
کسب درآمد در بورس سهام باید آسان باشد. به سادگی در هنگام پایین بودن قیمت ، سهام ، سهام یا وجوه مدیریت شده را خریداری کنید و در صورت افزایش قیمت آنها را بفروشید. این ریاضیات اساسی است! با این حال ، اگر خیلی آسان باشد ، پس چرا بسیاری از مردم پول خود را از دست می دهند؟مطالعات متعددی نشان داده است که سرمایه گذار خصوصی معمولی هنگام افزایش سهام خریداری می کند و در هنگام کم بودن آنها را می فروشد. این یک استراتژی برای کسب درآمد نیست.
در این مقاله ، من بحث می کنم که چگونه اصول عوامل انسانی می تواند به سرمایه گذاران خرده فروشی معمولی کمک کند تا در سهام جهانی پول بگیرند (یا پول خود را از دست ندهند). البته این فقط اطلاعات کلی برای آموزش است و من مشاوره مالی ارائه نمی دهم.

در طول همه گیر COVID-19 ، تعداد افرادی که تجارت می کنند یا سرمایه گذاری می کنند در بازار سهام به طرز چشمگیری افزایش یافته است. نرخ بهره در حساب های پس انداز کاهش یافته است ، جمعیت های عظیم خود را در خانه با گذشت زمان روی دست خود پیدا کردند و قیمت شرکت های خاص پس از غرق شدن در مارس 2020 به طور گسترده افزایش یافت. در این دوره بی ثبات ، نوسانات عظیم در قیمت سهام فرصت هایی را برای ایجاد ثروت (و از دست دادن) ایجاد کرد. دستاوردهای دیدنی در برخی از سهام به طور گسترده در رسانه های اجتماعی و اصلی به اشتراک گذاشته شد.
این و سایر عوامل بسیاری از افراد را به باز کردن حسابهای معاملاتی تشویق می کند. کارگزاران عمده آنلاین در ایالات متحده (چارلز شواب ، TD Ameritrade ، Etrade و Robinhood) دیدند که حساب های جدید در سه ماهه اول سال 2020 170 ٪ رشد می کنند.
گزارشی از کمیسیون اوراق بهادار و سرمایه گذاری استرالیا (ASIC) نشان داد که بیش از 140،000 سرمایه گذار استرالیا بین 24 فوریه و 3 آوریل حساب های معاملاتی جدید را با کارگزاران افتتاح کردند. حساب ها با نرخ 3. 4 بار در مقایسه با شش ماه گذشته باز شد. علاوه بر این ، تعداد زیادی از حساب هایی که برای شش ماه گذشته خفته بودند ، در این دوره دوباره تجارت کردند. این امر باعث شد تا مبلغ عظیمی از پول جدید در راهپیمایی های جهانی سهام پیدا کند.
در طول دوره تمرکز ASIC ، افزایش قابل توجهی در تجارت محصولات پیچیده و پرخطر (مانند آنهایی که از دنده یا وام استفاده می کنند ، وجود دارد که می تواند بازده و از دست دادن را به طرز چشمگیری افزایش دهد). برای برخی از محصولات پیچیده مالی ، این ضررها می تواند از سرمایه گذاری اولیه فراتر رود.
"میانگین گردش مالی روزانه اوراق بهادار توسط کارگزاران خرده فروشی از 1. 6 میلیارد دلار در دوره معیار به 3. 3 میلیارد دلار در دوره تمرکز افزایش یافته است."
کمیسیون اوراق بهادار و سرمایه گذاری استرالیا (ASIC) ، مه 2020
بسیاری از افراد با استفاده از کارگزاران آنلاین فقط در حال اجرا در بورس سهام تجارت می کنند. اینترنت تجارت را سریع و آسان انجام داده است. با آموزش کم و یا تحقیقات حداقل ، مردم تصمیم می گیرند که تأثیرات ماندگار بر آینده مالی آنها داشته باشد.
چگونه پول خود را از دست بدهیم

بسیاری از افراد هنگام تجارت یا سرمایه گذاری در بازار سهام پول خود را از دست می دهند. این فقط به این دلیل است که ما انسان هستیم. ما بر روی احساسات یا غرایز خود عمل می کنیم و در معرض تعصبات شناختی (خطاهای تفکر) هستیم. این عوامل انسانی می تواند ما را به تصمیم گیری ضعیف و از دست دادن پول سوق دهد. روانشناسی نقش مهمی در عملکرد ما در بازار سهام دارد.
ما می توانیم یک رویکرد تجزیه و تحلیل کار و معاملات بورس سهام را به کارهای گسسته مانند جستجوی و بررسی اطلاعات بپردازیم. انتخاب محصولات ؛و سپس خرید ، نگهداری و فروش محصولات. هر یک از این وظایف سطح بالا می تواند بیشتر در زیر وظایف تقسیم شود.
از دیدگاه قابلیت اطمینان انسانی ، در اینجا برخی از خرابی های بالقوه انسانی در معاملات بازار سهام وجود دارد:
- تصمیم گیری اولیه برای تجارت در بازار سهام (این برای همه مناسب نیست)
- خرید شرکت اشتباه ، صندوق ، بخش یا محصول
- خرید در زمان اشتباه
- فروش چیزی وقتی که باید آن را طولانی تر نگه داریم
- وقتی باید بفروشیم روی چیزی نگه دارید
- سرمایه گذاری بیش از حد
- با تمرکز بر روی یک صنعت یا موضوع خاص ، نادیده گرفتن بازار گسترده تر.
من در زیر برخی از رفتارهایی که بر تصمیمات سرمایه گذاری تأثیر می گذارد ، ذکر شده است که به توضیح مسائل مربوط به عملکرد انسانی فوق و اینکه چرا بسیاری از سرمایه گذاران پول از دست می دهند ، کمک می کند. این "تعصبات شناختی" یا مشکلات روانی خطاهای سیستماتیک در تفکر است. بیشتر رفتارهای روزانه ما توسط عادات و الگوهای رفتاری هدایت می شود. همین رفتارها می تواند بر تصمیمات مالی تأثیر بگذارد. این تعصبات شناختی می تواند منجر به تصمیمات غیر منطقی شود. برخی از تعصبات زیر در جستجوی اطلاعات شیوع بیشتری دارند ، برخی در مرحله انتخاب و خرید تجارت ، برخی دیگر در مراحل برگزاری و فروش.
تعصب تأیید: این شاید معروف ترین تعصب شناختی باشد. این به جستجوی فقط اطلاعاتی است که از نظرات یا تصمیمات ما پشتیبانی می کند. سرمایه گذاران به طور فعال به دنبال تأیید تصمیمات و فرضیات سرمایه گذاری خود هستند ، در حالی که از عقاید و تحقیقاتی که خلاف نظرات یا فرضیات آنها است ، جلوگیری می کنند. سرمایه گذاران از تصمیمات خود راضی می شوند و به دنبال گزینه های دیگری نیستند. تعصب مربوط به جلوگیری از اطلاعات است - نشان داده شده است که سرمایه گذاران بیشتر از زمان در حال سقوط بازارها ، اوراق بهادار خود را بیشتر در بازارهای در حال بررسی بررسی می کنند.
تئوری پشیمانی: هنگامی که سرمایه گذاران سهام را خریداری می کنند که ارزش آن را داشته باشد ، از فروش خودداری می کنند تا از پشیمانی از ایجاد خطای قضاوت جلوگیری کنند. آنها با فروش سهام (و نشان دادن ضرر واقعی) ، می توانند از برخورد با پشیمانی خودداری کنند. با این حال ، اگر سهام فروخته نشود و همچنان در حال سقوط باشد ، جلوگیری از پشیمانی منجر به پشیمانی بیشتر می شود. تئوری پشیمانی همچنین وقتی یک سرمایه گذار سهام را تماشا می کند اما آن را خریداری نمی کند ، اعمال می شود و متعاقباً ارزش آن را افزایش می دهد. ما از ضرر در سهام محبوب کمتر از ضرر در سهام سوداگرانه پشیمان هستیم ، زیرا بسیاری از معامله گران دیگر نیز در سهام مردمی ضرر کرده اند.
لنگر انداختن: سرمایه گذاران در مورد نقاط مرجع خودسرانه تصمیم می گیرند ، مانند پایه گذاری تصمیمات معاملاتی بر روی قیمتی که قبلاً برای سهام پرداخت می کردند. اگر سهام با ارزش سقوط کند ، "ارزان" یا "در فروش" دیده می شود. با این حال ، ارزش سهام هیچ ارتباطی با قیمتی که یک سرمایه گذار فردی قبلاً پرداخت کرده است ، ندارد. لنگر انداختن باعث می شود سرمایه گذاران به جای سایر داده ها ، تصمیمات را بر اساس قیمت معاملات اخیر خود برپا کنند. لنگر انداختن همچنین هنگامی اتفاق می افتد که معامله گران با اطلاعات ارائه می شوند-اگر اطلاعات مثبت در مورد یک شرکت در ابتدا ارائه شود ، سرمایه گذاران کمتر احتمال دارد که اطلاعات کم تحرک را که پس از آن ارائه می شود ، در نظر بگیرند.
قاب بندی: روشی که اطلاعات به سرمایه گذاران ارائه می شود تا حد زیادی بر تصمیمات تجاری آنها تأثیر می گذارد. به عنوان مثال ، سرمایه گذاران ممکن است شرکتی را خریداری کنند که گزارش شده است 30 ٪ احتمال بازده سالانه بیش از 5 ٪ است. با این حال ، اگر به آنها گفته شود که همان شرکت احتمال بازگشت سالانه کمتر از 5 ٪ را دارد ، کمتر احتمال سرمایه گذاری می کنند. شرکت ها غالباً نتایج خود را برای مثبت ترین "چرخش" می گذارند ، به عنوان مثال ، فقط دوره های سرمایه گذاری تاریخی را با بهترین عملکرد ارائه می دهند ، یا مقیاس خاصی را در نمودار انتخاب می کنند که نتایج را در بهترین نور ارائه می دهد.
پول خانه: سود حاصل از تجارت سهام (معروف به پول خانه) با پولی که در حساب های پس انداز معمولی نگهداری می شود ، متفاوت است. نوعی حسابداری ذهنی این تمایز را ایجاد می کند و سرمایه گذاران سود تجاری را در معرض خطر بیشتری از آنچه که از پس انداز در بانک پول می گیرند ، قرار می دهند. یک دلار از سود سهام دارای ارزش پایین تر از یک دلار در بانک است. این تعصب هنگام قمار نیز رایج است.
اعتماد به نفس: با وجود آموزش یا تجربه اندک ، بسیاری از سرمایه گذاران خود را بالاتر از حد متوسط در توانایی های تجاری خود ارزیابی می کنند. معامله گران بی تجربه غالباً معتقدند که در "زمان بندی بازار" از هر کس دیگری بهتر هستند - حتی در هنگام تجارت در برابر سرمایه گذاران پیشرفته تر ، ابر رایانه ها و سرمایه گذاران نهادی. هنگامی که بازار (یا سهام خریداری شده) در حال افزایش است ، بیش از حد تقویت می شود. این منجر به دست کم گرفتن خطرات و افزایش بیش از حد سودهای مورد انتظار می شود.
تعصب recency: شرکت ها ، محصولات یا روند بازار که آخرین بار دیده می شود ، با وضوح بیشتری به یاد می آورند. و مواردی که اغلب در رسانه ها گزارش می شوند توسط سرمایه گذاران سریعتر به یاد می آیند. سرمایه گذاری در شرکت هایی انجام می شود که بیشتر شناخته شده یا به راحتی فراخوانده می شوند. این امر همچنین در مورد بازارهای مالی به طور کلی صدق می کند - سرمایه گذاران تصمیمات مربوط به جنبش های اخیر بازار را پایه گذاری می کنند و ممکن است از تاریخ یاد بگیرند.
مغالطه هزینه غرق: تمایل به سرمایه گذاری در حال سقوط از ترس از دست دادن سرمایه گذاری اولیه. معامله گران ممکن است سرمایه گذاری ناموفق را انجام دهند که به جای بستن موقعیت با فروش ، امکان بهبودی ندارد. آنها همچنین ممکن است سرمایه گذاری بیشتری کنند و پس از بد پول خوب پرتاب کنند. به امید بازیابی سرمایه گذاری اولیه.
بیزاری از دست دادن: بیشتر مردم بیش از آنکه از دستاوردهای خود لذت ببرند ، از دست دادن می ترسند. تحقیقات نشان می دهد که خسارات دو برابر سود ما را به ما آسیب می رساند. فروش با سود ما را خوشحال می کند ، اما ما از فروش ضرر خودداری می کنیم. بنابراین ، سود خیلی زود در الگوی معاملات سهام تحقق می یابد و ضرر و زیان خیلی دیر فروخته می شود. گریز از دست دادن منجر به بی تحرکی می شود.
تعصب خانگی: اگرچه سیستم عامل های تجارت آنلاین سرمایه گذاری در بازارهای بین المللی را آسان کرده است ، اما سرمایه گذاران تمایل دارند به شرکت های محلی و آشنا اعتماد کنند. بیشتر سرمایه گذاران تمایل دارند شرکت های کشور خود را به شرکت های خود خریداری کنند (حتی اگر آن کشور درصد کمی از بازار جهانی را تشکیل دهد). این تعصب مانع از تنوع کامل گزینه های سرمایه گذاری می شود.
Bandwagon Effect (رفتار گله): گله ای شامل پیروی از جمعیت و رفتن با جریان است ، تا حدودی به این دلیل که سرمایه گذاران از اشتباهات یا فرصت های گمشده می ترسند. ترس از دست رفتن (FOMO) تقریباً مطمئناً در هنگام بازیابی سهام در سال 2020 در بازی بود.
اثر موقوفه: اگر از قبل آن را داشته باشیم ، تمایل داریم چیزی بالاتر را ارزیابی کنیم. این توضیح می دهد که چرا سرمایه گذاران از فروش سهام که ارزش خود را کاهش می دهد ، امتناع می ورزند ، اما همچنین اعتراف می کنند که اگر قبلاً آن را نگه نداشتند ، آن را با قیمت پایین تر خریداری نمی کنند. داشتن سهام به این معنی است که مردم می خواهند آن را حفظ کنند.
افزایش شانس خود
این تعصبات شناختی (یا تله های ذهن) بسیار قدرتمند هستند ، تا حدودی به دلیل اینکه در سطح ناخودآگاه فعالیت می کنند. آنها رفلکس های ذهنی هستند و دقیقاً مانند رفلکس های جسمی ، اتوماتیک هستند. ممکن است شما از تفکر سیستم 1 و سیستم 2 شنیده باشید. عادات شناختی ، فرضیات و میانبرها در سطح سیستم 1 کار می کنند. که غریزه ، شهودی ، تفکر سریع است ، با تلاش کمی در اتوپیلوت انجام می شود.
برای جلوگیری از این تعصبات ، باید با سرعت آگاهانه تر و آهسته تر تفکر را تشویق کنیم. این سبک تفکر سیستم 2 منطقی ، مهم ، آگاهانه و بازتاب دهنده است. بنابراین نیاز به بحث و تلاش بیشتری دارد.

درک چگونگی تأثیر احساسات و تعصبات شما بر تجارت شما می تواند به شما حاشیه ای بدهد.
تعصبات شناختی را نمی توان به طور کامل از بین برد. با این حال ، مراحلی وجود دارد که می تواند برای کاهش آنها انجام شود.
راهنمایی سطح بالا من خواهد بود:
- برخی از قوانین و دستورالعمل های ساده معاملات را تنظیم کنید (و دنبال کنید!) ، به جای اینکه به احساسات خود اعتماد کنید.
- هر تصمیم معاملاتی و مبنای آن تصمیم را مستند کنید (به عنوان مثال آیا شما صرفاً با قیمت خرید یا فروش می کنید ، یا بر اساس اصول شرکت ، اقتصاد گسترده تر یا تجزیه و تحلیل فنی نمودارها و غیره؟).
- تصمیمات ، دلایل و فرضیات خود را صریح بگیرید - قبل از انجام تجارت ، آنها را بنویسید.
- گزینه های جایگزین (یا اطلاعات متناقض) را در نظر بگیرید و جوانب مثبت و منفی هر یک را بنویسید.
در اینجا چند پیشنهاد دیگر برای افزایش شانس موفقیت شما در تصمیمات تجاری وجود دارد. آنها برای تشویق نوع تفکر کندتر ، عمدی تر و تحلیلی تر طراحی شده اند (سیستم 2). امیدوارم این نکات به جلوگیری از تجارت در بازار سهام کمک کند و احساس می کند مانند یک چرخ دستی از احساسات.
- استراتژی تجارت یا سرمایه گذاری خود را مستند کنید - برای چه سرمایه گذاری می کنید؟چه زمانی نیاز به پول نقد دارید؟
- یک دفترچه خاطرات تجاری را حفظ کرده و این مورد را بررسی کنید تا فرصت های بهبود را شناسایی کنید.
- قبل از فروش با دفترچه خاطرات و سرمایه گذاری خود مشورت کنید - اگر قبلاً شرایطی را که باعث فروش آینده می شود ، مستند کرده اید ، آیا این شرایط پدید آمده است؟
- قبل از تجارت با اعضای خانواده یا عزیزان صحبت کنید - حتی اگر اطلاعات یا تجربه کمتری نسبت به شما داشته باشند ، داشتن مکالمه به شما کمک می کند تا روند تفکر شما صریح تر و آگاه تر شود ، نه اینکه اتوماتیک و احساسی باشد.


- اگر در یک حساب بازرگانی با کارگزار خود با پول تجارت می کنید. از خود بپرسید که آیا با استفاده از پول خارج شده از حساب پس انداز خود ، همان تجارت را انجام می دهید.
- برای اطلاع از تصمیمات تجاری ، به دنبال ضد آرژنها باشید. به طور فعال به دنبال اخبار یا تحقیقاتی باشید که با نظر شما متناقض باشد ، یا موقعیتی که قصد دارید در آن بگیرید.
- اگر به یک شرکت یا محصول خاص علاقه دارید ، از خود بپرسید که چگونه به این شرکت فکر کرده اید - و آیا این بهترین استفاده از صندوق های سرمایه گذاری در این زمان است؟
- به صورت معکوس به آمار و احتمالات نگاه کنید. به عنوان مثال ، اگر 30 ٪ احتمال وقوع وجود داشته باشد ، آیا این احتمال وجود دارد که این اتفاق نیفتد؟وقتی در حالت برعکس قاب بندی شده است ، آیا هنوز هم جذاب به نظر می رسد؟
- هنگام خرید سهام ، تصمیم بگیرید که چه قیمتی را می فروشید که در آینده ارزش آن را داشته باشد (قیمت "ضرر توقف") و سپس این را بنویسید ، یا آن را در نرم افزار تجارت خود برنامه ریزی کنید. قیمتی که تعیین کرده اید بستگی به میزان بی ثبات بودن سهام دارد ، اشتهای شما برای ریسک و بازه زمانی سرمایه گذاری. از دست دادن توقف خودکار احساسات را از تصمیم فروش خارج می کند.
- اگر سهام سقوط کرد و ضرر می کنید ، از خود بپرسید که آیا این سهام را با قیمت های امروز خریداری می کنید. اگر جواب نه است ، پس شاید شما باید بفروشید.
- نمونه کارها خود را بررسی کنید تا ارزیابی کنید که آیا به طور مناسب متنوع است یا خیر. آیا سهواً روی یک بخش ، صنعت یا کشور خاص متمرکز شده اید؟
- به یاد داشته باشید "ریسک در مقابل پاداش" - پاداش توسط شرکت برجسته می شود ، اما آیا خطرات را می فهمید؟
- اگر یک شرکت یا محصول را درک نمی کنید ، تا زمانی که آن را خریداری نکنید ، آن را خریداری نکنید. آیا می توانید برای دیگران توضیح دهید که چرا باید در شرکت سرمایه گذاری کنید یا محصول مالی چگونه کار می کند؟

سرانجام ، هنگامی که خسته ، پریشان ، گرسنه ، تحت تأثیر دارو یا الکل یا وقتی بسیار احساساتی هستید ، تصمیمات مالی قابل توجهی نگیرید. اینها و سایر عوامل تأثیرگذار بر عملکرد می توانند توانایی شما در تصمیم گیری های خوب را محدود کنند.
مشق شب / CPD
اگر در حال مطالعه روانشناسی یا عوامل انسانی هستید ، یا می خواهید این مفاهیم را بیشتر درک کنید ، در اینجا برخی از تمرینات وجود دارد که می توانید آنها را انجام دهید. اگر در زمینه های روانشناسی ، عوامل انسانی یا بهداشت و ایمنی عضو یک موسسه حرفه ای هستید ، این فعالیت ها می تواند به ادامه پیشرفت حرفه ای شما (CPD) کمک کند.
- یک تصمیم اصلی در زندگی خود (مانند خرید خانه ، ماشین یا اسباب بازی) را مشخص کنید و ارزیابی کنید که آیا هر یک از تعصبات شناختی فوق در تصمیم شما نقش داشته است یا خیر. از بررسی تصمیم خود چه چیزی آموخته اید و دفعه بعد چه کاری ممکن است انجام دهید؟
- اخیراً شرکتی را که دارای مشخصات قابل توجهی در رسانه ها است ، شناسایی کنید. چگونه تعصبات شناختی ممکن است در قیمت سهم آن شرکت نقش داشته باشد؟آیا حرکات قیمت سهام اخیر در آن شرکت توسط اقتصاد ملی/جهانی ، اصول شرکت یا روانشناسی سرمایه گذار تعیین شده است؟
- یک شرکت برجسته را که با آن آشنا هستید ، شناسایی کنید. آیا این شرکت در مقایسه با رسانه های سنتی یا گزارش ها و حساب های خود شرکت در رسانه های اجتماعی متفاوت به تصویر کشیده شده است؟این تفاوت ها چگونه می تواند بر روانشناسی سرمایه گذار تأثیر بگذارد؟
- بروشور بازاریابی را برای یک صندوق مدیریت شده ، اعتماد سرمایه گذاری یا شرکت سرمایه گذاری دارای مجوز مرور کنید. چگونه شرکت اطلاعات کلیدی عملکرد را ارائه داده است و این می تواند تعصبات شناختی را ترغیب کند؟
- تجزیه و تحلیل وظیفه سلسله مراتبی (HTA) برای تجارت در بازار سهام. بر اساس کارهای سطح بالا ارائه شده (یعنی جستجوی و بررسی اطلاعات ؛ انتخاب محصولات ؛ و سپس خرید ، نگهداری و فروش محصولات).
- برای هر یک از کارهای فرعی که شما برای فعالیتهای تجاری سطح بالا شناسایی کرده اید ، خرابی های احتمالی انسانی ، تعصبات شناختی بالقوه و عوامل مؤثر بر عملکرد را که ممکن است در این شکست ها نقش داشته باشد ، شناسایی می کنید.
این را به اشتراک بگذارید:
- برای به اشتراک گذاری در توییتر کلیک کنید (در پنجره جدید باز می شود)
- برای به اشتراک گذاشتن در LinkedIn کلیک کنید (در پنجره جدید باز می شود)
- برای به اشتراک گذاشتن در فیس بوک کلیک کنید (در پنجره جدید باز می شود)
- برای به اشتراک گذاشتن در Pinterest کلیک کنید (در پنجره جدید باز می شود)
- برای به اشتراک گذاشتن در WhatsApp کلیک کنید (در پنجره جدید باز می شود)
- برای به اشتراک گذاشتن در Tumblr کلیک کنید (در پنجره جدید باز می شود)
- برای به اشتراک گذاشتن در جیب کلیک کنید (در پنجره جدید باز می شود)
- برای به اشتراک گذاشتن در Reddit کلیک کنید (در پنجره جدید باز می شود)
- برای ارسال پیوند به یک دوست کلیک کنید (در پنجره جدید باز می شود)
بازار رمزارزها...
ما را در سایت بازار رمزارزها دنبال می کنید
برچسب : نویسنده : محمود کیانوش بازدید : 28 تاريخ : جمعه 30 تير 1402 ساعت: 23:02