تعریف استراتژی چیست؟

ساخت وبلاگ

You are currently viewing What is the definition of strategy?

استراتژی، قاعده مرکزی یک چارچوب است که برای یکپارچه کردن تمام اقدامات و تصمیمات پیرامون شکستن گلوگاه برای دستیابی به مهمترین آرزو طراحی شده است.

توسط مارک بلکول، آرکارو ([email protected])

تعریف استراتژی چیست؟مقاله «آیا استراتژی خود را اخیراً آزمایش کرده اید؟»پیشنهاد کرد که یک استراتژی 35 کلمه یا کمتر باشد تا درک سازمان را تضمین کند - اما آیا می توانید تعریف کنید که استراتژی چیست؟به نظر می رسد سردرگمی وجود دارد. دکتر پیت کامپو، نویسنده کتاب آینده The Emergent Approach™ to Strategy، بیش از 70 تعریف را از منابعی در زمینه های تجارت، تئوری بازی های نظامی، سیستم های انطباقی پیچیده و موارد دیگر بررسی کرد!(در صورت علاقه، آرکارو می تواند در صورت درخواست، خلاصه ای از آن ارائه دهد). به طور کلی این تعاریف به 7 دسته تقسیم می شوند.

استراتژی به عنوان…

2. برنامه ها یا اهداف فرعی (یا همانطور که معمولاً در عمل اتفاق می افتد، لیست های عظیم از همان ها)

3. چیزی که بزرگ یا مهم است

4. مجموعه ای از انتخاب ها

5. ویژگی های مورد نظر آن یا اینکه چه استراتژی قرار است به آن دست یابد

7. راه ها، روش ها و ابزارها (یعنی کل چارچوب چشم اندازها، مأموریت ها، اهداف، برنامه ها، اهداف فرعی، تاکتیک ها، معیارها، ارزش ها، سناریوها و سایر اجزا)

  • در حالی که نویسندگان بینش هایی ارائه می کنند، تحت بررسی، هر تعریفی از علامت خود خارج می شود:

1. استراتژی ها آرمان نیستند.

  • استراتژی یکی از ابزارهای دستیابی به آرزوهاست. زمانی که آرزوها جایگزین استراتژی ها می شوند، شکاف بزرگی بین نتایج مطلوب و آنچه مردم باید روزانه انجام دهند ایجاد می کند. این بیشتر در "آیا استراتژی شما برای شما کار می کند؟" توضیح داده شد. در زبان شش سیگما، شما نمی توانید Ys را مدیریت کنید. جایگزینی آرمان ها به جای استراتژی منجر به یکی از دلایلی می شود که رهبران اظهار تاسف می کنند، "اگر مردم من اعدام می کردند."اجرا یا اجرای مستقیم آرزوها غیرممکن است

2. برنامه ها یا اهداف فرعی نمی توانند استراتژی باشند، زیرا راهنمایی های بی درنگ درباره کارهایی که باید انجام شود ارائه نمی کنند.

عرشه های بزرگ پاورپوینت به عنوان استراتژی ، اما پر از تجزیه و تحلیل و لیست های طولانی از برنامه ها و اهداف ، مسیری طولانی را طی می کنند تا توضیح دهند که چرا تنها 14 ٪ از کارمندان استراتژی و جهت شرکت خود را درک می کنند. حتی اگر این لیست ها به طور یکنواخت در سراسر سازمان به یاد بیاورند که "هیچ طرحی از تماس اول با دشمن زنده نمی ماند" یا همانطور که مایک تایسون می گوید "همه برنامه ای دارند تا زمانی که در چهره مشت نشوند". یک استراتژی باید بعد از اولین پانچ راهنمایی کند! برنامه ها اقدامات آینده هستند و برای هماهنگی و ارزیابی مهم هستند - آنها فقط استراتژی نیستند.

3. استراتژی ها تعیین نمی کنند که چه بزرگ یا مهم است. آرزوها اهمیت را تعیین می کنند.·

  • استراتژی ها فقط برای چرخش مشاغل چند میلیارد دلاری نیست-آرزوی متوسط تر از دست دادن وزن نیاز به یک استراتژی دارد!
  • استراتژی مربوط به حل تنگنای آرمان ها یا شکوفایی آنها است. به عنوان مثال ، تنگه جبل الطارق و کانال سوئز برای نیروی دریایی انگلیس استراتژیک بود زیرا اگر این دو نقطه خفه کننده را کنترل می کرد ، دریای مدیترانه را کنترل می کرد.

4- یک استراتژی خوب نشان می دهد که انتخاب ها انجام می شود - اما انتخاب ها به تنهایی نمی توانند یک استراتژی را تعریف کنند ...

  • در حالی که مطمئناً پیشرفت نسبت به تعاریف قبلی توجه داشته باشید که مأموریت یک انتخاب است ، آرزو یک انتخاب است ، برنامه یک انتخاب است ، معیارهای اندازه گیری پیشرفت انتخاب ها هستند ، و به همین ترتیب ...... بنابراین باید چیزی بیش از انتخاب وجود داشته باشدبرای تعریف استراتژی.

5- استراتژی را می توان توصیف کرد اما با ویژگی های آن یا آنچه که قرار است به دست بیاید تعریف نشده است

  • برخی استراتژی را با توجه به ویژگی های مورد نیاز آن یا آنچه که قرار است به دست بیاورند تعریف می کنند. به عنوان مثال ، مایکل پورتر ، در مقاله گسترده خود - "استراتژی چیست؟"- اظهار می دارد که استراتژی همان چیزی است که "موقعیت رقابتی منحصر به فرد برای شرکت" می دهد. او و دیگران نیز خواسته های اضافی را در مورد استراتژی قرار می دهند. این باید بین کارکردهای مختلف یک سازمان تناسب ایجاد کند. این باید منسجم ، منسجم ، یکپارچه ، امکان پذیر ، متحد ، بیرونی ، افراد متمرکز و جامع باشد. این باید تجارت داشته باشد و به ذینفعان خدمت کند. این باید عملی باشد و باید درک ریسک را شامل شود.
  • در حالی که این و دیگران ممکن است الزامات فوق العاده ای برای استراتژی باشند ، هیچکدام از آنها آن را تعریف نمی کنند. یک موتور خودرو ممکن است نیاز به کارآمد ، آسان برای تولید و قوی برای هوای شدید داشته باشد ، اما هیچ یک از این نیازها موتور را تعریف نمی کند.

6. در حالی که پیروی از یک استراتژی ممکن است به یک الگوی یا نتیجه منجر شود ، یک استراتژی نمی تواند الگوی باشد زیرا استراتژی ها برای ایجاد و هدایت الگوهای عمل است

  • توصیف استراتژی ها به عنوان الگوهای چه ظهور یا برنامه ریزی شده ، یا طیف بین. با این حال ، این صرفاً استراتژی را پس از این رویداد توصیف می کند. توصیف الگوی تاریخی هیچ بینشی در مورد اینکه یک استراتژی برای دستیابی به آرزوها چیست ، ارائه نمی دهد.

7. یک استراتژی کل راه ها ، چگونه و معنی نیست ، و نه کل چارچوب یا برنامه جامع

بازار رمزارزها...
ما را در سایت بازار رمزارزها دنبال می کنید

برچسب : نویسنده : محمود کیانوش بازدید : <-PostHit-> تاريخ : شنبه 26 فروردين 1402 ساعت: 12:26