در یک سازمان تقسیم بندی ، مدیریت دفتر مرکزی باید عملکرد بخش های خود را ارزیابی کند. در این مقاله سه اقدامات مورد استفاده قرار می گیرد که می تواند برای اندازه گیری عملکرد مالی تقسیم بندی - بازده سرمایه گذاری (ROI) ، سرمایه گذاری باقیمانده (RI) و ارزش افزوده اقتصادی (EVA TM) - مورد استفاده قرار گیرد و مزایا و مضرات هر یک را ارزیابی می کند. در این مقاله همچنین در مورد اهمیت تمایز بین عملکرد تقسیم و عملکرد مدیریتی بحث شده است
مقدمه
بسیاری از سازمان های بزرگ دارای ساختارهای تقسیم شده هستند. در این سازمان ها ، بخش مهمی از نقش مدیریت دفتر مرکزی ، اندازه گیری عملکرد بخش ها و مدیران تقسیم بندی است.
در این زمینه ، تشخیص تمایز بین عملکرد تقسیم و عملکرد مدیریتی بسیار مهم است. یک سوال مهم این است که تا چه اندازه عملکرد یک مدیر فقط در رابطه با عواملی که می توانند کنترل کنند ، ارزیابی می شود ، نه عملکرد کلی تقسیم آنها.
سؤال اساسی دیگر مربوط به انتخاب اندازه گیری (یا اقدامات) است که برای ارزیابی عملکرد استفاده می شود. به طور خاص ، بازده سرمایه گذاری (ROI) ، درآمد باقیمانده (RI) یا ارزش افزوده اقتصادی (EVA TM).
این مقاله به اقدامات عملکرد مالی می پردازد: نحوه استفاده از اقدامات مختلف برای ارزیابی عملکرد و مزایا و مضرات اقدامات مختلف. با این حال ، اگر یک سازمان فقط بر اقدامات مالی متمرکز شود ، این یک ضرر اساسی است زیرا از عوامل غیر مالی-موقعیت بازار ، بهره وری ، کیفیت و نوآوری غافل می شود-که می تواند به موفقیت طولانی مدت آن کمک کند.
ویژگی های اقدامات عملکرد
شما در حال حاضر باید با ویژگی های اقدامات عملکرد تقسیم خوب از مطالعات مدیریت عملکرد خود در مهارت های کاربردی آشنا باشید:
- هماهنگی هدف - اقدامات باید مدیران تقسیم را ترغیب به تصمیم گیری در کل به نفع شرکت کند
- کنترل پذیری - مدیران و تقسیمات فقط باید در رابطه با جنبه های عملکردی که می توانند کنترل کنند ارزیابی شوند
- بلند مدت و کوتاه مدت-اهداف بلند مدت و همچنین اهداف کوتاه مدت سازمان را بشناسید
موضوع تطابق هدف، به ویژه، در رابطه با مزایا و معایب روش های مختلف مهم خواهد بود. اما ابتدا اهمیت کنترل پذیری هنگام ارزیابی جنبه هایی از عملکرد در نظر گرفته می شود.
کنترل پذیری - تمایز سود قابل کنترل از غیر قابل کنترل
همانطور که در مقدمه ذکر شد، تمایز بین عملکرد یک بخش و عملکرد مدیر آن مهم است. موضوع کنترل پذیری کلید این امر است: مدیران باید فقط در رابطه با جنبه های عملکردی که می توانند کنترل کنند ارزیابی شوند، در حالی که یک بخش باید در رابطه با عملکرد کلی آن ارزیابی شود.
به نوبه خود، اهمیت کنترل پذیری نیاز به تمایز بین هزینه های قابل کنترل و قابل ردیابی و بنابراین سود قابل کنترل و قابل ردیابی را برجسته می کند.
هزینه های قابل کنترل هزینه هایی هستند که توسط مدیر بخش قابل کنترل هستند.
هزینه های قابل ردیابی شامل هزینه های قابل کنترل به علاوه سایر هزینه هایی است که مستقیماً به یک بخش نسبت داده می شود، اما مدیر کنترل نمی کند.
هنگام ارزیابی عملکرد مدیر بخش، فقط مواردی که توسط مدیر قابل کنترل هستند باید در ارزیابی عملکرد گنجانده شوند. مخارج مربوط به بخش خاص اما مورد توافق دفتر مرکزی نه توسط مدیر بخش باید به عنوان هزینه های قابل ردیابی تلقی شود نه هزینه های قابل کنترل. به عنوان مثال، هزینه های بازاریابی مربوط به بخش اما مورد توافق مدیر بازاریابی دفتر مرکزی (نه مدیر بخش) قابل ردیابی هستند، قابل کنترل نیستند. به طور مشابه، هزینه های قانونی یا حق الزحمه حسابرسی مربوط به بخش اما مورد توافق دفتر مرکزی.
سود قابل کنترل باید برای ارزیابی عملکرد مدیر استفاده شود، در حالی که سود قابل ردیابی باید برای ارزیابی عملکرد بخش استفاده شود.
با این حال، تمایز دیگری وجود دارد که باید تشخیص داد: بین سود قابل ردیابی و تقسیمی:
سود قابل ردیابی باید هزینه های سرباری را که به صورت متمرکز انجام می شود و سپس مجدداً به یک بخش تقسیم می شود، حذف کند. این هزینه ها به جای اینکه مستقیماً به یک بخش مربوط شود (به عنوان مثال خدمات بازاریابی مرکزی، منابع انسانی، فناوری اطلاعات یا امور مالی) توسط دفتر مرکزی به نفع چندین بخش ارائه می شود.
| $ |
| درآمد | X |
| هزینه های کنترل شده توسط مدیر بخش | (ایکس) |
| سود قابل کنترل | ایکس |
| هزینه های بخش، توسط مدیر بخش کنترل نمی شود | (ایکس) |
| سود قابل پیگیری | ایکس |
| تخصیص هزینه های دفتر مرکزی | (ایکس) |
| سود تقسیمی | X |
تشخیص سهم هزینه های دفتر مرکزی مهم است، اگرچه به منظور منعکس کردن هزینه هایی که بخش در صورت مستقل بودن باید متحمل شود. اگر عملکرد بخش تنها بر اساس سود قابل ردیابی ارزیابی شود، احتمالاً در مقایسه با یک رقیب خارجی اغراق آمیز می شود. اگر این بخش یک شرکت جداگانه بود، باید برخی از هزینه های شرکت را خود متحمل شود (به عنوان مثال، هزینه های منابع انسانی، فناوری اطلاعات، هزینه های مالی، که توسط دفتر مرکزی در ساختار گروه متحمل می شود). به این ترتیب، یک شرکت باید از سود تقسیمی برای مقایسه عملکرد یکی از بخش های خود با یک شرکت خارجی استفاده کند.
مثال 1 - سود قابل کنترل، قابل ردیابی و تقسیمی اطلاعات زیر را در مورد درآمد و هزینه های یک بخش در سال گذشته در نظر بگیرید:
| $m |
| درآمد | 529 |
| هزینه های متغیر (کنترل شده توسط مدیر بخش) | 286 |
| هزینه های ثابت (کنترل شده توسط مدیر بخش) | 137 |
| کمپین های بازاریابی | 28 |
| هزینه های دفتر مرکزی تقسیم شده | 43 |
کمپین های بازاریابی توسط دفتر مرکزی کنترل می شوند، اما به طور خاص به محصولات بخش مربوط می شوند.
بر اساس این اطلاعات، سود قابل کنترل، قابل ردیابی و تقسیمی را برای سال گذشته محاسبه کنید:
| $m |
| درآمد | 529 |
| هزینه های متغیر (کنترل شده توسط مدیر بخش) | 286 |
| هزینه های ثابت (کنترل شده توسط مدیر بخش) | 137 |
| سود قابل کنترل | 106 |
| کمپین های بازاریابی | 28 |
| سود قابل پیگیری | 78 |
| هزینه های دفتر مرکزی تقسیم شده | 43 |
| سود تقسیمی | 35 |
مسائل مربوط به قابلیت کنترل
اگرچه در مثال 1، هزینه هایی که «قابل کنترل» هستند و هزینه هایی که قابل کنترل نیستند، متمایز می شوند، این تمایز در عمل می تواند دشوارتر باشد، زیرا برخی از هزینه ها تا حدی قابل کنترل هستند. به عنوان مثال، هزینه های مواد خام می تواند تحت تأثیر کمبود عرضه خارج از کنترل یک مدیر قرار گیرد. با این حال، یک مدیر می تواند با تلاش برای جایگزینی مواد جایگزین، برای کاهش اثرات نامطلوب تغییر قیمت اقدام کند.
به همین ترتیب، برخی از هزینه های قابل ردیابی (مانند کمپین های بازاریابی در مثال 1) می تواند به درآمد یک بخش کمک کند. به این ترتیب، اگر تمام درآمد بخش "قابل کنترل" در نظر گرفته شود، اما همه هزینه ها قابل کنترل نباشد، عملکرد مدیر (یعنی سود قابل کنترل) بیش از حد بیان می شود. با این حال، مشکل در چنین شرایطی ارزیابی این است که چقدر درآمد مستقیماً به هزینه غیرقابل کنترل مربوط می شود و بنابراین باید از درآمد تقسیمی کسر شود تا یک مقایسه «مثل برای مشابه» هزینه ها و درآمدهای قابل کنترل انجام شود، که به طور منصفانه تر ارزیابی می شود. عملکرد مدیر
یک راه حل بالقوه برای طبقه بندی طبقه بندی عوامل قابل کنترل و غیر قابل کنترل ، مشخص کردن کدام خطوط بودجه به عنوان قابل کنترل در نظر گرفته می شود و کدام ها نیستند.
اندازه گیری کارایی
مسئله "کنترل پذیری" مهم است زیرا بسته به اینکه این یک بخش باشد یا مدیر که عملکرد آن ارزیابی می شود ، بر ارقام مورد استفاده در هر محاسبات اندازه گیری عملکرد تأثیر می گذارد. با این حال ، شاید یک نکته مهمتر برای مدیریت شرکت ها این باشد که اقدامات عملکردی را برای استفاده از آنها استفاده می کنند تا این ارزیابی را انجام دهند.
دو اقدام متداول از عملکرد تقسیم بندی عبارتند از: بازگشت سرمایه گذاری (ROI) و درآمد باقیمانده (RI).
بازده سرمایه گذاری (ROI): سود عملیاتی را به عنوان درصد دارایی های شاغل در بخش اقدام می کند. ROI باید بیشتر از هزینه سرمایه باشد تا یک بخش در دراز مدت سودآور باشد.
سرمایه گذاری ROI (٪) = قابل ردیابی (قابل کنترل*) سود / ردیابی (قابل کنترل*)
*: اگر عملکرد مدیر ارزیابی شود ، به جای بخش ، ROI باید بر اساس ارقام "قابل کنترل" باشد ، نه "قابل ردیابی".
درآمد باقیمانده (RI): درآمدی که این بخش هزینه کمتری از هزینه های سرمایه (بهره ناشایست) برای دارایی های شاغل در این بخش کسب می کند.
RI = سود قابل ردیابی (قابل کنترل) - بهره ناشایست ** در سرمایه گذاری قابل ردیابی (قابل کنترل)
**: بهره منتخب با ضرب سرمایه قابل ردیابی (یا قابل کنترل) با هزینه سرمایه محاسبه می شود. این به طور معمول هزینه متوسط سرمایه (WACC) است. با این حال ، به جای استفاده از WACC ، یک شرکت همچنین ممکن است نرخ بازده هدف سرمایه ارائه شده را تعیین کند. در چنین شرایطی ، یک RI مثبت نشان می دهد که یک تقسیم سطح بازده بیشتر از هدف را ایجاد می کند.
بازده سرمایه شاغل (ROCE)
از آنجا که تمرکز ما در اینجا روی اندازه گیری عملکرد تقسیم شده است ، ما به جای ROCE به دنبال ROI هستیم. این دو بسیار شبیه به هم هستند ، اما Roce برای جستجوی یک شرکت به عنوان یک کل یا در بخش هنگام معالجه با آن به نظر می رسد که انگار یک شرکت خارجی یا علیه یک شرکت خارجی است. در این حالت ما از سود تقسیم شده استفاده می کنیم
بازده سرمایه شاغل (ROCE): اندازه گیری می کند که چگونه یک شرکت/بخش از سرمایه خود برای ایجاد سود استفاده می کند.
roce (٪) =سود قبل از بهره و مالیات (یا سود تقسیم)سرمایه
(جایی که سرمایه به کار گرفته شده = کل دارایی های منهای بدهی های جاری)
ROCE باید بیشتر از هزینه سرمایه باشد تا یک شرکت در طولانی مدت سودآور باشد.
ROCE می تواند برای مقایسه استفاده از سرمایه توسط شرکت های مختلف یا بخش هایی که در همان تجارت مشغول به کار هستند ، مفید باشد. با این حال ، ارزش هر مقایسه (ROCE ؛ ROI) تحت تأثیر شباهت ها (یا تفاوت ها) بین موجوداتی قرار می گیرد که عملکرد آنها اندازه گیری می شود. به عنوان مثال ، ROCE هنگام مقایسه عملکرد بین شرکت ها در همان صنعت مفید است ، اما اگر تفاوت های قابل توجهی در صنعت یا محیط رقابتی وجود داشته باشد ، که در آن شرکت ها فعالیت می کنند ، سودمندی آن کاهش می یابد.
مثال 2 - محاسبه ROI و RI یک شرکت دارای دو بخش ، بخش A و بخش B است.
در نیمه دوم 20x2 ، بخش B محصول جدیدی را راه اندازی کرد. این شرکت 50 میلیون دلار در ماشین آلات جدید مورد نیاز برای تولید آن محصول سرمایه گذاری کرده است. بخش بازاریابی این شرکت 14 میلیون دلار برای یک کمپین اصلی بازاریابی (به نمایندگی از بخش B) برای همراهی با راه اندازی محصول هزینه کرد.
نتایج تقسیم برای دو سال مالی گذشته (20x1 و 20x2) نشان می دهد:
| دیوانگی الف | بخش ب |
| 20x2 | 20x1 | 20x2 | 20x1 |
| $ m | $ m | $ m | $ m |
| درآمد | 103 | 100 | 140 | 125 |
| هزینه های قابل کنترل | 59 | 57 | 70 | 66 |
| هزینه های قابل ردیابی | 13 | 12 | 31 | 16 |
| هزینه های دفتر مرکزی تقسیم شده | 17 | 16 | 22 | 20 |
| سود تقسیمی | 14 | 15 | 17 | 23 |
| سرمایه | 195 | 200 | 285 | 230 |
میانگین هزینه متوسط سرمایه شرکت 10 ٪ است و مدیریت معتقد است که این برای هر دو بخش مناسب است.
(i) بر اساس این اطلاعات ، ROI و RI را برای هر دو بخش برای 20x1 و 20x2 با استفاده از سود قابل ردیابی محاسبه کنید.
(ب) اظهار نظر در مورد سودمندی ROI و RI در ارزیابی عملکرد بخش B در 20x2.
بازگشت سرمایه گذاری
| دیوانگی الف | بخش ب |
| 20x2 | 20x1 | 20x2 | 20x1 |
| $ m | $ m | $ m | $ m |
| سود تقسیم | 14 | 15 | 17 | 23 |
| هزینه های دفتر مرکزی را به عقب اضافه کنید | 17 | 16 | 22 | 20 |
| سود قابل پیگیری | 31 | 31 | 39 | 43 |
| سرمایه | 195 | 200 | 285 | 230 |
| ROI (٪) | 15. 9 ٪ | 15. 5 ٪ | 13. 7 ٪ | 18. 7 ٪ |
درآمد باقیمانده
| دیوانگی الف | بخش ب |
| 20x2 | 20x1 | 20x2 | 20x1 |
| $ m | $ m | $ m | $ m |
| سود قابل ردیابی | 31. 0 | 31. 0 | 39. 0 | 43. 0 |
| شارژ بهره ناشایست (سرمایه استخدام شده X WACC) | 19. 5 | 20. 0 | 28. 5 | 23. 0 |
| رفیق | 11. 5 | 11. 0 | 10. 5 | 20. 0 |
سودمندی ROI و RI در ارزیابی عملکرد بخش B
هر دو اقدام نشان می دهد که به نظر می رسد عملکرد بخش B در 20x2 به طور قابل توجهی رو به وخامت گذاشته است ، به طوری که اکنون بدتر از بخش A است ، اگرچه به نظر می رسد عملکرد بهتری نسبت به بخش A در 20x1 دارد.
با این حال ، این به دلیل سرمایه گذاری جدید برای راه اندازی محصول جدید و هزینه های بازاریابی مرتبط است. سرمایه گذاری 50 میلیون دلاری سرمایه در ماشین آلات جدید باعث افزایش سرمایه شاغل شده است ، در حالی که هزینه های بازاریابی این شرکت هزینه های قابل ردیابی را افزایش داده است.
با این حال ، این محصول فقط در نیمه دوم سال راه اندازی شد ، بنابراین درآمد بخش B به طور کامل مزایای فروش محصول را نشان نمی دهد. علاوه بر این ، مشروط بر اینکه محصول جدید موفقیت آمیز باشد ، می توانیم انتظار داشته باشیم که در سالهای بعد درآمد اضافی را ادامه دهد.
با توجه به سرمایه گذاری در تجهیزات جدید ، بهتر است از یک سرمایه متوسط استفاده شده برای بخش B استفاده کنید:
| 20x2 |
| $ m |
| سود قابل ردیابی | 39 |
| متوسط سرمایه شاغل (230 + 285)/2 | 257. 5 |
| ROI (٪) | 15. 1 ٪ |
| RI ($ m) | 13. 3 |
با استفاده از این میانگین ، RI بخش B اکنون بیشتر از بخش A است ، اگرچه هنوز هم به طور قابل توجهی پایین تر از 20x1 است. حتی با استفاده از میانگین ، ROI بخش B هنوز پایین تر از بخش A در 20x2 است.
این یکی از مهمترین مشکلات بالقوه ROI و RI را به عنوان اقدامات عملکرد نشان می دهد: تشویق کوتاه مدت.
به نظر می رسد سرمایه گذاری در سرمایه جدید عملکرد بخش B را بدتر کرده است. بنابراین ، یک مدیر ممکن است برای جلوگیری از تأثیر منفی آشکار بر عملکرد ، سرمایه گذاری در دارایی های جدید را انتخاب کند. با این حال ، عدم سرمایه گذاری در دارایی های جدید در کوتاه مدت می تواند به عملکرد رقابتی یک بخش در طولانی مدت آسیب برساند. به همین ترتیب ، استفاده از ROI و RI به عنوان اقدامات عملکرد می تواند تصمیم گیری ناکارآمد را به جای ترویج هماهنگی هدف (یکی از ویژگی های اصلی اقدامات عملکرد مؤثر) تشویق کند.
به طور کلی ، این مثال همچنین یک مسئله بالقوه گسترده تر در اندازه گیری عملکرد (صرف نظر از اقدامات خاص) را نشان می دهد ، که اعتبار مقایسه بین نهادهای مختلف است.
مقایسه عملکرد در هنگام مقایسه تقسیمات (یا شرکت ها) مشابه است. در این حالت ، مسئله این است که یک بخش افزایش قابل توجهی در سرمایه شاغل داشته است در حالی که دیگری این کار را نکرده است.
با این حال ، می تواند طیف وسیعی از موضوعات دیگر وجود داشته باشد که می تواند اعتبار مقایسه ها را کاهش دهد: به عنوان مثال ، سن نسبی دارایی ها (و بنابراین میزان استهلاک انباشته شده ارزش خالص کتاب را کاهش می دهد). دارایی هایی که در مقایسه با دارایی هایی که مورد بررسی قرار گرفته اند با هزینه نگهداری می شوند. تفاوت بین صنایعی که در آن بخش ها فعالیت می کنند (و تفاوت در پتانسیل رشد و سود آنها).
ارزیابی ROI و RI به عنوان معیارهای عملکرد
همانطور که قبلا ذکر شد، یکی از ویژگی های کلیدی عملکرد بخش موثر، آن را اندازه گیری می کند که آنها همخوانی هدف را تشویق می کنند. با این حال، استفاده از ROI برای ارزیابی عملکرد بخش می تواند منجر به تصمیم گیری غیربهینه (یا ناکارآمد) شود.
شرکت در مثال 2 دارای هزینه سرمایه 10٪ است. بنابراین، پروژه هایی که بازدهی بیش از 10 درصد دارند، ارزش فعلی خالص مثبتی دارند و باید انجام شوند، زیرا ارزش کلی شرکت را در آینده افزایش می دهند.
با این حال، وضعیتی را در نظر بگیرید که در آن بخش A از مثال 2 در 20X2-3 فرصتی برای سرمایه گذاری در پروژه ای با بازده مورد انتظار 12٪ داشت. اگر ROI به عنوان معیار اصلی عملکرد استفاده شود، مدیر بخش A احتمالاً پروژه را رد می کند زیرا بازده کمتر از ROI فعلی بخش (15. 9٪) است، بنابراین تعهد باعث کاهش ROI بخش می شود.
این یکی از معایب کلیدی ROI است: این که مدیران بخش ممکن است تصمیم بگیرند که پروژه ای را با بازدهی بیش از هزینه سرمایه انجام ندهند، زیرا بازده سرمایه گذاری کمتری نسبت به ROI فعلی بخش دارد.
عقل مرسوم این است که برای کمک به غلبه بر این مشکل، شرکت ها باید از RI به عنوان معیار عملکرد خود به جای ROI استفاده کنند.
در موقعیت فرضی پیش روی مدیر بخش A، انتخاب معیار عملکرد مورد استفاده می تواند بر تصمیم مدیر تأثیر بگذارد:
ROI: سرمایه گذاری نمی شود ROI فعلی = 15. 9%. نرخ بازده مورد انتظار در پروژه جدید: 12%. مدیر سرمایه گذاری نمی کند زیرا بازده مورد انتظار کمتر از ROI فعلی است، بنابراین سرمایه گذاری ROI بخش را کاهش می دهد.
RI: Will invest Target rate of retu (WACC) = 10%. Expected rate of retu on new project: 12%. Manager will invest, because RI is positive (ie expected rate>نرخ هدف).
از این نظر، RI معیار بهتری برای استفاده است زیرا تصمیم گیری را تشویق می کند که با منطق ارزش فعلی خالص (NPV) سازگار است، که بهترین روش ارزیابی سرمایه گذاری در نظر گرفته می شود زیرا به ارزشی که ایجاد خواهد شد نگاه می کند. برای سهامداران اگر پروژه ای انجام شود.
یکی دیگر از مزیت های بالقوه استفاده از RI به جای ROI این است که انعطاف پذیرتر است: هزینه های مختلف سرمایه را می توان برای بخش ها یا سرمایه گذاری های مختلف اعمال کرد تا سطوح مختلف ریسک را منعکس کند.
با این حال، مشکلاتی در استفاده از RI نیز وجود دارد:
مشکل در تخمین هزینه سرمایه - تخمین هزینه سرمایه (یا محاسبه بازده مورد نیاز از یک پروژه) می تواند دشوار باشد. با این حال، هزینه بهره منتسب برای محاسبه RI حیاتی است.
هزینه سرمایه باید شامل هزینه حقوق صاحبان سهام و همچنین هزینه بدهی باشد. در عمل، مراکز سرمایه گذاری اغلب فقط بخش بدهی سرمایه شرکت را دریافت می کنند، که هزینه واقعی سرمایه مرکز را کمتر نشان می دهد.
مقایسه عملکرد بین بخش ها - برای مقایسه عملکرد بخش های مختلف، یک معیار باید تغییرات در اندازه یا سطوح مختلف سرمایه گذاری را در نظر بگیرد. ROI این را فعال می کند، زیرا درصدها را نشان می دهد، بنابراین می توان از آن برای مقایسه بازده در تقسیمات با اندازه های مختلف استفاده کرد. در مقابل، RI یک معیار مطلق است که مقایسه عملکرد را دشوار (اما نه غیرممکن) می کند.
مزایا و معایب ROI و RI
بازگشت سرمایه*
مزایای
معایب
• قابل مقایسه مقایسه عملکرد بین بخش ها (یا شرکت های با اندازه های مختلف) آسان است زیرا به جای یک مقدار مطلق، نسبت (%) را ارائه می دهد.
• ممکن است تصمیم گیری ناکارآمد را تشویق کند - به عنوان مثال سرمایه گذاری نکردن در فرصتی که بازده آن بیشتر از WACC است، زیرا بازده پیش بینی شده کمتر از ROI موجود است.
• به احتمال زیاد کوتاه مدت را تشویق می کند
*: مزایا و معایب استفاده از ROCE به عنوان معیار عملکرد مانند ROI است.
رفیق
مزایای
معایب
• تطابق هدف - اگر RI یک سرمایه گذاری مثبت باشد، آنگاه سرمایه گذاری انجام خواهد شد.
• با منطق NPV ارتباط دارد
• انعطاف پذیری می تواند از هزینه های مختلف سرمایه برای انعکاس سطوح ریسک استفاده کند
• مقادیر مطلق - استفاده از مقادیر مطلق به جای %، مقایسه عملکرد بین بخش های با اندازه های مختلف را دشوارتر می کند.
• مشکل در برآورد هزینه سرمایه
همچنین مشکلات بالقوه ای وجود دارد که برای ROI و RI مشترک است:
- قابلیت مقایسه: مبنای ارزیابی دارایی ها می تواند مقایسه را مخدوش کند. به عنوان مثال، اگر مقایسه ای بین عملکرد دو شرکت هتلداری انجام شود که یکی از آنها ملک خود را تجدید ارزیابی کرده و دیگری ارزش گذاری نکرده است. شرکتی که دارایی های تجدید ارزیابی شده است، دارایی نسبتاً بالاتری خواهد داشت و در نتیجه ROI یا RI نسبتاً پایین تری خواهد داشت.
این نکته در مورد کاهش تأثیر سیاست های مختلف حسابداری (و کاهش تأثیر تعدیلات و برآوردهای حسابداری) بخشی از منطق پشت ارزش افزوده اقتصادی (EVA TM) به عنوان روشی جایگزین برای اندازه گیری عملکرد نسبت به ROI یا RI است.
ارزش افزوده اقتصادی (EVA TM)
EVA TM یک ابزار ارزیابی عملکرد است که توسط مشاوران Ste Stewart & Co ساخته شده است. دلیل اصلی آن شبیه به RI است ، به این دلیل که هزینه مالی برای شناسایی ارزش افزوده از سود کسر می شود.
محاسبه EVA TM را می توان خلاصه کرد:
سود عملیاتی خالص پس از مالیات (NOPAT)
هزینه شارژ سرمایه (WACC) در دارایی های تقسیم
ارزش افزوده اقتصادی
با این حال ، تفاوت عمده بین EVA TM و RI تعدیل شده است که به سود و سرمایه های مالی گزارش شده و سرمایه در EVA TM انجام شده است. طرفداران اوا استدلال می کنند که سود حسابداری - مطابق با اصول گزارشگری مالی محاسبه می شود - ارزش اقتصادی تولید شده برای سهامداران توسط یک شرکت را منعکس نمی کند.
به همین ترتیب ، برای ارزیابی عملکرد سود اقتصادی به جای سود حسابداری ، باید تعدادی از تعدیل ها انجام شود. این تنظیمات منجر به:
- سرمایه گذاری بسیاری از مخارج ارزش سازی (به عنوان مثال تحقیقات ؛ بازاریابی و تبلیغات ؛ آموزش کارکنان)
- استفاده از هزینه های ناخالص (جایگزینی) برای ارزش دارایی ، به جای ارزش خالص کتاب و استفاده از استهلاک اقتصادی به جای استهلاک حسابداری
- حذف موارد غیر نقدی (مانند مقررات بدهی تردید) ،
ارزش افزوده اقتصادی با جزئیات بیشتر در دو مقاله جداگانه مورد بحث قرار می گیرد:
مزایا و مضرات اوا TM
مزایای تمرکز بر سود اقتصادی به جای سود حسابداری ، باعث می شود EVA TM با اهداف شرکت ها برای به حداکثر رساندن ثروت سهامداران مطابقت داشته باشد. با این حال ، EVA TM هنوز به داده های تاریخی بستگی دارد ، در حالی که سهامداران در نهایت نگران عملکرد آینده و جریان نقدی آینده هستند.
با استفاده از هزینه های ارزش گذاری و گسترش هزینه در دوره هایی که مزایای آن دریافت می شود ، باید تصمیم گیری کوتاه مدت را کاهش دهد. به عنوان مثال ، تحت EVA TM ، هزینه های بازاریابی مرتبط با راه اندازی محصول جدید بخش B در مثال 2 ما ، سرمایه گذاری می شود ، نه اینکه در 20x2 هزینه شود.
به همین ترتیب ، استفاده از ارزش ناخالص دارایی (به جای ارزش خالص کتاب) باید باعث شود مدیران برای تأخیر در جایگزینی دارایی های قدیمی ، کمتر جذاب شوند ، در حالی که به نظر می رسد که تحت مدیران ROI یا RI می تواند با کار با دارایی های قدیمی تر عملکرد را در کوتاه مدت بهبود بخشدیک مقدار کم نوشتاری
مضرات Eva TM ، مانند RI ، یک اقدام مطلق است ، بنابراین در قضاوت در مورد عملکرد نسبی بخش ها (یا شرکت ها) در اندازه های مختلف ارزش محدودی خواهد داشت.
تعداد تنظیمات لازم برای تبدیل از سود حسابداری به NOPAT و بنابراین زمان لازم برای محاسبه EVA TM است.
بازار رمزارزها...
ما را در سایت بازار رمزارزها دنبال می کنید
برچسب : نویسنده : محمود کیانوش بازدید : 45 تاريخ : چهارشنبه 16 فروردين 1402 ساعت: 15:02