بازده بالاتر با ریسک بالاتر: چه ریسکی باید مصرف کنید؟

ساخت وبلاگ

یک اصل کلی در امور مالی وجود دارد که به عنوان "بازده بالاتر با ریسک بالاتر" پیش می رود. یا در نتیجه ، "برای دستیابی به بازده بالاتر ، باید خطر بیشتری را به خود اختصاص دهد". این به عنوان مبادله بازگرداندن ریسک در امور مالی شناخته می شود. هنگامی که یک سرمایه گذار بازده بیشتری را در سرمایه گذاری دنبال می کند ، باید سطح بالاتری از ریسک را به خود اختصاص دهد. برای بازده پایین سرمایه گذاری ، خطرات نیز نسبتاً کم است. این معامله ای که سرمایه گذار بین ریسک و بازده در تصمیمات سرمایه گذاری خود با آن روبرو است ، به عنوان مبادله بازده ریسک شناخته می شود.

سوال اصلی این است- آیا چنین چیزی به عنوان ریسک بالاتر بازده بالاتر وجود دارد؟آیا سرمایه گذار نمی تواند از طریق سرمایه گذاری های کم خطر بازده بیشتری کسب کند؟چگونه سرمایه گذاران می توانند سطح خطرات مورد نظر خود را درک کنند؟پاسخ این سؤالات در درک خطرات نهفته است.

خطر

ریسک احتمال تغییرپذیری بازده است. به عبارت دیگر ، یک خطر این احتمال است که نتیجه مورد نظر ممکن است رخ ندهد. وقتی هر کاری انجام می دهید ، این احتمال وجود دارد که از نتیجه ای که به دنبال آن هستید ، انحراف داشته باشد. شروع یک تجارت خطر از دست دادن بخشی یا تمام پول موجود در آن را دارد. یک کارآفرین امیدوار است که در سرمایه گذاری های خود سود بزرگی کسب کند. با این حال ، این احتمال وجود دارد که تجارت شکست بخورد. اساساً در امور مالی ، خطرات مختلفی از جمله ریسک بازار ، ریسک سیستماتیک ، ریسک اعتباری ، ریسک نرخ بهره ، ریسک نرخ ارز و سایر موارد وجود دارد.

برگشت

طرف دیگر سکه بازگشت است که دستاورد نتیجه مورد نظر است. در امور مالی ، بازده سود حاصل از سرمایه گذاری است. اگر 1000000 روپیه را در سپرده ثابت در یک بانک با نرخ بهره 10 درصد قرار دهید ، روپیه به دست می آورید. 10،000این Rs10،000 بازده سرمایه گذاری شماست. هر شخص با امید به دست آوردن بازده رضایت بخش در سرمایه گذاری خود ، این ریسک را می کند.

آیا ریسک بالاتر با بازده بالاتر برابر است؟

آره. خطرات بالاتر با بازده بالاتر برابر است. بعضی اوقات ، ممکن است احساس کنید که در معرض خطر کمتری به بازده بالاتر می روید. اما این طور نیست. این امر به این دلیل است که شما ممکن است سطح خطرات مورد نظر خود را دست کم گرفته اید. ایجاد خطر دشوار است زیرا نمی تواند به راحتی قابل اندازه گیری باشد. اگرچه اندازه گیری ریسک مانند انحراف استاندارد ، ارزش در معرض خطر (VAR) و غیره وجود دارد ، اما خطر یک عنصر ذهنی است. از طرف دیگر ، بازده به راحتی قابل محاسبه است. از این رو ، به احتمال زیاد می توانید پس از دستیابی به آن ، بازده خود را به درستی اندازه گیری کنید. در حالی که شما تمایل دارید خطرات مرتبط با آن را دست کم بگیرید ، به خصوص پس از موفقیت در تلاش خود.

ما می توانیم با مقایسه متغیر بازده و سرمایه گذاری برگشتی ثابت ، بازگرداندن ریسک را درک کنیم.

بازده متغیر در مقابل سرمایه گذاری بازده ثابت

سرمایه گذاری بازده متغیر نوع سرمایه گذاری است که در آن بازده های آینده غیرقابل پیش بینی یا نامشخص است. اگر در چنین سرمایه گذاری هایی سرمایه گذاری می کنید ، نمی دانید از آن چه چیزی به دست می آورید. بازده غیرقابل محاسبه است. از طرف دیگر ، در سرمایه گذاری برگشتی ثابت ، می دانید که انتظار دارید از آن به دست بیاورید. بیایید سرمایه گذاری بازده متغیر و ثابت را به دو روش زیر مقایسه کنیم:

1. سهام در مقابل اوراق بهادار درآمد ثابت (اوراق بهادار/سپرده ثابت/اوراق بهادار بازار پول)

سهام سرمایه گذاری بازده متغیر است زیرا بازده حاصل از آن بسیار نامشخص است. شما نمی توانید بدانید که سال آینده سود سهام خود را بدست می آورید. سود سهام به درآمدی بستگی دارد که به عملکرد تجاری بستگی دارد که به چندین عامل دیگر بستگی دارد. شما می توانید یک تخمین کلی انجام دهید اما مطمئناً نمی دانید.

از طرف دیگر ، در اوراق قرضه یا سپرده ثابت ، بازدهی را که با سرمایه گذاری در آنها دریافت خواهید کرد ، می دانید. اگر نرخ کوپن 10 درصد در اوراق قرضه باشد ، بازده شما 10 درصد از مبلغ سرمایه گذاری شما است. از این رو ، بازده اوراق قرضه یا سپرده ثابت شناخته شده است. و احتمالاً تا زمان بلوغ آن بازده ها را دریافت خواهید کرد. از این رو ، آنها سرمایه گذاری برگشتی ثابت هستند.

بین سهام و وثیقه/سپرده ثابت ، بازده بالاتری از سرمایه گذاری در سهام وجود دارد. این امر به این دلیل است که در سهام خطر بیشتری وجود دارد. از نظر تاریخی ، سهام بازده بیشتری نسبت به اوراق بهادار/سپرده های بانکی ارائه داده است. با این حال ، سرمایه گذاری در سهام باعث خسارات بیشتری به سرمایه گذاران در دوره کاهش بازار شده است. نمی توان انتظار داشت که از سرمایه گذاری در سهام مانند سپرده های ثابت استفاده کند. به همین ترتیب ، با قرار دادن پول در سپرده های ثابت مانند سرمایه گذاری در سهام ، نمی توان انتظار بازگشت بالاتری را داشت.

مواقعی وجود دارد که سهام اوراق بهادار نسبتاً کم است. به همین ترتیب ، مواقعی وجود دارد که اوراق قرضه یا سپرده های ثابت از بازده سهام بهتر عمل می کنند. با این حال ، با توجه به افق سرمایه گذاری بلند مدت ، سهام از وثیقه/سپرده ثابت بهتر می شود. از طرف دیگر ، خطرات بالاتری نسبت به اوراق بهادار با درآمد ثابت نیز به همراه خواهد داشت.

2. تجارت در مقابل شغل

به همین ترتیب ، مقایسه کار با تجارت ، روش دیگری برای جستجوی تجارت در معرض خطر است. شغل منظم درآمد پایدار را فراهم می کند و می توان انتظار داشت که درآمد برای آینده ای قابل پیش بینی ادامه یابد. درآمد حاصل از شغل خطر کمی دارد. اگر به تجارت نگاه کنیم ، درآمد نامشخص است و بسیار نوسان است. بنابراین ، کار از نظر ریسک مرتبط با آن نسبتاً ایمن تر از تجارت است.

با این حال ، اگر در این زمینه موفق باشید ، تجارت شانس بالاتری برای ارائه بازده بیشتر دارد. همچنین ، نرخ شکست بالاتری در تجارت وجود دارد. بیش از 50 درصد از مشاغل در پنج سال اول کار شکست می خورند. بنابراین ، احتمال موفقیت بیشتر از موفقیت در تجارت وجود دارد. اما مشاغل موفق بازپرداخت بیشتری نسبت به مشاغل امن خواهند داشت.

شوق مشاغل دولتی در نپال

در مورد نپال ، گرایش کلی در بین فارغ التحصیلان برای مبارزه برای مشاغل دولتی وجود دارد. دلیل اصلی آن این است که مشاغل دولتی بسیار ایمن هستند. هر ساله ، هزاران چشم انداز برای تأمین زندگی خود برای مشاغل دولتی رقابت می کنند. با این حال ، آنچه من را به خود جلب می کند ، انگیزه پنهان کارمند برای کسب درآمد بالاتری از طریق سوء استفاده از قدرت است. آنها ممکن است اعتقاد داشته باشند که درآمد بیشتری را در ریسک پایین کسب می کنند. اما ، با سوء استفاده از اقتدار ، خطر به میزان قابل توجهی افزایش یافته است. این واقعیت که شما گرفتار نمی شوید ، به این معنی نیست که هیچ خطری وجود ندارد. خطر در شغلی که انجام می دهید ذاتی است.

این فراتر از درک من است. انگیزه اصلی ورود به مشاغل دولتی امنیت است. سپس ، چگونه یک مرد منطقی می تواند همان چیزی را که می خواست برای برخی از درآمد اضافی نابود کند. اگر می خواهید درآمد بالاتری داشته باشید ، می توانید در تجارت ریسک کنید. اگر در کار خود شکست بخورید ، به طور پولی شکست خواهید خورد. با این حال ، اگر با سوءاستفاده از آن خطر در مشاغل دولت خود را افزایش دهید ، از نظر پولی ، اخلاقی و اجتماعی شکست خواهید خورد. من می توانم یک چیز را بگویم: اگر شما به اندازه کافی باهوش نیستید که تجارت را انجام دهید ، پس به اندازه کافی باهوش نیستید که از قدرت خود سوء استفاده کنید و از آن دور شوید. ممکن است به نظر برسد که تا زمانی که گرفتار نشوید ، بدون ریسک بوده است.

نتیجه

خطر در همه جا است. خطر بخشی از زندگی روزمره است. نیازی نیست که برای بازده بالاتر خطر بیشتری داشته باشید. شما باید در سطح تحمل خود ریسک کنید. اگر می توانید از تلاش خود با بدترین نتیجه روبرو شوید ، این سطح خطر شماست. فرض کنید ، من سهام Rs را خریداری می کنم. 10 لاخ و همه آن را از دست می دهید. اگر این ضرر به شدت بر زندگی روزمره من تأثیر بگذارد ، پس تلاش سرمایه گذاری من ارزش خطر ندارد. حتی اگر من از Rs سود بردم. 50 لاخ (به جای ضرر در مورد اول) ، سرمایه گذاری ارزش این را نداشت.

بنابراین ، ریسک فقط به بازگشت بستگی ندارد. همچنین به میزان تحمل ریسک بستگی دارد. ریسک بالاتر منجر به بازده بالاتر خواهد شد. این بدان معنا نیست که شما همیشه باید ریسک بالاتر را هدف قرار دهید. لازم نیست تمام پول های جهان را بدست آورید. دفعه بعد ، هنگامی که شما در یک معضل قرار دارید که آیا ریسک می کنید یا نه ، از خود دو سوال بپرسید:

1. اگر همه چیز درست پیش برود ، از این امر چقدر می گیرم؟

2. اگر همه چیز اشتباه شود از این دست از دست می دهم؟

همیشه ، ابتدا به سوال دوم پاسخ دهید. و اگر بعد از پاسخ دادن به سوال دوم احساس راحتی می کنید ، پیش بروید.

فیس بوک توییت

Follow

گیمیل

بازار رمزارزها...
ما را در سایت بازار رمزارزها دنبال می کنید

برچسب : نویسنده : محمود کیانوش بازدید : 26 تاريخ : پنجشنبه 9 شهريور 1402 ساعت: 18:41