مهار جانبی در قشر بینایی بیماران میگرن بین حملات

ساخت وبلاگ

کسری متمایز از عادت به محرکهای بینایی تکراری در بیماران میگرن می تواند به دلیل مهار داخل جمجمه کمبود و/یا سطح پیش از فعال سازی قشر مغز باشد. کدام یک از این ناهنجاری ها بیشتر به کسری عادت کمک می کند با روشهای متداول مورد استفاده برای ثبت پاسخ های بصری گذرا قابل تعیین نیست.

ما مهار جانبی را در قشر بینایی در طول چرخه میگرن و در افراد سالم با استفاده از مدولاسیون زمانی دیفرانسیل از تخته سنگ بادی شعاعی (WD) یا الگوهای دید جزئی (PW) بررسی کردیم.

مواد و روش ها

پتانسیل های گذرا (TR-VEP) و پتانسیل های برانگیخته بصری حالت پایدار (SS-VEP) در 65 بیمار میگرن (21 بدون و 22 با هاله بین حملات ؛ 22 بیمار در حین حمله) و در 21 داوطلب سالم (HV) ثبت شد. در هر موضوع از سه تحریک استفاده شد: الگوی کلاسیک Checkerboard (Contrast-Reversion 3. 1Hz) ، WD و PW (Contrast-Reversion~4Hz). برای هر پروتکل تحریک به طور تصادفی ارائه شده ، 600 جارو در 6 بلوک 100 به دست آمد و به صورت خارج از خط تقسیم شد. تجزیه و تحلیل فوریه به داده ها اجازه داد تا در SS-VEP در اجزای اساسی (1H) و دومین مؤلفه (2H) که به ترتیب کوتاه منعکس می شوند ، استخراج شوند(WD) و مهار جانبی دامنه طولانی (کاهش 2H در WD در مقایسه با PW).

نتایج

در مقایسه با HV ، میگرن های ثبت شده به طور حاملگی عادت کمتری از مؤلفه N1-P1 TR-VEP نسبت به بلوک های بعدی داشتند و تمایل داشتند که دامنه بلوک 1 ST کوچکتر داشته باشند. دامنه 1H در بلوک 1 ST از WD SS-VEP به طور قابل توجهی بیشتر از HV بود و در بلوک های پی در پی عادت کرده بود ، در تضاد با افزایش دامنه در HV. هر دو ناهنجاری Interictal TR-VEP و SS-VEP در هنگام حمله عادی شدند. بین اختلاف گروه در دامنه PW 2H و میرایی آن معنی معنی داری مشاهده نشد. هنگامی که داده های بیماران HV و میگرن با هم ترکیب شدند ، شیب عادت WD-VEP 1H با اطلاعات TR-VEP N1-P1 و با تعداد روزها از آخرین حمله میگرن ارتباط منفی داشت.

نتیجه

این نتایج به نفع عدم تعادل وابسته به چرخه میگرن بین تحریک و مهار در قشر بینایی است. ما فرض می کنیم که یک فشار خون در مسیرهای مومینرژیک ممکن است باعث قطع عملکرد تالاموس در میگرن شود که منجر به یک مهار جانبی جانبی کوتاه مدت داخل جمجمه ای غیر طبیعی می شود که می تواند به نقص عادت مشاهده شده در طی تکرار محرک کمک کند.

زمینه

عادت کمبود پتانسیل های برانگیخته بینایی معکوس الگوی (VEP) در طول تکرار محرک یک ویژگی مکرر بیماران میگرن در فاصله بدون درد است [1-3]. مکانیسم های عصبی این کسری عادت کاملاً مشخص نشده است. حداقل دو توضیحات ممکن ، نه متقابل ، هر دو توسط داده های تجربی پشتیبانی می شوند: عملکرد مدارهای مهاری داخل جمجمه [4 ، 5] یا کاهش پیشگیری از قشر بینایی توسط حلقه های تالاموکورتیکال ، پیش بینی های ثانویه تا کم فشار از ساقه مغز [1 ، 1 ، 1 ،2]این که میزان دیسیتمیته قشر مغز در میگرن می تواند به دلیل کنترل تالامیک غیر طبیعی باشد ، یعنی به اصطلاح "دیسیریتمی تالامو قشر" با مطالعات در مورد نوسانات فرکانس بالا در EEG خود به خودی و پتانسیل های برانگیخته بینایی یا حرکتی پیشنهاد می شود [6-8]. این مفهوم ممکن است طرفداران تحریک بیش از حد و مهار کمبود را آشتی دهد ، زیرا یک درایو کمبود تالامو قشر ، یعنی یک سطح پایین از پیشگیری قشر مغز ، منجر به اختلال عملکرد نورون های قشر مهاری و تحریکی می شود [9]. مهار کاهش یافته و پیشگیری از قشر پایین ممکن است از این رو به طور متقابل منحصر به فرد نباشد ، زیرا دومی می تواند با کاهش مهار جانبی ، اولی را ارتقا بخشد. کدام یک از مکانیسم های تحریکی یا مهاری بیشتر به کسری عادت کمک می کند با روشهایی که معمولاً برای برانگیختن پاسخ های بینایی استفاده می شود که منعکس کننده جمع پتانسیل های تحریک آمیز و مهاری پس از سیناپسی است ، تعیین نمی شود [10].

مدولاسیون موقتی مناطق مجاور از تخته سنگ بادی شعاعی (W-D) یا الگوهای دیداری-مایل به قرمز (P-W) الگوهای بصری ، با این حال ، اجازه می دهد تا سهم نسبی از مهار جانبی کوتاه و دوربرد بین نورونهای قشر مغز در طی VEP های پایدار را تشخیص دهیم [11 13]این الگوهای بصری مجاز به شناسایی دو پدیده مجزا در انسان است: یک پاسخ دامنه بالا که در باند فرکانس اساسی ایجاد می شود ، و میرایی پاسخ هارمونیک دوم در طول تحریک W-D نسبت به پاسخ هارمونیک دوم در طول تحریک P-W. فرکانس اساسی تصور می شود که توسط فرآیندهای عصبی بسیار موضعی که ناشی از تعامل جانبی در مسافت های کوتاه (مهار جانبی با برد کوتاه) است ، ایجاد می شود ، در حالی که ضعف مؤلفه هارمونیک دوم به دلیل تعامل جانبی بین نورونها در مسافت های بیشتر است (دوربرد بیشتر (دوربردمهار جانبی) [13].

با استفاده از VEP های حالت پایدار به دست آمده با الگوهای W-D و P-W ، مهار جانبی در پردازش بصری قبلاً در بیماری هایی مانند صرع غیر طبیعی یافت شد [14 ، 15] و اسکیزوفرنی [16].

هدف از این مطالعه بررسی اینکه آیا مهار جانبی در قشر بینایی در پدیده عادت طبیعی در افراد سالم و در کسری عادت موجود در بیماران میگرن بین حملات نقش دارد.

مواد و روش ها

فاعل، موضوع

ما 65 بیمار میگرن متوالی (51 زن) ، میانگین سنی 30. 5 سال ، در کلینیک سردرد ما ثبت نام کردیم. چهل و سه (21 بدون [MO] و 22 با Aura [MA]) در طول دوره بین المللی تحت ضبط VEP قرار گرفتند ، یعنی آنها حداقل سه روز قبل و بعد از ضبط ها بدون حمله بودند. بیست و دو در مدت زمان 12 ساعت قبل یا بعد از شروع حمله ثبت شد. در این مرحله از چرخه میگرن ، نزدیک به یک حمله ، کسری عادت ناپدید می شود که الگویی شبیه به کنترل های سالم را نشان می دهد [17-19]. این گروه از بیماران میگرن به عنوان ICTAL (MI) در نظر گرفته شدند. هیچ داروی ضد میراگنی پیشگیرانه در طی 3 ماه قبل مجاز نبود. برای مقایسه ، 21 داوطلب سالم (HV) از سن و توزیع جنسیت قابل مقایسه (16 زن ، میانگین سنی 28. 1 سال) در بین دانشجویان دانشکده پزشکی و متخصصان مراقبت های بهداشتی استخدام شدند. آنها مجبور بودند از هرگونه وضعیت پزشکی آشکار ، سابقه شخصی یا خانوادگی میگرن یا صرع و مصرف منظم مواد مخدر عاری باشند. برای به حداقل رساندن تنوع ناشی از تأثیرات هورمونی بر تحریک پذیری قشر مغز ، افراد زن همیشه در چرخه میانی ثبت می شدند.

Participants taking medications on a regular basis and subjects who failed to reach a best-corrected visual acuity of>8/10 حذف شدند. هیچ یک از افراد ثبت نام شده در روز قبل از ضبط ، کمبود خواب یا مصرف الکل نداشتند. نوشیدنی های کافئین دار در روز ضبط مجاز نبودند. همه شرکت کنندگان توضیحات کاملی از مطالعه دریافت کردند و رضایت آگاهانه کتبی اعطا کردند. این پروژه توسط هیئت بررسی اخلاقی دانشکده پزشکی ، دانشگاه رم ، ایتالیا تصویب شد.

ضبط های بالقوه برانگیخته بصری

الگوی تحریک

افراد در یک اتاق جدا شده آکوستیک با نور کم نور در مقابل مانیتور تلویزیون که توسط یک میدان درخشندگی یکنواخت 5 Cd/m 2 احاطه شده بود ، نشسته بودند. برای به دست آوردن قطر پایدار شاگرد ، هر سوژه به مدت 10 دقیقه قبل از ضبط VEP با چراغ اتاق محیط سازگار است. VEP ها با تحریک یکپارچه راست انتخاب شدند. از سه الگوی تحریک مختلف استفاده شد. یکی شامل یک الگوی تخته سنگ تمام میدان (کنتراست 80 ٪ ، میانگین درخشندگی 250 سی دی بر متر 2) است که بر روی مانیتور تلویزیون تولید شده و در تضاد با سرعت 3. 1/ثانیه معکوس می شود (VEP گذرا [TR-VEP]). در فاصله مشاهده 114 سانتی متر ، لبه های واحد چک زاویه دید 15 دقیقه ای را کاهش می دهد. الگوهای دیگر پارادایم ها شامل الگوهای بادی بادی (W-D) و الگوهای جزئی-بادمیل (P-W) بودند که با استفاده از نرم افزار Presentation® (نسخه 12. 0 ، http://www. neurobs. com) تولید شدند. این الگوی یک دیسک مرکزی است که توسط سه حلقه پیوسته احاطه شده است که به صورت شعاعی به بخش های سبک و تاریک تقسیم می شود [16]. مناطق پویا (دیسک مرکزی و حلقوی دوم) هر دو محرک ، سینوسی در تقابل با سرعت 4 هرتز معکوس شدند (VEP حالت پایدار [SS-VEP]). در فاصله مشاهده 114 سانتی متر ، صفحه نمایش محرک زاویه دید 8 درجه را پایین می آورد. در الگوی W-D ، بخش های سیاه و سفید 1 ST و 3 Auli دارای کنتراست ثابت 45 ٪ بودند ، به طوری که الگوی محرک کلی بین آسیاب بادی و فرم های دارت به طور متناوب (شکل 1 بالا). برعکس ، در الگوی P-W ، بخش های 1 ST و Auli 3 در کنتراست 0 ٪ تنظیم شده اند که یک میدان یکنواخت را در سطح متوسط درخشندگی تشکیل می دهند (شکل 1 بالا).

figure 1

ضبط

در طی تمام تحریکات ، به افراد دستور داده شد تا یک نقطه قرمز را در وسط صفحه با چشم چپ که توسط یک پچ پوشانده شده است ، تثبیت کنند تا تثبیت پایدار باشد. VEP ها از طریق الکترودهای طلای طلایی که در OZ (الکترود فعال) و FZ (الکترود مرجع ، سیستم 10/20) قرار دارند ، از پوست سر ثبت شد. یک الکترود زمینی در ساعد راست قرار گرفت. سیگنال های بالقوه برانگیخته با یک تقویت کننده Digitimer D360 (باند-پاس 0. 05-2000 هرتز ، افزایش 1000) تقویت شدند و با یک دستگاه CED ™ Power 1401 (کمبریج طراحی الکترونیکی Ltd ، کمبریج ، انگلستان) ضبط شدند. برای هر یک از سه الگوی تحریک ، در مجموع 600 جارو متوالی 240 میلی ثانیه جمع آوری و در 512 هرتز نمونه برداری شد. پاسخ های قشر مغز در 6 بلوک متوالی 100 ، متشکل از حداقل 95 جارو بدون آثار باستانی تقسیم شد. پاسخ در هر بلوک با استفاده از بسته نرم افزاری Signal ™ نسخه 4. 08 (CED LTD) به طور متوسط خارج از خط ("میانگین بلوک") به طور متوسط ("میانگین بلوک") انجام شد.

تمام ضبط ها در صبح (بین ساعت 09 تا 12:00 بامداد) توسط همان محققان (V. P. و M. S.) جمع آوری شد و به صورت خارج از خط برای تشخیص افراد مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت.

اجزای TR-VEP Checkerboard با توجه به تأخیر آنها مشخص شد: N1 به عنوان منفی ترین اوج بین 60 تا 90 ms ، P1 به عنوان مثبت ترین قله زیر N1 بین 80 تا 120 ms و N2 به عنوان منفی ترین قله زیر P1 بین 125 و150 ms (شکل 1). ما دامنه اوج به اوج از مؤلفه N1-P1 را اندازه گیری کردیم.

SS-VEP (الگوهای W-D و P-W ، شکل 1) در حوزه فرکانس مورد بررسی قرار گرفت. پس از تحول گسسته فوریه (شکل 1) ، دامنه هارمونیک اساسی (1 ساعت ، در 4 هرتز) را برای شرایط محرک W-D و از هارمونیک دوم (2H ، دو برابر فرکانس محرک ، یعنی 8Hz) برای W-D و W-D و هم برای W-D اندازه گیری کردیم. شرایط محرک P-W [16]. برای ارزیابی فعل و انفعالات جانبی دوربرد ، ما میرایی از مؤلفه هارمونیک دوم در W-D مربوط به الگوی P-W را محاسبه کردیم.

تجزیه و تحلیل آماری

ما از بسته آماری برای علوم اجتماعی (SPSS) برای ویندوز ، نسخه 19. 0 برای همه تجزیه و تحلیل استفاده کردیم. برای هر شرایط محرک ، ما یک تجزیه و تحلیل مکرر از واریانس (ANOVA) ساختیم که به عنوان "بلوک" فاکتور درون موضوعی و به عنوان عوامل بین "گروه" (گروه "(HV ، MO ، MA ، MI). از تجزیه و تحلیل رگرسیون برای افشای روند خطی در دامنه VEP در بلوک ها (شیب) در هر شرایط و گروه محرک استفاده شد. از آزمون کمترین تفاوت معنی داری فیشر (LSD) برای تجزیه و تحلیل پس از تعقیب استفاده شد. از آزمون همبستگی پیرسون برای جستجوی همبستگی بین دامنه های دامنه VEP و متغیرهای بالینی استفاده شد.

مقادیر p 05 05 ≤ در نظر گرفته شد که اهمیت آماری را نشان می دهد.

نتایج

ضبط های VEP از همه شرکت کنندگان داده های قابل تجزیه و تحلیل را به دست آوردند. آثار VEP که با سه الگوی بصری مختلف در یک داوطلب سالم ثبت شده است ، یک بیمار MO و MA در شکل 2 نشان داده شده است. ویژگی های بالینی و جمعیتی افراد ضبط شده در جدول 1 نشان داده شده است.

figure 2

figure 3

figure 4

Smill-Dartboard-Steary-E-VEP (مهار جانبی با برد کوتاه)

figure 5

حالت ثابت-سیم پایدار-VEP (SS-VEP)

در شرایط P-W ANOVA برای دامنه 2H در بلوک های SS-VEP به طور متوسط اثر اصلی قابل توجهی از بلوک فاکتور را نشان داد (F(5،410)= 4. 27 ، P = 0. 001) ، اما از گروه (F(3،82)= 0. 46 ، P = 0. 709) و نه تعامل دو طرفه گروه توسط بلوک (F(15،410)= 0. 57 ، P = 0. 897) (شکل 3 ، ردیف پایین). برای کل گروه میگرن ترکیبی بین داده های نوروفیزیولوژیکی و بالینی ارتباط معنی داری وجود نداشت.

مهار جانبی دوربرد

به منظور ارزیابی مهار جانبی دوربرد ، درصد تغییر دامنه 2H بین شرایط P-W و W-D را در هر یک از 6 بلوک متوالی میانگین محاسبه کردیم. هیچ اثر اصلی قابل توجهی از گروه (F(3،82)= 2. 53 ، P = 0. 07) و بلوک (F(5،410)= 1. 19 ، P = 0. 310) تشخیص داده شد ، و نه تعامل دو طرفه گروه توسط بلوک (F(15،410)= 1. 07 ، P = 0. 377). بین دامنه بلوک 1 ST یا شیب عادت و متغیرهای بالینی ارتباط معنی داری وجود نداشت.

بحث

ما در این مطالعه گزارش های قبلی را تأیید می کنیم که دامنه بلوک TR-VEP 1 ST کاهش یافته است و بیش از بلوک های بعدی در میگرن بین حملات در مقایسه با داوطلبان سالم عادت نمی کند ، اما در حین حمله عادی می شود. جالب ترین نتیجه در مطالعه ما این است که میزان مهار جانبی با برد کوتاه در قشر بینایی بیماران میگرن با داوطلبان سالم متفاوت است. ما افزایش در دامنه 1 ST Harmonic (1H) SS-VEP در طی تحریک بینایی آسیاب بادی (W-D) ، که نشان دهنده میزان مهار جانبی جانبی کوتاه ، در بیماران میگرن بین حملات در مقایسه با داوطلبان سالم است. با این حال ، بیش از بلوک های پی در پی ضبط ، مهار جانبی با برد کوتاه در میگرن کاهش می یابد ، در حالی که در کنترل های سالم افزایش می یابد.

در مرحله ICTAL (MI) ، برعکس ، مهار جانبی جانبی با برد کوتاه در مقایسه با HV ها بسیار کاهش می یابد ، اما در هنگام تکرار محرک افزایش می یابد.

ما هیچ تفاوتی بین گروه ها در تعامل جانبی با برد دور وجود نداشت ، همانطور که با ضعف مؤلفه هارمونیک دوم (2H) بین الگوهای تحریک W-D و P-W فهرست بندی شد.

ما در مورد زیربناهای عصبی احتمالی این داده ها و اهمیت بالقوه آنها برای پاتوفیزیولوژی میگرن بحث خواهیم کرد.

پاسخ های برانگیخته بصری گذرا که از پوست سر ثبت شده است ، ترکیبی پیچیده از فعالیتهای الکتریکی است که توسط چندین کانال عملکردی موازی در سیستم بصری ایجاد می شود [20]. با این وجود ، با استفاده از پروتکل های تحریک کافی می توان اجزای خاص VEP را مطالعه کرد. به عنوان مثال ، مشارکت نسبی از تعامل جانبی بین نورون های قشر بینایی می تواند از طریق مدولاسیون زمانی دیفرانسیل مناطق مجاور توسط الگوهای شعاعی بادی بادی (W-D) تعیین شود [12 ، 16 ، 21]. گفتگوی متقابل غیرخطی بین دو حوزه عصبی که سیگنال های ورودی را در فرکانسهای مختلف مدولاسیون دریافت می کنند (به عنوان مثال ، توسط مناطق محرک استاتیک یا پویا) دو پدیده مجزا را القا می کند: یک پاسخ متمایز قوی در فرکانس اساسی (1H) ، وضعف مؤلفه غالب عادت در دو برابر فرکانس محرک (مؤلفه هارمونیک دوم ، 2H). تصور می شود که مؤلفه VEP در فرکانس اساسی که توسط محرک W-d ایجاد می شود توسط یک پدیده بسیار محلی محلی ایجاد می شود که نتیجه تعامل جانبی در مسافت های کوچک ("تعامل جانبی با برد کوتاه") است. در مقابل ، ضعف مؤلفه هارمونیک دوم در طول تحریک W-D نتیجه تعامل جانبی بین نورون ها در مسافت های طولانی تر ("تعامل جانبی دوربرد") است [13].

فعل و انفعالات جانبی در قشر بینایی به فرآیندهای مهاری نسبت داده می شود ، که احتمالاً توسط سیناپسهای GABAergic واسطه می شوند. طبق مدل اولین بار توسط هوبل و ویزل (1959) ، اطلاعات تحریک آمیز به جلو اطلاعات مربوط به حاشیه سیستم بصری از طریق هسته ژنتیکی جانبی تالامیک (LGN) می رود و به ترتیب در لایه های IV و III/II به سلولهای ساده و پیچیده می رسداز منطقه V1 [22]. این لایه های قشر مغز شامل ترتیبات مکانی ورودی های تحریکی مستقیم از طریق LGN و مسیرهای مهاری جانبی ، متعامد به ورودی تحریکی نورون ها است [22 ، 23]. قشر بینایی حاوی ده ها نوع سلول GABAergic مهاری است [24 ، 25]. در میان آنها ، کسانی که دارای بسته های آکسون جانبی بسیار محدود هستند (

با توجه به این داده های آناتوم-فیزیولوژیکی در قشر بصری ، یافته های ما نشان می دهد که در میگرن یک پویایی غیر طبیعی وابسته به چرخه از تعادل تحریک آمیز تحریک کننده در پاسخ به تکرار محرک وجود دارد.

یافته های ما از افزایش متناوب مهار جانبی جانبی کوتاه مدت ممکن است برخی از مشاهدات قبلی ما را با TR-VEPS توضیح دهد. در واقع ، دامنه بلوک 1 TR-VEP در بیماران میگرن بین حملات کاهش می یابد ، اما مانند مهار جانبی با برد کوتاه ، در طول حمله عادی می شود [1 ، 7 ، 29-36]. با این حال ، استدلال علیه این توضیح این است که ما هیچ ارتباطی بین افزایش بلوک 1 HD-VEP و کاهش در دامنه TR-VEP N1P1 بلوک 1 پیدا نکردیم. علاوه بر این ، چنین توضیحی ممکن است بسیار ساده باشد ، با توجه به اینکه TR-VEP نشان دهنده جمع بندی متعادل پتانسیل های تحریکی و مهاری پس از سیناپسی است [10]. بنابراین ما پیشنهاد می کنیم که به طور حامل در میگرن ، شیوع بیش از حد مهار احتمالاً به عنوان نتیجه کاهش تحریک وجود دارد. دومی می تواند دامنه پایین اولیه مؤلفه TR-VEP N1-P1 را بین حملات و افزایش آن در حین حملات که در آن مهار جانبی با برد کوتاه کاهش می یابد و به حالت عادی باز می گردد ، حساب کند و به اتصالات تحریکی اجازه می دهد تا تسلط داشته باشند. این تفسیر از مطالعات مختلف روانشناسی که به بررسی تعادل بین مهار و تحریک در میگرن می پردازد ، پشتیبانی می کند. با سازگاری الگوی با استفاده از توهمات بصری ، پدیده ای که به کاهش تحریک از ورودی های قبل از سیناپسی تونیک منتسب می شود [37 ، 38] ، شپرد و همکاران.(2001 ، 2002) مشاهده شده پس از عوارض شیب طولانی مدت ، حرکت پس از عوارض [39] و توهم شیب همزمان [40] در MO و MA نسبت به HV. این سرعت سازگاری آهسته در میگرن ممکن است نشانگر عدم وجود اتصالات تحریکی قشر مغز باشد [39-41] ، که در نتیجه باعث افزایش قدرت مهار جانبی در قشر بینایی می شود [42]. نمی توان این احتمال را که بلوک 1 WD-VEP به دلیل افزایش فشار خون مداوم سلولهای هرمی که به نوبه خود نیز تنظیم می کنند ، افزایش دهند. در این حالت ، انتظار می رود دامنه قابل توجهی از بلوک TR-VEP 1 که همچنان در بلوک های بعدی افزایش می یابد ، بیش از داوطلبان سالم افزایش یابد. با این حال ، داده های ما از این فرضیه حمایت نمی کنند ، زیرا دامنه بلوک TR-VEP 1 طبیعی بود یا حتی تمایل به پایین تر در میگرن ها داشت ، و افزایش آن در 6 بلوک هرگز از دامنه پایه داوطلبان سالم فراتر نمی رود (شکل 3 را ببینید).

دومین یافته متمایز در مطالعه ما این است که به طور حتمی ، پس از افزایش اولیه ، 1H W-D در دامنه کاهش می یابد ، یعنی بر روی بلوک های پی در پی عادت کرده است ، در تضاد با افزایش دامنه ، یعنی قدرت ، در HV یافت می شود. ما پیشنهاد می کنیم که این عادت مهار برد کوتاه ممکن است در القاء عدم وجود عادت از TR-VEP N1-P1 که در بیماران میگرن دیده می شود ، کمک کند. این تفسیر توسط همبستگی معکوس که بین عادت TR-VEP N1-P1 و 1H SS-WD-VEPS مشاهده می شود ، پشتیبانی می شود: به عبارت دیگر ، هرچه کسری عادت VEP بیشتر مشخص شود ، عادت کوتاه تر از حد کوتاه استمهار جانبی. باید اشاره کنیم که دامنه 1H در آخرین بلوک بین گروه ها تفاوت معنی داری ندارد (شکل 2). این نشان می دهد که این تفاوت در درجه اولیه مهار جانبی با برد کوتاه است که افزایش متعاقب مهار یا تحریک سلولهای هرمی را تعیین می کند ، که هدف آن بازگرداندن فعال سازی قشر طبیعی است. چنین تفسیری مطابق با مفهوم متاپلاستیک هوموستاتیک قشر مغز است ، با بیان اینکه هرچه سطح اولیه فعال سازی قشر مغز تحریکات بعدی باشد ، مکانیسم هموستاتیک را ایجاد می کند که قشر تمایل به حفظ سطح تحریک پذیری خود در یک محدوده فیزیولوژیکی دارد [43 ، 44]. روی هم رفته ، داده های ما نشان می دهد که عادت کمبود متمایز در بلوک های بعدی VEP در میگرن به شدت به سطح اولیه فعال سازی قشر بستگی دارد. این که عملکرد قشر اولیه در میگرن از اهمیت برخوردار است ، بیشتر با نتایج به دست آمده در یک پارادایم روانگردان نابسانمایی (SOA) به دست آمده در یک پارادایم روانی (SOA) ، آزمون ماسک زدن به متاکتونتراست ، نسبت به فرآیندهای مهاری نشان داده شده است [45]. چوپان و همکاران. در تلاش برای آشتی دادن نتایج حاصل از دو مطالعه متناقض قبلی [46 ، 47] ، نشان داد که نقاب ظاهراً ضعیف تر از متاکرونتراست در طول SOA بصری در میگرن به این دلیل است که هر دو گروه میگرن در آزمایشات پایه در مورد کنترل ها متفاوت عمل می کنند. در حقیقت ، هنگامی که عملکرد پایه در نظر گرفته شد ، اختلافات گروه برای هر شرایط نقاب تا حد زیادی ناپدید شد [45]. یافته های ما مبنی بر افزایش ناهنجاری های 1H و N1-P1 با فاصله از آخرین حمله میگرن ممکن است مربوط به تغییرات ICTAL و پری-ایکاه باشد که در اتصال تالاموکورتیکال شرح داده شده است [6] و پاسخگویی قشر مغز.

در واقع به خوبی شناخته شده است که پاسخگویی قشر مغز در طول زمان در رابطه با حمله میگرن نوسان می کند: درست قبل و در حین حمله ، عادت افزایش می یابد و عادی می شود [17]. عادت TR-VEP N1-P1 به طور معکوس با تعداد ماهانه روزهای سردرد ارتباط دارد. این احتمالاً به این دلیل است که بیماران با فرکانس حمله بالا احتمالاً در یک دوره نزدیک به حمله ثبت می شوند ، یعنی در یک زمان زمانی که تغییرات ICTAL به طور کامل ناپدید نشده است [3]. جالب اینجاست که ، همبستگی مشابهی با زمان سپری شده از آخرین حمله میگرنی اخیراً با اندازه گیری دیگری از مهار بینایی ، تست ماسکینگ متاکتونتراست مورد نظر مشاهده شده است [45]. این ، همراه با نتایج ما ، نشان می دهد که عملکرد مهاری کلی با تکرار محرک با نزدیکی آخرین میگرن افزایش می یابد.

چه عواملی باعث اختلاف مشاهده شده بین اختلال در پاسخ هارمونیک 1 به محرک های WD و پاسخ های هارمونیک 2 عادی به PW و WD می شود ، هنوز مشخص نمی شود. سلولهای سبد بزرگ ، واسطه های مهار جانبی با برد دور ، یک ورودی مهاری غالب غیر ISO را فراهم می کنند که می تواند نقش مهمی در تولید تنظیم جهت گیری و انتخاب جهت داشته باشد [28]. با پارادایم های روانشناختی بصری با استفاده از زمان واکنش ، شواهدی هم به نفع [48 ، 49] و هم در برابر [50] نقص تبعیض خاص جهت گیری در میگرن گزارش شده است. اختلال در جهت گیری خاص ، با آستانه تشخیص طبیعی ، با این وجود در چندین میگرن وجود داشت که محرک ها در فرکانس های مکانی کم (کمتر از 2 چرخه در درجه) ارائه می شدند [48 ، 49]. بنابراین ما نمی توانیم رد کنیم که فرکانس مکانی 2 چرخه در درجه/درجه (15 دقیقه قوس) مورد استفاده در مطالعه ما ممکن است مانع از تشخیص اختلال قابل توجهی از مهار جانبی دوربرد در میگرن ها شود که ممکن است با فرکانس های مکانی کمتر امکان پذیر باشدبشر

اختلال در مهار قشر مغز در تعدادی از اختلالات عملکردی مغزی که تحت عنوان "دیسیریتمی تالامو قشر" (TCD) گروه بندی شده اند ، شرح داده شده است. نظریه TCD فرض می کند که در صورت وجود قطع ارتباط آناتومیکی یا عملکردی تالاموس از مناطق زیر قشر ، تغییر فعالیت تالاموکورتیکال ریتمیک ممکن است به نفع فعالیت فرکانس پایین باشد که در سطح قشر مغز در ابتدا و میزان شلیک سلولهای هرمی تحریک آمیز را کاهش می دهد. inteeurons مهاری سریع (FS) در طول تکرار محرک [51-53]. دومی منجر به عدم تمایل در ستون های قشر مجاور می شود که به عنوان افزایش تدریجی نوسانات باند گاما با فرکانس بالا ، به اصطلاح "اثر لبه" نشان می دهد [54 ، 55]. جالب توجه است ، inteeurons مهاری FS معمولاً سیناپسهای الکتریکی مهاری را با سلولهای یکسان در فاصله 100 میکرومتر بین ایمنی (مهار جانبی با برد کوتاه) ایجاد می کنند [56]. شواهد به نفع فعالیت های غیر طبیعی تالامیک و تالامو قشر مغز در میگرن بین حملات نیز ناشی از مطالعات EEG خود به خود [8] و بصری [7] یا حرکتی است که نوسانات با فرکانس بالا را برانگیخته است [6 ، 57]. ما قبلاً پیشنهاد کرده ایم که پیش بینی های سروتونینرژیک عملکردی به تالاموس و قشر ممکن است باعث قطع عملکرد تالاموس شود که منجر به افزایش نوسانات باند گاما در قشر می شود ، مانند سایر دیسیریتمی های تالاموکورتیکال ، و کاهش عادت قشر مغز [2 ، 7]. نقش انتقال سروتونین در میگرن توسط همل و همکاران به طور جامع بررسی شده است.(2007) و شواهد و مدارکی از مطالعات بالینی وجود دارد که میگرن یک اختلال با انتقال سروتونرژیک تغییر یافته از ساقه مغز به تالاموس و قشر است [58] (شکل 6).

figure 6

نتیجه گیری

برای نتیجه گیری ، ما نشان داده ایم که مهار جانبی با برد کوتاه در قشر بینایی بیماران میگرن به طور حیاتی مختل می شود. ما پیشنهاد می کنیم که این اختلال ممکن است مسئول کسری عادت از VEP گذرا موجود در میگرن باشد و احتمالاً نتیجه قطع ارتباط تالامو قشر به دلیل عدم عصبیت سروتونینرژیک تالاموس و قشر است. این ممکن است به آشتی بحث و جدال بین تحریک غیر طبیعی و مهار کمبود در میگرن بینابینی کمک کند. در واقع ، برخی از نویسندگان پیشنهاد کرده اند که عادت کمبود ناشی از عدم مهار قشر مغز یا افزایش تحریک گلوتاماتژیک است [61-64]. در نگاه اول ، این واقعیت که در بیماران ما دامنه مهار جانبی با برد کوتاه در بلوک اول در مقایسه با داوطلبان سالم افزایش یافته است (شکل 3 را ببینید) از این فرضیه ها طرفداری نمی کند. در حالی که ، مشاهده این که ، پس از افزایش زودرس ، مکانیسم های مهاری کوتاه مدت به طور غیر طبیعی در طول تحریک بصری طولانی مدت کاهش می یابد با نتایج ارائه شده با تعدیل مطالعات RTMS ، یعنی مهار کاهش یافته در طولانی مدت اجازه می دهد تا اتصالات تحریکی به آنها امکان پذیر شودتسلط [61-63]. بنابراین ، ما پیشنهاد می کنیم که مهار کاهش یافته و فشار خون تالامو قشر ، یعنی پیشگیری از قشر پایین ، ممکن است همزیستی باشد ، زیرا دومی می تواند از طریق کاهش مهار جانبی در طول تکرار محرک ، اولی را ارتقا بخشد. مسیر مشترک نهایی هر دو اختلال عملکرد ، پاسخ قشر شدید به محرکهای مکرر ، یعنی عدم عادت است.

مطالعات بیشتر برای تأیید ناهنجاری های عملکردی حاضر و تعیین مکانیسم های دقیق آنها ، از جمله ارتباط آن با تغییر در ریتم های تالامو قشر و در فعالیت های Sutmortico- (Thalamo-) قشر قشر ، مورد نیاز است. همچنین جمع آوری داده های بیشتر در مورد مبنای ژنتیکی احتمالی این ناهنجاری های عملکردی و پاسخگویی آنها به مداخلات پیشگیرانه ضد میراگرین از اهمیت ویژه ای برخوردار خواهد بود. بینش بهتر از ماهیت فشار خون بالا قشر مغز ، راه را برای استراتژی های درمانی حاد و پیشگیرانه جدید هموار می کند و ممکن است درک بهتری از نحوه عملکرد داروهای دارویی موجود و نوید بخش های غیر تهاجمی مانند مغناطیسی مکرر یا مغناطیسی ترانس کرانیال یا مستقیم باشد. تحریکات فعلی [65].

بازار رمزارزها...
ما را در سایت بازار رمزارزها دنبال می کنید

برچسب : نویسنده : محمود کیانوش بازدید : 26 تاريخ : جمعه 30 تير 1402 ساعت: 16:12