در مورد حباب ها چطور؟

ساخت وبلاگ

در پست قبلی من ، من بیان کردم که راندمان بازار مالی به چه معنی است (و به معنای آن نیست). متداول ترین انتقادی که دریافت کردم چیزی برای تأثیر "حباب ها چیست؟"تاریخ با نمونه هایی از حباب قیمت دارایی و مانیاهای سوداگرانه پر است ، یا به ما گفته می شود. ظاهراً مردم از احساسات و غیر منطقی سوق می دهند تا قیمت یک دارایی را فراتر از آنچه که واقعاً ارزش آن را دارد ، نشان دهند ، فقط برای دیدن قیمت در حال کاهش است. مردم از این حباب ها ثروت خود را از دست می دهند ، همانطور که ممکن است همینگوی بگوید ، "به تدریج ، سپس ناگهان."

به ما گفته می شود که این قسمت ها به تنهایی کافی هستند تا نشان دهند که بازارهای مالی ناکارآمد هستند. برای درک این جنون ، باید روانشناسی را درک کنیم. ما باید در ذهن افراد قرار بگیریم و بفهمیم چه چیزی آنها را به سمت شرکت در این نوع پدیده سوق می دهد. فقط در این صورت می توانیم امواج احساساتی را که باعث افزایش قیمت دارایی می شود ، درک کنیم زیرا ماه بر موج تأثیر می گذارد.

این یک روایت باورنکردنی و تحریک آمیز است. این افراد را به سمت خود جلب می کند. این زمینه مناسب برای نوشتن نثر زیبا در مورد هیجان و از دست دادن است. چه کسی نمی خواهد در مورد مواردی مانند "مانیا" و "غرق غیر منطقی" بخواند؟

همچنین ضرری ندارد که از سرنوشت ما تغذیه می کند. ما ، که به تازگی روشن شده است ، می توانیم با فتح احساسات خود از مشکلات گذشته جلوگیری کنیم. ما را می توان عقلانیت را توسط کسانی که غیر منطقی بودن را کشف کرده اند ، آموزش دهیم. این محققان می توانند با روشن کردن تعصبات شناختی ذاتی ما ، راهنماهای ما باشند. به این محققان قهرمان می توان جوایز اهدا کرد و صندوق های پرچین را شروع کرد که ظاهراً (اما در واقع) استراتژی هایی را که از این تعصبات سود می برند ، استفاده می کنند.

با این حال ، با وجود همه چیزهای خوبی که این روایت ارائه می دهد ، چیزی را از دست می دهد که بسیار مهم است: دانش تاریخ گسترده تر از مسیر به ظاهر غیر قابل توضیح قیمت دارایی. به طور خلاصه ، حباب های تاریخی باستانی که اغلب به آنها اشاره می شود ، در واقع داستانهای اقتصاد سیاسی هستند. این به اندازه احساسات خام هیجان انگیز نیست ، اما با این وجود تنظیم مستقیم این رکورد مهم است. در این پست ، من وقتی صحبت از نیروهای اقتصادی می شود ، کاری متفاوت انجام خواهم داد. من سعی خواهم کرد با بحث در مورد سه حباب معروف ، زمینه های تاریخی را فراهم کنم: حباب دریای جنوبی ، حباب می سی سی پی و لاله. به عبارت دیگر ، این هفته می خواهم به جای تئوری روی شواهد تمرکز کنم. سپس می توانیم از خود بپرسیم که آیا این حباب ها ارتباطی با غیر منطقی بودن یا ناکارآمدی بازار دارند.

حباب دریای جنوبی و حباب می سی سی پی

هم حباب دریای جنوبی و هم حباب می سی سی پی داستانهایی از تلاش برای تحکیم و کاهش نرخ بهره بدهی دولت هستند. در مورد شرکت دریای جنوبی ، این کاملاً ساده است. در مورد آزمایش جان لاو که منجر به حباب می سی سی پی شد ، این طرح یک تلاش دقیق از تصرف شرکت های فرانسه بود.

در طول جنگ اتحاد بزرگ و جنگ جانشینی اسپانیا ، انگلیس و فرانسه مقادیر قابل توجهی بدهی دولت را جمع کرده بودند. هر دو کشور باید راه هایی برای تولید درآمد را در نظر بگیرند. در حقیقت ، بانک انگلیس در سال 1694 ، در میان جنگ اتحاد بزرگ ، در ازای خرید 1. 2 میلیون پوند بدهی دولت منشور شد.

شرکت دریای جنوبی یک داستان منشأ مشابه دارد. در میان جنگ جانشینی اسپانیا ، شرکت دریای جنوبی برای کمک به تحکیم بدهی دولت و کاهش هزینه های وام دولت ایجاد شد. به این شرکت انحصار تجارت با آمریکای جنوبی اعطا شد که در آن زمان واقعاً به معنای تجارت برده ها بود. در حالی که منبع سودآوری شرکت ظاهراً انحصار تجارت بود ، نقش آن در تأمین مالی بدهی دولت نقش بسیار بیشتری در داستان حباب دارد.

در سال 1719 ، شرکت دریای جنوبی طرحی را برای ادغام بیشتر بدهی دولت انگلیس ارائه داد. ایده این بود که سهام جدیدی از سهام شرکت را در ازای سالیانه هایی که دولت برای پرداخت هزینه جنگ صادر کرده بود ، صادر کند. با انجام این کار ، آنها این بدهی غیرقانونی را به سهام مایع تبدیل می کنند. در عین حال ، تصویب این طرح بر اساس شرایط جدید بدهی پیش بینی شده بود که به دولت امکان می دهد نرخ بهره کمتری را بپردازد. پرداخت سود پرداخت شده به شرکت می تواند برای پرداخت سود سهام به سهامداران شرکت استفاده شود.

موفقیت این طرح الهام بخش یک برنامه بعدی برای ادغام بیشتر بدهی دولت و کاهش پرداخت بهره آن بود. این معامله با پرداخت زیاد به خزانه داری و رشوه به اعضای پارلمان بسته شد. این طرح شبیه به برنامه قبلی بود زیرا به سرمایه گذاران این امکان را می داد تا در سالیانه های غیرقانونی خود برای سهام مایع تجارت کنند. علاوه بر این ، سود سهام شرکت با استفاده از درآمد حاصل از پرداخت بهره دولت و درآمد حاصل از انحصار تجارت می تواند پرداخت شود.

در حالی که این انتظارات معقول از رشد سود سهام را ایجاد می کرد ، اما در مورد اعتیاد به مواد مخدره عمومی ، از جمله اعضای پارلمان ، در مورد سود سهام آینده مورد انتظار و سودآوری انحصار تجارت نیز دنبال شد. امکان خرید سهام در برنامه های اقساطی پرداخت نیز تقاضای بیشتری ایجاد می کند. علاوه بر این ، شرایط مبادله سالیانه برای سهام برای کسانی که در سالیانه خود تجارت می کردند مطلوب بود و با افزایش قیمت سهام ، حتی مطلوب تر می شدند. این بیشتر قیمت را بالاتر می برد. در اوج حباب ، زمانی وجود داشت که قیمت آن را به دست آورد ، که در آن کتاب های مبادله بسته شده بودند و گفته می شود که به خودی ها فرصتی برای نقدینگی داده است.

هنوز بحثی در مورد اینکه چه چیزی باعث فروپاشی قیمت شده است ، وجود دارد. بسیاری از محققان پس از فروپاشی طرح جان لاو ، مسئله نقدینگی را که ناشی از قانون حباب 1720 یا بحران بین المللی نقدینگی است ، مقصر می دانند. برخی دیگر استدلال می کنند که مکث در سود سهام ، همراه با دانش معامله گران خودی ، خروج از سهام ایجاد کرده است.

با این وجود ، آنچه در مورد این رویداد تا حدودی جالب است ، اقتصاد سیاسی اطراف است. انگلیس فقط ده ها سال از انقلاب باشکوه خارج شد. برخی از اعضای Tories همدردی ژاکوبیت داشتند و می خواستند استوارتز را به تخت سلطنت برگردانند. بنابراین این ژاکوبیت ها تهدیدی برای پادشاه جورج بودند. شورش های ژاکوبیت یک تهدید مشروع بود. شرکت دریای جنوبی توسط Tories راه اندازی شد ، در حالی که بانک انگلیس توسط ویگس راه اندازی شده بود. این که آیا این استدلال وجود دارد یا خیر ، Tories بانک انگلیس را قابل اعتماد در نظر نگرفت و فکر می کرد که شرکت دریای جنوبی می تواند یک جایگزین باشد. در پی حباب ، رابرت والپول ، ویگ ، نقش شوالیه سفید را که برای تمیز کردن ظروف سرباز یا مسافر وارد شده بود ، به عهده گرفت. به عنوان بخشی از این پاکسازی ، 5 میلیون پوند سرمایه دریای جنوبی به عنوان بخشی از بازسازی این شرکت به بانک مرکزی انگلیس منتقل شد. البته ، این به معنای این نیست که این نوعی برنامه بزرگ یا توطئه باشد ، بلکه به این نکته اشاره می کند که در اینجا موضوعات جالبی از اقتصاد سیاسی وجود دارد که بسیار جالب تر از روانشناسی بازرگانان است.

آزمایش جان لاو بلافاصله قبل از حباب دریای جنوبی بود و حتی جاه طلب تر بود. کاری که جان لاو انجام داد ، تلاش برای تصرف شرکتی فرانسه بود. در سال 1716 ، قانون بانکی به نام Generale Bank را تشکیل داد که پول کاغذی را با حمایت طلا و نقره صادر کرد. علاوه بر این ، قانون شرکت می سی سی پی را در سال 1717 راه اندازی کرد. در ابتدا ، شرکت می سی سی پی انحصار تجارت با لوئیزیانا و اسکینز بیور کانادایی داده شد. قانون با صدور سهام در ازای بدهی دولت ، این شرکت را تأمین کرد. وی سپس شرایط بدهی را با دولت فرانسه دوباره مذاکره کرد.

در سال 1718 ، بانک حقوق با یادداشت های تضمین شده توسط پادشاه فرانسه ملی شد. قانون مسئول بانک بود. در همان سال ، شرکت می سی سی پی حق انحصار تجارت دخانیات و همچنین تجارت فرانسه با آفریقا را به دست آورد. پس از آن ، در سال 1719 ، قانون شرکت هند شرقی و شرکت چین را خریداری کرد. بنابراین او انحصار خود را در تمام تجارت فرانسه که در اروپا انجام نشده بود ، به دست آورده بود. شرکت می سی سی پی همچنین حق سکه های نعناع فرانسوی را به دست آورد. در آگوست و اکتبر 1719 ، به ترتیب ، قانون حق جمع آوری کلیه مالیات های غیرمستقیم و مالیات مستقیم برای دولت فرانسه را خریداری کرد. قانون همچنین در ازای یا یادداشت های صادر شده توسط بانک یا بدهی دولت ، سهام جدیدی را صادر کرد.

خریدهای بدهی دولت به نظر می رسید که برای شرکت قانون و دولت فرانسه سودمند باشد. دولت از ادغام بدهی و پرداخت سود پایین بهره مند شد. شرکت می سی سی پی از یک جریان مداوم درآمد از داشتن این بدهی بهره مند شد. هدف وی ادغام همه بدهی های دولت بود.

تا سال 1720 ، جان لاو به طور رسمی مسئولیت امور مالی دولت فرانسه را بر عهده گرفت. این بدان معناست که وی هزینه های فرانسه (از طریق موقعیت دولت خود) ، بدهی (از طریق شرکت خود) ، جمع آوری مالیات (از طریق شرکت خود) و ایجاد پول (از طریق بانک و حق شرکتش) را کنترل می کند. در همین زمان ، شرکت وی انحصار تمام تجارت غیر اروپایی با فرانسه را برگزار کرد.

جای تعجب نیست که این نوع سرمایه گذاری تجاری سرمایه گذاران را جذب کند. با این همه، چه کسی نمی خواهد از تصاحب شرکت های بزرگ فرانسه سود ببرد؟شرکت می سی سی پی عمدتاً از طریق فروش سهام جدید تأمین مالی خریدهای خود را انجام داد. لاو افزایش قیمت سهام را برای ادامه رشد شرکتش ضروری می دانست. محبوبیت و موفقیت آشکار تصاحب فرانسه توسط او سرمایه گذاران زیادی را به خود جلب کرد. قیمت سهام بین آوریل 1719 و ژانویه 1720 از قیمت 500 لیور تورنو به 10000 لیور تورنو افزایش یافت.

مشکل جان لاو این است که مردم می خواستند از سود خود سود ببرند و می خواستند سود به صورت نوع پرداخت شود، نه اسکناس. این امر منجر به کاهش قابل توجه قیمت سهام شد. این بانک به منظور حمایت از قیمت سهام اقدام به انتشار اوراق بهادار برای خرید سهام و حفظ قیمت آن کرد. در تلاش های بیشتر برای جلوگیری از فروش سهام برای گونه ها، قانون پرداخت طلا را به بیش از 100 لیور محدود کرد. علاوه بر این، اسکناس های صادر شده توسط بانک به منظور ترغیب مردم به نگهداری بیشتر پول های کاغذی به جای گونه ای، به عنوان پول قانونی تبدیل شد. بعداً لاو اعلام کرد که قیمت سهام را 9000 لیور تعیین کرده است. تورم به سرعت شروع به افزایش کرد. در نهایت جان لاو مجبور به کاهش ارزش سهام شد و قیمت سهام سقوط کرد. دشمنان لاو توانستند تصرف خصمانه شرکت را انجام دهند.

از منظر یک سرمایه گذار ارزشی، درک این سقوط کار سختی نیست. در تلاش برای حمایت از قیمت سهام و جلوگیری از خروج گونه ها، این بانک برای حمایت از قیمت اسکناس منتشر می کرد. زهکشی گونه ها و همزمان افزایش عرضه اسکناس باعث تورم قابل توجهی شد. به همین ترتیب، از آنجایی که بانک در هماهنگی با شرکت عمل می کرد، می توان به این دو شرکت فکر کرد که گویی ادغام شده اند (شرکت بانک را مدیریت می کرد). کاری که قانون به طور موثر انجام می داد، مبادله بدهی (یادداشت ها) با حقوق صاحبان سهام با ارزش گذاری بالاتر از بازار بود، که ترس منطقی از ورشکستگی را ایجاد می کرد.

با این حال، همانطور که آدولف آنها در کتاب خود در مورد حباب می سی سی پی اشاره می کند، دولت فرانسه در واقع از فروپاشی سود برد. توانست بخشی از بدهی خود را بازنشسته کند و حقوق درآمدزایی را که قبلاً شرکت می سی سی پی تصاحب کرده بود، دوباره به دست آورد.

در حالی که اغلب به ما گفته می شود که این وقایع نشانه ناکارآمدی بازار یا غیر منطقی بودن و شواهدی است که چگونه انسان در احساسات خود گرفتار می شود ، سخت نیست که با دقت به آنچه اتفاق افتاده است نگاه کنید و به موارد زیر توجه کنید. اول ، این تلاش ها برای ادغام بدهی و کاهش پرداخت بهره دولت از دیدگاه دولت کاملاً موفق بود. دوم ، اعتماد به نفس در این طرح ها ، حداقل تا حدودی ، با تأیید صریح دولت هدایت می شد. سوم ، همانطور که پیتر گاربر خاطرنشان کرده است ، انتظارات سابق با اطلاعاتی که سرمایه گذاران در آن زمان می دانستند ، به طرز عجیبی از قدم خارج نمی شدند. چهارم ، در حالی که یک سرمایه گذار متوسط پول را از دست داد ، خودی ها تمایل به سود داشتند. و پنجم ، عواقب حباب به دولتها اجازه می داد (هر یک از آنها در آن زمان مورد تهدید انقلاب قرار گرفتند) به عنوان شوالیه سفید وارد شوند تا در حالی که مخالفان سیاسی خود را مورد ضرب و شتم قرار می دهند ، ظروف سرباز یا مسافر را پاکسازی کنند. بنابراین ، ممکن است یک داستان اقتصاد سیاسی بزرگتر در بازی وجود داشته باشد. در حقیقت ، اقتصاد سیاسی این وقایع بسیار جالب تر به نظر می رسد - حداقل برای من - از هر تلاشی برای درک روان سرمایه گذاران یا ادعا که چنین رویدادهایی نشان دهنده ناکارآمدی در بازارهای مالی است.

لاله

Tulipmania شاید نمونه مورد علاقه افراد علاقه مند به حباب و مانیا باشد. برای ارائه برخی از پیش زمینه ها ، به اصطلاح لاله ها در قرن هفدهم در هلند رخ داده است. تولید کنندگان در هلند انواع مختلفی از لامپ های لاله را ایجاد کردند. لامپ های معمولی با قیمت های معمولی و پایین فروخته شدند. با این حال ، برخی از انواع لامپ ها نادر بودند و با قیمت های بسیار بالاتر فروخته می شدند. این لامپ های نادر حتی در معرض حدس و گمان بودند. حساب های لاله ای فرآیندی را توصیف می کند که در آن قیمت این لامپ های لاله های نادر از نوامبر 1636 شروع به افزایش می کند و تا فوریه سال بعد 20 برابر آنچه را که در اوایل نوامبر فروخته بودند ، می فروختند. با این حال ، تا ماه مارس ، قیمت های لامپ به قیمت های قبل از نوامبر بازگشتند.

بر اساس این توضیحات ، قابل درک است که چرا ممکن است این یک شیدایی حباب یا سوداگرانه را در نظر بگیرد. چه چیزی می تواند عجیب تر و به ظاهر غیر منطقی تر از پیشنهاد قیمت لامپ های لاله باشد؟می تونی باور کنی؟لامپ های لاله. همه جا مردم می رفتند ، همه در مورد لامپ های لاله ای صحبت می کردند. آنها با لامپ های لاله ای کارهای شگفت انگیز انجام می دادند. مردم هرگز لامپ های لاله ای مانند این را ندیده بودند. اگر با افراد لامپ صحبت می کنید ، آنها نمی توانند آن را باور کنند.

این همه چیز تا حدودی مجنون برای یک ناظر خارجی به نظر می رسد. بدیهی است ، این باید شواهدی از غیر منطقی بودن و ناکارآمدی بازار باشد. نه خیلی سریع. معلوم است که این حتی حباب نبود. غمگین!

همانطور که ارل تامپسون کشف کرد ، افزایش گفته شده در قیمت لامپ های لاله ، مصنوعی از قوانین هلندی بود و نه شواهدی از حباب. قیمت های نقل شده برای لاله ها قیمت های آتی بود. با این حال ، شرایط قراردادهای آتی لاله ها به گونه ای تغییر یافت که کسانی که پس از 30 نوامبر 1636 قراردادها را خریداری کردند ، این گزینه را داشتند اما تعهد به پرداخت قیمت قرارداد ندارند. کاری که این کار انجام داد تبدیل این قراردادهای آتی به قراردادهای گزینه ها بود. بنابراین قیمت های نقل شده منعکس کننده قیمت اعتصاب در قراردادهای گزینه هایی است که در صورت افزایش قیمت نقطه بالاتر از قیمت اعتصاب ، پرداخت می شود. به همین ترتیب ، قیمت های نقل شده به عنوان شواهدی از حباب در واقع قیمت اعتصاب غیر واقعی در قراردادهای لاله ای بودند.

در حقیقت ، تامپسون از الگویی از قیمت گذاری گزینه برای مهندس معکوس قیمت اعتصاب ضمنی از آنچه در مورد هزینه های معاملات می دانیم استفاده می کند و می یابد که قیمت اعتصاب پیش بینی شده مطابق با قیمت اعتصاب غیر واقعی است که معمولاً نقل می شود. علاوه بر این ، وی نشان می دهد که قیمت گذاری این قراردادها به طرز چشمگیری با قیمت گذاری گزینه در بازارهای مدرن سازگار است. وی نتیجه می گیرد که قراردادها "به نظر می رسد تصویر قابل توجهی از قیمت های کارآمد بازار را ارائه می دهند."

آنچه همه اینها به ما می آموزد این است که حباب های مشهور یا شاید بدنام که غالباً به عنوان شواهدی از مانیاس ، غیر منطقی بودن و پیروزی احساسات بر عقل ذکر می شوند ، در واقع بسیار پیچیده تر از همه اینها هستند. در مورد Tulipmania ، حباب فرضی مصنوعی از تغییر در شرایط قرارداد است نه آنچه چارلز مکی آن را "جنون جمعیت" نامید. در مورد حباب دریای جنوبی و حباب می سی سی پی ، ممکن است کسی بفهمد که چرا سرمایه گذاران چنین امیدهای زیادی را برای موفقیت این سرمایه گذاری های تجاری سابق داشتند. علاوه بر این ، عوامل سیاسی گسترده تری وجود دارد که به نظر می رسد حداقل برای درک این رویدادها به عنوان هر نوع جذابیت برای روانشناسی سرمایه گذار یا بازارهای ناکارآمد مهم به نظر می رسد.

پ. من کاملاً دوست دارم در این پست ، اما هیچ چیز کاملاً با معرفی جان کوکران برای بررسی وی در مورد اولین حباب های معروف گاربر مقایسه نمی شود. شما می توانید آن را اینجا پیدا کنید .

بازار رمزارزها...
ما را در سایت بازار رمزارزها دنبال می کنید

برچسب : نویسنده : محمود کیانوش بازدید : 25 تاريخ : چهارشنبه 31 خرداد 1402 ساعت: 20:56