کارل مارکس: نقد اقتصاد سیاسی
ج. سکه ها و نشانه های ارزش
عملکرد طلا به عنوان واسطه گردش ، شکل خاصی را فرض می کند ، به یک سکه تبدیل می شود. به منظور جلوگیری از جلوگیری از گردش خون آن در اثر مشکلات فنی ، طلا مطابق با استاندارد پول حساب ذوب می شود. سکه ها تکه هایی از طلا هستند که شکل و اثر آن نشان می دهد که آنها حاوی وزن طلا هستند ، همانطور که با نام پول حساب ، مانند پوند استرلینگ ، شیلینگ و غیره نشان داده شده است. به دولت واگذار کنید. پول سکه شده یک شخصیت محلی و سیاسی را فرض می کند ، از زبانهای مختلف ملی استفاده می کند و لباس های مختلف ملی را می پوشد ، دقیقاً مانند پول حساب. بنابراین ، پول سکو شده در حوزه داخلی گردش کالاها ، که توسط مرزهای یک جامعه مشخص شده است ، گردش می کند و از گردش جهانی دنیای کالاها جدا می شود.
اما تنها تفاوت بین طلا در قالب شمش و طلا به شکل سکه در بین فرقه سکه و فرقه وزن فلزی آن است. آنچه به عنوان تفاوت فرقه در مورد دوم ظاهر می شود ، به عنوان تفاوت شکل در حالت قبلی ظاهر می شود. سکه های طلایی را می توان به داخل کاشیش پرتاب کرد و بدین ترتیب دوباره به عبارت SANS طلا تبدیل شد ، همانطور که برعکس میله های طلا فقط باید به نعناع فرستاده شوند تا به سکه تبدیل شوند. تبدیل و بازگرداندن یک شکل به شکل دیگر به عنوان یک عمل کاملاً فنی ظاهر می شود.
در ازای 100 پوند یا 1200 اونس Troy از 22 قیراطی طلای 4،672 پوند یا 4،672 ½ حاکمیت طلا از نعناع انگلیسی دریافت می کند ، و اگر کسی این حاکمیت ها را در یک طرف یک جفت مقیاس و 100 پوند طلای طلا قرار دهددیگری ، این دو تعادل خواهند داشت. این ثابت می کند که حاکمیت به سادگی یک مقدار طلا است - با یک شکل خاص و یک اثر خاص - وزن آن در مقیاس پولی انگلیسی با این نام مشخص می شود. حاکمیت های طلای 4،672 ½ در نقاط مختلف به گردش خون پرتاب می شوند و یک بار در جریان ، هر روز تعداد مشخصی از حرکات را انجام می دهند ، برخی حاکمیت بیشتر و برخی دیگر کمتر. اگر میانگین تعداد حرکات انجام شده توسط یک اونس طلا در طول روز ده باشد ، 1200 اونس طلا در مجموع قیمت های کالایی به ارزش 12000 اونس یا 46،725 حاکمیت را تحقق می بخشد. یک اونس طلا ، مهم نیست که چگونه فرد پیچ خورده و آن را بچرخاند ، هرگز ده اونس وزن نخواهد داشت. اما در اینجا در روند گردش خون ، یک اونس در واقع ده اونس است. در فرآیند گردش خون یک سکه برابر با مقدار طلا موجود در آن است که با تعداد حرکاتی که انجام می دهد ضرب می شود. این سکه علاوه بر وجود واقعی خود به عنوان یک قطعه طلای با وزن خاص ، یک موجود اسمی را به دست می آورد که از عملکردی که انجام می دهد ناشی می شود. اما این که آیا حاکمیت یک یا ده حرکت را انجام می دهد ، در هر خرید یا فروش خاص ، با این وجود صرفاً به عنوان یک حاکمیت واحد عمل می کند. این اثر مشابه در مورد یک ژنرال است که در روز نبرد با حضور در ده مکان مختلف در زمان مهم ، ده ژنرال را جایگزین می کند ، اما در هر نقطه یکسان است. نامگذاری محیط گردش خون ، که در نتیجه جایگزینی کمیت با سرعت بوجود می آید ، فقط مربوط به عملکرد سکه ها در فرآیند گردش خون است اما بر وضعیت سکه های فردی تأثیر نمی گذارد.
اما گردش پول یک حرکت خارجی است و حاکمیت ، گرچه غیر اولت است ، [بو نمی کند.- ed.] شرکت مختلط را نگه می دارد. سکه ای که با انواع دست ، کیف ، کیف پول ، کیسه ، گلدان ، سینه و جعبه در تماس است ، از بین می رود ، ذره ای از طلا را در اینجا و دیگری در آنجا می گذارد ، بنابراین به طور فزاینده ای بیشتر از محتوای ذاتی خود را در نتیجه از دست می دهد. سایش در دوره حرفه ای دنیوی خود پایدار است. در حالی که در حال استفاده است از آن استفاده می شود. بگذارید یک حاکمیت را در لحظه ای در نظر بگیریم که ویژگی های جامد اصلی آن هنوز به سختی مختل نشده است.
"نانوایی که یک روز حاکمیت می گیرد و روز دیگر آن را به میلر خود می پردازد ، خود را به خود حاکمیت واقعی نمی پردازد. این کمی سبک تر از زمانی است که او آن را دریافت کرد. "[1] "بدیهی است که این سکه ، در ماهیت چیزها ، باید برای همیشه باشد ، واحد به صورت واحد ، با عمل صرفاً سایش معمولی و غیرقابل اجتناب ، تحت استهلاک قرار می گیرد. این یک عدم امکان جسمی در هر زمان ، حتی برای یک روز واحد ، کاملاً برای از بین بردن سکه های نوری از گردش خون است. "[2]
یعقوب تخمین می زند که از 380 میلیون پوند که در سال 1809 در اروپا وجود داشته است ، 19 میلیون پوند در نتیجه سایش تا سال 1829 کاملاً ناپدید شده است ، یعنی در طی 20 سال. در حالی که کالایی که اولین قدم خود را برداشته و آن را وارد حوزه گردش خون می کند ، دوباره از آن خارج می شود ، سکه پس از چند قدم در حوزه گردش خون ، نشان دهنده محتوای فلزی بیشتری از آنچه در واقع است ، است. هرچه یک سکه با سرعت مشخص گردش کند ، یا با سرعت بیشتری در یک دوره زمانی معین گردش کند ، واگرایی بین وجود آن به عنوان یک سکه و وجود آن به عنوان یک تکه طلا یا نقره بیشتر می شود. آنچه باقی مانده است Magni Nominis Umbra ، بدن سکه اکنون صرفاً سایه است. در حالی که گردش در ابتدا سکه را سنگین تر کرده است ، اکنون آن را سبک تر می کند ، اما در هر خرید و فروش فردی هنوز هم برای مقدار اصلی طلا می گذرد. به عنوان یک شبه شبه یا شبه طلا ، حاکمیت همچنان عملکرد یک سکه طلای قانونی را انجام می دهد. اگرچه اصطکاک با دنیای خارجی باعث می شود سایر موجودات آرمانگرایی خود را از دست بدهند ، اما این سکه در نتیجه تمرین به طور فزاینده ای ایده آل می شود ، اما ماده طلایی یا نقره ای آن به یک شبه موجود کاهش می یابد. این ایده آل سازی دوم ارز فلزی ، یعنی اختلاف بین محتوای اسمی و محتوای واقعی آن ، که توسط فرایند گردش خون به وجود آمده است ، توسط دولت ها و ماجراجویان فردی که از طرق مختلف این سکه را رد می کنند ، مورد استفاده قرار گرفته است. بشرکل تاریخ سیستم پولی از اوایل قرون وسطی تا زمان قرن هجدهم-تاریخچه جعل دو جانبه و متضاد است و مجموعه گسترده ای از آثار اقتصاددانان ایتالیایی تا حد زیادی نگران این موضوع است.
اما وجود "ایده آل" طلا در محدوده عملکرد آن با وجود واقعی آن مغایرت دارد. در جریان گردش خون برخی از سکه های طلا بیشتر از محتوای فلزی خود را از دست داده اند ، برخی دیگر کمتر ، و یک حاکمیت اکنون در واقع ارزش بیش از دیگری دارد. از آنجا که با این حال آنها به همان اندازه معتبر هستند در حالی که به عنوان سکه کار می کنند - حاکمیتی که یک چهارم اونس وزن دارد ، هیچ کس بسیار بیشتری از حاکمیت ندارد که فقط یک چهارم اونس را نشان می دهد - برخی از دارندگان بی پروا عملیات جراحی را بر روی حاکمیت های وزن استاندارد انجام می دهند تابه همان نتیجه مصنوعی برسید که گردش خون در مورد سکه های سبک تر به طور خودجوش به وجود آمده است. حاکمیت ها بریده شده و از بین می روند و طلای مازاد به داخل گلدان ذوب می رود. هنگامی که 4،672 ½ حاکمیت طلا که روی مقیاس قرار می گیرد به طور متوسط فقط 800 اونس به جای 1200 وزن ، آنها فقط 800 اونس طلا را در بازار طلا خریداری می کنند: به عبارت دیگر ، قیمت بازار طلا بالاتر از قیمت نعناع افزایش یافته استبشرتمام حاکمیت ها ، حتی کسانی که وزن استاندارد را حفظ می کنند ، به اندازه سکه ارزش کمتری نسبت به شکل میله ها دارند. حاکمیت وزن استاندارد در میله ها بازسازی می شود ، شکلی که در آن مقدار بیشتری از طلا از مقدار بیشتری از مقدار کمتری از طلا برخوردار است. هنگامی که کاهش محتوای فلز تعداد کافی از حاکمیت ها را تحت تأثیر قرار داده است تا باعث افزایش دائمی قیمت بازار طلا بر روی قیمت نعناع خود شود ، سکه ها همان نام حساب را حفظ می کنند اما از این پس این مقدار کمتری برای مقدار کمتری خواهد داشتاز طلا. به عبارت دیگر ، استاندارد پول تغییر خواهد کرد و از این پس طلا مطابق با این استاندارد جدید استخراج می شود. بنابراین ، در نتیجه ایده آل بودن آن به عنوان یک رسانه گردش خون ، طلا به نوبه خود رابطه قانونی تعیین شده را که در آن به عنوان استاندارد قیمت عمل می کند ، تغییر می دهد. یک انقلاب مشابه پس از یک دوره زمانی خاص تکرار می شود. طلا هم به عنوان استاندارد قیمت و هم به واسطه گردش خون از این طریق در معرض تغییرات مداوم قرار می گیرد ، به طوری که تغییر در یک جنبه باعث تغییر در طرف دیگر و برعکس می شود. این پدیده ذکر شده در ابتدا را به خود اختصاص می دهد ، یعنی ، همانطور که تاریخ همه ملل مدرن نشان می دهد ، همان عناوین پولی همچنان در معرض یک محتوای فلزی به طور مداوم قرار می گیرند. تضاد بین طلا به عنوان سکه و طلا به عنوان استاندارد قیمت نیز به تضاد بین طلا به عنوان سکه و طلا به عنوان معادل جهانی تبدیل می شود.
که نه تنها در محدوده یک قلمرو معین بلکه در بازار جهانی نیز در گردش است. به عنوان یک معیار ارزش، طلا همیشه وزن کامل خود را حفظ کرده است، زیرا فقط به صورت اسمی به عنوان طلا عمل کرده است. هنگامی که طلا به عنوان معادل در معامله جداگانه C-M عمل می کند، طلا بلافاصله از حرکت به حالت سکون باز می گردد. اما هنگامی که به عنوان یک سکه عمل می کند، ماده طبیعی آن در تضاد دائمی با عملکرد آن قرار می گیرد. از تبدیل طلا به طلای اسمی نمی توان به طور کامل جلوگیری کرد، اما قانون تلاش می کند تا از استقرار طلای اسمی به عنوان سکه با خارج کردن آن از گردش زمانی که سکه های مورد نظر درصد خاصی از ماده خود را از دست داده اند، جلوگیری کند. به عنوان مثال، طبق قوانین انگلیس، حاکمیتی که بیش از 0. 747 دانه از وزن خود را از دست داده باشد، دیگر ارز قانونی نیست. بین سال های 1844 و 1848، 48 میلیون طلا توسط بانک انگلستان وزن شد، که دارای ترازو برای توزین طلا اختراع شده توسط آقای کاتن است. این دستگاه نه تنها قادر است تفاوت بین وزن دو فرمانروا را به اندازه یک صدم دانه تشخیص دهد، بلکه مانند یک موجود منطقی، سکه سبک وزن را روی تخته ای پرتاب می کند که از آن به دستگاه دیگری می ریزد که آن را برش می دهد. تکه تکه شدن با ظلم شرقی
با این حال ، در این شرایط ، سکه های طلا به هیچ وجه قادر به گردش نیستند ، مگر اینکه آنها را به یک حوزه قطعی از گردش خون محدود کنند که در آن سرعت کمتری می پوشند. تا آنجا که یک سکه طلا در گردش به ارزش یک چهارم هر اونس است ، در حالی که وزن آن فقط یک پنجم از یک اونس است ، در واقع به یک نشانه یا سمبل صرف برای یک بیستم یک اونس طلا تبدیل شده است ، و از این طریقفرایند گردش خون تمام سکه های طلا را تا حدی به نشانه های صرف یا نمادهای نمایانگر ماده آنها تبدیل می کند. اما یک چیز نمی تواند نماد خودش باشد. انگورهای نقاشی شده هیچ نمادی از انگورهای واقعی نیستند ، اما انگورهای خیالی هستند. حتی کمتر از این امکان وجود دارد که یک حاکمیت با وزن سبک نمادی از یک حاکمیت وزن استاندارد باشد ، دقیقاً همانطور که یک اسب آرام نمی تواند نمادی از اسب چربی باشد. از آنجا که طلا به این ترتیب به نمادی از خود تبدیل می شود ، اما نمی تواند به عنوان چنین نمادی باشد ، یک موجود نمادین - کاملاً جدا از وجود خود - به شکل پیشخوان های نقره یا مس در آن حوزه های گردش خون که در آن به سرعت از بین می رود ، یعنی جایی که در آن می پوشد ، یعنی جایی که در آن به سرعت می پوشدخریدها و فروش مبلغ دقیقه به طور مداوم ادامه می یابد. بخش مشخصی از تعداد کل سکه های طلا ، اگرچه همیشه همان سکه ها نیستند ، اما دائمی در این حوزه ها گردش می کنند. این نسبت سکه های طلا توسط نشانه های نقره ای یا مس جایگزین می شود. کالاهای مختلف از این رو می توانند به عنوان سکه در کنار طلا عمل کنند ، اگرچه فقط یک کالای خاص می تواند به عنوان اندازه گیری ارزش عمل کند و بنابراین به عنوان پول در یک کشور خاص نیز عمل می کند. این وسایل تابعه گردش خون ، به عنوان مثال نشانه های نقره ای یا مس ، بخشهای قطعی از سکه های طلا را در گردش نشان می دهد. بنابراین ، مقدار نقره یا مس که این نشانه ها در آن وجود دارد ، با توجه به ارزش نقره یا مس نسبت به آن از طلا تعیین نمی شود ، اما به طور خودسرانه توسط قانون تأسیس می شود. آنها ممکن است فقط به مبلغی صادر شود که بیش از مواردی نباشد که در آن بخش های کوچکی از سکه طلا که آنها را نشان می دهند ، دائماً گردش می کنند ، یا به عنوان تغییر کوچک برای سکه طلا از فرقه های بالاتر یا برای تحقق قیمت های پایین کالاها. نشانه های نقره ای و نشانه های مس متعلق به حوزه های مشخص تجارت خرده فروشی خواهند بود. بدیهی است که سرعت گردش آنها در نسبت معکوس به قیمتی که در هر خرید و فروش فردی یا به ارزش کسری از سکه طلای آنها نشان می دهد ، است.
مقدار کل نسبتاً ناچیز سکه های فرعی در گردش ، نشان دهنده سرعت است که آنها به طور دائم گردش می کنند ، اگر کسی در نظر داشته باشد حجم عظیمی از تجارت خرده فروشی روزانه در کشوری مانند انگلیس معامله می شود. به عنوان مثال ، گزارش پارلمانی که اخیراً منتشر شده است ، نشان می دهد که در سال 1857 ، نعناع انگلیسی طلا را به مبلغ 4،859،000 پوند تبدیل کرد و نقره ای با ارزش اسمی 733،000 پوند و ارزش فلزی 363،000 پوند. در دوره ده ساله منتهی به 31 دسامبر 1867 ، مبلغ کل طلای ابداع شده به 5s ، 239،000 پوند و نقره فقط به 2،434،000 پوند رسید. ارزش اسمی سکه های مس صادر شده در سال 1857 تنها 6،720 پوند بود ، در حالی که ارزش مس موجود در آنها 3،492 پوند بود. از این تعداد 3،136 پوند به عنوان سکه ، 2،464 پوند به عنوان Halfpennies و 1،120 پوند به عنوان Farthings صادر شد. ارزش اسمی کل سکه مس در طی ده سال گذشته به 141،477 پوند رسید و ارزش فلز آنها به 73،503 پوند رسید. درست همانطور که از سکه طلا از عملکرد دائمی به عنوان سکه جلوگیری می شود که در صورت از دست دادن مقدار مشخصی از فلز ، از بین می رود ، بنابراین برعکس با قرار دادن سطح قیمت که می توانند به طور قانونی متوجه شوند پیشخوان های نقره ای و مس از حرکت به داخل جلوگیری می کنند. حوزه سکه طلا و از تأسیس خود به عنوان پول. بنابراین به عنوان مثال در انگلیس ، مس برای مبالغ تا 6d مناقصه قانونی است. و نقره برای مبالغ حداکثر 40. مسئله نشانه های نقره ای و مس در مقادیر بیش از الزامات حوزه های گردش آنها منجر به افزایش قیمت کالاها نمی شود بلکه به تجمع این نشانه ها در دست معامله گران خرده فروشی ، که در پایان مجبور به فروش می شوندآنها به عنوان فلز. به عنوان مثال ، در سال 1798 ، سکه های مس انگلیسی به مبلغ 20 پوند ، 30 پوند و 50 پوند ، که توسط افراد خصوصی خرج شده بود ، در محل های مغازه داران جمع شده بودند و از آنجامجبور شد آنها را به عنوان فلز در بازار مس بفروشد.[3]
محتوای فلزی نشانه های نقره و مس ، که نمایانگر سکه طلا در حوزه های مجزا از گردش خانه است ، طبق قانون تعیین می شود. اما هنگام گردش ، آنها از بین می روند ، دقیقاً همانطور که سکه های طلا انجام می دهند ، و به دلیل سرعت و ثبات گردش خون ، آنها حتی سریعتر به وجود صرفاً خیالی یا سایه کاهش می یابند. اگر کسی ثابت کند که نشانه های نقره ای و مس نیز ، با از دست دادن مقدار مشخصی از فلز ، باید به عنوان سکه کار کند ، لازم است که آنها را به نوبه خود در بخش های خاصی از حوزه گردش خون خود توسط برخی دیگر از پول نمادین جایگزین کنید.، مانند آهن یا سرب ؛و از این طریق بازنمایی یک نوع پول نمادین توسط انواع دیگر پول نمادین برای همیشه ادامه خواهد یافت. نیازهای گردش ارز به خودی خود ، همه کشورها را با گردش خون توسعه یافته وادار می کند تا اطمینان حاصل شود که نشانه های نقره ای و مس به عنوان سکه به طور مستقل از درصد فلز از دست می دهند. بدین ترتیب آشکار می شود که آنها ، به دلیل ماهیت خود ، نمادهای سکه طلا نیستند زیرا از نقره یا مس ساخته شده اند ، نه به این دلیل که ارزش دارند ، بلکه آنها نمادی هستند تا آنجا که هیچ ارزشی ندارند.
چیزهای نسبتا بی ارزش، مانند کاغذ، می توانند به عنوان نماد سکه های طلا عمل کنند. سکه های فرعی از فلز، نقره، مس، و غیره تشکیل شده است، زیرا در اکثر کشورها فلزات کم ارزش تر به عنوان پول در گردش بودند - مانند نقره در انگلستان، مس در جمهوری روم باستان، سوئد، اسکاتلند و غیره - قبل از این فرآیند. گردش آنها را به سکه کوچک کاهش داد و فلز ارزشمندتری را به جای آنها قرار داد. علاوه بر این، در ماهیت چیزها این است که نماد پولی که مستقیماً از پول فلزی ناشی می شود، در وهله اول باید بار دیگر یک فلز باشد. همانطور که بخشی از طلا که باید دائماً به عنوان پول خرد در گردش باشد، با ژتون های فلزی جایگزین می شود، بخشی از طلا که به عنوان سکه همیشه در حوزه گردش خانگی باقی می ماند و بنابراین باید دائماً در گردش باشد، می تواند با ژتون هایی جایگزین شود. ارزش ذاتی. سطحی که حجم ارز هرگز کمتر از آن نمی شود، در هر کشوری با تجربه مشخص شده است. آنچه در اصل یک واگرایی ناچیز محتوای اسمی از محتوای فلزی واقعی پول فلزی بود، بنابراین می تواند به مرحله ای برسد که این دو چیز کاملاً از هم جدا شوند. بنابراین نام سکه ها از ماده پول جدا می شود و جدا از آن به شکل تکه های کاغذ بی ارزش وجود دارد. همانطور که ارزش مبادله ای کالاها در نتیجه مبادله به پول طلا متبلور می شود، پول طلا در گردش به نماد خود تصعید می شود، ابتدا به شکل سکه طلای فرسوده، سپس به شکل فلز فرعی. سکه، و در نهایت به شکل شمارنده های بی ارزش، تکه های کاغذ، صرفاً نشانه های ارزش.
اما سکه طلا ابتدا باعث پیدایش جایگزین های فلزی و سپس جایگزین های کاغذ شد، تنها به این دلیل که علیرغم از دست دادن فلزی که متحمل شده بود، به عملکرد خود به عنوان یک سکه ادامه داد. نه به این دلیل که فرسوده شده بود، بلکه به یک نماد پوشیده شد زیرا به گردش خود ادامه داد. تنها تا جایی که در فرآیند گردش، ارز طلا به یک نشانه صرف از ارزش خود تبدیل می شود، می توان نمادهای ارزشی را جایگزین آن کرد.
تا آنجا که مدار C - M - C وحدت پویا از دو جنبه C - M و M - C است که به طور مستقیم به یکدیگر تغییر می کنند ، یا تا آنجا که کالا تحت کل دگردیسی قرار می گیرد ، مبادله خود را تکامل می دهد.-به قیمت و پول ، اما بلافاصله این فرم ها را دوباره رها می کند تا یک بار دیگر به یک کالا تبدیل شود ، یا به اصطلاح یک ارزش استفاده. ارزش مبادله کالا بنابراین فقط یک موجود به ظاهر مستقل را به دست می آورد. از طرف دیگر ما دیده ایم که طلا ، هنگامی که فقط به عنوان خاص عمل می کند ، یعنی زمانی که دائماً در گردش است ، در واقع صرفاً به هم پیوستن دگرگونی کالاها و وجود زودگذر آنها به عنوان پول نشان می دهد. طلا فقط برای تحقق بخشیدن به دیگری ، قیمت یک کالا را تحقق می بخشد ، اما هرگز به عنوان ارزش مبادله در حالت استراحت یا حتی کالایی در حالت استراحت ظاهر نمی شود. واقعیتی که در این فرایند ارزش مبادله کالاها فرض می کند ، و توسط طلا در گردش بیان می شود ، صرفاً واقعیت یک جرقه برقی است. اگرچه این طلا واقعی است ، اما صرفاً به عنوان طلای ظاهری عمل می کند ، و در این عملکرد می توان یک نشانه از خود را جایگزین آن کرد.
نشانه ارزش ، یک تکه کاغذ ، که به عنوان یک سکه عمل می کند ، نشان دهنده مقدار طلا است که با نام سکه نشان داده شده است ، و به این ترتیب نشانه ای از طلا است. مقدار مشخصی از طلا به این ترتیب رابطه ارزش را بیان نمی کند و همچنین نشانه ای که جای خود را می گیرد. نشانه طلا نشان دهنده ارزش تا آنجا است که مقدار مشخصی از طلا را نشان می دهد ، زیرا در زمان کار تحریم شده است ، دارای یک مقدار مشخص است. اما مقدار مقداری که نشانه نشان می دهد به هر مورد به مقدار مقدار طلای نشان داده شده توسط آن بستگی دارد. در مورد کالاها ، نشانه ارزش نشان دهنده واقعیت قیمت آنها است و نشانه ای از قیمت آنها و نشانه ای از ارزش آنها را تشکیل می دهد زیرا ارزش آنها در قیمت آنها بیان شده است. در مدار C - M - C ، تا آنجا که فقط وحدت پویا دو دگرگونی یا تغییر مستقیم یک دگرگونی به دیگری را بیان می کند - و اینگونه است که در حوزه گردش خون ظاهر می شود ، که در آن نشانهارزش عمل می کند-ارزش مبادله کالاها صرفاً یک موجود اسمی و پول صرفاً یک موجود خیالی یا نمادین است. بنابراین به نظر می رسد که ارزش مبادله چیزی کاملاً مفهومی یا یک موجود تصور شده است اما هیچ واقعیتی جز در کالاها ندارد ، تا آنجا که مقدار مشخصی از زمان کار در آنها تحقق می یابد. بنابراین به نظر می رسد که نشانه ارزش به طور مستقیم ارزش کالاها را نشان می دهد ، زیرا به نظر می رسد که نشانه ای از طلا نیست بلکه نشانه ای از ارزش مبادله ای است که فقط در کالا وجود دارد و صرفاً در قیمت بیان می شود. اما ظاهر فریبنده است. نشانه ارزش به طور مستقیم فقط یک نشانه از قیمت است ، یعنی نشانه ای از طلا ، و فقط غیرمستقیم نشانه ای از ارزش کالا است. طلا بر خلاف پیتر اشلمیه ، سایه خود را فروخته است ، اما از سایه خود به عنوان ابزاری برای خرید استفاده می کند. بنابراین نشانه ارزش فقط زمانی مؤثر است که در فرآیند مبادله ، قیمت یک کالا را در مقایسه با دیگری یا هنگامی که طلا را با توجه به هر صاحب کالا نشان می دهد ، نشان می دهد. اول از همه سفارشی یک شیء خاص ، نسبتاً بی ارزش ، یک تکه چرم ، یک ضایعات کاغذ و غیره را به نشانه ای از مطالب مربوط به آن تبدیل می کند ، اما می تواند این موقعیت را تنها در صورتی که عملکرد آن به عنوان سمبل باشد ، حفظ کندتضمین شده توسط قصد کلی صاحبان کالاها ، به عبارت دیگر در صورت دستیابی به وجود متعارف قانونی و از این رو نرخ قانونی مبادله.
پول کاغذی که توسط دولت صادر شده و با توجه به نرخ قانونی ، یک شکل پیشرفته از نشانه ارزش است و تنها نوع پول کاغذی است که مستقیماً از ارز فلزی یا از گردش کالاهای ساده ناشی می شود. پول اعتباری متعلق به مرحله پیشرفته تری از روند اجتماعی تولید است و مطابق با قوانین بسیار متفاوت است. پول کاغذی نمادین در واقع به هیچ وجه با سکه فلزی تابعه تفاوت ندارد مگر اینکه حوزه گسترده تری از گردش خون داشته باشد. حتی توسعه فنی صرفاً استاندارد قیمت ، یا قیمت نعناع ، و بعداً تحول خارجی میله های طلا به سکه طلا منجر به مداخله دولت و در نتیجه جداسازی قابل مشاهده از گردش داخلی از گردش کلی کالاها شد ، اینتقسیم با تبدیل سکه به نشانه ای از ارزش تکمیل می شود. پول به عنوان یک رسانه ساده گردش خون می تواند پس از همه وجود مستقل را فقط در حوزه گردش داخلی بدست آورد.
نمایشگاه ما نشان داده است که طلا به شکل سکه ، یعنی نشانه های ارزش از خود ماده طلایی ، در فرآیند گردش خون سرچشمه می گیرد و با ترتیب یا مداخله دولت به وجود نمی آید. روسیه نمونه قابل توجهی از یک نشان خود به خودی تکامل یافته از ارزش دارد. در زمانی که پنهان و خز به عنوان پول در آن کشور خدمت می کرد ، تضاد بین مواد قابل ویرایش و ناخوشایند و عملکرد آن به عنوان واسطه گردش خون منجر به تعویض قطعات کوچک چرم مهر شده برای آن شد. بنابراین این قطعات به سفارشات پولی که در پنهان و خز قابل پرداخت است تبدیل شد. بعداً آنها را به عنوان كوپكس خوانده شدند و به نشانه های صرفاً بخش هایی از روبل نقره تبدیل شدند و به همین ترتیب تا سال 1700 در اینجا و آنجا مورد استفاده قرار گرفتند ، هنگامی كه پیتر بزرگ دستور تعویض خود را توسط سکه های مس كوچك صادر شده توسط دولت داد.[4] در نویسندگان باستان ، که توانستند فقط پدیده های ارز فلزی را رعایت کنند ، در میان آنها افلاطون [5] و ارسطو [6] قبلاً فهمیده بودند که سکه طلا یک نماد یا نشانه ارزش است. پول کاغذی با نرخ قانونی مبادله در کشورهایی مانند چین که سیستم اعتباری تکامل نیافته اند ، بوجود می آید.[7] بعداً طرفداران پول کاغذ نیز صریحاً به تبدیل سکه فلزی به نشانه ای از ارزش اشاره می کنند که توسط خود فرآیند گردش خون ایجاد می شود. چنین منابع در آثار بنیامین فرانکلین [8] و اسقف برکلی رخ می دهد.[9]
چند قطعه کاغذ بریده شده به قطعات می تواند به عنوان پول گردش کند؟در این شکل سوال پوچ است. توکن های بی ارزش فقط هنگامی که طلا را در فرآیند گردش خون نشان می دهند ، به نشانه های ارزش تبدیل می شوند و می توانند آن را فقط به مقدار طلا که به عنوان سکه گردش می کند ، نشان دهند ، مبلغی که اگر ارزش مبادله ای از آن باشد ، به ارزش طلا بستگی داردکالاها و سرعت دگرگونی آنها داده می شود. تعداد تکه های کاغذ با فرقه 5 پوند که می تواند در گردش استفاده شود ، یک پنجم از تعداد تکه های کاغذ با فرقه 1 پوند است ، و اگر همه پرداخت ها در یادداشت های شیلینگ ترانزیت می شدندبیست بار یادداشت های شیلینگ بیشتر از یادداشت های پوند باید گردش کنند. اگر سکه طلا توسط نت های فرقه مختلف ، به عنوان مثال ، 5 نت ، 1 نت و 10s نشان داده شود. یادداشت ها ، تعداد انواع مختلف نشانه های مورد نیاز فقط با مقدار طلا مورد نیاز در حوزه گردش به عنوان یک کل تعیین نمی شود ، بلکه به مقدار مورد نیاز در حوزه گردش هر نوع خاص از نت است. اگر 14 میلیون پوند سطحی باشد که گردش یک کشور هرگز سقوط نکرده است (این پیش فرض قانون بانکی انگلیسی است ، اما با توجه به سکه بلکه به اعتبار پول) ، پس از آن 14 میلیون قطعه کاغذ ، هر یک از ارزش های ارزشنماینده 1 پوند ، می تواند گردش کند. اگر مقدار طلا کاهش یابد یا افزایش یابد زیرا زمان کار مورد نیاز برای تولید آن کاهش یافته یا افزایش یافته است ، تعداد یادداشت های پوند در گردش باعث افزایش یا کاهش نسبت معکوس به تغییر در ارزش طلا می شود ، به شرط ارزش مبادلهاز همان انبوه کالاها بدون تغییر باقی مانده است. فرض بر این است که طلا توسط نقره به عنوان استاندارد ارزش و ارزش نسبی نقره به طلا 1:15 است ، سپس 210 میلیون پوند یادداشت باید از این پس به جای 14 میلیون گردش کند ، اگر از این پس هر قطعه کاغذ نشان دهدهمان مقدار نقره ای که قبلاً از طلا نشان داده شده بود. بنابراین تعداد قطعات کاغذ با توجه به مقدار ارز طلا که آنها در گردش خون نشان می دهند تعیین می شود ، و از آنجا که آنها فقط در آنجا که جای ارز طلا را می گیرند ، نشانه هایی از ارزش هستند ، ارزش آنها به سادگی با مقدار آنها تعیین می شود. در حالی که ، بنابراین ، مقدار طلا در گردش به قیمت کالاها بستگی دارد ، از طرف دیگر ، ارزش کاغذ در گردش ، فقط به مقدار خودش بستگی دارد.
به نظر می رسد مداخله دولت که پول کاغذ را با نرخ مبادله قانونی - و ما فقط در مورد این نوع پول کاغذ صحبت می کنیم - قانون اقتصادی را باطل می کند. دولت ، که قیمت نعناع آن صرفاً وزن مشخصی از طلا را با یک نام فراهم می کند و نعناع آن صرفاً تمبر خود را بر روی طلا قرار داده است ، به نظر می رسد اکنون با جادوی اثر خود ، کاغذ را به طلا تبدیل می کند. از آنجا که قطعات کاغذ دارای نرخ حقوقی مبادله ای هستند ، غیرممکن است که دولت از هر تعداد خودسرانه انتخاب شده از آنها به گردش خون جلوگیری کند و آنها را به خواست خود با هرگونه فرقه پولی مانند 1 ، 5 پوند یا 20 پوند به دست آورد. بشرهنگامی که یادداشت ها در گردش هستند ، بیرون کشیدن آنها غیرممکن است ، زیرا مرزهای کشور از یک طرف حرکت خود را محدود می کنند و از طرف دیگر آنها تمام ارزش را از دست می دهند ، چه ارزش استفاده و چه ارزش مبادله ، خارج ازحوزه گردش خون. جدا از عملکرد آنها ، آنها ضایعات بی فایده ای از کاغذ هستند. اما این قدرت دولت صرفاً توهم است. این ممکن است هر تعداد از نت های کاغذی از هرگونه فرقه را به گردش خون برساند اما کنترل آن با این عمل مکانیکی متوقف می شود. به محض اینکه نشانه ارزش یا پول کاغذی وارد حوزه گردش خون شود ، تابع قوانین ذاتی این حوزه است.
بگذارید فرض کنیم که 14 میلیون پوند مقدار طلا مورد نیاز برای گردش کالاها است و دولت 210 میلیون یادداشت به نام 1 پوند را به گردش می اندازد: این 210 میلیون نفر پس از آن برای کل طلا به ارزش 14 میلیون پوند می ایستد. این اثر همان است که اگر یادداشت های صادر شده توسط دولت نمایانگر فلزی باشد که ارزش آن یک پانزدهم از طلا بود یا اینکه هر نت برای نشان دادن یک پانزدهم وزن قبلی طلا قرار داشت. این امر چیزی را تغییر نمی دهد جز نامگذاری استاندارد قیمت ها ، که البته صرفاً کاملاً متعارف است ، صرف نظر از این که مستقیماً با تغییر در استاندارد پولی یا به طور غیرمستقیم با افزایش تعداد یادداشت های کاغذی صادر شده در آن به وجود آمده باشد. مطابق با استاندارد پایین جدید. از آنجایی که نام پوند استرلینگ اکنون یک پانزدهم مقدار قبلی طلا را نشان می دهد ، تمام قیمت های کالا پانزده برابر بیشتر و 210 میلیون پوند در حال حاضر در واقع دقیقاً همان اندازه که 14 میلیون قبلاً لازم بوده است. کاهش در مقدار طلا که هر یک از ارزش های خاص نشان داده شده متناسب با افزایش ارزش کل این نشانه ها است. افزایش قیمت ها صرفاً واکنشی از فرآیند گردش خون خواهد بود ، که به زور نشانه های ارزش را با مقدار طلا که قرار است در حوزه گردش جایگزین شود ، به زور قرار می دهد.
یکی از موارد در تاریخ عدم کاهش ارز توسط دولت های انگلیسی و فرانسه می یابد که افزایش قیمت ها متناسب با کاهش سکه های نقره ای نبود. دلیل این امر این بود که افزایش حجم ارز متناسب با بدهی آن نبود. به عبارت دیگر ، اگر ارزش مبادله کالاها در آینده از نظر استاندارد پایین تر ارزیابی شود و در سکه های مربوط به این استاندارد پایین تحقق یابد ، پس از آن تعداد ناکافی از سکه ها با محتوای فلز پایین صادر شده استبشراین راه حل دشواری است که با بحث و جدال بین لاک و لاونز حل نشده است. میزان ارزش یک ارزش-چه از کاغذ و چه از طلا و نقره جعلی کاملاً بی ربط است-می تواند جای مقادیر مشخصی از طلا و نقره را که با توجه به قیمت نعناع محاسبه می شود ، بگیرد ، بستگی به تعداد نشانه های گردش خون دارد وبه هیچ وجه روی موادی که ساخته شده اند نیست. دشواری در درک این رابطه به این دلیل است که دو کارکرد پول - به عنوان یک استاندارد ارزش و یک رسانه گردش خون - نه تنها با قوانین متناقض اداره می شوند ، بلکه طبق قوانینی که به نظر می رسد با ویژگی های ضدیت متغیر هستنداز دو کارکردبا توجه به عملکرد آن به عنوان یک استاندارد ارزش ، هنگامی که پول صرفاً به عنوان پول حساب و طلا صرفاً به عنوان طلای اسمی خدمت می کند ، این ماده فیزیکی است که از آن استفاده می شود و عامل مهمی است. مقادیر مبادله ای که از نظر نقره یا به عنوان قیمت نقره بیان شده است ، البته با ارزش مبادله بیان شده از نظر طلا یا به عنوان قیمت طلا کاملاً متفاوت است. از طرف دیگر ، هنگامی که به عنوان یک رسانه گردش خون عمل می کند ، هنگامی که پول فقط خیالی نیست بلکه باید به عنوان یک چیز واقعی در کنار سایر کالاها حضور داشته باشد ، مواد آن بی ربط است و مقدار آن به عامل اساسی تبدیل می شود. اگرچه این که یک پوند طلا باشد ، نقره یا مس برای اندازه گیری استاندارد تعیین کننده است ، اما تعداد آن سکه را به تجسم کافی از هر یک از این اقدامات استاندارد تبدیل می کند ، صرف نظر از مواد خاص خود. اما این با عقل سلیم است که در مورد پول صرفاً خیالی همه چیز باید به ماده فیزیکی بستگی داشته باشد ، در حالی که در مورد سکه بدنی همه چیز باید به یک رابطه عددی که اسمی است بستگی داشته باشد.
افزایش یا سقوط قیمت کالاهای مربوط به افزایش یا کاهش حجم یادداشت های کاغذ-دومی که یادداشت های کاغذی تنها رسانه گردش خون هستند-بر این اساس صرفاً یک ادعا اجباری با فرآیند گردش قانونی است که مکانیکی بودنقض عمل بیرونی ؛یعنی قانونی که مقدار طلا در گردش با قیمت کالاها و حجم نشانه های ارزش در گردش تعیین می شود ، با میزان ارز طلا که جایگزین آنها در گردش است ، تعیین می شود. از طرف دیگر ، فرآیند گردش خون ، جذب می شود یا هر تعداد از نت های کاغذی را هضم می کند ، زیرا صرف نظر از عنوان طلایی که هنگام ورود به گردش خون به وجود می آید ، به یک نشانه از مقدار طلا فشرده می شود. که می تواند به جای آن گردش کند.< SPAN> افزایش یا سقوط قیمت کالاهای مربوط به افزایش یا کاهش حجم یادداشت های کاغذ-دومی که یادداشت های کاغذی تنها رسانه گردش خون هستند-بر این اساس صرفاً یک ادعای اجباری با فرآیند گردش یک قانون استکه از نظر مکانیکی با عمل بیرونی نقض شد. یعنی قانونی که مقدار طلا در گردش با قیمت کالاها و حجم نشانه های ارزش در گردش تعیین می شود ، با میزان ارز طلا که جایگزین آنها در گردش است ، تعیین می شود. از طرف دیگر ، فرآیند گردش خون ، جذب می شود یا هر تعداد از نت های کاغذی را هضم می کند ، زیرا صرف نظر از عنوان طلایی که هنگام ورود به گردش خون به وجود می آید ، به یک نشانه از مقدار طلا فشرده می شود. که در عوض می تواند گردش کند. افزایش یا سقوط قیمت کالاهای مربوط به افزایش یا کاهش حجم یادداشت های کاغذ-دومی که یادداشت های کاغذی تنها رسانه گردش خون هستند-فقط یک ادعا اجباری با فرآیند گردش خون استقانونی که به دلیل عملکرد بیرونی از نظر مکانیکی نقض شده است. یعنی قانونی که مقدار طلا در گردش با قیمت کالاها و حجم نشانه های ارزش در گردش تعیین می شود ، با میزان ارز طلا که جایگزین آنها در گردش است ، تعیین می شود. از طرف دیگر ، فرآیند گردش خون ، جذب می شود یا هر تعداد از نت های کاغذی را هضم می کند ، زیرا صرف نظر از عنوان طلایی که هنگام ورود به گردش خون به وجود می آید ، به یک نشانه از مقدار طلا فشرده می شود. که می تواند به جای آن گردش کند.
در گردش نشانه های ارزش ، تمام قوانین حاکم بر گردش پول واقعی به نظر می رسد معکوس شده و وارونه می شوند. طلا به دلیل داشتن ارزش گردش می کند ، در حالی که کاغذ دارای ارزش است زیرا در گردش است. اگر ارزش مبادله کالاها داده شود ، مقدار طلا در گردش به مقدار آن بستگی دارد ، در حالی که مقدار نشانه های کاغذ به تعداد نشانه های موجود در گردش بستگی دارد. میزان طلا در گردش با افزایش یا کاهش قیمت کالاها افزایش یا کاهش می یابد ، در حالی که به نظر می رسد قیمت های کالا با تغییر مقدار کاغذ در گردش ، افزایش یا کاهش می یابد. گردش کالاها فقط می تواند مقدار مشخصی از ارز طلا را جذب کند ، انقباض متناوب و گسترش حجم پول در گردش که بر این اساس به عنوان یک قانون اجتناب ناپذیر نشان می دهد ، در حالی که به نظر می رسد هر مقدار پول کاغذی توسط گردش خون جذب می شود. ایالت که حتی 1/100 دانه زیر وزن زیر وزن استاندارد را نیز به دست می آورد ، پول طلا و نقره را به دست می آورد و بنابراین عملکرد آن را به عنوان یک رسانه گردش خون بالا می برد ، در حالی که مسئله قطعات کاغذی بی ارزش که هیچ چیز مشترکی با فلز نداردسکه یک عمل کاملاً صحیح است. سکه طلا به وضوح نشان دهنده ارزش کالاها تنها پس از ارزیابی ارزش از نظر طلا یا بیان به عنوان یک قیمت است ، در حالی که به نظر می رسد نشانه ارزش به طور مستقیم ارزش کالاها را نشان می دهد. بنابراین بدیهی است که شخصی که مطالعات خود را در مورد گردش پولی محدود می کند تا تجزیه و تحلیل گردش پول کاغذ با نرخ قانونی مبادله را انجام دهد ، باید از قوانین ذاتی گردش پولی سوء تفاهم کند. به نظر می رسد که این قوانین نه تنها در گردش نشانه های ارزش ، بلکه حتی نابود شده اند. برای حرکات پول کاغذ ، هنگامی که به مبلغ مناسب صادر می شود ، مشخصه آن به عنوان نشانه ای از ارزش نیست ، در حالی که حرکات خاص آن به دلیل نقض نسبت صحیح آن به طلا است و مستقیماً از دگرگونی ناشی نمی شودکالاها.
پانویسها و منابع
1. Dodd ، کنجکاوی صنعت ، لندن ، 1854 [ص. 16]
2. نظریه ارز بررسی شده است. توسط یک بانکدار ، ادینبورگ ، 1845 ، ص. 69. "اگر یک سکه کمی فرسوده به ارزش کمتر از یک کاملاً جدید در نظر گرفته می شد ، گردش خون به طور مداوم مانع می شود ، و نمی توان بدون استدلال یک پرداخت واحد انجام داد" (G. Gaier ، Histoire de la Monnaie ،توم اول ، ص 24).~s).
3. دیوید بوچانان ، مشاهدات در مورد موضوعاتی که در تحقیق دکتر اسمیت در مورد ماهیت و دلایل ثروت ملل ، ادینبورگ ، 1814 ، ص. 31.
4. هنری استورچ ، دوره های D'Conomie Politique. Avec des Notes Par J. B. Say ، Paris ، 1823 ، Tome IV ، p. 79. استورچ کار خود را به زبان فرانسه در سن پترزبورگ منتشر کرد. J. B. Say بلافاصله چاپی را در پاریس ارائه داد که توسط به اصطلاح نت ها تکمیل شده است ، که در واقع چیزی جز پله ها ندارد. واکنش استورچ به الحاق کار وی توسط "شاهزاده د لا علوم" به هیچ وجه مودب نبوده است (به Considerations Sur Le Nature du Revenu National ، پاریس ، 1824 مراجعه کنید).
5. افلاطون ، د جمهوری ، L. II."سکه نشانه ای از مبادله است" (اپرا Omnia و غیره ، ویرایش G. Stallbaumius ، لندن ، 1850 ، ص 304). افلاطون فقط دو جنبه پول را تجزیه و تحلیل می کند ، یعنی پول به عنوان یک استاندارد از ارزش و یک نشانه ارزش. جدا از نشانه ای از ارزش در گردش در کشور ، وی خواستار یک ارزش دیگر از ارزش در تجارت یونان با سایر کشورها است (ر. ک: کتاب 5 از LAR او
6. Aristotle ، Ethica Nicomachea ، L. 5 ، C. 8 [ص. 98]"اما پول توسط کنوانسیون به نوعی نماینده تقاضا تبدیل شده است. و به همین دلیل است که نام "پول" دارد - زیرا این امر نه از نظر طبیعت بلکه توسط "قانون" وجود دارد ، و این در قدرت ماست که آن را تغییر داده و آن را بی فایده کنیم. "[ترجمه انگلیسی از ارسطو ، Ethica Nicomachea ، آکسفورد ، 1925 ، 1133a است.] برداشت ارسطو از پول به طور قابل توجهی پیچیده تر و عمیق تر از افلاطون بود. در قسمت زیر ، او بسیار خوب توضیح می دهد که چگونه در نتیجه مشروبات الکلی بین جوامع مختلف ، ضرورت تبدیل یک کالای خاص ، این ماده ای است که خود ارزش دارد ، به پول تبدیل می شود. وی گفت: "هنگامی که ساکنان یک کشور به کشور دیگری وابسته شدند و آنچه را که لازم داشتند وارد کردند و آنچه را که بیش از حد از آن داشتند صادر کردند ، پول لزوماً به کار می رفت. و از این رو ، مردان موافقت كردند كه در معاملات خود با یكدیگر مشغول به كار باشند كه ذاتاً مفید باشد و به راحتی برای اهداف زندگی قابل اجرا باشد ، به عنوان مثال آهن ، نقره و موارد مشابه. "(Aristotele ، de Republica ، L. I ، C. 9 ، loc. cit [ص 14]. [ترجمه انگلیسی از ارسطو ، Politica ، توسط بنیامین جووت ، آکسفورد ، 1966 ، 1257a است.])
میشل شوالیه ، که ارسطو را نخوانده است یا درک نکرده است ، از این متن نقل می کند تا نشان دهد که طبق ارسطو ، رسانه گردش خون باید ماده ای باشد که خود ارزشمند است. با این حال ، ارسطو به طور واضح اظهار می دارد که پولی که به عنوان متوسط گردش خون در نظر گرفته می شود صرفاً یک موجود معمولی یا حقوقی است ، همانطور که حتی نام آن نیز نشان می دهد ، و ارزش استفاده از آن به عنوان خاص در واقع فقط به دلیل عملکرد آن است و نه به استفاده ذاتی-ارزش. وی گفت: "دیگران معتقدند كه پول سكو صرفاً یک چیز طبیعی است ، چیزی طبیعی نیست ، اما فقط معمولی است ، زیرا اگر کاربران کالای دیگری را برای آن جایگزین کنند ، بی ارزش است ، و به دلیل اینکه به عنوان وسیله ای برای هر یک از ضروریات مفید نیستزندگی. "(ارسطو ، د جمهوری [ص 15]. [ترجمه انگلیسی از ارسطو ، سیاسی ، 1257b است.])
بازار رمزارزها...
ما را در سایت بازار رمزارزها دنبال می کنید
برچسب :
نویسنده : محمود کیانوش
بازدید : 29
تاريخ : سه
شنبه
17 مرداد
1402 ساعت: 17:55