چشم انداز اقتصادی ایالات متحده

ساخت وبلاگ

برآورد دوم تأیید کرد که اقتصاد در Q1 قرارداد بسته است ، که ناشی از سرمایه گذاری و هزینه های دفاعی موجودی خصوصی است و سهم منفی از صادرات خالص دارد. با این حال ، قدرت اساسی اقتصاد دست نخورده باقی مانده است ، با مصرف خصوصی و سرمایه گذاری ثابت بخار. با مراجعه به Q2 ، تولید ناخالص داخلی احتمالاً دوباره در حال بازگشت است و قرار است از نظر SAAR سه ماهه در سه ماهه ، بالاتر از 3. 0 ٪ رشد کند ، زیرا سهم صادرات خالص ، هزینه های دولت و موجودی ها بهبود می یابد. علاوه بر این ، هزینه های مصرف کننده تاکنون در مواجهه با فشارهای افزایش قیمت - همانطور که توسط رشد سریع خرده فروشی در ماه آوریل نشان داده شده است - با تشکر از سود شدید اشتغال ، تأثیر محو شدن همه گیر و خانوارهایی که پس انداز می کنند ، قوی مانده است. گفته می شود ، کمبودهای گسترده نیروی کار باعث محدود کردن فعالیت های تجاری می شود ، و داده های PMI نشان می دهد که بخش تولید در ابتدای Q2 بخار را از دست داده است.

رشد اقتصادی ایالات متحده

رشد در سال 2022 از سال 2021 ، در شرایط مالی محکم تر کند خواهد شد. گفته می شود ، بازار کار شناور از مصرف خصوصی پشتیبانی می کند ، سرمایه گذاری باید نسبتاً سالم بماند زیرا بنگاه ها به دنبال افزایش ظرفیت تولیدی هستند و جنگ اوکراین از بخش انرژی پشتیبانی می کند. انواع جدید Covid-19 ، تشدید جنگ و تنش با چین خطرات است. پانل های Focusecondicics می بینند که تولید ناخالص داخلی 2. 8 ٪ در سال 2022 در حال رشد است که نسبت به پیش بینی ماه گذشته 0. 4 درصد کاهش یافته است. در سال 2023 ، پانل ما شاهد گسترش اقتصاد 2. 0 ٪ است.

داده های اقتصاد ایالات متحده

2015 2016 2017 2018 2019
جمعیت (میلیون) 321 323 325 327 329
تولید ناخالص داخلی سرانه (USD) 56،787 57،901 60،000 62،869 65،076
تولید ناخالص داخلی (BN USD) 18،225 18،715 19،519 20،580 21،428
رشد اقتصادی (تولید ناخالص داخلی ، تغییر سالانه در ٪) 2.9 1.6 2.4 2.9 2.3
تقاضای داخلی (تغییر سالانه در ٪) 3.6 1.9 2.6 3.1 2.4
مصرف (تنوع سالانه در ٪) 3.7 2.7 2.6 3.0 2.6
سرمایه گذاری (تنوع سالانه در ٪) 3.4 1.9 4.2 4.6 1.3
صادرات (G& S ، تغییر سالانه در ٪) 0.5 0.0 3.5 3.0 0.0
واردات (G& S ، تغییر سالانه در ٪) 5.3 2.0 4.7 4.4 1.0
تولید صنعتی (تنوع سالانه در ٪) -1. 0 -2. 0 2.3 3.9 0.9
فروش خرده فروشی (تنوع سالانه در ٪) 2.6 3.0 4.3 4.5 3.6
نرخ بیکاری 5.3 4.9 4.3 3.9 3.7
تعادل مالی (٪ از تولید ناخالص داخلی) -2. 4 -3. 1 -3. 4 -3. 8 -4. 6
بدهی عمومی (٪ از تولید ناخالص داخلی) 104 107 105 107 108
پول (تنوع سالانه در ٪) 5.8 6.8 5.7 3.9 5.1
نرخ تورم (CPI ، تغییر سالانه در ٪ ، EOP) 0.6 2.1 2.1 1.9 2.3
نرخ تورم (CPI ، تغییر سالانه در ٪) 0.1 1.3 2.1 2.4 1.8
تورم (PPI ، تغییر سالانه در ٪) -0. 9 0.4 2.3 2.9 1.7
نرخ بهره سیاست (٪) 0. 50 0. 75 1. 50 2. 50 1. 75
بازار سهام (تنوع سالانه در ٪) -2. 2 13. 4 25. 1 -5. 6 22. 3
حساب جاری (٪ تولید ناخالص داخلی) -2. 2 -2. 3 -2. 3 -2. 4 -2. 3
مانده حساب جاری (USD BN) -407. 8 -428. 4 -439. 7 -491. 0 -498. 4
مانده تجارت (میلیارد دلار) -761. 9 -749. 8 -799. 4 -880. 3 -864. 3

نمونه گزارش

5 سال پیش بینی های اقتصادی ایالات متحده برای بیش از 30 شاخص اقتصادی.

بررسی اجمالی اقتصاد ایالات متحده

بررسی اجمالی اقتصادی ایالات متحده

علیرغم مواجهه با چالش ها در سطح داخلی همراه با چشم انداز جهانی که به سرعت در حال تغییر است، اقتصاد ایالات متحده همچنان بزرگترین و مهم ترین اقتصاد در جهان است. اقتصاد ایالات متحده حدود 20 درصد از کل تولید جهانی را تشکیل می دهد و هنوز هم بزرگتر از اقتصاد چین است. علاوه بر این، طبق گزارش صندوق بین المللی پول، ایالات متحده ششمین بالاترین تولید ناخالص داخلی سرانه (PPP) را دارد. اقتصاد ایالات متحده دارای بخش خدمات بسیار توسعه یافته و پیشرفته ای است که حدود 80 درصد از تولید آن را تشکیل می دهد. اقتصاد ایالات متحده تحت سلطه شرکت های خدمات محور در زمینه هایی مانند فناوری، خدمات مالی، مراقبت های بهداشتی و خرده فروشی است. شرکت های بزرگ ایالات متحده نیز نقش مهمی در صحنه جهانی ایفا می کنند و بیش از یک پنجم شرکت های موجود در Fortune Global 500 از ایالات متحده می آیند.

اگرچه بخش خدمات موتور اصلی اقتصاد است، ایالات متحده همچنین دارای یک پایگاه تولیدی مهم است که تقریباً 15٪ از تولید را تشکیل می دهد. ایالات متحده دومین تولید کننده بزرگ در جهان و پیشرو در صنایع با ارزش بالاتر مانند خودرو، هوافضا، ماشین آلات، مخابرات و مواد شیمیایی است. در این میان، کشاورزی کمتر از 2 درصد تولید را تشکیل می دهد. با این حال، مقادیر زیاد زمین های قابل کشت، فناوری پیشرفته کشاورزی و یارانه های سخاوتمندانه دولتی، ایالات متحده را به صادرکننده خالص مواد غذایی و بزرگترین کشور صادرکننده محصولات کشاورزی در جهان تبدیل کرده است.

اقتصاد ایالات متحده از طریق ترکیبی از ویژگی ها، وضعیت نیروگاه خود را حفظ می کند. این کشور به منابع طبیعی فراوان و زیرساخت های فیزیکی پیچیده دسترسی دارد. همچنین دارای نیروی کار بزرگ، تحصیلکرده و مولد است. علاوه بر این، سرمایه فیزیکی و انسانی به طور کامل در یک محیط بازار آزاد و تجارت محور به کار گرفته می شود. دولت و مردم ایالات متحده هر دو به این محیط اقتصادی منحصر به فرد کمک می کنند. دولت ثبات سیاسی، یک سیستم حقوقی کاربردی و یک ساختار نظارتی را فراهم می کند که به اقتصاد اجازه شکوفایی می دهد. جمعیت عمومی، از جمله تنوع مهاجران، اخلاق کاری محکم و همچنین حس کارآفرینی و ریسک پذیری را به همراه دارد. رشد اقتصادی در ایالات متحده به طور مداوم توسط نوآوری، تحقیق و توسعه مداوم و همچنین سرمایه گذاری سرمایه پیش می رود.

اقتصاد ایالات متحده در حال حاضر از دوره ای از آشفتگی های قابل توجه در حال ظهور است. ترکیبی از عوامل ، از جمله نرخ بهره پایین ، وام رهنی گسترده ، ریسک بیش از حد در بخش مالی ، بدهی مصرف کننده بالا و مقررات دولت LAX ، منجر به رکود عمده ای شد که در سال 2008 آغاز شد. بازار مسکن و چندین بانک بزرگ فروپاشیده واقتصاد ایالات متحده تا سه ماهه سوم سال 2009 در آنچه عمیق ترین و طولانی ترین رکود از زمان رکود بزرگ بود ، قرارداد گرفت. دولت آمریكا با استفاده از 700 میلیارد دلار برای خرید دارایی های مربوط به وام مسکن و پیشبرد شركتهای بزرگ مشروبات الکلی به منظور تثبیت سیستم مالی مداخله كرد. همچنین یک بسته محرک به ارزش 831 میلیارد دلار برای 10 سال بعد برای تقویت اقتصاد هزینه کرد.

اقتصاد از زمان اعماق رکود اقتصادی در سال 2009 به آرامی در حال بهبودی است. این شامل نه تنها نرخ بهره در حد پایین ، بلکه عملکرد غیر متعارف دولت برای خرید مقادیر زیادی دارایی های مالی برای افزایش عرضه پول و پایین آمدن نرخ بهره بلند مدت - روشی است که به عنوان "کاهش کمی" شناخته می شود.

در حالی که بازار کار به میزان قابل توجهی بهبود یافته و اشتغال به سطح قبل از بحران بازگردانده شده است ، اما هنوز بحث گسترده ای در مورد سلامت اقتصاد ایالات متحده وجود دارد. علاوه بر این ، حتی اگر بدترین تأثیرات رکود اقتصادی در حال محو شدن باشد ، اقتصاد هنوز با چالش های مختلفی روبرو است که پیش می رود. وخیم تر شدن زیرساخت ها ، رکود دستمزد ، افزایش نابرابری درآمدی ، افزایش حقوق بازنشستگی و هزینه های پزشکی و همچنین کسری بزرگ حساب جاری و بودجه دولت ، همه موضوعاتی است که با اقتصاد ایالات متحده روبرو هستند.

تاریخ اقتصادی ایالات متحده

پایان جنگ جهانی دوم آغاز دوره طلایی برای اقتصاد ایالات متحده بود. این دوره با افزایش فعالیت اقتصادی و بهره وری ، طبقه متوسط رو به رشد و مرفه تر و ظهور نسل بومر کودک مشخص شد. از اواخر دهه 1940 تا اوایل دهه 1970 ، تولید ناخالص داخلی ایالات متحده با متوسط نرخ سالانه نزدیک به 4 ٪ رشد کرد. تا دهه 1970 ، تغییر ساختاری در اقتصاد به دور از صنعت و تولید به خدمات کامل بود. با این حال ، پس از چندین دهه رشد بی سابقه ، اقتصاد شروع به نشان دادن علائم کندی و یک سری وقایع از جمله فروپاشی سیستم برتون وودز ، بحران نفت 1973 و افزایش رقابت جهانی ، تغییرات مهم اقتصادی را نشان داد. دهه 1970 با دوره ای از راکد رشد و تورم به عنوان "رکود" مشخص شد.

دهه 1980 باعث شد ریگنومیکس ، مجموعه ای از سیاست های اقتصادی که توسط رئیس جمهور رونالد ریگان ترویج شده است. اهداف اصلی کاهش هزینه ها و مقررات دولت و همچنین مالیات پایین تر و عرضه پول محکم تر بود. ریگان در تعمیرات اساسی قانون مالیات و پیشبرد مقررات زدایی در چندین بخش مهم اقتصاد بسیار موفق بود. و در حالی که رشد و بهره وری افزایش یافته است ، بدهی دولت به میزان قابل توجهی چند برابر شد. به معنای وسیع تر ، ریگنومیک به سمت اقتصاد عرضه در بازار آزاد و به دور از اقتصاد الهام گرفته از کینسیان که از زمان رکود بزرگ مورد علاقه قرار گرفته بود ، نشان داد.

افزایش ادغام جهانی و ظهور فناوری جدید ، از جمله اتخاذ بهره وری از آن در محیط کار و افزایش شرکتهای پیشرفته ، در دهه 1990 به رونق اقتصادی کمک کرد. دوره بین سالهای 1993 و 2001 طولانی ترین گسترش پایدار در تاریخ اقتصادی ایالات متحده بود و باعث افزایش شدید اشتغال ، درآمد و تقاضای مصرف کننده شد.

علاوه بر این ، رشد شدید و بیکاری پایین در این زمان به ویژه قابل توجه بود زیرا بودجه دولت به طور همزمان سلطنت می شد و در واقع بین سالهای 1998 و 2001 به مدت چهار سال مازاد به دست آورد. بهبود مالی تا حدودی با افزایش مالیات معرفی شده توسط رئیس جمهور لایحه امکان پذیر شدکلینتون ، اما همچنین به لطف اقتصاد پررونق و در حال افزایش بازار سهام. بازار سهام با افزایش شرکتهای مستقر در اینترنت در آنچه به عنوان "حباب Dot-Com" شناخته می شود ، هدایت شد ، که مبالغ گسترده ای از درآمد غیرقابل پیش بینی برای دولت در مورد مالیات سود سرمایه و افزایش حقوق ایجاد می کرد. با این حال ، ارزیابی بیش از حد سهام DOT-COM سرانجام آشکار شد و حباب در سال 2000 ترکید.

در سالهای اول دهه 2000 شاهد افت شدید فعالیت در اقتصاد پس از پشت سر هم Dot-Com بود. حملات تروریستی در 11 سپتامبر 2001 ، و چندین رسوایی شرکت ها باعث افزایش بیشتر فعالیت های اقتصادی و اعتماد به نفس تجارت می شوند. فدرال رزرو (فدرال فدرال) ، تحت عنوان آلن گرینسپان ، با معرفی نرخ بهره پایین ، برای مقابله با اقتصاد مبارزات قدم برداشت. این حرکت بعداً عامل اصلی در ایجاد حباب گسترده در بازار مسکن است که ترکیده و رکود بزرگی را که در سال 2008 آغاز شد ، گرفت.

تراز پرداخت ایالات متحده

طی چند دهه گذشته ، مانده حساب جاری ایالات متحده به شدت تحت تأثیر جریان تجارت بین المللی قرار گرفته است ، با این که کسری تجاری مداوم منجر به کسری حساب جاری مداوم می شود. درآمد دارایی های ایالات متحده و سرمایه گذاری های متعلق به خارج از کشور بخش بسیار کمی در حساب جاری دارد و مازاد در این گروه تقریباً برای جبران کسری بزرگ تجارت کافی نیست. به طور کلی ، کسری حساب جاری حاکی از آن است که ارزش کالاها و خدمات خریداری شده از خارج از کشور توسط ایالات متحده از ارزش کالاها و خدمات فروخته شده به خارجی ها فراتر می رود. کسری حساب جاری ایالات متحده از دهه 1990 به تدریج گسترده شد و به رکورد تمام وقت و 5. 8 ٪ از تولید ناخالص داخلی در سال 2006 رسید. این کسری از آن زمان به دلیل افزایش تولید نفت داخلی کاهش یافته است.

کسری حساب جاری توسط مازاد حساب سرمایه آینه می شود. میزان خالص ورود سرمایه دریافت شده در ایالات متحده از خارج از کشور امکان تأمین مالی کسری حساب جاری را فراهم می کند. خارجی ها همچنان به سرمایه گذاری در دارایی ها و شرکت های ایالات متحده ادامه می دهند و بنابراین موقعیت سرمایه گذاری بین المللی بین المللی ایالات متحده با گذشت زمان رشد کرده است. ایالات متحده تاکنون دریافت کننده برتر سرمایه گذاری مستقیم خارجی (FDI) است. حدود 80 ٪ از FDI در ایالات متحده از مجموعه ای از تنها نه کشور صنعتی ناشی می شود. انگلستان ، ژاپن و هلند منابع برتر FDI در ایالات متحده است که بخش تولید ایالات متحده حدود 40 ٪ از FDI را به خود اختصاص می دهد.

ساختار تجارت ایالات متحده

ایالات متحده دوم صادر کننده کالا و خدمات در جهان و شماره یک وارد کننده پیشرو است. ایالات متحده به طور مداوم کسری تجاری را اداره کرده است ، عمدتاً به دلیل وابستگی به نفت خارجی برای تأمین نیازهای انرژی و تقاضای بالای داخلی برای کالاهای مصرفی که در خارج از کشور تولید می شود ، اما به لطف پیشرفت در تولید نفت داخلی ، شکاف انرژی در حال بسته شدن است. شرکای اصلی تجارت ایالات متحده کانادا ، چین ، مکزیک و ژاپن هستند. کانادا مقصد اصلی صادرات ایالات متحده است ، در حالی که چین منبع اصلی واردات است.

ایالات متحده نقش عمده ای در سیستم تجارت بین المللی ایفا می کند و عموماً به عنوان طرفدار کاهش موانع تجاری و توافق نامه های تجارت آزاد دیده می شود. ایالات متحده در حال حاضر بیش از ده ها توافق نامه تجارت آزاد را در دست دارد. از جمله آنها توافق نامه تجارت آزاد آمریکای شمالی (NAFTA) است که در سال 1994 با کانادا و مکزیک ایجاد شده است. ایالات متحده همچنین عضو فعال سازمان تجارت جهانی (WTO) است.

صادرات از ایالات متحده

اگرچه ایالات متحده در دهه های اخیر بخشی از رقابتی خود را از دست داده است ، اما کالاهای مادی هنوز دو سوم از کل صادرات خود را نشان می دهد. ایالات متحده به طور عمده کالاهای سرمایه ای با ارزش بالا و محصولات تولیدی از جمله ماشین آلات صنعتی ، هواپیما ، وسایل نقلیه موتوری و مواد شیمیایی را صادر می کند. در سال 2015 ، ایالات متحده 1. 510 تریلیون دلار کالا صادر کرد.

ایالات متحده صادر کننده خدمات برتر جهان است. این شامل خدمات تجاری مالی و حرفه ای و همچنین سایر خدمات دانش است. خدمات مسافرتی ، حمل و نقل و گردشگری نیز صادرات عمده ای است. خدمات حدود یک سوم از کل صادرات را نشان می دهد.

واردات به ایالات متحده

80 ٪ بیشتر از کل واردات که از خارج از کشور به ایالات متحده آورده شده است ، کالاهایی هستند. تقریباً 15 ٪ از این واردات به صورت روغن خام ، روغن سوخت و فرآورده های نفتی هستند. ماشین آلات صنعتی ، لوازم و تجهیزات 15 ٪ دیگر کالاهای وارداتی را نشان می دهد. تقریباً 25 ٪ از کالاهای وارداتی کالاهای سرمایه ای مانند رایانه ، لوازم جانبی رایانه ، الکترونیک ، تجهیزات پزشکی و تجهیزات ارتباط از راه دور هستند. کالاهای مصرفی 25 ٪ دیگر کالاهای وارداتی را نشان می دهد. تلفن های همراه ، داروسازی ، اسباب بازی ها ، تجهیزات خانگی ، منسوجات ، پوشاک ، تلویزیون و کفش انواع اصلی کالاهای مصرفی است که به ایالات متحده وارد می شوند. 15 ٪ اضافی از کالاهای وارداتی وسایل نقلیه خودرو ، قطعات و موتورها هستند. مواد غذایی و نوشیدنی ها فقط حدود 5 ٪ کالاهای وارداتی را نشان می دهند. خدمات تنها 20 ٪ از کل واردات را نشان می دهند ، و در درجه اول خدمات مالی و همچنین سفر و حمل و نقل هستند.

سیاست اقتصادی ایالات متحده

دولت آمریكا با كار مهم برای معكوس کردن تأثیرات ركود اقتصادی با ترکیبی از سیاست های گسترده مالی و پولی روبرو شده است. از طرف مالی ، هزینه های محرک دولت و کاهش مالیات مانع از وخامت بیشتر اقتصاد شد. از طرف پولی ، فدرال رزرو با سیاست های سنتی و غیر متعارف ضعف اقتصادی را برطرف کرده است.

ایالات متحده به طور معمول به عنوان خانه سیاست های اقتصادی بازار آزاد در نظر گرفته می شود. با این حال ، دولت ایالات متحده مقدار قابل توجهی از مقررات مربوط به فعالیت های اقتصادی ، تجاری و مالی را اعمال می کند. پس از رکود اقتصادی ، دولت نظارت خود را در بخش مالی افزایش داد. قانون Dodd-Frank که در سال 2010 تصویب شد ، نمایانگر جامع ترین اصلاحات در بازارهای مالی از زمان رکود بزرگ است.

سیاست مالی ایالات متحده

دولت آمریكا تمایل به خرج بیشتر از آنچه را كه انجام می شود ، می خواهد و بنابراین در طی چند دهه گذشته كاهش مالی را تقریباً بدون وقفه متحمل شده است. تنها زمانی که دولت موفق به تعادل بودجه در تاریخ اخیر شد ، بین سالهای 1998 و 2001 بود ، هنگامی که اقتصاد قوی منجر به درآمد مالیاتی بالاتر از حد معمول شد. کسری مالی از سال 1945 در سال 2009 با 9. 8 ٪ تولید ناخالص داخلی به بالاترین نقطه رسید ، اما از آن زمان به تدریج بهبود یافته است. این کسری در سال 2015 به 2. 4 ٪ از تولید ناخالص داخلی کاهش یافت.

بیشترین بخش از مخارج دولت توسط قوانین موجود تعیین می شود و مقدار زیادی از بودجه به برنامه های استحقاقی مانند تامین اجتماعی و مدیکید اختصاص می یابد. هزینه های اجباری تقریباً 60 درصد از کل هزینه های دولت را تشکیل می دهد. مابقی به عنوان مخارج اختیاری نامیده می شود و توسط بودجه سالانه فدرال تعیین می شود. حدود نیمی از بودجه اختیاری صرف امور نظامی و دفاعی می شود و نیمی دیگر صرف برنامه های دولتی و خدمات عمومی می شود.

تقریباً 50 درصد مالیاتی که توسط دولت ایالات متحده به دست می آید از مالیات بر درآمد افراد است و 10 درصد دیگر از مالیات بر درآمد بر مشاغل و شرکت ها است. 35 درصد دیگر وصول ها از محل مالیات حقوق و دستمزد و تامین اجتماعی است. مالیات مالیات غیر مستقیم بر کالاهایی مانند مشروبات الکلی، تنباکو و بنزین، مقدار کمتری، کمتر از 5 درصد را به همراه دارد. درآمدهای مالیاتی به طور متوسط بین سال های 1970 و 2010 معادل 18 درصد تولید ناخالص داخلی بود. کل درآمدهای مالیاتی به عنوان درصدی از تولید ناخالص داخلی در سال 2015 حدود 18 درصد بود.

بسته محرکی که توسط دولت اوباما در سال 2009 معرفی شد شامل 288 میلیارد دلار کاهش مالیات و مشوق ها بود. کمتر از دو سال بعد، اوباما تمدید کاهش مالیاتی را که در دوره دولت بوش با هزینه بیش از 400 میلیارد دلار در طول دو سال اعمال شده بود، اعلام کرد.

سیاست پولی ایالات متحده

کنگره ایالات متحده تعیین کرده است که اهداف سیاست پولی فدرال رزرو، ارتقای حداکثر اشتغال و ثبات قیمت در آنچه به عنوان "حکمیت دوگانه" شناخته می شود، است. کمیته بازار آزاد فدرال (FOMC) نهاد سیاست گذاری پولی فدرال رزرو است. FOMC حدود هشت بار در سال برای بحث در مورد تحولات و چشم انداز اقتصاد ایالات متحده و بحث در مورد گزینه های مختلف سیاست، از جمله سطح نرخ بهره، تشکیل جلسه می دهد. نرخ وجوه فدرال، نرخ بهره اصلی که توسط فدرال رزرو مدیریت می شود، نرخی است که بانک های سپرده گذاری از یکدیگر برای تجارت وجوه یک شبه به منظور حفظ موجودی ذخایر مورد نیاز، دریافت می کنند. نرخ وجوه فدرال یکی از مهم ترین نرخ ها در اقتصاد ایالات متحده است زیرا بر سایر نرخ های بهره کوتاه مدت تأثیر می گذارد.

در طی سالهایی که از زمان رکود اقتصادی برخوردار است ، فدرال رزرو بسیار فعال بوده است. در ابتدا قرار بود نرخ بهره فقط تا زمانی که نرخ بیکاری به 6. 5 ٪ کاهش یابد یا تورم از 2. 5 ٪ فراتر رود ، پایین نگه داشته شود. با این حال ، این راهنمایی خاص رو به جلو در مارس 2014 بازسازی شد که فدرال رزرو اعلام کرد که هرگونه تصمیمات آینده برای افزایش نرخ بهره دیگر به آستانه های کمی که قبلاً تأسیس شده است بستگی ندارد ، بلکه بیشتر به ارزیابی طیف گسترده ای از اطلاعات کیفی تر است. در پاسخ اضافی برای مقابله با اثرات رکود اقتصادی ، در دسامبر 2012 ، فدرال رزرو سیاست غیر متعارف معروف به "تسکین کمی" را اعلام کرد. این سیاست شامل خرید مبالغ گسترده دارایی های مالی در تلاش برای افزایش عرضه پول و کاهش نرخ بهره بلند مدت است.

سیاست نرخ ارز ایالات متحده

دلار آمریكا اغلب به عنوان ارز جهان گفته می شود زیرا بیشترین استفاده از ارز در معاملات بین المللی و همچنین بیشترین ارز ذخیره است. تقریباً دو سوم ذخایر ارز که در سراسر جهان برگزار می شود به دلار آمریکا است.

اگرچه وزارت خزانه داری اختیار اصلی نظارت بر مسائل مالی بین المللی را دارد ، اما تصمیمات خزانه داری در مورد ارز با مشورت با فدرال رزرو گرفته می شود. با این حال ، مداخله ایالات متحده در بازار ارز به طور فزاینده ای کمتر دیده می شود. مقامات ایالات متحده به طور معمول اجازه می دهند بازار ارز باز و سیاست های پولی داخلی نرخ را تعیین کند.

گزارش نمونه

یک گزارش نمونه دریافت کنید که داده ها و تجزیه و تحلیل های منطقه ای ، کشور و کالاهای ما را نشان می دهد.

بازار رمزارزها...
ما را در سایت بازار رمزارزها دنبال می کنید

برچسب : نویسنده : محمود کیانوش بازدید : <-PostHit-> تاريخ : شنبه 26 فروردين 1402 ساعت: 13:35