
چگونه اقتصاد رفتاری با اقتصاد سنتی متفاوت است
تمام اقتصاد مربوط به رفتار افراد است. بنابراین ، اقتصاد رفتاری چیست و چگونه با بقیه اقتصاد متفاوت است؟
اقتصاد به طور سنتی دنیایی را که با محاسبه حداکثر سازنده های بی نظیر که به نام Homo Economyus لقب گرفته اند ، مفهوم سازی می کند. چارچوب استاندارد اقتصادی تقریباً تمام رفتارهای مورد مطالعه روانشناسان شناختی و اجتماعی را نادیده می گیرد یا رد می کند. این نماینده اقتصادی "ناشناخته" یک بار به دلایل متعددی از آن دفاع می شد: برخی ادعا کردند که این مدل "درست" است. بیشتر افراد دیگر به سادگی استدلال می كنند كه مدل استاندارد رسمیت بخشیدن و عملاً مرتبط تر است. اقتصاد رفتاری از این واقعیت شکوفا شد که هیچ یک از دیدگاه ها صحیح نبوده است.
الگوی استاندارد اقتصادی رفتار انسان شامل سه صفت غیرواقعی - عقلانیت غیرقابل انعطاف ، اراده بی حد و حصر و خودخواهی بی حد و مرز - همه اینها اقتصاد رفتاری را اصلاح می کند.
دریافت کننده جایزه یادبود نوبل هربرت سیمون (1955) منتقد اولیه این ایده بود که مردم از قابلیت های پردازش اطلاعات نامحدود برخوردار هستند. وی اصطلاح "عقلانیت محدود" را برای توصیف یک برداشت واقعی تر از توانایی حل مسئله انسان پیشنهاد کرد. عدم ادغام عقلانیت محدود در مدل های اقتصادی فقط اقتصاد بد است - معادل فرض وجود یک ناهار رایگان. از آنجا که ما فقط آنقدر قدرت مغزی داریم و فقط زمان زیادی داریم ، نمی توان انتظار داشت که مشکلات دشوار را بهینه حل کنیم. این امر کاملاً منطقی است که مردم بتوانند قوانین انگشت شست را به عنوان راهی برای اقتصاد در دانشکده های شناختی اتخاذ کنند. با این حال ، مدل استاندارد این مرزها را نادیده می گیرد.
عزیمت از عقلانیت هم در احکام (اعتقادات) و هم در انتخاب ها پدیدار می شود. راه هایی که قضاوت از عقلانیت متفاوت می شود گسترده است (به Kahneman و همکاران 1982 مراجعه کنید). برخی از نمونه های مصور شامل اعتماد به نفس ، خوش بینی و برون یابی است.
نمونه ای از رفتار غیربهینه شامل دو مفهوم رفتاری مهم، ضرر گریزی و حسابداری ذهنی، مطالعه اواسط دهه 1990 بر روی رانندگان تاکسی شهر نیویورک است (کامرر و همکاران 1997). این رانندگان هزینه ثابتی را برای اجاره کابین خود به مدت دوازده ساعت پرداخت می کنند و سپس تمام درآمد خود را حفظ می کنند. آنها باید تصمیم بگیرند که هر روز چه مدت رانندگی کنند. استراتژی به حداکثر رساندن سود این است که در روزهای خوب ساعت های طولانی تری کار کنید - روزهای بارانی یا روزهایی که یک گردهمایی بزرگ در شهر برگزار می شود - و در روزهای بد زودتر کار کنید. با این حال، فرض کنید که تاکسی ها برای هر روز یک سطح درآمد هدف تعیین می کنند و کسری ها را نسبت به آن هدف به عنوان ضرر تلقی می کنند. سپس آنها در روزهای خوب زودتر از موعد کار را ترک می کنند و در روزهای بد بیشتر کار می کنند. نویسندگان این مطالعه دریافتند که این دقیقاً همان کاری است که آنها انجام می دهند.
دومین اصل آسیب پذیر اقتصاد استاندارد را در نظر بگیرید، فرض بر خودکنترلی کامل. انسان ها، حتی زمانی که می دانیم چه چیزی بهترین است، گاهی اوقات خودکنترلی ندارند. بسیاری از ما در برخی مواقع زیاد خورده ایم، مشروب خورده ایم یا خیلی خرج کرده ایم، ورزش کرده ایم، پس انداز کرده ایم یا خیلی کم کار کرده ایم. اگرچه مردم این مشکلات خودکنترلی را دارند، اما حداقل تا حدودی از آنها آگاه هستند: به برنامه های رژیم غذایی می پیوندند و سیگار را در بسته می خرند (زیرا داشتن یک کارتن کامل در اطراف بسیار وسوسه انگیز است). آنها همچنین برای اطمینان از بازپرداخت خود، بیش از آنچه که نیاز دارند، مالیات تکلیفی می پردازند. در سال 1997، نزدیک به نود میلیون اظهارنامه مالیاتی به طور متوسط حدود 1300 دلار بازپرداخت کرد.
سرانجام ، مردم کاملاً خودخواه هستند. اگرچه نظریه اقتصادی نوع نوع نوع را رد نمی کند ، اما به عنوان یک ماده عملی ، اقتصاددانان به عنوان انگیزه اصلی مردم به نفع خودشان تأکید می کنند. به عنوان مثال ، پیش بینی می شود که مشکلات سوار آزاد که به طور گسترده در اقتصاد مورد بحث قرار گرفته است ، پیش بینی می شود زیرا انتظار نمی رود افراد به منافع عمومی کمک کنند ، مگر اینکه به این ترتیب رفاه خصوصی آنها بهبود یابد. اما مردم ، در واقع ، اغلب از خودگذشتگی عمل می کنند. به عنوان مثال ، در سال 1998 ، 70. 1 درصد از کل خانوارها مقداری پول به امور خیریه دادند که میانگین مبلغ دلار 2. 1 درصد از درآمد خانوار است. به همین ترتیب ، 55. 5 درصد از جمعیت هجده سالگی یا بیشتر در سال 1998 کار داوطلبانه انجام دادند که 3. 5 ساعت در هفته متوسط ساعت داوطلبانه بود. 2 رفتار مشابه از خودگذشتگی در آزمایشات آزمایشگاهی کنترل شده مشاهده شده است. مردم غالباً در بازی های معضل زندانیان همکاری می کنند و پیشنهادات ناعادلانه را در بازی های "ultimatum" رد می کنند.(در یک بازی ultimatum ، آزمایشگر به یک بازیکن ، پیشنهاد دهنده ، مقداری پول ، می گویند ده دلار. سپس پیشنهاد دهنده پیشنهاد x ، برابر یا کمتر از ده دلار را به بازیکن دیگر ، پاسخ دهنده ارائه می دهد. اگر پاسخ دهنده قبول کندپیشنهاد ، او X می شود و پیشنهاد دهنده 10-x می شود. اگر پاسخ دهنده این پیشنهاد را رد کند ، هر دو بازیکن هیچ چیزی نمی گیرند. نظریه اقتصادی استاندارد پیش بینی می کند که پیشنهاد دهندگان مبلغ نشانه ای را ارائه می دهند (مثلاً بیست و پنج سنت) و پاسخ دهندگان می پذیرند ،از آنجا که بیست و پنج سنت بهتر از هیچ چیز نیست. اما آزمایشات دریافتند که پاسخ دهندگان معمولاً پیشنهادات کمتر از 20 درصد را رد می کنند (در این مثال دو دلار).
دارایی رفتاری
اگر از اقتصاددانان در اواسط دهه 1980 خواسته شده بود كه نظم و انضباطی را در اقتصاد نامگذاری كنند كه عقلانیت محدود به آن كمك می كرد ، احتمالاً امور مالی نیز مورد نامگذاری شده بود. یکی از اقتصاددان های پیشرو فرضیه بازارهای کارآمد (تعریف زیر را ببینید) ، که از تفکر اقتصادی سنتی ، بهترین واقعیت در اقتصاد است. با این حال ، امور مالی شاید شاخه ای از اقتصاد باشد که اقتصاد رفتاری بیشترین سهم را داشته است. چگونه این اتفاق افتاده است؟
دو عامل در موفقیت شگفت آور امور مالی رفتاری نقش داشته است. اول ، اقتصاد مالی به طور کلی ، و فرضیه کارآمد بازار (به ویژه به بازارهای کارآمد سرمایه مراجعه کنید) به طور خاص ، پیش بینی های تیز و قابل آزمایش در مورد پدیده های قابل مشاهده ایجاد کرد. دوم ، داده های با کیفیت بالا برای آزمایش این پیش بینی های تیز به راحتی در دسترس هستند.
فرضیه بازارهای کارآمد منطقی بیان می کند که قیمت سهام "صحیح" است به این معنا که قیمت دارایی منعکس کننده ارزش واقعی یا منطقی امنیت است. در بسیاری از موارد ، این اصول فرضیه بازار کارآمد غیرقابل تحمل است زیرا مقادیر ذاتی قابل مشاهده نیستند. با این حال ، در برخی موارد خاص ، این فرضیه را می توان با مقایسه دو دارایی که مقادیر ذاتی نسبی آنها شناخته شده است ، آزمایش کرد.
صندوق های متقابل بسته را در نظر بگیرید (لی و همکاران 1991). این وجوه بسیار شبیه صندوق های متقابل معمولی (باز) است ، به جز این که برای پول نقد از صندوق ، سرمایه گذاران باید سهام خود را در بازار آزاد بفروشند. این بدان معناست که قیمت بازار صندوق های بسته به جای اینکه برابر با ارزش دارایی های آنها توسط مدیران صندوق باشد ، مانند صندوق های باز ، با عرضه و تقاضا تعیین می شود. از آنجا که دارایی های صندوق های بسته عمومی عمومی است ، راندمان بازار به این معنی است که قیمت صندوق باید با قیمت اوراق بهادار اساسی که در اختیار دارند (ارزش خالص دارایی یا NAV) مطابقت داشته باشد. درعوض ، صندوق های بسته به طور معمول با تخفیف های قابل توجهی نسبت به NAV خود تجارت می کنند ، و گهگاه در حق بیمه قابل توجهی هستند. جالب ترین از منظر رفتاری این است که تخفیف های صندوق بسته با یکدیگر در ارتباط هستند و به نظر می رسد احساسات سرمایه گذار فردی را منعکس می کند.. فعالیت اولیه عمومی (IPO) ، نشان دهنده یک بازار "داغ" است. از آنجا که این یافته ها توسط تئوری امور مالی رفتاری پیش بینی شده است ، آنها تحقیقات را فراتر از نمایش یک واقعیت شرم آور (قیمت برابر با NAV) به سمت درک سازنده نحوه عملکرد بازارها سوق می دهند.
اصل دوم فرضیه بازار کارآمد غیرقابل پیش بینی است. در یک بازار کارآمد ، پیش بینی حرکات قیمت سهام آینده بر اساس اطلاعات در دسترس عموم امکان پذیر نیست. بسیاری از نقض های اولیه این اصل هیچ پیوند صریح با رفتار نداشت. بنابراین گزارش شده است که بنگاه های کوچک و "شرکت های ارزشمند" (شرکت هایی با نسبت قیمت پایین به درآمد) بازده بالاتری نسبت به سایر سهام با همان ریسک کسب کرده اند. همچنین ، سهام به طور کلی ، اما به ویژه سهام شرکت های کوچک ، در ژانویه و جمعه ها (اما در دوشنبه ضعیف) خوب عمل کرده اند.
یک مطالعه اولیه توسط ورنر د باند و ریچارد تالر (1985) به صراحت از این یافته روانی که افراد تمایل به واکنش بیش از حد به اطلاعات جدید دارند ، ایجاد شد. به عنوان مثال ، شواهد تجربی نشان می دهد که افراد در ترکیب داده های جدید به داده های نرخ زیر وزن (یا اطلاعات قبلی) تمایل داشتند. De Bondt و Thaler فرض کردند که اگر سرمایه گذاران اینگونه رفتار کنند ، پس از آن سهام که طی یک دوره از سالها بسیار خوب عمل می کنند ، در نهایت قیمت هایی دارند که بسیار بالا هستند زیرا مردم بیش از حد به خبر خوب واکنش نشان می دهند ، قیمت های خود را بالا می برد. به همین ترتیب ، مجریان فقیر در نهایت قیمت هایی دارند که خیلی پایین هستند. این پیش بینی در مورد بازده های آینده را به همراه دارد: "برندگان" گذشته باید تحت تأثیر قرار بگیرند ، در حالی که گذشته "بازنده" باید از بازار بهتر عمل کند. De Bondt و Thaler با استفاده از داده های سهام معامله شده در بورس نیویورک ، دریافتند که سی و پنج سهام که در پنج سال گذشته بدترین عملکرد را انجام داده اند (بازنده ها) در طی پنج سال آینده از بازار فراتر رفته اند ، در حالی که سی-پنج برنده بزرگ در طی پنج سال گذشته متعاقباً تحت عمل قرار گرفتند. مطالعات پیگیری نشان داد که این نتایج اولیه را نمی توان به خطر نسبت داد. با برخی اقدامات ، نمونه کارها بازنده ها در واقع نسبت به نمونه کارها برندگان خطرناک تر بودند.
مطالعات اخیر نقض های دیگر غیرقابل پیش بینی بودن را نشان داده اند که الگوی متضادی از آنچه توسط De Bondt و Thaler یافت می شود ، یعنی کمبود واکنش به جای بیش از حد واکنش نشان داده شده است. در دوره های کوتاه - به عنوان مثال ، شش ماه تا یک سال - استوک ها حرکت را نشان می دهند: سهام هایی که برای شش ماه اول سال سریعترین سرعت می یابند ، تمایل به ادامه کار دارند. همچنین ، پس از بسیاری از اعلامیه های شرکت ها مانند تغییر درآمدهای بزرگ ، شروع سود سهام و حذف ، خرید و فروش سهام و تقسیم ، قیمت در ابتدا در روز اعلامیه می پرید و سپس به مدت یک سال یا بیشتر به آرامی به سمت بالا می رود (به Seleifer 2000 مراجعه کنید تا یک خوب باشد. مقدمه ای در زمینه).
اقتصاددانان رفتاری همچنین فرض کرده اند که سرمایه گذاران تمایلی به تحقق ضرر سرمایه ندارند زیرا انجام این کار به این معنی است که آنها مجبور به "اعلام" ضرر برای خود هستند. هرش شفرین و میر استاتمن (1985) این فرضیه را "اثر تمایل" لقب دادند. جالب اینجاست که قانون مالیات فقط رفتار مخالف را تشویق می کند. با این حال ، Terrance Odean (1998) دریافت که در نمونه ای از مشتریان یک شرکت کارگزاری با تخفیف ، سرمایه گذاران به احتمال زیاد سهام را می فروشند که ارزش آن را نسبت به کالایی که کاهش یافته است افزایش یافته است. در حالی که حدود 15 درصد از کل دستاوردها محقق شد ، تنها 10 درصد از کل خسارات محقق شد. علاوه بر این ، اودان نشان داد كه سهام بازنده كه تحت فشار قرار گرفته اند ، سهام Gainer را كه فروخته شده بودند ، كمتر می كنند.
صرفه جویی در
اگر امور مالی به عنوان زمینه ای باشد که در آن یک رویکرد رفتاری حداقل ، پیشینی ، موفقیت داشته باشد ، پس انداز باید یکی از امیدوار کننده ترین باشد. اگرچه مدل چرخه زندگی استاندارد پس انداز از عقلانیت محدود و قدرت اراده محدود ، صرفه جویی در بازنشستگی هم یک مشکل شناختی دشوار است و هم یک مشکل کنترل کننده دشوار است. بنابراین شاید کمتر تعجب آور باشد که یک رویکرد رفتاری در اینجا مثمر ثمر بوده است. همانطور که در امور مالی ، پیشرفت با ترکیبی از یک تئوری استاندارد تصفیه شده با پیش بینی های قابل آزمایش و منابع داده فراوان در مورد رفتار صرفه جویی در خانوار کمک کرده است.
فرض کنید که تام یک بسکتبالیست است و بنابراین بیشتر درآمد خود را در اوایل زندگی به دست می آورد ، در حالی که ری مدیر است که بیشتر درآمد خود را در اواخر زندگی کسب می کند. مدل چرخه زندگی پیش بینی می کند که تام درآمد اولیه خود را برای افزایش مصرف بعداً در زندگی پس انداز می کند ، در حالی که ری در برابر درآمد آینده وام می گیرد تا مصرف را در اوایل زندگی افزایش دهد. داده ها از این پیش بینی پشتیبانی نمی کنند. در عوض ، آنها نشان می دهند که مصرف درآمد نسبت به چرخه زندگی افراد بسیار نزدیکتر از مدل استاندارد چرخه زندگی است. علاوه بر این ، عزیمت از رفتار پیش بینی شده صرفاً با ناتوانی افراد در وام گرفتن قابل توضیح نیست. به عنوان مثال جیمز بنکس ، ریچارد بلوندل و سارا تانر (1998) نشان دادند که با بازنشستگی افراد به شدت کاهش می یابد و درآمد آنها کاهش می یابد زیرا آنها به اندازه کافی برای بازنشستگی ذخیره نشده اند. در واقع ، بسیاری از خانواده های کم درآمد و متوسط اساساً هیچ پس انداز ندارند. به نظر می رسد علت اصلی این عدم پس انداز عدم کنترل خود است. یکی از شواهد حمایت از این نتیجه گیری این است که تقریباً همه پس انداز آمریکایی ها به شکلی صورت می گیرد که اغلب "پس انداز اجباری" خوانده می شوند - برای مثال ، جمع آوری سهام خانه با پرداخت وام و شرکت در برنامه های بازنشستگی. با آمدن کامل ، افراد ممکن است نوع دیگری از پس اندازهای "اجباری" را به خودشان تحمیل کنند - از این که مالیات در بالا نگه داشته می شود ، بنابراین وقتی بازپرداخت می شود ، می توانند چیزی را خریداری کنند که شاید قدرت اراده ای برای پس انداز کردن داشته باشد.
یکی از جالب ترین زمینه های تحقیقاتی به اندازه گیری اثربخشی برنامه های پس انداز مالیات مانند حساب های بازنشستگی فردی (IRA) و 401 (k) اختصاص داده شده است. برنامه اصلی IRA را در اوایل دهه 1980 در نظر بگیرید. این برنامه یارانه های مالیاتی را برای پس انداز تا آستانه ، اغلب دو هزار دلار در سال فراهم می کرد. از آنجا که هیچ انگیزه مالیاتی برای پس انداز بیش از دو هزار دلار در سال وجود ندارد ، کسانی که بیش از آستانه پس انداز می کنند نباید کل پس انداز خود را افزایش می دادند ، بلکه در عوض باید صرفاً مقداری پول را از یک حساب مشمول مالیات به IRA تغییر می دادند. با این حال ، توسط برخی از حساب ها ، به نظر می رسد این برنامه ها پس انداز جدیدی را ایجاد کرده اند. برخی از محققان استدلال می کنند که تقریباً هر دلار پس انداز در IRAS به نظر می رسد پس انداز جدیدی را نشان می دهد. به عبارت دیگر ، مردم به سادگی پس انداز خود را به IRAS تغییر نمی دهند و رفتار کامل خود را بدون تغییر می گذارند. نتایج مشابه برای برنامه های 401 (k) یافت می شود. توضیح رفتاری برای این یافته ها این است که برنامه های IRAS و 401 (k) با ایجاد حساب های ذهنی ویژه ای که به پس انداز بازنشستگی اختصاص می یابد ، به حل مشکلات خودکنترلی کمک می کنند. خانوارها تمایل دارند به استفاده تعیین شده از این حسابها احترام بگذارند و مجازات مالیاتی که در صورت برداشتن وجوه به طور زودرس از بین می رود ، کنترل خود را می کند. 3
یک طرف جالب توجه برای برنامه های IRA و 401 (k) این است که این برنامه ها به مراتب کمتر از مشارکت کامل انتظار می رود. بسیاری از افراد واجد شرایط شرکت نمی کنند ، و در واقع انتقال پول نقد از دولت (و در برخی موارد از کارفرمای خود) را از دست نمی دهند. تد ODonoghue و متیو رابین (1999) توضیحی را بر اساس تعلل و تخفیف بیش از حد ارائه دادند. افراد به طور معمول بی حوصلگی بسیار تیز برای تصمیمات افشای کوتاه نشان می دهند ، اما صبر بسیار بیشتری در افق های طولانی دارند. این رفتار غالباً بر خلاف فرض استاندارد تخفیف نمایی ، که در آن صبر مستقل از افق است ، به عنوان تخفیف بیش از حد گفته می شود. در مدل های نمایی ، افراد در افق های طولانی و کوتاه به همان اندازه صبور هستند. O'Donoghue و Rabin استدلال كردند كه افراد Hyperbolic دقیقاً مشاركت IRA را كه ما مشاهده می كنیم نشان می دهند. اگرچه افراد بیش از حد در نهایت می خواهند در IRAs شرکت کنند (زیرا در دراز مدت صبور هستند) ، اما همیشه در کوتاه مدت (جایی که بسیار بی تاب هستند) به وجود می آید که پاداش فوری بیشتری را به همراه دارد. در نتیجه ، آنها ممکن است به طور نامحدود شروع IRA را به تأخیر بیندازند.
اگر افراد در مورد پیوستن به برنامه پس انداز به تعویق بیفتند ، باید با کاهش هزینه های روانی پیوستن ، نرخ مشارکت را افزایش داد. یک روش ساده برای انجام این کار ، تغییر گزینه پیش فرض برای کارگران جدید است. در اکثر شرکت ها ، کارمندانی که واجد شرایط برنامه 401 (k) هستند ، فرم را دریافت می کنند که از آنها دعوت به پیوستن می شود. برای پیوستن ، آنها باید فرم را به عقب بفرستند و برخی از انتخاب ها را انجام دهند. بنابراین ، گزینه پیش فرض پیوستن نیست. چندین شرکت تغییر به ظاهر بی نتیجه در تعویض پیش فرض را انجام داده اند: کارمندان در این طرح ثبت نام می کنند مگر اینکه صریحاً انصراف دهند. این تغییر اغلب باعث افزایش چشمگیر نرخ پس انداز می شود. به عنوان مثال ، در یک شرکت که توسط Brigitte C. Madrian و Dennis F. Shea (2000) مورد مطالعه قرار گرفت ، کارمندانی که پس از تغییر گزینه پیش فرض پیوستند ، 50 درصد بیشتر از کارگران در سال قبل از تغییر شرکت می کردند. نویسندگان همچنین دریافتند که تخصیص پیش فرض دارایی - یعنی تخصیص شرکت در بین سهام ، اوراق قرضه و غیره اگر کارمند هیچ انتخاب صریح نداشته باشد - تأثیر جدی در انتخاب کارگران داشته است. این شرکت تخصیص پیش فرض دارایی را 100 درصد در یک حساب بازار پول انجام داده بود ، و نسبت کارگران "انتخاب" این تخصیص در حال افزایش است.
می توان بیشتر و طراحی مؤسساتی که به مردم کمک می کند تا انتخاب های بهتری انجام دهند ، همانطور که توسط افرادی که انتخاب می کنند ، انتخاب کنند. یکی از تلاش های موفق در این سطوح ، برنامه "Save More Tomorrrow" (SMART) ، ریچارد تالر و شلومو بنارتزی (2004) است. طبق برنامه هوشمند ، کارفرمایان کارمندان خود را دعوت می کنند تا به طرحی بپیوندند که در آن نرخ سهم کارمندان به برنامه 401 (k) خود به طور خودکار افزایش یابد (مثلاً دو درصد). این افزایش زمان همزمان با افزایش سالانه است ، بنابراین کارمند هرگز شاهد کاهش دستمزد در خانه نیست ، بنابراین از بیزاری ضرر جلوگیری می کند (حداقل به صورت اسمی). در اولین شرکتی که برنامه هوشمند را اتخاذ کرده است ، شرکت کنندگان که به این طرح پیوستند ، پس از چهار افزایش دستمزد ، نرخ پس انداز خود را از 3. 5 درصد به 13. 6 درصد افزایش دادند (تالر و بنارتزی 2004).
درباره نویسندگان
ریچارد اچ. تالر، استاد خدمات ممتاز رالف و دوروتی کلر در اقتصاد و علوم رفتاری در دانشکده تحصیلات تکمیلی بازرگانی دانشگاه شیکاگو است، جایی که او مدیر مرکز تحقیقات تصمیم گیری است. او همچنین یک دستیار پژوهشی در دفتر ملی تحقیقات اقتصادی (NBER) است، جایی که او پروژه اقتصاد رفتاری را هدایت می کند. Sendhil Mullainathan استاد اقتصاد در دانشگاه هاروارد و یکی از همکاران پژوهشی با NBER است. در سال 2002، کمک هزینه ای از برنامه یاران مک آرتور دریافت کرد.
بیشتر خواندن
بنکس، جیمز، ریچارد بلوندل و سارا تانر."آیا پازل پس انداز بازنشستگی وجود دارد؟"American Economic Review 88, No. 4 (1998): 769-788.
کامر، کالین، لیندا بابکاک، جورج لوونشتاین و ریچارد اچ. تالر."تامین نیروی کار تاکسیران شهر نیویورک: یک روز در یک زمان."فصلنامه اقتصاد 112، شماره. 2 (1997): 407-441.
کنلیسک، جان."چرا عقلانیت محدود؟"مجله ادبیات اقتصادی 34، شماره. 2 (1996): 669-700.
دی بونت، ورنر اف ام، و ریچارد اچ. تالر."آیا بازار سهام بیش از حد واکنش نشان می دهد؟"مجله مالی 40، شماره. 3 (1985): 793-805.
دلانگ، براد، آندری شلیفر، لارنس سامرز و رابرت والدمن."ریسک معامله گر نویز در بازارهای مالی."مجله اقتصاد سیاسی 98، شماره. 4 (1990): 703-738.
کانمن، دانیل و آموس تورسکی."قضاوت تحت عدم قطعیت: اکتشافی و سوگیری ها."Science 185 (1974): 1124 1131.
کانمن، دانیل و آموس تورسکی."نظریه چشم انداز: تجزیه و تحلیل تصمیم تحت ریسک."Econometrica 47, No. 2 (1979): 263-291.
کانمن، دانیل، پل اسلوویچ و آموس تورسکی. قضاوت تحت عدم قطعیت: اکتشافی و سوگیری ها. کمبریج: انتشارات دانشگاه کمبریج، 1982.
لیبسون، دیوید."تخم مرغ طلایی و تخفیف هایپربولیک."فصلنامه اقتصاد 112، شماره. 2 (1997): 443-477.
لی، چارلز ام سی، آندری شلیفر و ریچارد اچ. تالر."احساس سرمایه گذار و معمای صندوق سرمایه گذاری بسته."مجله مالی 46، شماره. 1 (1991): 75-109.
مادریان، بریژیت سی و دنیس اف شی."قدرت پیشنهاد: اینرسی در 401(k) مشارکت و رفتار پس انداز."فصلنامه اقتصاد 116، شماره. 4 (2000): 1149-1187.
اودن، ترنس"آیا سرمایه گذاران تمایلی به درک زیان خود ندارند؟"مجله مالی 53، شماره. 5 (1998): 1775-1798.
اودوناگو، تد و متیو رابین. تعلل در آمادگی برای بازنشستگیدر هنری آرون، ویرایش، ابعاد رفتاری اقتصاد بازنشستگی. واشنگتن، دی سی: موسسه بروکینگز، 1999.
شفرین ، هرش و میر استاتمن."تمایل به فروش برندگان خیلی زود و بازنده ها بیش از حد طولانی: نظریه و شواهد."مجله مالی 40 ، شماره. 3 (1985): 777-790.
شلیفر ، آندری. بازارهای ناکارآمد: مقدمه ای برای تأمین مالی رفتاری. سخنرانی های کلارندون. آکسفورد: انتشارات دانشگاه آکسفورد ، 2000.
شلیفر ، آندری و رابرت ویشنی."محدودیت های داوری."مجله مالی 52 ، شماره. 1 (1997): 35-55.
سیمون ، هربرت A. "یک الگوی رفتاری از انتخاب منطقی."فصلنامه اقتصاد 69 (فوریه 1955): 99-118.
تالر ، ریچارد اچ. "حسابداری ذهنی و انتخاب مصرف کننده."علوم بازاریابی 4 ، خیر. 3 (1985): 199-214.
تالر ، ریچارد اچ. ، و شلومو بنارتزی."فردا بیشتر صرفه جویی کنید: استفاده از اقتصاد رفتاری برای افزایش صرفه جویی در کارمندان."مجله اقتصاد سیاسی 112 (فوریه 2004): S164 - S187.
پانویسها و منابع
* این مقاله تجدید نظر در نسخه خطی است که در ابتدا به عنوان ورود در دائر ycl المعارف بین المللی علوم اجتماعی و رفتاری نوشته شده است.
1. داده ها از Chronicle of Philanthropy (1999) است که بصورت آنلاین در دسترس است: http://philanthropy. com/free/articles/v12/i01/1201whodonated. htm.
3. برخی از موضوعات بحث برانگیز است. بحث را در شماره پاییز 1996 مجله دیدگاههای اقتصادی مشاهده کنید.
لینک های مربوطه
آرنولد کلینگ ، فولز و پول آنها. اکتبر 2015.
محتوای مرتبط
Binyamin Appelbaum در ساعت اقتصاددانان
روزنامه نگار و نویسنده ، Binyamin Appelbaum از نیویورک تایمز در مورد کتاب خود ، ساعت اقتصاددانان ، با میزبان Econtalk Russ Roberts صحبت می کند. Appelbaum پیروزی ایدئولوژی بازار آزاد را به دلیل افزایش نابرابری و کاهش نرخ رشد در طول نیم قرن گذشته مقصر می داند. نتیجه ، گفتگوی شهروندی پر جنب و جوش و مدنی در مورد وقایع اقتصادی در آن دوره زمانی و نقش اقتصاددانان در تغییر سیاست اقتصادی است.
اشتراک پست:
محتوای مرتبط
Binyamin Appelbaum در ساعت اقتصاددانان
روزنامه نگار و نویسنده ، Binyamin Appelbaum از نیویورک تایمز در مورد کتاب خود ، ساعت اقتصاددانان ، با میزبان Econtalk Russ Roberts صحبت می کند. Appelbaum پیروزی ایدئولوژی بازار آزاد را به دلیل افزایش نابرابری و کاهش نرخ رشد در طول نیم قرن گذشته مقصر می داند. نتیجه ، گفتگوی شهروندی پر جنب و جوش و مدنی در مورد وقایع اقتصادی در آن دوره زمانی و نقش اقتصاددانان در تغییر سیاست اقتصادی است.
مجموعه: سیاست دولت
بازار رمزارزها...
ما را در سایت بازار رمزارزها دنبال می کنید
برچسب :
نویسنده : محمود کیانوش
بازدید : 27
تاريخ : چهارشنبه
18 مرداد
1402 ساعت: 0:46