر بطری 189 میلی لیتر) تقسیم می کند. پرورش مگس ها از تخم ها در شرایط چگالی استاندارد انجام شد و مگس ها قبل از جدا شدن در گروه های مختلف درمانی مجاز به جفت گیری بودند. مگس ها هر 2 روز یک بار به بطری های غذای تازه غلظت مناسب منتقل شدند و مرگ و میر به طور همزمان به دست آمد

تأثیر غلظت مواد غذایی مختلف بر طول عمر متوسط در دروسوفیلا زن و مرد

بازار رمزارزها...
ما را در سایت بازار رمزارزها دنبال می کنید

برچسب : نویسنده : محمود کیانوش بازدید : <-PostHit-> تاريخ : جمعه 8 ارديبهشت 1402 ساعت: 17:00