سهم ریسک سهام

ساخت وبلاگ

بیشتر سرمایه گذاران تمایل دارند که اعتقاد داشته باشند که سهام در طولانی مدت سرمایه گذاری خوبی است - شاید حتی بهترین ها -. با این حال ، دلیل انتظار عملکرد خوب از سهام شاید همیشه به وضوح بیان نشده باشد: کاملاً ساده ، به این دلیل است که آنها خطرناک هستند.

برای یک سرمایه گذار در ایالات متحده ، اگر ما از خطر تورم نادیده بگیریم ، بدهی دولت ایالات متحده به طور کلی بدون ریسک تلقی می شود. این سرمایه گذار بدهی ارشد شرکت های درجه یک سرمایه گذاری را کمی خطرناک تر از اوراق بهادار خزانه داری می کند (با بدهی آراء که نسبت به AA کمتر خطرناک است ، و به دنبال آن و غیره). در مرحله بعد در سلسله مراتب بدهی های تابع ، سهام ترجیحی و سهام مشترک به عقب می رسد. دلیل این که سهام خطرناک ترین سرمایه گذاری است این است که آنها از نظر ادعای آنها در مورد سود شرکت یا جریان نقدی شرکت در انتهای دستور pecking قرار دارند. اما دلیل آنها نیز می تواند پاداش دهنده ترین باشد این است که پس از پرداخت سایر مطالبات ارشد دیگر در ساختار سرمایه شرکت ، آنها به همه سود باقیمانده حق دارند.

به طور کلی ، انتظار می رود سرمایه گذاری هایی با ریسک بالاتر به عنوان انگیزه ای برای سرمایه گذاران بازده بالاتری داشته باشند. در اینجا ، ما به مسئله بازگشت نمی پردازیم. ما به سادگی روی خطر ابتلا به اوراق بهادار مختلف اوراق بهادار تمرکز می کنیم و بررسی می کنیم که چه میزان از این خطر از اجزای آنها و به ویژه از سهام ناشی می شود. [1]

ما نمی دانیم که سهام و اوراق قرضه بی ثبات در آینده چگونه خواهد بود. ما می توانیم از نوسانات تاریخی به عنوان یک طرح ریزی استفاده کنیم ، اما نوسانات تحقق یافته هر دارایی هم به دوره زمانی و هم افق که در آن اندازه گیری می شود بستگی دارد. بنابراین ما فرضیاتی را انجام می دهیم که براساس مقادیر تحقق یافته برای دوره 1975-2016 است (نکته ای که ما در اینجا می خواهیم در اینجا بسازیم به فرضیات دقیق بستگی ندارد).

در شکل 1 ، ما نوسانات فرض شده برای سهام و اوراق قرضه و همچنین ارتباط فرض شده بین آنها را نشان می دهیم. ما به ترتیب با حرف یونانی σ (سیگما) نوسانات را نشان می دهیم و به ترتیب از اشتراک ها و "B" برای سهام و اوراق قرضه استفاده می کنیم. این همبستگی توسط نامه یونانی ρ (Rho) ، با هر دو "S" و "B" به عنوان اشتراک مشخص شده است ، و این نشان می دهد که این ضریب همبستگی بین سهام و اوراق است.

به منظور تجزیه و تحلیل میزان خطر ابتلا به سبد سهام از هر یک از مؤلفه های آن ، باید درک کنیم که چگونه نوسانات یک نمونه کارها محاسبه می شود. شکل 2 فرمول های پشت محاسبات را نشان می دهد.

خطر یک سبد باند سهام از چهار قطعه مختلف تشکیل شده است. به خاطر سادگی ، ما آنها را صدا می کنیم:

  • خطر سهام به تنهایی ،
  • خطر پیوند به تنهایی ،
  • "در معرض خطر" سهام و اوراق قرضه ، و
  • "در معرض خطر" اوراق قرضه و سهام.

خطر سهام به تنهایی توسط مقدار مربع تخصیص به سهام (60 ٪ در مثال ما) ضرب شده توسط مربع ارزش سهام (فرض بر این است که 15 ٪) ضرب شده است. این مقدار 0. 00810 به نظر می رسد.

خطر اوراق قرضه به تنهایی توسط مقدار مربع تخصیص به اوراق قرضه (40 ٪ در مثال ما) ضرب شده توسط مربع ارزش خطر اوراق قرضه (فرض می شود 5 ٪). این مقدار 0. 00040 است.

"در معرض خطر" سهام و اوراق قرضه توسط محصول پنج مقدار داده می شود: تخصیص سهام ، تخصیص اوراق قرضه ، خطر سهام ، خطر اوراق قرضه و همبستگی بین سهام و اوراق. این برابر با 0. 00036 است."در معرض خطر" اوراق قرضه و سهام ، براساس تقارن ، نیز 0. 00036 است.

با افزودن این چهار شماره ، 0. 00922 دریافت می کنیم. ریشه مربع این 9. 6 ٪ ، نوسانات سهام 60/40 سهام/ اوراق قرضه را به ما می دهد. [2]

سهم هر مؤلفه چیست؟

خطر سهام به تنهایی به علاوه خطر مشترک سهام و اوراق قرضه 0. 00846 است که 91. 8 ٪ از کل ریسک مربع است که 0. 00922 است. بنابراین ، سهام تقریباً 92 ٪ از ریسک نمونه کارها را به خود اختصاص می دهد ، در حالی که اوراق قرضه 8. 2 ٪ باقیمانده کمک می کند!

پس از تأمل ، شاید این نباید نتیجه تعجب آور باشد. خطر سهام سه برابر بیشتر از اوراق قرضه (15 ٪ در مقابل 5 ٪) است و تخصیص سهام 1. 50 برابر تخصیص اوراق قرضه (60 ٪ در مقابل 40 ٪) است. این دو عامل ترکیبی منجر به سهم بالای سهام در ریسک نمونه کارها می شود. بسیاری از سرمایه گذاران به اشتباه معتقدند که یک سبد سهام/اوراق بهادار 60/40 نسبت به یک سبد سهام "متنوع" است. در حقیقت ، حتی اگر این ممکن است صادق به نظر برسد با توجه به اینکه ریسک نمونه کارها فقط در حدود 64 ٪ از خطر سهام (6 /9 ٪ در مقابل 15 ٪) است ، واقعیت این است که 92 ٪ از این ریسک پایین هنوز از سهام ناشی می شود.

در رفتن از یک سبد سهام ، که در آن 100 ٪ از ریسک از سهام ناشی می شود ، به یک سبد 60/40 ، سهم ریسک سهام به حدود 92 ٪ کاهش می یابد. در شکل 3 ، ما نتیجه مربوطه را برای سایر پرتفوی ها نشان می دهیم ، از همه سهام تا All-Bond. نتایج نیز به صورت گرافیکی به تصویر کشیده شده است.

برای یک نمونه کارها تمام سهام ، تمام خطر کل آن 15 ٪ (که در محور عمودی سمت راست به تصویر کشیده شده است) از سهام ناشی می شود. اگر ما در یک نمونه کارها 80/20-bond سهام متنوع شویم ، ریسک کل به 12. 2 ٪ کاهش می یابد ، اما تقریباً 98 ٪ از این خطر هنوز هم به سهام مربوط می شود. ما قبلاً نتایج را برای یک نمونه کارها 60/40 مشاهده کرده ایم: تقریباً 92 ٪ ریسک نمونه کارها از سهام حاصل می شود. حتی اگر بیشتر متنوع شویم و یک نمونه کارها 40/60 را در نظر بگیریم ، تقریبا 76 ٪ از کل ریسک آن ، که 7. 2 ٪ است ، هنوز از سهام است. حتی یک نمونه کارها با تنها 20 ٪ اختصاص داده شده به سهام تقریباً 40 ٪ از خطر آن را از آنها ناشی می کند.

این تکرار می کند که خطر تنها یک بعد است ، دیگری بازگشت. در حالی که ریسک نمونه کارها با تخصیص سهام کاهش می یابد ، بازده مورد انتظار نمونه کارها نیز انجام می شود. در دراز مدت ، انتظار می رود که سهام بازده بالاتری نسبت به اوراق قرضه کسب کند تا سرمایه گذاران را برای ریسک بالاتر خود جبران کند. سرمایه گذاران ، در رابطه با مشاوران خود ، باید در مورد سطح ریسک کل نمونه کارها که با آنها راحت هستند تصمیم بگیرند.

این احتمالاً تابعی از چندین متغیر از جمله سن و موقعیت در چرخه زندگی ، ثروت ، نقدینگی و نگرش به خطر خواهد بود.

در قسمت دوم ، ما به موضوع متنوع سازی گسترده می پردازیم: چگونه سرمایه گذاری در سایر کلاسهای دارایی غیر همبستگی تأثیر می گذارد و بر ریسک کل نمونه کارها و مؤلفه های آن تأثیر می گذارد. این ممکن است یک مسئله مهم مهم در زمانی باشد که بازارهای جهانی سهام در نزدیکی اوج تمام وقت قرار دارند در حالی که به نظر می رسد نوسانات تقریباً غیرمعمول کم است.

بخش دوم

در بخش اول این بینش ، ما به خطر ابتلا به اوراق بهادار مختلف اوراق قرضه متمرکز شدیم و بررسی کردیم که چه میزان از این خطر از اجزای آنها ناشی می شود. [3]براساس برخی فرضیات معقول در مورد نوسانات سهام و اوراق قرضه و همبستگی بین آنها ، ما نشان دادیم که بیشتر ریسک از سهام ناشی می شود.

برای پرتفوی اوراق قرضه 80/20، 98٪ از کل ریسک مربوط به سهام است و برای یک پرتفوی 60/40، سهم به 92٪ می رسد. اگر تنوع بیشتری از سهام داشته باشیم و پرتفوی 40/60 را در نظر بگیریم، 76 درصد از کل ریسک آن همچنان از سهام ناشی می شود. حتی یک پرتفوی با کمتر از 20 درصد تخصیص به سهام، تقریباً 40 درصد از ریسک خود را از آنها ناشی می کند.[4]پیامد این یافته ها این است که بازارهای سهام تأثیر زیادی بر بازده سبد سهام خواهند داشت. در حالی که این می تواند در طول بازارهای صعودی سودمند باشد، می تواند منجر به زیان های فلج کننده در طول سقوط بازار مانند 2007-08 شود. با این حال، سرمایه گذاران همچنان موقعیت های مهمی را در سهام حفظ می کنند و در حالی که با نوسانات کوتاه مدت دست و پنجه نرم می کنند، به بازده بلندمدت بالاتری دست پیدا می کنند.

در این بینش، به موضوع تنوع فراتر از اوراق قرضه و به "سرمایه گذاری های جایگزین" می پردازیم: چگونه سرمایه گذاری در سایر طبقات دارایی های غیر همبسته بر ریسک کل پرتفوی و اجزای آن تأثیر می گذارد؟به عنوان نمونه ای از یک کلاس دارایی غیر همبسته، معاملات آتی مدیریت شده را انتخاب می کنیم.[5]بدون اطلاع از اینکه سهام، اوراق قرضه، و معاملات آتی مدیریت شده چقدر ممکن است در آینده نوسان داشته باشند، مانند قبل برخی مفروضات را انجام می دهیم که تقریباً بر اساس ارزش های محقق شده در دوره 1987-2016 است.[6]

در شکل 5، نوساناتی را که برای سهام، اوراق قرضه، و معاملات آتی مدیریت شده فرض می کنیم، و همچنین همبستگی های فرضی بین هر جفت کلاس دارایی را نشان می دهیم. ما همچنین فرضیات معقولی را درباره بازده مورد انتظار هر طبقه دارایی برای بلندمدت انجام می دهیم: ما فرض می کنیم که نرخ بهره بدون ریسک 1% خواهد بود و هر سه طبقه دارایی دارای نسبت شارپ یکسانی خواهند بود. رو به جلو است.[7]

در شکل 6 ، ما خطر ابتلا به اوراق بهادار فرضی را با طیف وسیعی از تخصیص به سهام و اوراق قرضه نشان می دهیم ، با این که تعادل به آینده های مدیریت شده اختصاص یافته است ، به طوری که این سه تخصیص به 100 ٪ اضافه می شود. توجه داشته باشید که اوراق بهادار در سه گوشه آرایه مثلثی نمایانگر پرتفوی هایی است که 100 ٪ آن به یک کلاس دارایی واحد از این سه نفر اختصاص داده شده است (به رنگ زرد برجسته شده است). اوراق بهادار در امتداد لبه های مثلث نشان دهنده اوراق بهادار دو دارایی است: سبز سبد سهام/اوراق قرضه ، صورتی است سهام/آینده های مدیریت شده ، و آبی های آینده اوراق بهادار/آینده هستند. [8]بنابراین ، یک نمونه کارها سهام/اوراق قرضه 50/50 ریسک 8. 4 ٪ ، یک سهام سهام 50/50/نمونه کارها مدیریت شده را در معرض خطر 9. 0 ٪ و یک نمونه کارها و اوراق قرضه 50/50 مدیریت شده است. توجه داشته باشید که این خطرات در هر حالت پایین تر از میانگین ساده دو خطرات فردی است: این "ناهار رایگان" تنوع است.

به عنوان یک قاعده انگشت شست ، همبستگی بین دو کلاس دارایی ، همه چیز دیگر برابر است ، نسبتاً بیشتر از مزایای متنوع سازی است.

ریسک سهام 50/50 سهام/اوراق قرضه 8. 4 ٪ در مقایسه با میانگین خطر سهام و اوراق قرضه است که 10 ٪ (میانگین 5 ٪ و 15 ٪) است. این نشان دهنده کاهش 16 درصدی خطر است. همبستگی سهام و اوراق قرضه در شکل 5 20 ٪ فرض می شود. فرض بر این است که سهام و آینده های مدیریت شده همبستگی صفر دارند. خطر ابتلا به سهام 50/50/ سبد آتی مدیریت شده 9 ٪ است که 28 ٪ از ریسک متوسط آنها پایین تر است که 12. 5 ٪ (به طور متوسط 10 ٪ و 15 ٪) است. این کاهش بیشتر در ریسک ، 28 ٪ در مقابل 16 ٪ ، نتیجه همبستگی پایین تر 0 ٪ در مقابل 20 ٪ است.

چگونه یک سرمایه گذار تصمیم می گیرد که کدام یک از این پرتفوی ها را ترجیح می دهد؟آیا باید نمونه کارها با کمترین خطر باشد؟این به نظر می رسد که اوراق قرضه 80/20/نمونه کارها آتی مدیریت شده ، با خطر 4. 6 ٪. با این حال ، این عمدتا نتیجه این واقعیت است که اوراق قرضه به طور کلی کمترین خطر از سه کلاس دارایی را دارند. ما همچنین باید انتظار داشته باشیم که این پرتفوی کم خطر ، بازده مورد نظر نسبتاً کم-شاید کمترین بازده را داشته باشد ، احتمالاً برای یک سرمایه گذار که پرخاشگرتر است بسیار پایین است. همانطور که قبلاً گفتیم ، با نگاهی به ریسک فقط نمونه کارها بدون در نظر گرفتن بازگشت - یا نگاه کردن به بازگشت بدون در نظر گرفتن ریسک - فقط نیمی از داستان را بیان می کند. سرمایه گذاران ، در رابطه با مشاوران خود ، باید در مورد سطح ریسک کل نمونه کارها که با آنها راحت هستند تصمیم بگیرند. این احتمالاً تابعی از چندین متغیر از جمله سن ، وضعیت چرخه زندگی ، ثروت ، نیازهای نقدینگی و نگرش به خطر خواهد بود.

بگذارید اکنون به بازده مورد انتظار (بر اساس فرضیات ما از شکل 5) این اوراق بهادار ، که در شکل 7 نشان داده شده است ، روی آوریم. همانطور که انتظار می رود ، اوراق بهادار با تخصیص سهام بالاتر تمایل به بازده بالاتری دارد ، در حالی که کسانی که دارای تخصیص اوراق قرضه بالاتر هستند ، تمایل به بازده کمتری دارند. توجه داشته باشید که بازده مورد انتظار هر سبد 50/50 به سادگی میانگین بازده برای کلاسهای دارایی مؤلفه آن است. هیچ مزیت "تنوع" (یا ضرر) برای بازده مورد انتظار نمونه کارها وجود ندارد زیرا برای ریسک نمونه کارها وجود دارد.

یکی از راه های ترکیب اطلاعات در شکل 6 و شکل 7 در تلاش برای جستجوی یک نمونه کارها "بهینه" ، محاسبه نسبت شارپ برای هر نمونه کارها است. این نسبت صرفاً اندازه گیری میزان "حق بیمه خطر" است که یک نمونه کارها در هر واحد ریسکی که می گیرد کسب می کند. برای ساده نگه داشتن چیزها ، ما نرخ 1 ٪ بدون ریسک را فرض می کنیم و نسبت شارپ را برای هر نمونه کارها محاسبه می کنیم:

نسبت شارپ = (بازده مورد انتظار نمونه کارها - 1 ٪) / ریسک نمونه کارها

به عنوان مثال ، نمونه کارها سهام 50/50 سهام دارای نسبت شارپ برابر با 7 ٪ منهای 1 ٪ ، که 6 ٪ است ، بر اساس خطر آن 8. 4 ٪ تقسیم می شود ، که 0. 72 می دهد. همه مساوی ، نسبت شارپ بالاتر به معنای سبد مطلوب تر است.

در شکل 8 ، نسبت شارپ را برای پرتفوی های مختلف نشان می دهیم. اوراق بهادار "گوشه" ، با 100 ٪ در یک کلاس دارایی واحد ، همه نسبت شارپ یکسان 0. 60 دارند که فرض ما در شکل 5 بود. نمونه کارها با بالاترین نسبت شارپ ، 0. 95 ، به نظر می رسد که سهام 20/50/30 سهام/اوراق قرضه/نمونه کارها مدیریت شده است. به طور جداگانه ، این نمونه کارها دارای بازده مورد انتظار 6. 1 ٪ است که بالاترین آن نیست. نوسانات آن 5. 4 ٪ پایین ترین در بین همه اوراق بهادار نیست. با این حال ، بالاترین نسبت پاداش به ریسک را دارد و بنابراین به نوعی "بهینه" یا بهترین نمونه کارها از نظر تجارت بین ریسک و بازده است.

نمونه کارها 20/50/30 را از شکل 8 در نظر بگیرید که بیشترین نسبت شارپ را داشت. به نظر می رسد که سه کلاس دارایی تقریباً به همان اندازه در معرض خطر این نمونه کارها نقش دارند: سهام 36 ٪ ، اوراق قرضه 30 ٪ و 34 ٪ مدیریت را مدیریت می کند. نمونه کارها که در آن سهم ریسک اجزای مختلف برابر می شود ، گاهی اوقات به عنوان یک نمونه کارها "برابری ریسک" خوانده می شود. [9]به نظر می رسد این یک قاعده بسیار خشن است: همیشه لازم نیست که نمونه کارها با بالاترین نسبت شارپ ، نمونه کارها "برابری ریسک" باشد ، که اصطلاحی است که برای تعریف نمونه کارها استفاده می شود که در آن تمام مؤلفه های فردیبه طور مساوی در ریسک کل کمک کنید.

با استفاده از برخی فرضیات بسیار ساده ، ما نشان داده ایم که یک نمونه کارها "متنوع تر" ، که سهم ریسک آن در کلاسهای دارایی مؤلفه آن پخش شده است ، نسبت به یک نسبت پاداش به ریسک بالاتری نسبت به یکی با سهم ریسک قابل توجهی بالاتر ازیک کلاس دارایی مانند سهام. این یکی از آموزه های تئوری مدرن نمونه کارها (MPT) را تکرار می کند: تنوع به شما کمک می کند.

MPT در ادامه اظهار می دارد که نمونه کارها با بالاترین نسبت شارپ ، که همچنین "پرتفوی مماس" نیز نامیده می شود ، سبد بهینه ریسک پذیر برای همه سرمایه گذاران است. هر سرمایه گذار این توانایی را دارد که این نمونه کارها را با هم ترکیب کند (که به تعادل "سبد بازار" است) با وام یا وام بدون ریسک ، به طوریبا سطح مناسب خطر. سرمایه گذاران نسبتاً ریسک پذیر ، سبد بازار را با وام های بدون ریسک (یعنی سرمایه گذاری در پول نقد یا T-Bills) ترکیب می کنند تا ریسک خود را "رقیق" کنند و بازده کمتری کسب کنند. همانطور که در بالا نشان داده شده است ، یک سرمایه گذار با ریسک پذیر می تواند 50 ٪ از کل ثروت خود را در صورتحساب T با درآمد 1 ٪ و 50 ٪ در سبد مماس سرمایه گذاری کند ، در نتیجه با بازده مورد انتظار حدود 3 ٪ ، خطر را به حدود 2. 7 ٪ کاهش می دهد. از نظر تئوری ، یک سرمایه گذار با ریسک پذیری بیشتر می تواند 75 ٪ با نرخ ریسک بگوید و سبد ریسک پذیر را به 175 ٪ برساند ، و در حالی که به دنبال کسب بازده بالاتر نزدیک به 9 ٪ است ، خطر بیشتری را در حدود 9. 5 ٪ به دست می آورد.. [10]

یکی از محدودیت هایی که MPT به سبد مماس تحمیل می کند این است که تخصیص ها تا 100 ٪ جمع می شوند ، حتی اگر وام یا وام درگیر باشد. در قسمت بعدی این سری از بینش ها ، اثرات آرامش این محدودیت را بررسی خواهیم کرد: برای مثال ، ما پرتفوی ها را با 50 ٪ اختصاص داده شده به آینده های مدیریت شده بررسی خواهیم کرد ، اما در یک نمونه کارها 60/40/50 به جای یک سنتی 30/سنتینمونه کارها 20/50. توجه داشته باشید که تخصیص موجود در نمونه کارها سنتی به 100 ٪ اضافه می کند ، در حالی که موارد موجود در سایر نمونه کارها به 150 ٪ اضافه می کنند.

ما این ایده را "تنوع گسترده" یا "قدرت و" می نامیم.

تنوع گسترده ممکن است سرمایه گذاران را به طور بالقوه از مزایای ترکیبی از نمونه کارها فعلی خود و آینده های مدیریت شده استفاده کنند. تصمیم سنتی "یا" شامل فروش بخشی از سهام موجود و/یا اوراق بهادار به منظور به دست آوردن قرار گرفتن در معرض کلاس دارایی متنوع مانند آینده های مدیریت شده است: بخشی که اختصاص داده می شود شامل انتخاب بین معاملات آینده یا سهام/اوراق قرضه است. بنابراین ، تخصیص به آینده های مدیریت شده ممکن است هزینه فرصت برای پیشبرد بازده هایی را که ممکن است سهام و اوراق بهادار ادامه داشته باشد ، متحمل شود.

تنوع گسترده به دنبال این است که به سرمایه گذاران اجازه دهد تا سهام و اوراق قرضه خود را نگه دارند و به آینده های مدیریت شده اختصاص دهند ، بدون این که هزینه فرصت فروش سهام و اوراق قرضه باشد.

در بسیاری از موارد ، با مدیریت تخصیص مناسب ، این امر به طور بالقوه می تواند بدون افزایش قابل توجه در خطر ابتلا به نمونه کارها که به طور سنتی از طریق وام گرفته می شود ، حاصل شود. [11]

  1. در اینجا ، ما از انحراف استاندارد بازده ها ، که به آن نوسانات نیز گفته می شود ، به عنوان اندازه گیری خطر استفاده می کنیم. برای بیشتر دارایی های سنتی ، و هنگام برخورد با بازده هایی که در افق های منطقی طولانی اندازه گیری می شوند ، نوسانات به عنوان یک پروکسی کافی برای خطر عمل می کند.
  2. توجه داشته باشید که این پایین تر از میانگین وزنی نوسانات است که 60 ٪ از 15 ٪ به علاوه 40 ٪ از 5 ٪ ، یعنی 11 ٪ است. این واقعیت که نوسانات نمونه کارها فقط 9. 6 ٪ است و نه 11 ٪ ، فواید تنوع را نشان می دهد: ضریب همبستگی فقط 20 ٪ است و این منجر به خطر کمتری می شود. اگر سهام و اوراق قرضه کاملاً (100 ٪) همبستگی داشته باشد ، نوسانات نمونه کارها 11 ٪ خواهد بود.
  3. سهم ریسک سهام ، بینش ، مه 2017. ما از انحراف استاندارد بازده ، که به آن نوسانات نیز گفته می شود ، به عنوان معیار ریسک استفاده می کنیم. برای بیشتر دارایی های سنتی ، و هنگام برخورد با بازده هایی که در افق های منطقی طولانی اندازه گیری می شوند ، نوسانات به عنوان یک پروکسی کافی برای خطر عمل می کند.
  4. این نتایج در صفحه A از جدول 5 تکرار می شود.
  5. ما در جاهای دیگر در مورد مزایای تنوع به طور کلی و تنوع از طریق آینده های مدیریت شده به طور خاص بحث کرده ایم: به عنوان مثال ، بینش های ما ، از مزایای احتمالی آینده های مدیریت شده (2016) ، صحبت از همبستگی (2017) و اختصاص به "مایع ، دیدن کنید. گزینه های دیگر " - اهمیت همبستگی (2016).
  6. به خاطر قوام ، ما از همان مقادیر برای سهام و اوراق قرضه ای که در بینش قبلی خود استفاده کردیم استفاده می کنیم.
  7. ما بعداً در مقاله در مورد نسبت شارپ بحث می کنیم. این فرض از نسبت های برابر برابر برابر ، تأثیر این است که به دنبال به حداقل رساندن تعصب به نفع هر کلاس دارایی باشد. بازده مورد انتظار ما تصور می کنیم بر اساس ارزشهای تحقق یافته تاریخی آنها کاملاً مبتنی است. نتیجه گیری اساسی این بینش به فرضیات بستگی ندارد.
  8. اعداد سایه دار سبز با مواردی که در بینش قبلی ما نشان داده شده است یکسان است
  9. از آنجا که می توان اقدامات متفاوتی از ریسک داشت ، هیچ تعریف منحصر به فردی از برابری ریسک وجود ندارد.
  10. البته این نسخه ها بر اساس تعدادی از فرضیات ساده است که بسیاری از آنها لزوماً منعکس کننده بازارهای مالی در عمل نیستند.
  11. این ممکن است برای یک کلاس دارایی مانند آینده های مدیریت شده امکان پذیر باشد ، جایی که فقط مقدار کمی از حاشیه یا وثیقه برای به دست آوردن قرار گرفتن در معرض نیاز است. تنوع گسترده ممکن است به سرمایه گذاران این فرصت را بدهد که سهام و اوراق قرضه موجود خود را به عنوان وثیقه ارسال کنند تا اینکه آنها را بفروشند.

درباره نویسنده

دکتر آجی دراید بیش از 30 سال تجربه در صنعت ، دانشگاه و خدمات مالی دارد. وی مقالات متعددی را در مجلات برجسته دانشگاهی و پزشک از جمله مجله مالی ، مجله اقتصاد مالی و مجله مشتقات منتشر کرده است. دکتر دراوید یک لیسانس فیزیک را از دانشگاه پونا (هند) دریافت کرد ، کارشناسی ارشد فیزیک از SUNY در استونی بروک ، MBA در امور مالی و بازاریابی از دانشگاه روچستر و دکترای مالی از دانشکده فارغ التحصیل تجارتدر دانشگاه استنفورد.

بازار رمزارزها...
ما را در سایت بازار رمزارزها دنبال می کنید

برچسب : نویسنده : محمود کیانوش بازدید : 42 تاريخ : چهارشنبه 16 فروردين 1402 ساعت: 11:50